تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۴۵۵۷۹
گفت‌وگو با احمد مسجد جامعی نامزد مشترک حزب اعتماد ملی و اصلاح‌طلب آن در انتخابات شورای شهر تهران

تهران آبروی ماست

علی اصغر سیدآبادی اشاره: می‌خواستیم به مناسبت انتخابات شوراها گفت‌وگویی سیاسی با احمدمسجد جامعی داشته باشیم، اما از همان آغاز، گفت وگو شکل دیگری به خود گرفت و به گفت وگویی با موضوع تهران شناسی تبدیل شد. مسجد جامعی شناخت عمیقی از تهران دارد و تباربسیاری ازمحله‌ها و بناها و مدرسه‌ها و خاندان‌های تهران را می‌داند و پر از خاطره‌های ناب از این شهر است، این را هنگامی ‌دریافتم که بحثمان بدون هیچ اشاره‌ای به شورای شهر پیش رفته بود، و فراموش کرده بودم برای چه گفت وگو می‌کنم، اما باید جایی از این گفت و گو به این بحث پایان می‌دادیم و به شورای شهر و انتخابات می‌پرداختیم.

* شما چند بار گفته‌اید که تهران برایتان یک وجه حسی و شخصی دارد و یک وجه عمومی، می‌خواستیم اگر موافقید با خاطره‌ای از همین وجه حسی و فردی گفت‌وگو را آغاز کنیم.
** بله، اگر از آشفتگی تهران الان بگذریم، این شهر برای خودش هویتی دارد و ویژگی‌‌های منحصر به فردی دارد. مثلا تهران « گلهای» خاص خود را دارد، مثل لاله، عباسی، شمعدانی، یاس، سفید، گل محمدی و اینها در زندگی مردم هم نقش عاطفی و حسی داشته و هنوز دارد. یادم هست زمانی که ما مدرسه می‌رفتیم، آقای محترمی ‌بود به اسم حاج عبدالعلی که صبح به صبح با یک سبد گل یاس سفید می‌آمد، سرگذر لوطی صالح که منزل و مدرسه ما هم آنجا بود، می‌ایستاد و به هر کس که از کوچه رد می‌شد، یک مشت گل یاس می‌داد و صلوات می‌فرستاد و مردمی ‌هم که گل می‌گرفتند صلوات می‌فرستادند. او تقریبا هر روز این کار را انجام می‌داد و بعد سرکارش می‌رفت. این خاطره همیشه توی ذهن من هست.
* در جای دیگری هم من دیده‌ام که شما به هویت فرهنگی تهران اشاره کرده‌اید و الان هم به یک جنبه از همین هویت اشاره کردید، اما تهران عمری کوتاه دارد و خیلی نمی‌شود برایش از هویت سخن گفت.
** بله تهران به معنای این کلانشهری که الان داریم در آن زندگی میکنیم، یا به معنی پایتخت ایران، می‌توانیم بگوییم شهر جوانی است و هنوز سال‌هایی تا دویستمین سال تهران باقی مانده است، اما متصل به تهران ری هویت تاریخی مهمی‌ دارد و به قدر شایستگی‌اش به آن نپرداخته‌ایم، بنای گنبد حضرت عبدالعظیم به قرن سوم باز می‌گردد و شاید قدیمی‌ترین گنبد منطقه باشد که باقی مانده. ری دانشمندان بزرگی داشته و رفت آمدهایی با حوزه درسی شمیران داشته و خود حضرت عبدالعظیم یارانی داشته در شمیران که از او روایت نقل کرده‌اند. یا بعضی از محله‌های همین الان تهران هم همین طور، محله دولاب را مثال می‌زنیم. آثاری از بزرگان دولاب ضبط و ثبت شده است که به قرن سوم یا چهارم هجری می‌رسد. اخیرا درکتابخانه آقای عطاردی که بزرگداشتش بود، کتابی دیدم از یکی از بزرگان دولاب که مال اوایل قرن چهارم بود و 120 سال پیش در هند چاپ شده بود. در قرون گذشته دولاب دارای مدرسه‌های مشهوری بوده به طوری که « طبری» که مورخ شناخته شده‌ای، ازری به دولاب می‌آمده تا در محضر درس استادان آن خطه بهره بگیرند. این یک جنبه از پاسخ این پرسش است، اما همین جوان بودن شهر هم خودش نوعی ویژگی‌های خاص به این شهر بخشیده و جزو هویت فرهنگی آن شده است. هویت فقط در بناهای تاریخی خلاصه نمی‌شود. یکی از نکات جالب درباره تهران وجود اصناف ریشه داری است که الان هم حضور دارند و بیش‌تر در قالب‌های هیات‌های عزاداری متشکل می‌شده‌اند، مثلا ما می‌بینیم که نوشته هیات بزازها یا هیات کفاش‌ها. این هم جز همان ویژگی‌هایی است که در تهران فقط می‌توان یافت.
* به محلات تهران کنونی و تاریخ آن اشاره کردید، یعنی برخی از این محله‌ها قبلا محل سکونت بوده؟
** بله مثلا ما در تاریخ، چهره‌هایی داریم که از آنها به عنوان « درشتی تهرانی» یاد می‌شود. درشت یا طرشت که یکی از محله‌های تهران است، محله‌ای‌ بوده آباد که در آن حوزه بزرگ درسی بوده و اتفاقا مرکز شیعیان هم بوده و وزیر بزرگ سلجوقی یعنی خواجه نظام الملک که خودش بنیانگذار مدارس نظامی‌ است، آنجا حاضر می‌شده گذشته از همه اینها بسیاری از نخستین بناها، تاسیسات و نهادهای تمدنی جدید ایران هم در تهران است که به هویت فرهنگی تهران شکل داده است. تهران موزه تاریخ تجدد ایران است. شما نهادهای دوره تجدد در ایران را اگر بخواهید بررسی کنید، اغلب آنها در تهران است.
* منظور شما از هویت صرفا تاریخ دور نیست و بیش‌تر به ویژگی‌های منحصر به فرد تهران اشاره دارید؟
** ببینید شما وقتی نام یک شهر را می‌برید چه تصویری ازآن به ذهنتان می‌آید؟ همین الان فکر می‌کنید وقتی می‌گویید اصفهان چه چیزی از اصفهان به نظرتان می‌آید، اصفهان را به چه می‌شناسید؟ مثلا نمی‌توانید به اصفهان فکر کنید، اما میدان نقش جهان را به خاطر نیاورید، یا گویش اصفهانی یا لطافت طبع آنان را به یاد نیاورید و یادهانتان از مزه گز اصفهان شیرین نشود. هرشهری را به چیزهایی می‌شناسد. حتی محله‌ها هم این هویت را دارند، مثلا خانی آباد را به نام مرحوم تختی می‌شناسند یا نازی آباد را به نام حاج داوود کریمی، یا مثلا منطقه یک را محله دکتر حسابی می‌دانند.
* تهران همچنین بناهایی دارد؟
** بله دارد، اما بحث اینجاست که چرا به آن شناخته نمی‌شود. من فکر می‌کنم روی هویت فرهنگی تهران و محله‌های بسیار تهران و روستاهای قدیمی‌ که اینک جزو تهران است کار نشده است.
* فکر نمی‌کنید توجه به این موضوع‌ها باعث بشود که مشکلات روزانه مردم از یاد برود؟
** نه، برای این که این مشکلات جدا از هم نیستند. الان ببیند پر ترافیک‌ترین مناطق تهران کجاست، منطقه مرکز شهر که بسیاری از بناهای تمدنی جدید در آن قرار دارد و از آن به عنوان ادارات دولتی استفاده می‌شود و مردم ناگزیر از مراجعه به آنجا هستند که هم به ترافیک می‌انجامد، هم با توجه به ساختار قدیمی ‌و از نظر ترافیکی کم ظرفیت برای مردم مشکل پیش می‌آید. شما مثلا الان در خیابان 30 تیرکارداشته باشید، می‌دانید با چه دشواری باید آنجا بروید؟ به نظرم آن اداراتی که آن جاست می‌تواند، به جای دیگری منتقل شود.
