مجتبی قائمیمهر
آنچه در بررسی روند پیشرفت تمدنهای بشری هویداست، وجود رابطه ناگسستنی این پیشرفتها با انرژی است.
اکنون وارد قرن 21 شدهایم. اساس تحول و پیشرفت در این قرن برپایه چه انرژی خواهد بود؟
پاسخ روشن، انرژیای است که کمترین خطر و بیشترین مزایا را داشته باشد؛ زیرا امروزه بزرگترین تهدیدات امنیت ملی براساس میزان خطری که جان انسانها را تهدید میکند، تعریف میشوند که مهمترین آنها آلودگی محیط زیست است، چون سرعت و میزان تلفات در این باره بسیار بالاست.
به همین دلیل، رویکرد نوین کشورهای بزرگ را به انرژی هستهای، علیرغم هزینه بالای آن در دهههای 70 و 80 میتوان نگرانی آنها از بارشهای اسیدی آن دوره دانست که تداوم آن میتوانست خطر بزرگی برای محیط زیست باشد. از همینرو، چشمانداز انرژی جهان، نشانگر افزایش جایگاه انرژی هستهای در سبد انرژی جهان است. مزایای فراوان منبع جدید انرژی تا آنجاست که قدرتهای بزرگ را وادار کرده است آن را با فشار آوردن به کشورها، در انحصار خود قرار دهند. از جمله این مزایا عبارتند از:
ـ قابلیت رقابت: نیاز به پیشرفت فناوری با حجم بالای انرژی و ضرورت دستیابی به این انرژی برای تسریع در روند پیشرفت با توجه به محدودیت منابع نفتی و گسترش تقاضای جهانی در کنار افزایش قیمت نفت، زنگخطر جهان بدون نفت را به صدا درآورده است، مضافا این که درباره منافع نفتی برخی معتقدند نقطه اوج تولید زودتر از نقطه میانه مصرف منابع نمایان خواهد شد؛ بنابر این باتوجه به عمر کوتاه نفت، ضرورت استفاده از انرژی هستهای افزایش یافته است؛ زیرا این انرژی قابلیت رقابتی بسیار بالایی با سایر انرژیها دارد.
- دوام: سوخت هستهای در کنار ذخیرهسازی آسان دوام بسیاری دارد. به عنوان مثال یک ناو هواپیمابر هستهای هر 25 سال یکبار سوختگیری میکند، در صورتی که کشتیهای دیگر هر هفته باید سوختگیری کنند.
- خودکفایی: اگر سوخت هستهای بازیافت شده و اورانیوم و پلوتونیوم به دست آمده از طریق چرخه سوخت مجددا به رآکتورها بازگردانده شوند، برق هستهای به یک انرژی با منبع داخلی تبدیل و باعث افزایش خودکفایی کشورها میشود.
موارد فوق بخش کوچکی از مزایای این انرژی است.
از آنجا که سند چشمانداز 20 ساله، هدف کشور را رسیدن به جایگاه قدرت اول منطقه ترسیم کرده، چشمپوشی از این انرژی یا پذیرش هرگونه تعهدی که مانع توسعه توانایی ایران در زمینه فناوری هستهای صلحآمیز شود، خلاف منافع درازمدت ملی کشور و مغایر با رسیدن به این جایگاه است.
بنابراین میبینیم در اظهارات غربیها حق داشتن این فناوری برای کشور ما زیر سوال نمیرود و بهانه آنها انگیزه کشور ما در داشتن این فناوری است که از نگاه آنها سلاح هستهای است. این کشورها بخوبی میدانند که فناوری این دو یعنی نظامی و غیرنظامی کاملا باهم متفاوت است و دلیل ما گزارش مجمع انرژی هستهای بریتانیا در سال 2005 است که برای توصیه دولت انگلیس به افزایش سهم انرژی هستهای در سبد انرژیها برای این کشور تهیه شده در آنجا اعلام میدارد. رابطه میان استفاده از علوم هستهای برای انرژی و تسلیحات رابطه پیچیدهای است. هر دو مبتنی بر شکاف هسته ایست، اما سوخت هستهای با مواد قابل کاربرد در تسلیحات کاملا متفاوت است و تبدیل یکی به دیگری یک فرایند صنعتی دشوار است.
این گزارش میافزاید: تمام کشورهایی که اقدام به توسعه تسلیحاتی هستهای کردهاند، این کار را مجزا از برنامه انرژی هستهای انجام دادهاند، به همین دلیل آژانس از زمان تاسیس تاکنون موفقیت زیادی در جلوگیری از تسلیحات هستهای داشته است. اکنون یا باید بپذیریم که فرایند دستیابی به فناوری نظامی و غیرنظامی یکی است که در این صورت، موجودیت ان.پی.تی و آژانس زیر سوال میرود و مغایر گزارش کارشناس مجمع انرژی هستهای بریتانیا و دیگر مجموعههای تحقیقاتی غربی است و یا اینکه بپذیریم فشار غرب بر ایران سیاسی میباشد.
در ثانی اگر این دو یکی است، مجاز شمردن دستیابی اعضا به فناوری هستهای که شعار اصولی آژانس بینالمللی انرژی هستهای است از ابتدا اشتباه بوده است؛ اما با توجه به تکرار مکرر این شعار اصولی از سوی قدرتهای بزرگ مسلط بر آژانس باید اینگونه نباشد.
در غیر این حالت، باید پذیرفت فرایند دستیابی به فناوری این دو یکی نیست و پیشگیری از گسترش تسلیحات از طریق نظام بازرسی امکانپذیر است که در آن صورت، آیا دلیل مخالفت با فناوری هستهای ایران که ضرورت اساسی برای پیشرفت کشور محسوب میشود جز این که سیاسی باشد دلیل دیگری دارد؟