علیرضا بوالی
سکوت اصلاحطلبان البته چندان رنگ و بوی سکوت هم ندارد. مهمترین حزب آنها یعنی مشارکت تا به حال چندین بیانیه طویل در نقد تصمیمات اقتصادی و غیر اقتصادی دولت، از بودجه گرفته تا مساله هستهای منتشر کرده که به خاطر اختلافات قدیمی با مهمترین ارگان مطبوعاتی فعلی اصلاحطلبان چندان از سوی آنان تحویل گرفته نشده است. این روزنامه (شرق) فعلاً تریبونی برای تبیین اندیشههای فکری و سیاسی کهنسالان ملی و مذهبی و یاران یزدی، پیر نهضت آزادی و مقالات و مصاحبههای وابستگان اقتصادی کارگزاران است که با روی کار آمدن دولت جدید و خروج آنها از حاکمیت اقتصادی کشور به نظریه دادن و نقد دولت مشغولند و مسئولان روزنامه در پاسخ به این که چه زمانی بخشی از روزنامه را به مجاهدین و مشارکت اختصاص خواهند داد میگویند فعلاً مسایل مهمتری وجود دارد البته آنها همچنان از کروبی، شیخ اصلاحات خوششان میآید و نیز هر وقت مشارکتیها اقدام خلاقانهای کنند که معنای خاصی در تضعیف دولت داشته باشد میتوانند به صفحه اول امیدوار باشند همانند جلسه مشترک مشارکت و موتلفه که به زعم اصلاحطلبان یعنی دولت با عملکرد خودش کار را به جایی رسانده که حتی دو دشمن دیرینه چپ و راست هم برای حفظ کشور مجبور به اتحاد شدهاند.
انتقادات اصلاحطلبان بیشتر پیرامون تصمیمات اقتصادی دولت است که موافقان دولت عقیده دارند تا به این جا مهمترین نقطه قوت دولت بوده است. آنها این تصمیمات را کارشناسی نشده و احساسی میدانند و میگویند دولت تبدیل به یک بنیاد خیریه شده که به مردم یا همان فقیران کمک مالی میکند دولت اما میگوید ما علاوه بر مسایل جاری و مشکلات اولیه مردم برای پروژههای عمرانی و زیر بنایی هم برنامه داریم و نباید با توجه کردن به یکی از این دو، دیگری را فراموش کنیم ( با این که کارشناسان اقتصادی عقیده دارند به حدی پروژههای نیمه تمام از دولتهای گذشته مانده که به پایان رساندن همینها هم برای دولت نهم یک موفقیت محسوب میشود) و البته این مساله یعنی اتمام پروژههای نیمه تمام در سال جاری و کلنگ نخوردن پروژههای جدید در بخشنامههای وزارتخانههای کلیدی مشهود است.
طرح منطقی کردن سود تسهیلات بانکی هم مسالهای است که اصلاحطلبان تدارک گستدرهای برای حمله به آن دیده بودند. صف طولانی کارشناسان که از روی اتفاق در دولت قبلی همپستهای بانکی داشتهاند با جدیت به میدان آمدند و خبر از بحران در نظام بانکی دادند. با اعتقاد این کارشناسان با اقتصاد دستوری چیزی را نمیشود حمل کرد. «اقتصاد دستوری» عبارتی است که از آغاز به کار مجلس هفتم، از مساله تثبیت قیمتها گرفته تا تصمیمات دیگر دولت جدید همیشه مهمترین دلیل اعتراضات بوده است. آنها عقیده دارند «نباید» با امر و نهیهای اقتصادی اقتصاد را اصلاح کرد و البته مخالفان این حرف میگویند مگر نرخ قبلی تسهیلات بانکی دستوری نبوده است و این که همین «نباید» هم نوعی دستور است. به اعتقاد این مخالفان که هم در مجلس و هم در دولت حضور دارند اقتصاد به شدت بیمار کشور نیاز به جراحی و تجویز دارو دارد که بدون دخالت مستقیم کاری از پیش نمیرود.
برای اصلاحطلبان مسایل دیگری هم جالب توجه هستند؛ تغییر ساعت شروع به کار مدارس حداقل یک هفتهای ذهن آنها را مشغول کرده بود. مخالفان دولت عقیده دارند این تغییر سی دقیقهای زندگی شهروندان را مختل کرده و دانشآموزان مجبورند در تاریکی سحر از منزل بیرون بیایند و میگویند دولت به خاطر این که اوقات شرعی به هم نخورد عدم تغییر ساعت رسمی را تصویب کرده و دولت هم میگوید این که مردم نمازشان را ساعت دوازده ظهر بخوانند یا یک، چه فرقی میکند و دلیل این تغییر را چون صرفه جویی در انرژی ثابت نشده، بیهوده و وقت گیر میداند. برای مخالفان، کوچکترین حرکت دولت قابل تبدیل شدن به چند روزی خبرسازی و تضعیف را دارد. آنها نشان دادند از مسایل حاشیهای و ریز هم نخواهند گذشت، از ادبیات برخی موافقان دولت گرفته تا کمک به ملت فلسطین که البته مسالهای است مربوط به نظام و نه دولت برای تریبونهای آنها بهترین بهانه برای تخریب دولت است و البته مسایل بزرگی همانند بودجه و سفرهای استانی هم همیشه جای کار داشته است. البته در مورد سفرهای استانی به علت استقبال عجیب مردم کمی جانب احتیاط را گرفتهاند و در مورد برآورده نشدن اعتبارات و تصمیمات فاقد پشتوانه و توده گرایانه انتقاداتی نه چندان تند و تیز را مطرح میکنند. در این میان تنها مسالهای که توانسته تا حدودی موافقت آنها را جلب کند مساله تکمیل چرخه سوخت هستهای بود البته برخی عقیده دارند فضای به وجود آمده پس از اعلام خبر به حدی در داخل و حتی خارج جامعه غرورانگیز بود که بیاهمیت نگاشتن مساله برای آنها به ضرر خودشان تمام میشد و برای اولین بار در تاریخ چند ماهه دولت جدید ناچار به استقبال از این خبر شدند اما یادآوری کردند که این دولتهای قبلی بودند که کار را به این جا رساندند و شما تنها روبانی را قیچی کردید. البته برای پیگیران مسایل هستهای این سخن از سوی اصلاحطلبانی که به شدت بر تعلیق و کوتاه آمدن در مقابل خواستههای غربیها پافشاری میکردند شگفت انگیز است و خاستگاه آن را همان عقب نماندن بیش از این از افکار عمومی میدانند.
اصلاحطلبان هم چنان میگویند سکوت خود را نشکستهاند و تهدید میکنند اگر روزی کار به جایی برسد که صبرشان لبریز شود حتما سکوت را خواهند شکست و پرده از اقدامات خلاف منافع ملی دولت جدید برخواهند داشت.