تحولات و روابط ناعادلانه جهانى براساس نظم سلطه و نظام تک قطبى به سرکردگى امریکا و همچنین برخوردها و تحریم هاى به عمل آمده علیه کشورهاى مستقل، دولت نهم را بر آن داشت تا به سمت همگرایى و همبستگى هاى جهانى و منطقه اى گام بردارد. ایجاد ادبیات مشترک حول بسط عدالت و مبارزه با طبقاتى شدن نظام بین الملل از جمله مؤلفه هاى بسط روابط خارجى از سوى دولت نهم در امریکاى لاتین به شمار مى آید؛ منطقه اى استراتژیک که روزگارى حیاط خلوت امریکا محسوب مى شد، اما اینک به حیاط قدرت نمایى کشورهاى ضدسلطه بخصوص ضدسلطه امریکا بدل شده است. این اقدام جمهورى اسلامى ایران در شکل دهى همکارى هاى دوجانبه و چندجانبه با کشورهاى امریکاى لاتین، سبب ساز دستاوردهاى عدیده اى در عرصه هاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى گردیده و چشم انداز درخشان ترى را نوید مى دهد. فصل نوین مناسبات ایران و امریکاى لاتین از چه براهینى تبعیت مى کند آیا روابط ایران و امریکاى لاتین آن گونه که منتقدین و رقباى دولت نهم ادعا مى کنند، فاقد مبانى و وجاهت هاى معطوف به منافع ملى است یا برعکس؛ مناسبات فى مابین براساس مؤلفه هاى مبتنى بر عزت، حکمت و مصلحت ملت بزرگ ایران هدف گذارى شده است؟
در همین راستا در گزارش پیش ضمن شرح اجمالى تاریخچه و ماهیت روابط ایران و کشورهاى امریکاى لاتین، دستاوردهاى دولت نهم را در دور نوین مناسبات جمهورى اسلامى با این کشورها تقدیم مخاطبان ارجمند مى گردد.
مجموعه از ۳۴ کشور قاره امریکا که در جنوب رودخانه بزرگ که در شمال مکزیک جریان دارد و مرز مکزیک و ایالات متحده امریکا را دربر مى گیرد، امریکاى لاتین خوانده مى شود. در واقع این بخش شامل قسمتى از امریکاى شمالى، امریکاى مرکزى ـ حوزه کارائیب و جنوب امریکا مى شود. از ۲۲۷۴۳۲۲۲ کیلومتر مربع وسعت امریکاى لاتین، ۳۷ درصد وسعت و از جمعیت ۵۲۲ میلیونى آن ۳۳ درصد به زبان پرتغالى تکلم مى کنند. با توجه به اینکه این ارقام به کشور برزیل مربوط مى شود، اهمیت این کشور را روشن مى سازد. برزیل همواره با مکزیک و آرژانتین ۵۹ درصد جمعیت امریکاى لاتین را در خود جاى داده اند و هرکدام از نظر صنعتى نیز اهمیت ویژه اى در منطقه دارند.
لازم است خاطرنشان شود که اصطلاحات فوق در مقابل اصطلاح دیگر یعنى امریکاى آنگلوساکسون قرار دارد که ناظر به ایالات متحده امریکا و کانادا مى باشد و هویت متمایزى را ارائه مى دهد. بدین معنى فرهنگ امریکاى لاتین ناظر بر جنبه هاى سه گانه فرهنگى، سیاسى و سابقه استعمارى زیر است:
الف: نفوذ کلیساى کاتولیک و متأثر از جهان بینى اگوستینى؛
ب: نفوذ رنسانس ایتالیایى، فرانسوى و اندیشه هاى دانته؛
ج: استعمار اسپانیا و پرتغال و رقابت هاى دول خارجى.
وضعیتها و موقعیتهاى جدید در آمریکاى لاتین
مطالعه رفتار خارجى کشورهاى منطقه امریکاى لاتین، بیانگر این واقعیت است که تحت تأثیر پایان جنگ سرد، گرایش جدیدى در میان کشورهاى منطقه دیده مى شود که حاکى از ارائه تعریفى جدید از جایگاه منطقه امریکاى لاتین در نظام بین المللى از سوى کشورهاى منطقه مى باشد. در این میان شاهد باز تولد ایدئولوژى ناسیونالیستى برپایه نهضت منطقه اى بولیوارى و شکوفایى چپ هاى متمایل به مرکز در قالب نهضت نوسوسیالیسم هستیم. در این میان برخى از نهضت هاى سوسیالیستى مبتنى بر قومیت گرایى همچون حکومت سرخپوستان بولیوى نیز دیده مى شود. مهم ترین مؤلفه هاى سیاست خارجى جدید منطقه عبارت اند از:
الف: تلاش براى به دست آوردن نقش مستقل در سیاستگذارى و خروج از فشار عوامل خارجى
ب: تلاش براى اثرگذارى بیشتر در صحنه هاى منطقه اى و بین المللى
پ: تلاش براى به دست آوردن جایگاه مناسب در تجارت جهانى
ت: تقویت پیوندهاى دوستى و تحکیم روابط با کشورهاى خارج از حوزه سنتى (امریکا و اروپا)
ث: ایجاد همگرایى و مطرح شدن امریکاى لاتین در نظام بین المللى به عنوان یک زیرسیستم
ج: تضمین رشد و جهش اقتصادى.
مشاهده مى شود که در این دوره زمانى بسیارى از مؤلفه هاى سیاست خارجى منطقه امریکاى لاتین با مؤلفه هاى سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران همخوانى و مطابقت دارد. از این رو، این احساس هماهنگى و همگنى طرفین در ادبیات سیاسى سبب شده تا جمهورى اسلامى ایران درصدد توسعه و گسترش روابط با کشورهاى منطقه باشد. از دیگر سو این مشابهت ها موجب گردیده است تعدادى از کشورهاى این منطقه جزو کشورهاى دوست و همپیمان و تعدادى دیگر از کشورهاى این منطقه از رده کشورهاى متخاصم به رده کشورهاى غیرمتخاصم تغییر مسیر دهند.
سابقه و دوران تاریخى روابط ایران و کشورهاى آمریکاى لاتین
سابقه روابط جمهورى اسلامى ایران با کشورهاى منطقه امریکاى لاتین به حدود ۱۰۵ سال پیش بازمى گردد. طى سال هاى ۱۹۰۲ و ۱۹۰۳ وزیرمختار ایران در واشنگتن مسافرت هایى به امریکاى جنوبى کرد و عهدنامه مودت و تجارت با کشورهاى مکزیک، برزیل، آرژانتین، اروگوئه و شیلى را امضا کرد، ولى برقرارى روابط سیاسى و سفارت در کشورهاى مزبور در حدود ۳۰ سال پیش محقق شد.
پس از وقوع انقلاب اسلامى در ایران با خروج جمهورى اسلامى ایران از حلقه استراتژیک کمربند امنیتى غرب علیه اتحاد جماهیر شوروى سابق و با توجه به ویژگى استقلال طلبى در سیاست خارجى کشورمان تعدادى از کشورهاى منطقه امریکاى لاتین بویژه کشورهاى وابسته به جریان استکبار جهانى، تحت تأثیر القائات ایالات متحده امریکا و اروپا در کنار تبلیغات منفى و وسیع علیه ایران و انقلاب اسلامى، و بحرانى شدن روابط ایران و امریکا پس از تسخیر لانه جاسوسى امریکا در تهران (شیلى و مکزیک) به تبعیت از قطع رابطه امریکا با ایران، سفارتخانه هاى خود را در تهران تعطیل کردند و تعدادى دیگر از سفارتخانه هاى لاتین به حالت غیرفعال به کار خود ادامه دادند. در این دوره، مفاهمه سیاسى و دیالوگ بین طرفین از بین رفت و جوى از بى اعتمادى رشد کرد.
با آغاز جنگ تحمیلى و اعمال تحریم هاى اقتصادى جمهورى اسلامى ایران با محور قرار دادن توسعه روابط سیاسى و اقتصادى با کشورهاى در حال توسعه، منطقه امریکاى لاتین را مورد توجه خود قرار داد.
بدین ترتیب، روند توسعه روابط با کشورهاى منطقه آغاز شد. در این دوران که تا پایان جنگ ادامه داشت، سفارتخانه هاى ایران در کشورهاى شیلى، اروگوئه، کوبا، نیکاراگوئه و کلمبیا افتتاح و آغاز به کار کرد.
با توجه به اعمال برخى تحریم ها و محدودیت هاى تجارى اعمالى از سوى استکبار جهانى به سرکردگى امریکا، ایران به منظور تأمین کالاهاى ضرورى خود متوجه امریکاى لاتین شد و بدین ترتیب کشورهایى مانند آرژانتین، برزیل و اروگوئه به عمده ترین مبادى وارداتى ایران در منطقه تبدیل شدند. یک آمار تخمینى از حجم مبادلات تجارى ایران با کشورهاى منطقه پس از انقلاب اسلامى، رقمى حدود
۲۰ میلیارد دلار را به نمایش مى گذارد. على رغم توسعه چشمگیر و خیره کننده روابط تجارى بین ایران و کشورهاى منطقه امریکاى لاتین، روابط سیاسى فى مابین در حد انتظار از توسعه یافتگى برخوردار نبود؛ به طورى که در مقطعى کلیه کشورهاى امریکاى لاتین (جز کوبا و نیکاراگوئه) به قطعنامه سیاسى کمیسیون حقوق بشر در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران رأى مثبت مى دادند، اما تغییرات در فضاى بین المللى و پایان جنگ سرد، زمینه را براى توسعه سیاسى روابط فراهم آورد و رفته رفته آراى کشورهاى منطقه از مثبت به ممتنع تغییر یافت.
پایان جنگ سرد و فروپاشى شوروى، سرفصلى جدید در تاریخ روابط بین الملل است. تحت تأثیر این رویداد، بسیارى از معادلات بین المللى و روابط دوجانبه در عرصه جامعه بین المللى در هم ریخت. در کنار این تحول اساسى، انقلاب ارتباطات و پدیده جهانگرایى، فضاى جدیدى را براى اعضاى کوچک جامعه بین المللى فراهم آورد. این وقایع و رخدادها، محدودیت هاى دوران جنگ سرد براى گسترش روابط در چارچوب هاى تعریف شده توسط دو بلوک غرب و شرق را از بین برد و بدین ترتیب، روابط دوجانبه و چندجانبه مابین اعضاى جامعه بین المللى در محیطى توأم با حفظ هویت و استقلال برخى کشورها شکل گرفت. این ویژگى موجب شد تا کشورهاى امریکاى لاتین به حوزه هاى خارج از محیط سنتى خود توجه بیشترى نشان دهند و بدین ترتیب، زمینه براى گسترش روابط ایران و کشورهاى منطقه امریکاى لاتین مساعد گردید.
از سوى دیگر، با پایان جنگ دوم خلیج فارس و برقرارى آرامش نسبى در منطقه و موضع گیرى هوشمندانه ایران در قبال آن و همچنین ایجاد وضعیت ها و موقعیت هاى جدیدى در امریکاى لاتین موجب توسعه بیش از پیش روابط ایران با کشورهاى منطقه گردید.
در بخش بعدى این نوشتار که فردا تقدیم خوانندگان محترم مى شود، موقعیت فعلى و اهداف سیاست خارجى دولت نهم در منطقه امریکاى لاتین و راهبردهاى دستیابى به آنها مورد توجه قرار مى گیرند. ادامه دارد...