تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۳  ، 
کد خبر : ۴۵۵۲۶

پاشنه‌آشیل دیپلماسی خارجی کشور


مهدی سلیمی
سیاست نامتوازن سالهای گذشته نشان داده که مسئولان و اندیشمندان عرصه روابط بین‎الملل که وظیفه طراحی و برنامه‎ریزی رفتارهای نظام با دیگر کشورهای جهان را بر عهده دارند، تفاوت‎های اساسی بین پارامترهای مدیریت داخلی و سیاست خارجی کشور را به روشنی درنیافته و به آن توجه نکرده‎اند. و در نتیجه، آیین‎نامه‎های اجرایی دولت‎ها که در مدت زمان چهار و در نهایت هشت ساله اجرا می‎شود و به گونه‎ای است که هم‎زمان با تغییر و تحول دولت‎ها، برنامه‎های عملیاتی و اجریی هم دستخوش تغییرات عمیق می‎شود، با مدیریت رفتارهای سیاست خارجی، که ثبات و متانت خاصی را بدون توجه به گذشت زمان، می‎طلبد، یکی قلمداد شده است. دورنمای سیاست‎های خارجی نه دولت گذشته، که در سه دهه پس از پیروزی انقلاب مصدر امر بوده‎اند، نشان می‎دهد که روابط بین‎الملل و سیاست خارجی کشور در مسیر واحدی در حال حرکت نبوده و مدام در فراز و فرود ناشی از موج‎های انحرافی قرار گرفته است. کابینه مهندس بازرگان، و دولت ابوالحسن بنی‎صدر، معتقد به رویارویی نرم و ملایم با کشورهای خارجی و حتی آمریکا بود و در عین حال، نیم نگاهی هم به حقوق از دست رفته ایران داشت. در مقابل، وزارت خارجه میرحسین موسوی، اکبر هاشمی‌رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی با شعار تنش‎زدایی در روابط خارجی، تا چندین سال متمادی کشور را به یک منوال و شیوه تکراری در محاضرات بین‎المللی، وارد می‎کرد. آخرین نمونه متفاوت سیاست خارجی، عملکرد دگرگونه احمدی‎نژاد در عرصه سیاست خارجی و مسائلی مانند پرونده هسته‎ای و هولوکاست است، که با در پیش گرفتن مواضع تند و یک طرفه، نوساناتی بر ارکان آرام دستگاه دیپلماسی خارجی انداخت. تجربه نشان داده که بسیاری از ضربات و صدمات وارده به کشور، ناشی از نبود مدل مطلوب در برخوردهای خارجی و سیستم برنامه‎ریزی دقیق در دستگاه روابط خارجی کشور بوده است. یعنی، دستگاه تصمیم‎گیری و عملکرد دیپلماسی بیرونی کشور به گونه‎ای بود که در کنار استفاده از روش‎ها و طرح‎های مقطعی با صعود و سقوط دولت‎ها دچار افول شده و در برخی مواقع، انحرافات اساسی دامن‎گیر آن شده است. در صورت برخورداری از چنین مدلی است که، آقای احمدی‎نژاد به عنوان رئیس‌جمهور کشور، در جلسه شورای روابط خارجی آمریکا با این اعتقاد که آنها وابسته به دولت آمریکا نیستند، حاضر نمی‎شود تا بعد مشخص شود که آنان وابسته به دولت بوده و بدون هیچ فکر و برنامه‎ای، عالی‎ترین مقام اجرایی ایران در جمع تعدادی از نیروهای مرتبط بالایی صهیونیستی سیاست خارجی دولت آمریکا قرار گرفته، با آنان به بحث و تبادل نظر پرداخته است و نیز، با به کارگیری چنین الگوی دقیق و مشخص سیاست خارجی است که: امثال برخوردهای قطب‎زاده در پرونده گروگان‎های لانه جاسوسی و دیدارهای مخفیانه با مقامات آمریکا و ارسال سیگنال‎های متناقض به مقامات آمریکایی و اروپایی، صورت نمی‎گیرد. در مدل مدنظر، هنگامی که بدنه‎ای واحد برای تدوین و اجرای سیاست‎های خارجی نظام، تهیه و تنظیم گردد، مقوله نقد و انتقاد از دستگاه دیپلماسی خارجی هم، ساماندهی می‎شود چرا که بسیاری از انتقادات و اشکالات مطرح شده، پیش از آنکه گره‎گشا باشد، به نوعی مخرب و ویران کننده شاکله‎های سیاست خارجی کشور است. در دنیای کنونی، تمامی کشورهای پیشرو در مقوله دیپلماسی خارجی، شدیدا به مدل‎های سیاست خارجی نظام‎های خود پایبند بوده از آنها تخطی نمی‎کنند. حتی در آمریکا که دو حزب و جناح حاکم در آن، افکاری به شدت متضاد و متناقض دارند، پس از روی کار آمدن هر کدام از آنها، جناح حاکم اجازه سرپیچی از چارچوب‎های تعرف شده توسط مدل سیاست خارجی خود را ندارند. مولفه‎های اصلی مدل مطلوب سیاست خارجی ایران، با توجه به قانون اساسی و مبانی دینی باید حاوی موارد و گزینه‎های حساس و استراتژیک زیر باشد:
1- منافع ملی، رفتارهای بین‎المللی بدون در نظر داشتن منافع و امنیت ملی، نتیجه‎ای جز خسران و بر باد دادن کشور نخواهد داشت. چرا که در صورت بی‎توجهی به این اصل، اقدامات صورت گرفته، در قالب ماجراجویی و هزینه‎تراشی‎های ملی جای گرفته، نتیجه عکس به بار خواهد آورد. قرارداد الجزایر و ماجرای گازی کرسنت، مثال‎های خوبی برای روشن شدن اهمیت اساسی این محور هستند.
2- مصالح ایدئولوژیک، با در نظر داشتن این مولفه بسیار حائز اهمیت است که روابط ایران و اسرائیل که دارای نزدیک‎ترین و عمیق‎ترین سطح ارتباطات اقتصادی سیاسی در پیش از انقلاب بودند، پس از وقایع سال 57 دستخوش تغییر شده، دوست دیرینه اسرائیل، تبدیل به دشمن شماره یک آن می‎شود. قطع رابطه و جدایی از اسرائیل، تنها موردی است که از ابتدای انقلاب تا‌کنون به عنوان یکی از اجزای اصلی مدل مطلوب سیاست خارجی جمهوری اسلامی مد نظر قرار داشته، بدان عمل شده است.
3- واقعیات عینی، جهش‎های سیاسی بدون برنامه، سخت‎گیری‎های بدون ثمر و آسان‎اندیشی‎های افراطی، که بدون توجه به مسائل موجود و واقعیات‎سازی و جاری، دستمایه عمل قرار می‎گیرد، عامل اصلی آسیب و ایجاد خلل در برنامه‎های کلان اقتصادی و سیاسی کشور است. در مقطعی که قاطبه کشورهای عربی حوزه خلیج‎فارس، با لطایف الحیل و هزینه کردن میلیاردی در صدد تصرف بخشی از خاک کشور و تحریف و جعل بدیهیات هویت ملی ما هستند، طرح مقولاتی چون هولوکاست، آن هم از سوی دولت، از مصادیق چشم‎پوشی از واقعیات عینی و بیرونی سیاست بین‎المللی است.
4- تصویر بیرونی، مطابقت با این مولفه، علاوه بر این است که دستور و تصمیم اتخاذی، در تضاد با مولفه‎ها و گزینه‎های بالا نباشد. توجه به افکار و بازخوردهای جهانی سیاست اتخاذی، به همراه عمل به چارچوب و مدل تعریف شده سیاست خارجی، در نهایت موجب تنش‎زدایی و رفع ابهامات و اتهامات موجود در عرصه عملکرد خارجی، می‎گردد.
گفتنی است که در کنار مولفه‎های چهارگانه فوق، در زمینه تحقق مدل مطلوب روابط خارجی کشور؛ ویژگی‎هایی را نیز باید در نظر داشت، از جمله کارشناس محوری، یکی از اشکالات عمده سیاست‎های خارجی کشور این بوده که در دوران مختلف، این مدیر، مسئول و سلیقه‎های حاکم بر کشور بوده که سرنوشت پرونده‎ها و ماجراهای مرتبط با کشورهای خارجی را مشخص می‎کرد نه نظرات کارشناسی و تحقیقات خبرگان، که با اجرا و پویایی سیاست خارجی کشور از راه اعمال نظرات کارشناسی، فارغ از حب و بغض‎ها و سلیقه‎های حاکمیت، ثبات اولی و حساب شده، دستگاه سیاست دیپلماسی خارجی را تحت‎الشعاع قرار خواهد داد. همچنین، مدل یاد شده باید پیوند عمیقی با گروه‎های مرجع، از قبیل رهبری، مراجع و علما، دانشگاهیان و نخبگان، نیروهای انقلاب، نیروهای نظامی و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی داشته باشد. هر گاه دولت‎های سابق با یکی از این گروه‎ها قطع رابطه کردند، سیاست‎های کشور به شدت آسیب‎دیده، منافع ملی به خطر افتاده است. سیاست خارجی هاشمی، اتصاف خود با نیروهای امنیتی را قطع کرده بود. خاتمی، نیروهای انقلاب، مراجع و علما را به حاشیه رانده و سیاست‎های احمدی‎نژاد هم، موجب برافروختگی و نارضایتی برخی نخبگان و قشر دانشگاهی شده است. این در حالی است که به کارگیری شخصیت‎های مرجع، مانند موارد فوق و یا نهادهای متخصص و متمرکز در روابط خارجی، مانند شورای عالی امنیت ملی، در کوتاه مدت، و شورای راهبردی روابط خارجی در بلندمدت، که در عین در اختیار داشتن امکانات و قابلیت‎های لازم برای همکاری و مساعدت در تدوین و بهینه کردن مدل مطلوب، ریسک‎های احتمالی تصمیم‎گیری‎ها را به شدت کاهش و به همان میزان، بر سنگینی وزنه وقار و برد کشور خواهد افزود. با در دستور کار قرار گفتن مدل مشخص و در نتیجه، ثابت سیاست خارجی است که هزینه‎های ناشی از برخورد و انحصاص در سیاست‎ها به شدت کاهش یافته، دستگاه‎های اقتصادی و سیاسی فعال در داخل، فارغ از هیجانات و نوسانات خارجی، به کار خود ادامه داده، کشور هر روزه هر ماه، با بحران و آشفتگی‎های جدید روبه رو نخواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات