تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۴۵۵۵۵

چشم‌انداز هسته‌ای کشورهای عربی


انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای به دلیل دستاوردها و امتیازهای گوناگونی که دارد، نظر بسیاری از کشورها بویژه دولتهای منطقه خاورمیانه را به خود جلب نموده است. این کشورها معتقدند برای تضمین ثبات و آینده‌ای امید‌بخش، گزینش مسیر دستیابی به انرژی هسته‌ای امری اجتناب‌ناپذیر است.
از طرفی، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حقوق کشورها را در پیگیری حق هسته‌ای خود نه تنها محترم می‌شمارد، بلکه در صورت فعالیت و سرمایه‌گذاری در این حوزه در قالب معاهده ان.پی.تی، آنان را ساپورت نیز می‌نماید. اینک اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس در یک مسابقه هسته‌ای با شتاب قابل تأملی، کشورهای صاحب این فناوری را به همکاری و عقد قراردادهای پروژه‌های هسته‌ای دعوت می‌نمایند. عربستان که مرکز شورای همکاری خلیج‌فارس می‌باشد، در سال گذشته با دعوت از پوتین، روشهای بررسی و چگونگی ورود به این معادله را مورد مداقه قرار داد.
به دنبال آن، دیگر واحدهای سیاسی منطقه نیز با استدلالهای مشابه، مطالبات ملی خویش را مطرح نمودند. بدیهی است، اولین دغدغه ذهنی کشورهای متقاضی انرژی هسته‌ای قطعا وضعیت پدید آمده در خصوص پروسه فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای ایران است. به سخن دیگر، کشورهای غربی که زیاده‌خواهیهای خود را با نقاب آژانس و سنگر سازمان ملل و با تزئینات حقوقی روانه بازار دیپلماسی نموده‌اند، نگرانیهایی را برای دولتمردان عرب ایجاد کرده‌اند، هر چند کشورهای عربی فرجام تعاملات هسته‌ای ایران با آژانس را رصد می‌کنند تا از این رهگذر مناسبات آینده خود را رقم بزنند.
دولتهای خاورمیانه نیک می‌دانند جمهوری اسلامی ایران تاکنون در راستای فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای، گزارشهای مستند البرادعی را به عنوان دبیر کل، ضمیمه اظهارات مستند خود دارد. آنان در عین حال آژانس را گروگان تفکر استیلاجویانه مدعیان دمکراسی و حقوق بشر می‌دانند که در پرونده‌های مشابه، قضاوتهای متفاوت را ارایه می‌نمایند. در حقیقت، آنان کابوس آپارتاید هسته‌ای را به عنوان شمشیر داموکلس بر روی سر خود می‌بینند، به همین دلیل نگاههای تیزبین آنان ماراتن هسته‌ای این کشورها خواهد شد.
بدین ترتیب، کشورهای عربی با نگاهی توأم با خوف و رجاء، حقوق هسته‌ای ملت خود را وارد فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی نموده‌اند. این کشورها مدعی هستند که اسرائیل در منطقه در پناه حمایتهای بی‌دریغ اربابان غربی‌اش، بدون هیچ‌گونه تردید، با زیرپا نهادن مقررات بین‌المللی، همچون آمبولانسی چراغهای قرمز حقوقی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته است، ولی صاحبان اصلی و بومیان منطقه خاورمیانه در پیگیری حق مسلم و قانونی خویش که مفادحقوقی ان.پی.تی بر آن صحه می‌گذارد، با چالشهای گوناگونی مواجه‌اند.
نکته قابل تأمل در این زمینه، برخورداری کشورهای یاد شده از منابع قابل اعتنای نفت و گاز می‌باشد که همین جاذبه، این منطقه را به «هارتلند انرژی» تبدیل نموده است، لذا برخی مخالفان از این منظر که دولتهای مذکور با وجود دارا بودن ذخایر انرژی نیازی جهت سرمایه‌گذاری انرژی هسته‌ای ندارند، در پی تضییع حقوق آن کشورها می‌باشند. هر چند حدود 65 درصد نفت و گاز جهان در این حوزه جغرافیایی وجود دارد، اما داشتن چنین منابع انرژی مانع علایق کشورهای نفت‌خیز به سوی انرژی کم‌هزینه هسته‌ای نمی‌شود. از سوی دیگر، بهره‌مندی از این انرژی، ضمن صرفه‌جویی در منابع فسیلی و هزینه قابل قبول در بهبودی محیط زیست و پالایش آن از آلاینده‌ها، تا حدودی مفید فایده خواهد بود.
