تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۰  ، 
کد خبر : ۴۵۵۲۴

داستان ناگفته عراق


نویسنده: اسکات ریتر / مترجم: علیرضا عیاری
رالف اکیوس به هنگام ورودش به بغداد، مورد حمله لفظی طارق عزیز قرار گرفت که به شدت به راهکارهای مورد استفاده بازرسی آنسکام 143 انتقاد می‎کرد. طارق عزیز به او گفت: بازگشت به راهکارهای گذشته به این معناست که آنسکام تحت تأثیر کسانی است که از همکری عراق در آگوست گذشته می‎ترسند. صدور مجوز چنین ماموریت‎هایی توسط شما به معنای اجرای فرامین آمریکاست.
طارق عزیز بهترین دشنام‎هایش را برای من نگه داشته بود. او گفت: آقای ریتریک آمریکایی و سرهنگ سازمان سیا است. او به عراق آمده است تا اطلاعاتی درباره امنیت دولت ما جمع‎آوری کند و به برخوردها دامن بزند تا همکاری خوب ما را از بین ببرد. معاون نخست‎وزیر عراق با اشاره به بازرسی‎های گارد جمهوریخواه و گارد ویژه جمهوریخواه بر این مسأله تاکید بیشتری کرده بود. او پرسید: چرا آنسکام می‎خواهد این اماکن را بازرسی کند؟ اینها نقاط حساس و مرتبط با امنیت عراق هستند. چرا آقای ریتر سوالاتی درباره فعالیت‎های این بخش‎ها می‎پرسد؟ این بخشها ارتباط به تسلیحات کشتار جمعی ندارند و ما چنین اقداماتی را برای عراق خطرناک می‎دانیم.
ما از شما می‎خواهیم دست از این بازرسی‎ها بردارید و بر کار فنی خلع سلاح متمرکز شوید. این حقیقت که مادلین آلبرایت (Madeleine Albright)، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد در سخنرانی خود در 26 مارس در دانشگاه جورج تاون اشاره کرده بود که تا وقتی صدام بر سر کار است، تحریمها لغو نخواهند شد، موقعیت رالف آکیوس را سخت‎تر می‎کرد. این حرفی بود که به پرخاشگری عراقیها درباره امنیت صدام دامن می‎زد.
دیدار اکیوس و طارق عزیز نشان می‎داد که عراقیها از ذات مهاجمانه بازرسی آنسکام 143 جا خورده‎اند و در برابر هرگونه مزاحمت دیگر به سختی واکنش نشان خواهند داد. برای جلوگیری از هرگونه درگیری در این موقعیت حساس بوجود آمده، اکیوس از من خواست به عراق بروم و سعی کنم باب همکاری را دوباره باز کنم. «وکیل» تصمیم گرفت پیش برود و پیشنهاد حمایت SCE برای مأموریت‎های دیگر را بدهد و من فکر کردم آنها هم با من در این مود که حضور SCE کارساز است، موافقند.
ارزیابی‎های من تا حدی درست بود، سازمان سیا حاضر بود تا بیشتر از سابق در بازرسی‎های آنسکام در آینده حضور داشته باشد. اما وقتی من به ساز و کار پنهان‎سازی به عنوان وسیله‎ای جهت خلع سلاح عراق فکر می‎کردم، سازمان سیا از بازرسی‎ها به عنوان یک ابزار منحصر به فرد جمع‎آوری اطلاعات در مورد عراق می‎نگریست که لازم بود خیلی محتاطانه انجام گیرد.
بازرسی آنسکام 143 واکنش‎های تندی در سازمان سیا و بویژه در دفتر استیو ریختر (Steve Richter) رئیس بخش خاورمیانه هیأت مدیره عملیات ایجاد کرد. مدتها بود که ریختر کارآیی بالقوه آنسکام را به عنوان ابزار جمع‎آوری اطلاعات نادیده گرفته بود. اما توانایی آنسکام 143 در دستیابی به حساس‌ترین نقاط، از قبیل مناطق ریاست ‎جمهوری، پستهای یگان گارد ویژه جمهوریخواه، مقر اصلی گارد جمهوریخواه و تشکیلات امنیتی عراق، ریختر را نسبت به توانایی ذاتی آنسکام در دستیابی به اطلاعات غیرقابل دسترسی توسط سازمان سیا، هوشیار کرد.
ریختر به گروه مو دابز (Moe Dabbs) در ستاد فعالیت‎های ویژه دستور داد تا همکاری نزدیک با گروه عملیات عراق را که در حال طراحی کودتایی برای براندازی صدام بود، آغاز کند. گروه عملیات عراق حول یک پناهنده عراقی به نام محمد عبدالله الشعوانی (Mohammad Abdullah Al-shawani) یک رشته فعالیت طراحی کرده بود. الشعوانی سه برادر داشت که همگی افسران سرویسهای امنیتی عراق بودند و یکی از آنها عضو گارد ویژه جمهوریخواه بود.
الشعوانی به استیو ریختر و سایرین در سازمان سیا اطمینان داده بود که قادر است تعداد زیادی از افسران و مردم را به خدمت بگیرد که همگی طرفدار براندازی صدام هستند. تمام چیزی که الشعوانی احتیاج داشت، حمایت فنی سازمان سیا به شکل تجهیزات امن ارتباطی و کمک سازمان سیا در فراهم‎آوری شرایطی بود که تحت آن کودتا با موفقیت به انجام برسد.
ریختر از توجه ویژه من بر گارد ویژه جمهوریخواه اطلاع داشت. او با وکیل تماس گرفت و گفت که هیأت مدیره عملیات، آماده همکاری با آنسکام است. ماهها بود که من، وکیل و برت را برای دسترسی به بهترین تحلیلگران سازمان سیا در مورد گارد ویژه جمهوریخواه و سازمان امنیت ویژه در تنگنا قرار داده بودم، اما نتیجه‎ای نداشت. حالا به یکباره برت با من تماس گرفته بود و از من خواسته بود برای شرکت در جلسه‎ای به واشنگتن بروم. آنجا در مخفیگاه امن سازمان سیا در نزدیکی تایسون کورنر (Tyson’s Corner)، آنها 2 نفر به نامهای دیو (Dave) و دارسی (Darcy) را به من معرفی کردند که تحلیلگران متخصص در امور سازمانهای امنیتی عراق بودند.
من داشتم روی برنامه یک بازرسی جامع از تشکیلات گارد ویژه جمهوریخواه در منطقه بغداد کار می‎کردم تا کاری کنم مواد ممنوعه به مناطق امن از پیش طراحی شده، منتقل شوند. معتقد بودم که اگر گارد ویژه جمهوریخواه در پنهان‎سازی مواد و اسناد ممنوعه دست داشته باشند، آن وقت برای حفاظت از آنها از سازوکاری شبیه به ساز و کار حفاظت از صدام بهره بگیرند.
اگر این مواد در مخفیگاههای امن اطراف بغداد نگهداری می‎شدند و بازرسی‎های آنسکام این اماکن مخفی امن را به خطر می‎انداخت، آنوقت بهترین کار، تخلیه این مواد به کاخهای ریاست جمهوری اطراف فرودگاه بین‎المللی صدام بود. این راه‎حل آنها برای محافظت از رئیس‎ جمهوری بود و تنها راه عاقلانه این بود که آنها برای محافظت از هر گونه توانمندی تسلیحات کشتار جمعی مخفی هم از همین راه‎حل بهره بگیرند.
سازمان سیا که از اطلاعات جمع‎آوری شده توسط دیو و دارسی در طول جلسه اظهار رضایت می‎کرد، نقشه کودتای خود را د رعراق با طرح بازرسی گارد ویژه جمهوریخواه ادغام کرد. اگر بازرسی‎های آنسکام می‎توانست تا حدی موجب شلیک یک حمله نظامی بزرگ علیه گارد ویژه جمهوریخواه شود، آنوقت می‎شد نیروهای امنیتی شخصی صدام را از میان برداشت و مسیر را برای اجرای فعالیت‎های دسیسه‎گرهای الشعوانی باز کرد.
فقط کافی بود استیو ریختر، مسئول این برنامه، کاری کند که سازمان سیا بتواند زمان و جهت بازرسی‎ها را به نفع خود تغییر دهد. انجام این کار، یعنی هدایت کردن من، به عهده برت، معاون وکیل در مرکز عدم تولید و تکثیر تسلیحات (NPC) بود. برخلاف وکیل و سایر تحلیل‎گران مشغول به کار در (NPC)، برت یکی از مأموران مخفی سابق هیأت مدیره عملیات بود و به همین علت مورد اطمینان و اعتماد مأموران دیگر مثل، استیو ریختر و پرسنل بخش خاورمیانه بود.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات