میثم قاسمی
تنها یک روز طول کشید تا نتایج خیرهکننده انتخابات پارلمان فلسطین به گوش همگان برسد. 25 روز بعد از آغاز سال جدید میلادی، جنبش حماس توانست اکثریت قاطع کرسیهای مجلس فلسطین را به دست آورد و به این ترتیب همه محاسبات سیاسی را بر هم بزند. شاید اگر آریل شارون زنده بماند و به حال عادی بازگردد از اینکه در روز 25 ژانویه (5 بهمن) در کما بوده است، خوشحال شود، چرا که در این روز سرسختترین دشمن اسرائیل اختیار امور را در دست گرفت.
چهره سیاسی فلسطین در جریان انتخابات پارلمانی روز 25 ژانویه سال2006 تغییر کرد و جنبش اسلامگرای حماس توانست از مجموع 132 کرسی، 76 کرسی را از آن خود کند و به این ترتیب اکثریت قاطع مجلس قانون گذاری را به دست آورد. در این انتخابات جنبش فتح 43 کرسی را به دست آورد و در جایگاه اقلیتی که نمی تواند دولت را تهدید کند قرار گرفت. جنبش حماس کمتر از دو سال پس از گذشت ترور دو تن از رهبرانش- شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز الرنتیسی- برای اولین بار جامه یک حزب اکثریت دولتساز را بر تن کرد.
همزاد مبارزه
درباره زمان آغاز فعالیت جنبش حماس اندکی اختلاف نظر وجود دارد: چه پیش از رهبری شیخ احمد یاسین بر این گروه، فعالیت چندانی از آن ثبت نشده است. در هر صورت به نظر میرسد سابقه تاسیس حماس به اواخر دهه 60 میلادی بازگردد. در بین سالهای 1976 تا 1981 حماس نفوذ خود را در گروهها و تشکیلات حرفهای در سرزمینهای اشغالی گسترش داد و برای فعالیت مشکل چندانی نداشت. حتی در سال 1980 حماس به عنوان یک سازمان سیاسی و خیریه در اسرائیل به ثبت رسید اما با به دست گرفتن رهبری این گروه توسط شیخ احمد یاسین در اواخر دهه 80 میلادی همه چیز تغییر کرد. هرچند در مورد سال آغاز به کار حماس نظرات مختلفی وجود دارد، درباره منشا آن اختلاف نظری دیده نمیشود. حماس- مخفف عبارت «حرکه المقاومه الاسلامیه»- یک هفته پس از آغاز انتفاضه اول فلسطین در سال 1987 از سوی گروه اخوانالمسلمین اعلام موجودیت کرد. شیخ یاسین نیز خود از اعضای اخوانالمسلمین شاخه فلسطین بود. به این ترتیب نام حماس از همان آغاز با مبارزه و انتفاضه درهم آمیخت. در پایان سال 1988 اسرائیل حدود بیست تن از رهبران و کادرهای حماس از جمله عبدالعزیز الرنتیسی، ابراهیم الیازوری و صلاحه الشحاده را بازداشت کرد. این اولین ضربه بر پیکره گروهی بود که تازه یک سال از فعالیت جدیاش میگذشت. اما ماجرا به همین جا ختم نشد. در نیمه دوم سال 1989 شیخ احمد یاسین به اتهام صدور دستور قتل چند تن از فلسطینیان همکار با ارتش و سازمان امنیت اسرائیل (موساد) دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. به همراه شیخ، دویست و شصت نفر از بهترین اعضا و رهبران حماس نیز دستگیر و راهی زندان شدند.
این ضربان برای گروهی که تازه فعالیت خود را آغاز کرده بود، سخت گران آمد تا جایی که برخی از رهبران در سایه حماس وارد میدان شدند. ازجمله این افراد موسی ابو مرزوق مسئول دفتر سیاسی جنبش بود که به غزه رفت و مشغول بازسازی پیکره سازمانی حماس شد. در همان زمان بود که شاخه نظامی حماس با نام « گردانهای شهید عزالدین قسام » متولد شد .
در سال 1990 مقابله اسرائیل با حماس شکل جدیتری به خود گرفت. در این سال هزار و سیصد تن از کادرها و رهبران این جنبش در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه بازداشت شدند.
مبارزات مسلحانه حماس در دهه 90 میلادی علیه اسرائیل از این گروه چهرهای تماماً نظامی ترسیم کرد. مبارزان حماس تنها در دو ماه فوریه و مارس سال 96 طی چند حمله انتحاری بیش از هفتاد تن را به قتل رساندند.
شیوه مردان حماس برای مبارزه که در بسیاری از موارد انتحاری است. نظامیان اسرائیلی را دچار مشکل ساخته است. این حملات به هیچ یک از نقاط سرزمینهای اشغالی محدود نشده و شهرهایی مانند تلآویو و بیتالمقدس نیز شاهد عملیات انتحاری اعضای حماس بودهاند. جنبش آزادی بخش فلسطین و برخی از رهبران فلسطینی از روش حماس در مبارزه ناراضی هستند و این گروه را به تندروی و دادن بهانه به دست افراطیون اسرائیل متهم میکنند. گفته میشود در میان فعالان و رهبران حماس نیز در مورد شیوه مبارزه با اسرائیل اختلاف نظر وجود دارد، اما تاکنون طرفداران مشی مبارزه قهرآمیز غالب بودهاند.
در اساسنامه سی و شش مادهای حماس در ماه نهم و ذیل کلمه «هدف» آمده است:
«به پایین کشیدن پرچم باطل، سیطره برآن و بیرون راندنش جهت برقراری حاکمیت حق و بازستاندن سرزمینهای غصب و اشغال شده و پخش اذان از سر گلدستههای مساجد به منظور اعلام تاسیس دولت اسلامی، به منظور بازگشت مردم به دیار و کاشانه خود و بازگرداندن همه چیز به جای صحیح خود، هدف ماست و خداوند متعال تنها یار و یاور حقیقی است».
نظر رهبران حماس درباره دولت مطلوب آنها در ماده بیست و هفتم اساسنامه بیان شده است:«امکان ندارد دولتی لائیک را برای اسلامی بودن حال و آینده فلسطین ترجیح دهیم زیرا اسلامی بودن فلسطین بخشی از عقیده دینی ماست و هر کس که از دینش چشم بپوشد، زیان میکند».
بدین ترتیب مرزبندی حماس با سایر گروههای مبارز فلسطینی کاملاً مشخص میشود. حماس گرچه در اساسنامهاش بارها بر همکاری و عدم دشمنی با سایر گروهها تاکید کرده است اما در ماده بیست و هفتم، صریحاً تاکید میکند: «سازمان آزادیبخش فلسطین، نزدیکترین گروه به جنبش مقاومت اسلامی است». با این حال نسبت به طرفداری ساف از یک حکومت لائیک واکنش نشان داده و آن را نمیپذیرد.
جنبش حماس با بیشتر کشورهای عربی روابط دوستانه دارد و از هواداران فلسطین در این کشورها کمک مالی دریافت میکند. مرکز فعالیتهای این گروه پیش از این در اردن بود، اما در زمان ملک عبدالله دوم، دفاتر حماس در این کشور تعطیل شد و بیشتر سران شناخته شده جنبش راهی دیگر کشورهای عربی مانند قطر شدند. در سال 1997 شیخ احمد یاسین از زندان آزاد شد و به رهبری معنوی خود بر جنبش ادامه داد. دولت خودگردان فلسطین به رهبری یاسر عرفات در سال 1999 در منازعهای تمام عیار، بیش از هزار نفر از اعضای حماس را دستگیر کرد. روابط حماس و دولت خودگردان و جنبش فتح در سالهای اخیر همواره بد و بدتر شده است، اما حماس تا هنگام مرگ یاسر عرفات از او حمایت کرد. ترور شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز الرنتیسی به فاصله کمتر از یک ماه در سال 2004 شدیدترین ضربه بر پیکره حماس بود که باعث شد این جنبش تا مدتها نام رهبران خود را فاش نسازد.
در بخش مدنی، جنبش حماس خدمات اجتماعی گستردهای عرضه میکند. این گروه شبکهای از موسسات خیریه مانند مدارس ، درمانگاهها و بیمارستانهای رایگان برای مردم محروم دایر کرده است. کمتر از دو هفته پیش از انتخابات پارلمانی فلسطین، حماس شبکهای تلویزیونی را با هدف انتشار پیامهای خود در ابعاد وسیعتر راهاندازی کرد. دفتر شبکه تلویزیونی «الاقصی» در شهر غزه قرار دارد ولی محل دقیق آن مشخص نیست. دفتر شبکه رادیویی حماس حدود یک سال و نیم پیش هدف موشکهای اسرائیلی قرارگرفت. شبکه تلویزیونی «الاقصی» بنا بر گفته مدیرانش قرار است در یک دوره آزمایشی سه تا شش ماه فعالیت کند.