لذا کشورهای یاد شده با نگاهی به جهان پیرامونی خویش، جهت تسریع در سرمایه‌گذاریهای مذکور، ترغیب شده‌اند. نکته قابل تأمل دیگر در این حوزه، فعالیتهای صلح‌آمیز، شفاف و علنی این کشورهاست، به نحوی که بارها در بیانیه‌های خود به صلح‌آمیز بودن این فعالیت تصریح نموده و اعلام کرده‌اند که این‌گونه فعالیتها هیچ‌گونه تهدیدی علیه منافع ملی و یا امنیت ملی کشورهای دیگر به شمار نمی‌رود؛ چنانکه سعودالفیصل وزیر امور خارجه عربستان در اظهاراتی اعلام نمود که ما به دنبال ساختن بمب نیستیم، بلکه آنچه را که خواستاریم، خاورمیانه عاری از سلاحهای کشتار جمعی است.
به عبارت دیگر، در گستره جغرافیایی خاورمیانه تهدیدهای هسته‌ای و سلاحهای کشتار جمعی از سوی رژیم غاصب صهیونیستی صورت می‌پذیرد و دیگران در تعاملاتی مسالمت‌آمیز و دو یا چند جانبه، از حسن همجواری برخوردارند.
موضوع مهم دیگر در این زمینه، برخورداری کشورهای مذکور از پروژه هسته‌ای صلح‌آمیز است که در ارتقای جایگاه سیاسی آنان به عنوان وزنه‌های رقیب، نقش به سزایی دارد. همان‌گونه که مصر در دستیابی به انرژی هسته‌ای موضوع بالانس سیاسی را در جامعه جهانی برای خود دنبال می‌کند، در شرایط فعلی نیز نقش کشورهای دارنده انرژی هسته‌ای در قالب یک اهرم تاثیرگذار در تعاملات سیاسی و حل و فصل مناقشه‌ها، قابل کتمان نیست.
پریماکوف در اظهاراتی عنوان نمود که غرب از ایران دارای انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای وحشت دارد. مفهوم اظهارنظر فوق این است که جمهوری اسلامی ایران ضمن برخورداری از فناوریهای روز هسته‌ای، نه تنها دایره استقلال این کشور را تکمیل می‌نماید، بلکه به عنوان الگویی جهت دیگر کشورها برای وصول به مقاصد ملی‌شان مطرح می‌شود.
آقای لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان بعد از دستیابی ایران به غنی‌سازی صنعتی، در پاسخ به پرسش خبرنگاری در خصوص از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با طرفهای غربی، اعلام نمود اگر آنها خواهان شروع گفتگو هستند باید پیشنهادهای خود را با موفقیت ایران جدید یعنی دارنده غنی‌سازی صنعتی ارایه نمایند، در غیر این صورت، رقص دیپلماتیک جز اتلاف وقت برای طرفین حاصلی ندارد.
اینک به نظر می‌رسد غرب در این ماجرا به یکی از شقوق زیر با کورهای حوزه خلیج فارس تعامل خواهد نمود:
1- مطالبات مطروحه آن کشورها را به شرحی که گذشت طبیعی تلقی نموده و از کنار آن با اغماض می‌گذرد (که بعید به نظر می‌رسد).
2- با حمایتهای گزینشی از برخی کشورها، دیگران را در مسیر حصول به این مقصود از طریق فشارهای دیپلماتیک و روانی، با تردیدهای جدی مواجه می‌نماید.
3- با ارایه الگوهای نهادینه شده، کشورهایی را که در سنوات آتی به مقتضیان این فناوری بپیوندند، در دایره محدود تفاسیر مبتنی بر عصبیتهای سیاسی قرار داده تا به شکل مشروط به حقوقشان دست یابند.
به نظر می‌رسد، نقطه عزیمت این روند چالشهای سنگین را برای کشورهای غربی به دنبال خواهد داشت، زیرا این ملتها مطالبات خویش را با جدیت تمام و امید به آینده تعقیب می‌کنند تا اثبات نمایند که جهان آینده باید با توزیع قدرت بین‌المللی در مسیر احترام به ملتها حرکت نماید و روند هژمونی سلطه با بن‌بست انگیزه‌های مصمم شهروندان جامعه جهانی مواجه شود، پس هرم قدرت از صورت‌بندی گذشته افول و برپایه مناسبات جدید تعریف می‌گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات