سعید غفاری
رویدادهای اخیر در دنیای رسانههای غربی و مواضعی که در یکی، دو ماه اخیر در قبال ایران اتخاذ شده، نشاندهنده وقوع و تقویت یک جنگ رسانهای است. جنگ رسانهای که از اقسام جنگ نرم محسوب میشود مقدمهای برای ورود به جنگی واقعی است و در 3 مرحله پیش از جنگ، هنگام جنگ و پس از جنگ از آن استفاده میشود.
در واقع جنگ رسانهای مسئولیت آمادهسازی افکار عمومی و زمینهسازی برای پذیرش جنگ را پیش از آغاز جنگ به عهده دارد. تامل بر اخبار و بررسی رسانههای غربی پیش از حضور نظامی آمریکا در افغانستان و عراق بخوبی بیانگر و مصداق خوبی از جنگ رسانهای و از این رهگذر است میتوان از آن درکی عمیق به دست داد.
مبنای اصلی و اساسی جنگ رسانهای بهرهمندی از تکنیکها و روشهایی است که به وسیله آنها در ادراک و شناخت مخاطب اغتشاش ایجاد میشود و برداشتهایی غیرواقعی از واقعیت در دل و ذهن مخاطب شکل میگیرد.
به تعبیر سازمان امانت و درستی در خبرنگاری (FAIR): «هر دروغی که به قدر کافی بزرگ باشد و مرتب تکرار شود در نهایت به عنوان یک حقیقت مورد قبول واقع میشود.»
در جنگ رسانهای، خبرنگاران، اینترنت، شبکههای ماهوارهای و رادیو و تلویزیون سربازان عرصه درگیری هستند و با استفاده از تکنیکهایی مانند تصویرسازی، افکارسازی، تحریف، دستکاری اطلاعات، بمباران خبری، جعل خبری، مرعوبسازی، شایعهسازی، شوکهای خبری، بزرگنمایی، برجستهسازی و چند روش دیگر تلاش میکنند تا مخاطب را در میدان جنگ رسانهای مغلوب خود کنند.
به عنوان مثال، توجیهی که برای قطعیت برخورد نظامی آمریکا با افغانستان و عراق به بهانه مبارزه با تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی مخفی در عراق انجام شد، چنان بود که با قطعنامهای محکم از سوی شورای امنیت همراه شد و همکاری اجباری اتحادیه اروپایی و بقیه هم پیمانان آمریکا رانیز با خود داشت. اما آیا پس از تصاحب افغانستان تروریسم ریشه کن شد و نرخ فراوانی مواد مخدر در جهان کاهش یافت؟ و یا این که پس از سقوط صدام، سلاحهای کشتار جمعی! کشف شدند و...؟
با این وصف، هنوز آمریکا در منطقه حضور دارد و با وجود گزارشها و اخباری که از جنایات سربازان آمریکایی و انگلیسی در منطقه وجود دارد، به طور رسمی اعلام میشود که آمریکا تایک سال دیگر در عراق باقی خواهد ماند؟ واکنشهای جهان در قبال محکومیت حضور آمریکا کمترین انعکاس را در رسانهها دارند، در حالی که سخنرانیهای آتشین و اخبار مربوط به دستگیری قریبالوقوع زرقاوی و بنلادن! در سایه حضور نیروهای نظامی آمریکایی مکرر پخش میشود، اما هنوز اتفاقی نیفتاده است!
با توجه به آنچه ذکر شده، جنگ رسانهای برای ایران نیز آغاز شده است و تلاش فراوانی میشود تا به مهندسی افکار عمومی و تصویرسازیهای نامطلوب از ایران، افکار عمومی جهان نسبت به ایران، فعالیتهای هستهای آن و وضعیت دموکراسی! در آن برانگیخته شوند.
تهدید برای صلح و نفی حقوق بشر کلید واژههایی بودهاند که به شکلهای مختلف از طریق رسانههای غربی درباره ایران گفته و شنیده میشود.
در تکمیل 2 دروغ بزرگ پیشین اخیرا رسانههای آمریکایی از طرح تغییر رژیم ایران به راحتی سخن به میان میآورند، بودجهای 75 میلیون دلاری برای ترویج دموکراسی در ایران از سوی آمریکا اختصاص مییابد و تحمل ایران و برخورد دیپلماتیک به جای گزینه نظامی تبلیغ میشود!
تصور کنید با پخش وسیع آنچه گفته شد در سطح افکار عمومی جهانی، چه تصوری در اذهان مردم دنیا درباره دولت و ملت ایران نقش میبندد؟
بیتردید همان احساس و تصوری که ما از بنلادن و طالبان و یا دیکتاتوری صدام داشتیم، درباره ایران نیز میتواند در میان افکار عمومی جهانی به وجود آید.
مگر آن که با درک عمیق اتفاقی که در حال رخ دادن است، نهادهای مسئول و متولیان امر به مقابله با تصویرسازی نامطلوب از ایران برخیزند و با اتخاذ تدابیر ویژه، زیرکانه و سریع نگذارند تصویری مخدوش از ایران اسلامی در دل و ذهن جهانیان نقش بندد.
شوکهای خبری، شایعهسازی، افکارسازی و تصویرسازی بیشترین استفاده را در رسانههای غربی اعم از شبکههای ماهوارهای، روزنامهها و حتی اینترنت پیدا کردهاند.
از این سمت کمترین فعالیت آگاهانه، برنامهریزی شده و هدفمند برای مقابله رسانهای وجود دارد و عرصه جنگ رسانهای که به وقوع پیوسته است، ما کاملا خلع سلاح هستیم. گسیختگی در سیاست رسانههای داخلی مهمترین آسیبی است که در شرایط فعلی میتواند طعم تلخی از ایران را برای جهانیان به وجود آورد. باید سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با تدابیر ویژه در خارج از کشور و البته کاملا هماهنگ و حساب شده به تصحیح تصویر ایران بپردازد و رسانههای داخلی با همدلی و هماهنگی تلاش کنند و مرزبندیهای غیرواقعی درباره مسائل داخلی بروز نکند و زمینه نقد عمومی کاملا فراهم شود و با تجمیع آراء و افکار مشارکت مردمی افزایش یابد. بیگمان توجه به مسائل مردم و نقشی که رسانه از این جهت باید بدرستی عهدهدار آن باشد، نباید فراموش شود.
جنگ رسانهای عرصهای است که با ذکاوت، زیرکی و هوشمندی اداره و مدیریت میشود و نباید به هیچوجه شرایطی را به وجود آورد تا تکرار دروغ بزرگ رسانههای غربی درباره ایران، یک حقیقت مقبول شود. مسامحهای که هزینههای زیادی را به ایران تحمیل خواهد کرد.