دستیابی به سلاح دموکراسی
آغاز عقب نشینی سربازان اسرائیلی از نوار غزه هم زمان بود با شروع گمانهزنیها در مورد آینده حماس. کارشناسان مسائل خاورمیانه معتقدند محبوبیت حماس در میان مردم فلسطین حاصل دو چیز است: اول شبکه خدمات خیریه و دوم مبارزه مسلحانه و آشتیناپذیر علیه اسرائیل. خروج اسرائیل از غزه به منزله اتمام دوران مبارزه مسلحانه در این منطقه بود و به این ترتیب احساس میشد که حماس با مشکل مقبولیت مواجه خواهد شد. از سوی دیگر با توجه به عملکرد و موضعگیریهای حماس در انتخابات گذشته فلسطین، گمان میرفت این گروه با مشکل خط مشی و ادامه حیات رو به رو شود: اتفاقی که هرگز رخ نداد.
حماس با انتخاب جانشین یاسر عرفات که در سال 2004 برگزار شد با حالت قهر برخورد کرد. رهبران این گروه از اعضا و طرفداران خود خواستند در انتخابات شرکت نکنند. با این وجود انتخابات شوراها در نوار غزه فرصت مناسبی بود برای نمایش قدرت و محبوبیت حماس. این گروه در دور اول انتخابات توانست بر فتح پیشی بگیرد و در دور دوم نیز به موفقیتهایی رسید. پس از آن بود که گمانهزنیها در مورد شرکت حماس در انتخابات پارلمان افزایش یافت. دولت فلسطین نیز تحت فشار افکار عمومی از گزینه تعویق انتخابات صرف نظر کرد و 25 ژانویه سال 2006 (پنج بهمن84) همگان بر سر صندوقهای رای حاضر شدند. این درحالی بود که نظرسنجیهای پیش از انتخابات از پیروزی فتح خبر میداد.
درست یک روز بعد، رسانههای جهان خبری را مخابره کردند که هیچ کس حتی اعضای حماس نیز انتظار آن را نداشتند: پیروزی مطلق و چشمگیر اعضای حماس در انتخابات پارلمانی.
واکنشها به پیروزی حماس
تنها چند ساعت پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات، احمد قریع- نخستوزیر تشکیلات خودگردان- که عضو فتح است، استعفای خود را تقدیم ابومازن کرد. این اولین واکنش به پیروزی گروهی بود که پیش از این شرکت در یک دولت ائتلافی را نپذیرفته بود. خروج ابوعلا از دولت به منزله پایان دوران استیلای فتح بر سیاست فلسطین است: استیلایی که تاکنون هیچ گاه نقض نشده بود. صائب عریقات- نماینده فلسطین در مذاکرات صلح و از اعضای ارشد فتح- ضمن تبریک به حماس اعلام کرد فتح در دولت آینده شرکت نخواهد کرد. او گفت: «فتح اقدام به بازسازی خود خواهد کرد و به اپوزیسیونی وفادار تبدیل خواهد شد». در همان روز جورج بوش نتیجه انتخابات را پیام بیدارباش به دولت خودگردان نامید. دو روز بعد، موضعگیری دولتهای غربی و اسرائیل علیه حماس آغاز شد. ایهود اولمرت- کفیل نخستوزیر اسرائیل- گفت هرگز با دولتی که اعضای حماس در آن حضور داشته باشند همکاری نخواهد کرد. آنگلامرکل، صدراعظم آلمان نیز در سفری به اسرائیل تهدید کرد در صورتی که حماس خشونت علیه اسرائیل را محکوم نکند، اتحادیه اروپا به تشکیلات خودگردان فلسطینی کمک مالی نخواهد کرد. نمایندگان مجلس آمریکا نیز چنین موضعی را تکرار کردند. دولت اسرائیل همچنین ارسال عواید گمرکی ماهیانه به دولت خودگردان را قطع کرد. همه دول غربی از حماس و دولتی که در آینده تشکیل میدهد خواستهاند که موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد و خشونت علیه آن را محکوم کند. سلاح آنها برای اجبار حماس به چنین کاری کمکهای مالی است که به دولت خودگردان میشود.
اعضای اتحادیه اروپا طی سال گذشته میلادی مجموعاً600 میلیون دلار به دولت خودگردان کمک کردهاند. همچنین دولت آمریکا400 میلیون دلار در اختیار این دولت نوپا قرار داده است. در همین حال اسرائیل نیز ماهیانه 50 میلیون دلار به عنوان عوارض گمرکی و مالیات به فلسطین میدهد. برای دولتی که اقتصاد شکل گرفته و درآمدهای مشخصی برای اداره امور کشور ندارد، این مبالغ قابل توجه هستند. در مقابل این تهدیدها اسماعیل که در صدر فهرست انتخاباتی حماس قرار دارد گفت: «این کمکها نمیتواند شمشیری بالای سر ملت فلسطین و حربهای برای باجگیری از ملت ما از حماس و مقاومت باشد». به دنبال اظهارنظر مقامات حماس، سعود الفیصل- وزیر خارجه عربستان- نیز از امکان قطع کمکهای اقتصادی به دولت خودگردان انتقاد کرد. او گفت که اتحادیه اروپا بر برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک در سرزمینهای فلسطینی پا فشرده است اما اینک از پذیرش نتایج این انتخابات سرباز میزند. و سرانجام در اقدامی غیرمنتظره ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه که کشورش جزو چهار کشور میانجی صلح خاورمیانه است، از اعضای حماس برای سفر به مسکو دعوت کرد. پوتین گفت که حماس را سازمانی تروریستی نمیداند و برای تماس با آن شرطی قائل نمیشود.
گرههای پیش رو
اینکه یک گروه در اولین حضور در انتخابات بتواند اکثریت پارلمان را به دست آورد گرچه هیجان انگیز است ولی چندان خوشایند به نظر نمیرسد. ناظران سیاسی معتقدند رهبریت حماس ترجیح میداد این گروه به عنوان یک اپوزیسیون قدرتمند در مجلس حاضر شود و از این طریق بتواند در هر دو جبهه نظامی و سیاسی فعالیت کند و دولت خودگردان تحت سرپرستی فتح را بیشتر تحت فشار قرار دهد ولی چنین نشد و حماس اکثریت مطلق پارلمان را در اختیار گرفت. در مورد علل پیروزی حماس میتوان به چهار نکته اشاره کرد.
1- خلا رهبری جنبش فتح پس از درگذشت یاسر عرفات، رهبران فتح هیچگاه نتوانستند خلا نفوذ معنوی ابوعمار را جبران کنند.
2- خروج ارتش اسرائیل از نوار غزه و برچیده شدن شهرکهای یهودی نشین در این منطقه، توازن نیروها را در عرصه سیاسی به نفع گروههای رادیکال تغییرداد.
3- فساد مالی گسترده اعضای فتح در دولت و وضعیت نامناسب اقتصادی مردم.
4- ارائه یک رشته از خدمات اجتماعی توسط حماس باعث شد مردم به این نتیجه برسند که اگر این گروه در دولت باشد میتواند همان خدمات را به شکل گستردهتری ارائه کند.
حالا حماس به عنوان یک حزب دولتساز مطرح است و طبیعتاً با مشکلات زیادی رو به رو. مشکلات و مسائل حماس در آینده را نیز میتوان به چهار دسته تقسیم کرد. الف- حماس در مبارزات انتخاباتی، قول مبارزه با فساد اداری را داده است در صورتی که مجلس پیشین که تحت تسلط فتح بود در روزهای آخر کار خود قانونی را وضع کرد که براساس آن رهبر تشکیلات خودگردان میتوانند برای حل اختلافات خود با نخستوزیر، دادگاه قانون اساسی تشکیل دهند. قضات این دادگاه را شخص رئیس جمهور تعیین میکند و به این ترتیب احتمال تبدیل شدن دولت جدید به یک کابینه بدون اختیار زیاد است.
ب– از سوی دیگر حماس قول داده است که به وضعیت اقتصادی مردم رسیدگی کند یا حداقل مردم فلسطین به این امید به آنها رای دادهاند. این درحالی است که اقتصاد فلسطین به هیچ عنوان شکل گرفته و مستحکم نیست و منابع درآمدی چندانی ندارد. از سوی دیگر این اقتصاد به شدت با اقتصاد اسرائیل و کمکهای کشورهای خارجی گره خورده است و اگر اسرائیل و غرب آن طور که وعده دادهاند از ارائه کمک به دولت حماس خودداری کنند، آن وقت دولت جدید با مشکلات زیادی روبهرو خواهدشد.
ج– در عرصه سیاسی، حماس برخلاف فتح متحدان چندانی ندارد. دولتهای اروپایی و آمریکا هیچ علاقهای به دولت حماس ندارند. کشورهای عربی نیز نمیخواهند با رابطه با حماس، دوستی آمریکا را از دست بدهند و به این ترتیب فشارهای سیاسی نیز بر دولت جدید افزایش مییابد.
د– هر حزب آن هنگام که در راس دولت یا مجلس قرار میگیرد، دچار اختلافات اساسی درونی میشود. این وضعیت ممکن است برای حماس نیز پیش بیاید. اگر دولتمردان حماس به جانب رادیکالیسم گرایش پیدا کنند، با میانهروهای خود به مشکل بر میخورند و اگر میانهروی اتخاذ کنند آنوقت باید قهر جوانان پرشور خود را نظاره کنند. رابطه یا عدم رابطه با اسرائیل اصلیترین چالش حماس در آینده دور و نزدیک خواهد بود. این چالش میتواند منشا بسیاری از اتفاقات آینده در خاورمیانه باشد. جنبش حماس از آغاز شکلگیری، همواره هدف خود را نابودی اسرائیل و تاسیس دولتی فلسطینی– اسلامی به پایتختی بیتالمقدس عنوان کرده است. این جنبش اکنون از سوی غرب تحت فشار است تا موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته و اسلحه خود را بر زمین گذارد. در همین حال فشارهای اقتصادی نیز بر پیکره حماس وارد میشود تا این گروه سرانجام تسلیم خواستههای آمریکا و اسرائیل شود اما آیا حماس و دولت تازه تاسیساش این کار را میکند؟
رهبران حماس نشان دادهاند با وجود آرمانگرایی شدیدشان، در وقت لازم عملگرایی اعراب را به ارث بردهاند. به عنوان مثال میتوان به جریان انتخاب شهردار رام الله توجه کرد. در حالی که حماس همواره بر حکومت اسلامی تاکید میکند، در رام الله برای آنکه از به قدرت رسیدن نماینده فتح جلوگیری کند، حاضر به ائتلاف با جبهه خلق برای آزادی فلسطین و سپس انتخاب یک شهردار زن مسیحی شد. قضیه اسرائیل نیز میتواند شامل این عملگرایی شود. عبدالعزیز الرنتیسی را شاید بتوان رادیکالترین فلسطینی خواند. او در سال 2002 در مصاحبهای با BBC گفت: «ما از نیروی لازم برای آزادسازی سراسر سرزمین خود برخوردار نیستیم. حماس نمیتواند اسرائیل را به رسمیت بشناسد، اما فلسطینیها میتوانند با پذیرش یک آتش بس برای نسلهای بعدی، در کنار اسرائیلیها زندگی کنند». بیانیههای این رهبر سابق حماس که به دست اسرائیلیها ترور شد، حاکی از پذیرش اسرائیل در مرزهای پیش از ژوئن 1967 در مقابل خاتمه مبارزه مسلحانه علیه این رژیم است. اکنون نیز خالد مشعل- رهبر سیاسی حماس- براین مواضع تاکید میکند. او به BBC گفته است: « اگر اسرائیل با عقب نشینی به مرزهای قبل از جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967، به حقوق فلسطینیان احترام بگذارد، آتشبس حماس جنبه دائمی خواهدیافت».
البته این نظرات در حالی ابراز میشود که همگان میدانند اسرائیل حاضر به بازگشت به مرزهای پیش از جنگ شش روزه نیست. با این حال سخن گفتن از آتشبس دائمی و پذیرش موجودیت اسرائیل نکته مهمی است. به نظر میرسد حماس با بیان این نظرات و همچنین انتخاب یک فرد عملگرا به عنوان نخستوزیر قصد دارد چهره یک گروه مصالح جو را به خود بگیرد و از سوی دیگر در آرامش به فعالیتهای خود بپردازد. رهبران حماس با استفاده از کلمه «آتش بس دائمی» از زیر بار حقوقی صلح با اسرائیل شانه خالی میکنند. در مقابل، اسرائیل و آمریکا گرچه قصد کنار گذاشتن طرح نقشه راه را ندارند ولی نمیتوانند فشار بیش از حد به حماس وارد کنند. آنها میدانند اگر حماس از منابع اقتصادی غربی ناامید شود، بیش از پیش به سمت ایران، سوریه و سایر کشورهای عرب گرایش مییابد و به این ترتیب رادیکالتر میشود، پس احتمالاً فشارهای اقتصادی جنبه طولانی مدت ندارند. فلسطین سالهاست که کانون رویداد و خبر است: رویدادهایی که کل خاورمیانه را متاثر ساختهاند و اخباری که جهان را تکان دادهاند. شاید اگر دنیا خاورمیانه نداشت هیچ اتفاقی در آن رخ نمیداد.