* بعد آن ادارات چه استفاده‌ای داشته باشند؟
** خوب شد به این موضوع اشاره کردید که من به طرحی بپردازم که دوره مدت قبلی تصویب شد و کارش هم تا حد زیادی پیش رفت. ما طرحی به دولت دادیم که بر اساس آن منطقه مرکزی تهران محدوده سر در باغ ملی، خیابان سپه (امام خمینی فعلی) 30 تیر و فردوسی و کوشک به عنوان یک مجموعه فرهنگی اعلام شد و قرار شدکلیه بناهای آن به یک موزه به هم پیوسته تبدیل شود. مثلا ساختمان پست که در این منطقه بود، شد موزه پست. کتابخانه ملی شد موزه کتاب، یک جایی بود که قبلا در اختیار شهربانی بود، کتابخانه حاج حسن آقای ملک هم آنجا ساخته شد و اخیرا هم خانم عزت ملک دختر ارجمند ایشان مجموعه شخصی خودش را هم به این کتابخانه اهدا کردند. خیابان‌های آنجا سنگفرش شد و قرار است بشود بزرگترین موزه منطقه، منطقه‌ای قدیمی ‌و زیبا که ظرفیت‌های بسیاری برای شناخت تاریخ جدید و حتی بخشی از تاریخ قدیم ایران دارد.
* خوب چند تا سوال پیش می‌آید، اول اینکه تکلیف ساکنان آنجا چه می‌شود و دوم اینکه مکن است به نظر شهروندان برسدکه خوب این طرح‌ها چه نقشی در زندگی ما دارد؟
** بله هر دو سوال خوب است. سوال اولتان را باید این جوری جواب بدهم که ساکنان آن منطقه عمدتا ادارات دولتی‌اند.. اما در مورد بخش دوم سوالتان باید عرض کنم که اولا انتقال این ادارات تا حد زیادی از رفت و آمد به منطقه می‌کاهد. ثانیا ساختن چنین بناهایی ضمن اینکه به لحاظ فرهنگی برای شهر خوب است و می‌تواند مارا به گذشته خودمان پیوند دهد و برایمان تشخیص فرهنگی ایجاد کند، از نظر اقتصادی هم برای شهر می‌تواند ممر درآمد باشد. اگر به بحث اوقات فراغت هم توجه کنیم، باز این منطقه می‌تواند به عنوان یکی از مراکز گردشگری و تفریحی تهران باشد. بعد هم همه هویت فرهنگی که ازآن سخن می‌‌گوییم که بنا و خشت وگل نیست. مثلا درخت‌های حاشیه خیابان ولی عصر هم بخشی از هویت تهران است. بسیاری ازسفرنامه‌نویسان و گردشگران خارجی درسفرنامه‌هایشان به شادابی و تنومندی و زیبایی درختان چنار تهران اشاره کرده‌اند و از آب‌های روان این شهر یاد کرده‌اند.
متاسفانه مدتی حرف از بریدن آنها بود و حالا از بریدنشان حرف نمی‌زنند، به آنها نمی‌رسند. این بخشی از هویت شهرماست که در زیبایی و تمیز کردن هوای شهر هم نقش دارد.
* طرح‌های اینچینی منحصر به همان منطقه مرکزی می‌شد یا جای دیگری هم طرح‌هایی بود؟
** طرح‌ها و برنامه‌هایی تدوین کرده بودیم، مثلا در وزارت ارشاد طرحی داشتیم که تالار وحدت رابه تئاتر شهر وصل کنیم. تالار وحدت عمدتا برای موسیقی بهتر است و امکانات صحنه‌ای آن براین اساس چیده شده است و تئاتر شهر برای نمایش. بین این دو خیابان استاد شهریار قرارگرفته. می‌خواستیم با وصل کردن اینها به هم فضایی فرهنگی ایجاد کنیم. در محل فعلی تئاتر شهرکه قبلا قهوه خانه شهربود و درهمین خیابان یکی دوتا بنای ارزشمند از دوره پهلوی اول هم وجود دارد. چنین طرحی را برای پارک لاله داشتیم که مقدماتش هم انجام شده. می‌خواستیم موزه هنرهای معاصر را تا موزه فرش ادامه بدهیم و این دو موزه را و مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان باشگاه شطرنج و پارک لاله را به هم متصل کنیم تا فضای فرهنگی مناسبی برای استفاده مردم بشود. ما در زمینه هنرهای تجسمی‌ظرفیت‌های خوبی داریم که میتواند درزیباسازی شهرمورد استفاده قرارگیرد، اما کمتر از این ظرفیت استفاده شده است. خوشبختانه فعالیت‌هایی را که جناب آقای مهندس موسوی در فرهنگستان هنر و بناهای اطراف آن انجام داده‌اند موثر بوده و الان نگارخانه صبا گسترش خوبی پیدا کرده و بسیاری از مسابقات بین‌المللی در آنجا برگزارمی‌شود. یا طرحی ارائه کردیم که ساختمان روزنامه اطلاعات به موزه مطبوعات تبدیل شود و یکی از طبقاتش در اختیار خبرنگاران روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها قرار بگیردکه امیدوارم همه این‌ها ادامه پیدا کند و متوقف نشود.
* معمولا همه کارها در شمال شهر انجام می‌شود ما باید بپرسیم برای جنوب شهرچی، ولی اینجا برعکس شده و ما می‌پرسیم پس شمال شهر چی؟
** بحث درباره شناخت هویت فرهنگی بود و طبیعی است که ساختمان‌های اصلی در مرکز شهر بوده باشد، اما در شمال شهر هم پروژه‌هایی بوده، برخی از خانه‌های ایانی به موزه و فرهنگسرا تبدیل شده و کاخ ها، کاخ موزه شده و برای آنها فضاهای فرهنگی و هنری تعریف شده است و برخی ازکنسرت‌ها هم در همین فضاها برگزار می‌شود. تا یادم نرفته درباره دانشگاه تهران هم نکته‌ای بگویم. هیات دولت مصوبه‌ای هم داشت در دولت قبلی برای دانشگاه تهران به عنوان یکی ازقدیمی‌ترین نهادهای جدید آموزشی و منطقه‌ای درمحدوده خیابان امیرآباد، خیابان وصال، بلوار کشاورز و خیابان انقلاب به عنوان محدوده دانشگاه تعریف شد.
* آقای مسجد جامعی این بهتر تهران‌شناسی شد تا گفت وگویی درباره شورای شهر؟
** بله شما پرسیدید و من هم پاسخ دادم، اما بدون شناخت تهران هم نمی‌توان ازحل معضلات و مشکلات آن سخن گفت. خیلی از این مشکلات و مسائل در هم گره خورده است. شناخت تهران پیش شرط آبادانی آن است و شناخت نیاز به پژوهش دارد. البته پژوهش درباب تهران هم کاردشواری است و نیاز به تخصص‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون شهری دارد. هرنوع فعالیت برای مدیریت و ساماندهی تهران بدون تهران پژوهی و بدون توجه به هویت تاریخی فرهنگی این شهر ممکن نیست. به همبن خاطر« شهر ایرانی درترازجهانی»را به عنوان شعار انتخاب کرده‌ایم.
* حالا دوباره شورای شهر می‌پرسم شما با این تخصص در شورای شهر چقدرکارایی خواهید داشت؟
** درباره این سوال چند جا جواب داده‌ام ونمی‌خواهم بحث تکراری بکنم، در پاسخ پرسش قبلی هم اشاره‌ای به این سوال شد، اما توجه دارید که عضو یک ائتلاف 15 نفره‌ام. در این ائتلاف هرکس تخصصی دارد و هرکس ازجنبه‌ای به موضوع نگاه می‌کند. ما نشسته‌ایم و مشورت وکارشناسی کرده‌ایم و برنامه‌ای برای تهران نوشته‌ایم که باید با کمک متخصصان کامل‌ترشود و به برنامه‌ای جامع تبدیل شود.
من صاحب همه تخصص‌ها شهری نیستم و هیچ کس دیگرهم نیست، اما تهران را خوب می‌شناسم و فکرمی‌کنم به خاطردیدی که نسبت به تهران دارم و با توجه به ضرورتی که در استفاده از مشورت‌های کارشناسه قائلم، حضورم درشورا مفید و موثر خواهد بود. من فکر میکنم مهم‌ترین کار شورا برنامه‌ریزی با توجه به خواسته‌های مردم و کارشناسان خواهد بود.
* از دیدتان به تهران صحبت کردید و شمار ائتلاف هم« شهر ایرانی درترازجهانی» است. آیا بین این دو رابطه‌ای هست؟
** بله تهران ازنظر من عصاره ایران است. شما نگاه کنید همه گروه‌های قوم ایرانی در تهران نماینده دارند، حتی نهادهای مربوط به خودشان را دارند. شما از خیابان که رد شوید مسجدهایی را می‌بیند که مخصوص اهالی یکی از شهرهایی است که مقیم تهران هستند، یا هیات‌های مذهبی را نگاه کنید. همین طور می‌بینید که بعضی از شغل‌ها هنوز به یک شهر شناخته می‌شود. مثلا نگاه کنید بیشتر بقالی و فروشگاه‌هایی که مصرف روزانه مردم را درمحلات تهیه می‌کنند، دریانی‌اند و همین طور برخی مشاغل دیگر. تهران رنگین کمانی از قوم ایرانی است.
اگر تهران کثیف و شلوغ و شلخته باشد، تصویری است از همه ایران و اگر تهران شهری تمیز و آرام روان باشد، همه ایرانیان می‌توانند به آن افتخار کنند. تهران آبروی ماست آبروی ما ایرانیان است و باید درحفظ این آبرو بکوشیم. ماباید برای حفظ آبروی خودمان تهران رابه شهری در تراز جهانی تبدیل کنیم، شهری که ضمن حفظ هویت فرهنگی، درحد استاندارهای جهانی ادره شود.
* آقای مسجد جامعی این روزها دوستان شما در ائتلاف درگفت وگوهای مختلف به بحث درباره مسائل و معضلات روزمره تهران پرداخته‌اند و برنامه هم منتشرشده است. فکر می‌کنم بحث از استاندارهای جهانی دراداره شهر فارغ از اینکه با چه دشواری‌هایی در شهری مثل تهران باید به آن رسد، چیز مشخصی باشد، مثل استفاده از فناوری‌های نوین در اداره شهر وگسترش تجربه خوب دولت الکترونیک که برخی از امور شهروندان مثل امور مربوط به گذرنامه، گواهینامه و ... را الان بدون مراجعه به دستگاه مربوط می‌توان انجام داد. فراهم کردن زمینه آسایش و راحتی مردم و امنیت روانی و اجتماعی برای شهروندان دخالت دادن شهروندان دراداره امورشهر که در برنامه کلی ائتلاف هم به برخی ازآنان اشاره شده است. اما درباره شهر ایرانی چیز زیادی گفته نشد و بیشتر به نظر می‌رسد یک جور شعار باشد. حالا به نظر شما ویژگی شهر ایرانی درتراز جهانی چه می‌تواند باشد؟
** به طور خلاصه می‌توانیم بگوییم که رعایت استاندارهای جهانی دراداره شهر به اضافه حفظ هویت فرهنگی به عنوان مجموعه‌ای از میراث گذشته که اکنون نیزکارایی دارد و یا می‌تواند داشته باشد.
اما اینکه این هویت فرهنگی چیست، فکر می‌کنم به گوشه‌ای پرداختیم ما در تهران تجربه زندگی محله‌ای را داریم. من خودم یادم هست که قبلا محله‌های همین تهران به گونه‌ای بود که ساکنان آن بخش زیادی از نیازهای خود را می‌توانستند در همان محله برطرف کنند و نیاز به رفت و آمد چندانی نداشتند و اگر رفت و آمدی بود برای دید و بازدید بود و برای گشت وگزار و زیارت. درمحله مسجد بود، پزشک بود ، حمام بود، کتابخانه بود، بازاربود، آیا ما نمی‌توانیم در زندگی جدید از این تجربه استفاده کنیم؟ نمی‌خواهم بگویم که ما تهران را محله محله کنیم، اما می‌توانیم به آن ساختار توجه کنیم و در فضای مدرن و امروزی ازآن تجربه استفاده کنیم. یکی از بحث‌های جدی ما توانمند سازی محلات است. درتهران محله‌ها خیلی مهم‌اند. برخی از محله‌های تهران از استان‌های کشور پرجمعیت‌تر هستند و این نکته مهمی‌است.
اگر از این زاویه به محلات نگاه کنیم، می‌بینیم که سرانه هزینه تهرانی‌ها بر اساس جمعیت بسیار کمتراز نقاط دیگر ایران است. شما اگر سرانه بودجه فرهنگی را ببینید، سرانه صندلی سینماها را ببینیدبا توجه به جمعیت، بسیار پایین‌تر از بقیه نقاط کشوراست. شما نگاه کنید در تهران چند مجتمع مسکونی پرجمعیت داریم، اینها وقتی می‌خواهند تئاتر بروند یا سینما بروند یا پارک بروند؟ همه مرکز شهر می‌آیند چون همه مرکز تفریحی و فرهنگی در مراکز شهر متمرکزشده است. می‌خواهند خرید بروند کجا میروند؟ پزشکان خوب و متخصص کجامتمرکزشده اند؟ اگر دراداره شهر با چنین نگاهی برنامه‌ریزی شود و سرمایه گذاران براین اساس تشویق شوند در مراکزی سرمایه‌گذاری کنند که فاقد چنین تاسیساتی است، بخشی از رفت و آمدها موضوعیت پیدا نمی‌کند. هر محله باید این تاسیسات را داشته باشد. محله ها حتی باید روزنامه خاص خود را داشته باشند. البته اینها نیاز به مطالعه دارد، باید پژوهش‌هایی درباره رفت وآمدهای درون شهری انجام شود و علل مسافرت‌های درون شهری بررسی شود تامتناسب با آن برنامه‌ریزی شود. مثلا مطمئنم که بخش زیادی از رفت وآمدها برای انجام کارهای اداری است، برای رفتن به بانک هاست. شما توجه داشته باشید که مراجعه‌های مکرر به ادارات و درصف ایستادن‌ها چه مشکلات روانی به وجود می‌آوردو چقدر به خشونت درجامعه دامن می‌زند و ببینید این زنجیره چگونه به هم متصل است. تاما این زنجیر را نبینیم، هیچ مساله‌ای را ازتهران نمی‌توانیم ریشه‌ای حل کنیم.
می‌بینیم وقتی از شهرایرانی یا هویت فرهنگی تهران حرف می‌زنیم فقط به بناهای تاریخی اشاره نمی‌کنیم، بلکه به تجربه‌هایی اشاره می‌کنیم که می‌تواند امروز هم کاربرد داشته باشد، ضمن اینکه هر شهری به چیزهایی شناخته می‌شود و آنها هویت فرهنگی شهر رامی‌سازند و تهران نیز شایستگی بسیاری دارد تا به هویتی شناخته شود که برازنده‌اش باشد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات