حسن رشوند
۳۱ خرداد سالروز شهادت مردى است که ذکر خاطراتش، قطرات اشک را بر چشم و آتش هجر را بر دل مى نشاند. نوشتن درباره کسى که تجسم عرفان، جهاد، اخلاص و نمودى از وجود پیر روشن ضمیر جماران بوده، دشوار است. چمران نه براى یک عصر و نه براى یک نسل که براى تمامى اعصار و نسل ها، الگویى است که برخوردارى از بخشى از شخصیت و اندیشه هاى او مى تواند مسیر حرکت را براى همه دلسوختگان و آزاد اندیشان جهان هموار کرده و امید به آینده را افزون کند. امروز پس از ۲۷ سال از شهادت آن اسوه پایمردى، وقتى عرصه هاى حضور و خدمت این شهید را مرور مى کنیم، هم افسوس از دست دادن او را مى خوریم و هم خرسند از آن هستیم که شاهد به ثمر نشستن تلاش هاى او در لبنان، فلسطین و... بوده ایم. اکنون با گذشت این سال ها، تنها به شمه اى از آن تلاش ها و اندیشه ها بسنده مى کنیم تا نسل جوانى که تنها از چمران نامى را به خاطر دارند، شناختى هرچند نسبى درباره این شهید بزرگوار پیدا کنند.
۱- چمران سلسله جنبان اندیشه مبارزه در لبنان و فلسطین بود. کیست که نقش او را در ارتقاى بینش و تفکر جهادى جوانان لبنانى و فلسطینى نداند. دره بقاع، منطقه ضاحیه، صور و صیدا گام هاى استوار چمران و عرق هاى جارى شده از جبین این مرد خدا که هم همت خویش را براى تبلور اندیشه مبارزه در ملتى زنده کرد را به خاطر دارد. مگر مى توان نفس مسیحایى سید حسن نصرالله و صراحت لهجه او در هشدار به رژیم صهیونیستى در جنگ ۳۳ روزه و تحولات اخیر لبنان را برگرفته از اندیشه چمران ندانست. اگر امروزه مى بینیم رژیم صهیونیستى با وجود تجهیز به انواع سلاح هاى مدرن و پشتیبانى هاى مستقیم امریکا در مقابل مقاومت فلسطین (حماس) سر تسلیم فرود مى آورد، چیزى جز انتقال فرهنگ مقاومتى که چمران پیشقراول آن بود، نیست. چمران را باید مربى مبارزانى چون شهید سید عباس موسوى، عماد مغنیه و همه مجاهدانى که براى آزادى سرزمین لبنان و فلسطین تلاش مى کنند، بدانیم.
۲- چمران که روزى بر حسب اداى تکلیف، سنگر نمایندگى ملت را مى پذیرد و در اوج رسوخ عناصر لیبرالى به خانه ملت، سعى مى کند به میزان توان خویش مسیر حرکت مجلس را با اندیشه هاى امام و انقلاب همسو کند، دیگر روز وجود خود را در سنگر دفاع از کیان اسلامى لازم دانسته و در پست وزیر دفاع، سلاح به دست گرفته و مانند سربازى با خداى خویش پیمان مى بندد تا آخرین نفس از تمامیت ارضى کشور دفاع کند.
۳- تپه هاى الله اکبر در شمال سوسنگرد هنوز آزادى خود را مدیون مردى مى داند که با پاى مجروح از میان گل و لاى گذشته و خود را به او رسانده تا طنین «الله اکبر» را بر بلنداى آن فریاد کند. آن روز که چمران با داشتن مسئولیت در شوراى عالى دفاع کمر به خدمت در خط مقدم جبهه بسته بود و با خویش عهد کرده بود تا زمانى که حتى یک دشمن در خاک ایران باقى است، به پایتخت باز نگردد و تنها با اصرار یادگار امام (ره) براى ارائه گزارش پس از آزادسازى منطقه خدمت امام رسید و فروتنانه از اداى تکلیف خویش سخن گفت، دانستیم که خدمت به مردم شالوده اصلى فکر و عمل او را شکل داده است و این خط باید ادامه یابد.
۴- تحرک و تحول در علوم نظامى و استراتژیک چیزى جز حاصل تلاش وصف ناشدنى و بى وقفه چمران نبود. آنانى که چمران را متخصص عزلت نشین و فاصله گرفته از محیط علمى معرفى مى کنند، باید بدانند که او پس از ورود به وطن در اولین اقدام عملى طى نامه اى به مسئولان دانشکده فنى، خواستار تحول و خودکفایى در بخش علوم نظامى و استراتژیک شده بود، هرچند که مورد بى توجهى عناصر چپ همفکر با بنى صدر و دولت موقت در دانشگاه ها قرار گرفته بود، ولى نگاه چمران به مسائل آکادمیک و صنایع نظامى بعدها پایه گذارى تحقیقات علمى و مؤسسه پژوهش ها و تحقیقات صنایع دفاعى گردید که امروز تلاش در این بخش را باید مدیون نگاه علمى آن بزرگوار دانست.
۵- مدعیان گزافه گویى که چمران را متعلق به یک گروه سیاسى خاص دانسته و با استناد به سابقه عضویت او در پیش از انقلاب به یک گروه، شخصیت این مرد خدایى را مصادره کرده و با بروز اختلافات در دولت موقت و اختلاف دیدگاه در جنگ، اندیشه هاى تابناک او را تخطئه مى کردند، به درستى مى دانند گذشت زمان نمى تواند حوادث تاریخى را به گونه دیگر وارونه جلوه دهد و از این رهگذر براى آنان مشروعیتى هرچند عاریتى کسب نماید، چرا که چمران به صراحت و با صداقت در آثار خویش متذکر شده است که حتى براى حضور در جنگ و استمرار در آن، لحظه اى به خویش تردید راه نداده است و این درحالى است که همین گروهک از همان آغازین روزهاى جنگ به دنبال سنگ اندازى و زیر سؤال بردن مشروعیت دفاع مقدس بودند. بنابراین بین تفکر چمران با نهضت آزادى فاصله بسیار است. چمران خویش را وقف انقلاب، امام و جنگ کرده بود و این درحالى بود که عناصر شاخص این گروهک، خویش را وقف پیاده کردن اندیشه هاى لیبرال غرب و نسخه هاى پیچیده شدن آن کرده بودند. امروز که سخنان این شهید بزرگوار را مرور مى کنیم، مى توانیم به درستى برداشت و تفکر خویش واقف شویم. آنجا که ایشان مى فرمایند: «ناله هاى سوزان را از دل دردمند خود برآورم. از گذشته هاى دردناک یاد کنم. از آینده هاى تیره و مبهم سخن بگویم. با تمام قوا خداى بزرگ را بطلبم و قلبم را مخلصانه تسلیم او کنم » حکایت از چه مسائلى دارد. کدام گذشته هاى دردناک، چمران را رنج مى داد و کدام آینده را او مى دیده که دیگران قادر به دیدن آن نبوده اند حوادث سال هاى پس از شهادت او و هشدار امام راحل (ره) به گروهکى که به دروغ خود را منتسب به چمران مى کند، آیا نمى تواند بخشى از سخنان ناگفته این شهید بزرگوار باشد؟