وحید خاوهای
تحولات منطقهای در روزهای اخیر، سریع، پیچیده و در عین حال قابل فهم است. به طوری که جبهه استکبار به سرکردگی ایالات متحده میکوشد با ارسال پیامهای کوتاه و بلند، عکسالعمل ایران رامورد ارزیابی قرار دهد.
درهمین حال، به نظر میرسد برنامههای جدید آمریکا در قالب بستهای از فعالیتها و طیف تحرکات متنوع و رنگارنگ، درمحیط عملیاتی پراکنده، با اثرگذاری متفاوت و برای اقشار مختلف اجتماعی، سیاسی و دینی، در موقعیتهای جغرافیایی داخل و خارج و همراه عملیات روانی طراحی شده است. به عنوان مثال:
تصویب قطعنامه 1747 در شورای امنیت سازمان ملل و تهدید ایران به تحریم،
- ارائه استراتژی جدید کاخ سفید پیرامون عراق با رویکرد تغییر سیاست امنیتی از داخل عراق به سوی ایران و تقویت پادگان نظامی امریکا در عراق، جهت تهدید غیرمستقیم نظامی ایران،
- بازگشت هواپیماهای نظامی آمریکا به پایگاه نظامی اینجرلیک ترکیه،
- ایجاد و تبلیغ جبهه سیاسی، نظامی و اعتقادی شیعه و سنی در منطقه،
- دستمایه سازی اعدام صدام و مسئله آفرینی برای ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی و دخالت ایران در عراق ،
- بازداشت دیپلماتهای ایرانی در عراق،
- برگزاری سمینار سیاسی بررسی وضعیت ایران در مصر،
- یورش نظامی به کنسولگری ایران در اربیل عراق ،
- ماجراسازی برای هویت ملی ابوعلیسینا در بنگاه خبرپراکنی BBC
- سرگردانی زائران ایرانی در فرودگاههای عربستان ،
- درخواست تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس اردن برای تحریم ایران،
- فشار زائدالوصف به دولت حماس با اعمال ترور و تفرقه داخلی،
- ایجاد یک اتحاد عربی- آمریکایی(برای حفظ و تداوم سلطه و دیکتاتوری)
- فرافکنی تبلیغاتی در برابر راهاندازی غنیسازی صنعتی در ایران،
- همآوایی پیاده نظام داخلی لیبرال دموکراسی، بعد از اتخاذ سیاست تازه متولد پرهیز از افراطگرایی در جبهه اصلاحات،
- تحریک و تجهیز دوباره اکراد ضد ایرانی( که موجب نارضیتی ترکیه نیز شده است).
- حمایت اقتصادی و سیاسی همه جانبه از سینیوره برای شکستن روحیه مقاومت اسلامی در جهان عرب،
- تحت فشار قرار دادن چین بر انصراف از همکاری اقتصادی با ایران در حوزه نفت،
و .... گوشهای از تحرکات چند وجهی آمریکا است.
اما آنچه در این میان مهم است؛
1- آمریکا تلاش میکند با بهانههای مختلف و متنوع ایران را به واکنش و انفعال در آورد. در این مسیر ابزار مورد استفاده آمریکا، ایجاد شوکهای مبازرهطلبانه است. حمله به کنسولگری و عرب معرفی کردن ابن سینا، شوکهایی که اگر دولت ایران در برابر آن تأمل کند، تحریک جریانهای اجتماعی و تودهای مردم در قبل حس ملیگرایی و میهنپرستی اجتنابپذیر بوده و شرایط را به آستانه برخورد سوق میدهد.
2- مهمترین سیاست ایالات متحده در طرح جدید، کم کردن نفوذ و تحرک منطقهای ایران و ایجاد محدودیت دیپلماسی و فعالیت بینالمللی است . در این مسیر کشورهای عربی، نیز به شدت به حمایت از آمریکا میپردازند. شکنندگی فضاهای سیاسی در جهان عرب که نشانههای خود را تک تک معدود انتخابات برگزار شده در آن کشورها بروز داده، به ایجاد نوعی ترس و دلهره از ایجاد موج بیداری اسلامی منجر گردیده که به تعبیر حکام عربی منشأ آن، تأثیرات تفکر انقلاب اسلامی در منطقه است . از این رو، آنها نیز تلاش خود را برای مقابله سیاسی و روانی علیه ایران مصروف داشتهاند، که نمونه آن درحج قابل مشاهده است.
3- حضور غیرقابل قبول آمریکا برای افکار عمومی منطقه و جهان و برملا شدن دروغ بودن ادعاهای آمریکا در لشکرکشی به منطقه، باعث شده تا آمریکا به دنبال توهمآفرینی برای توطئه همسایهها روی آورد. از این رو آمریکا تمام نیروهای نظامی و جاسوسی خود را بسیج کرده تا مدارکی از توهم دخالت ایران در کشورهای منطقه کشف کند. لذا است که انجام اعمال جنونآمیز در دستگیری دیپلماتها و حمله به سرکنسولگری با عملیات هلی برن نیرو وپیشتبانی یگانهای پیاده، اتفاق میافتد.
بنابراین ، لازم است با درک ضرورت مقابله و خنثیسازی عداوت ورزی آمریکا، که معلوم نیست جز برای نفت، به چه علت دیگری در منطقه حضور دارد، برنامههایی اتخاذ نمود. در این کشاکش، شناسایی و تحلیل صحیح جبهههای نبرد، محوری است . به صورتی که ، گرچه طرح حمله آمریکا، میخواهد مانند اسپاگتی نرم، و درعین حال پیچیده باشد، اما رهگیری و منشا شناسی آن چندان پیچیده نیست. از این رو نکات ذیل( در قالب یک بسته هماهنگ) میتواند مورد توجه باشد:
الف) تقریبا مشخص است که آمریکا به هیچوجه علاقه ندارد که وارد برخورد با ایران شود. در بدترین شرایط، نمایندهای از سوی آمریکا قصد برخورد با ایران را خواهد داشت که توجه به شرایط، نمایندهای از سوی آمریکا قصد برخورد با ایران را خواهد داشت که توجه به شرایط منطقهای، احتمال آن را بسیار ضعیف نموده است. پس تنها راه باقیمانده برای آمریکا، نفوذ از داخل است. مدلی که نظام میلیتاریستی و سیاست خارجی آمریکا بر آن نهاده شده است. روش اشغال عراق و افغانستان، مدل نظامی آن ( هلی برن و پیشتیبانی از زمین) بود. این سیاست در حمله نظامی به لبنان، شکست خورد، لذا، در حال حاضر مدل سیاسی و روانی آن را در دستور کار قرار گرفته است.
استمداد از ناتو نیز در همین راستا مورد توجه است که باعث شده ناتوی فرهنگی پا به عرصه عملیات گذارد. انگلیس، فرانسه و آلمان در عرصه جنگ روانی با آمریکا و درقبال ساه ناتو هماهنگ شدهاند، گرچه هنوز اختلافهایی وجود دارد، اما به نظر میرسد شباهت رویکردهای منجمد آن با رویکردهای نظامی، و تناقض منافع بلندمدت آمریکا و اروپا در منطقه، آن را به شکست خواهد رساند.
با این حال، مقاومسازی فرهنگی باید مورد تاکید باشد. از این جا، ایجاد مهندسی فرهنگی که اثربخش و مقاومت آفرین باشد. ضرورت پیدا میکند. نیاز به شناخت اصولی و آشنایی با مبانی نظام مهندسی فرهنگی، تحلیل رفتاری و پیادهسازی اهمیت خود را در این چرخه نشان داده و لزوم توسعه آن بدیهی است، که البته باید از طریق دستگاههای فرهنگی پیگیری شود.
ب) افزایش درجه دیپلماسی فعال ایران ضروری است . استفاده از پتانسیلهای اقتصادی، تسریع در عملیاتی شدن رویکرد تغییر نگاه اقتصادی از غرب به سوی محورهای همکاری مشترک و منافع متقابل در سیاست خارجی، یکی از راهکارهاست. افزایش حضور در آمریکای لاتین و آفریقا، نشانهای از افزایش درجه فعالیت دپیلماسی ایران است. درچنین شرایطی، انفعال آمریکا و اروپا، که منافع زیادی از آنها در مناطق یاد شده به خطر خواهد افتاد، و کسب پیروزی توسط ایران، طبیعی است.
دیگر راه فعالسازی دیپلماسی، ابزار مناسب به نام دیپلماسی عمومی است. در اینجا از طریق رسانههای عادی و ویژه امکان فعال سازی بیشتر صورت میگیرد که نتیجه آن استواری حضور در منطقه میباشد. ورود در این عرصه و نفوذ تاثیر آن، با توجه به آنکه به مذاق کشورهای عربی خوش نخواهد آمد، به عقبنشینی اعراب از مواجهه با ایران منجر و در نیتجه شکست اتحاد عربی- آمریکایی را در پی خواهد داشت.
ج) در عرصهای که دشمن، آرایش نظامی نسبتا قابل توجهی به خود گرفته و هر آن به تهدید متوسل میشود، تدارک در جبهه خودی شرط عقل است. در این حالت، طراحی جنگ اقتصادی را نباید فراموش نمود.
د) مزیت آفرینی برای دستگاه دیپلماسی و گروه مذاکره درشرایط کنونی، نه تنها موجب تنگنا آفرینی نیست که در حقیقت، به تحکیم سپر امنیتی مناسب کمک خواهد کرد. لذا سبقت مجلس، نخبگان و احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی از دولت در جهت استیفای حقوق ملی، عین تدبیر و رویه خلاف آن خیانت است . در همین جهت، منزویکردن بزدلان سیاسی لیبرال و جریانشناسی حرکت ضد ملی ایشان نیز لازم و ضروری به نظر میرسد.