تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۴۵۶۴۹
در گفت‌وگو با دکتر جعفر توفیقی بررسی شد

دانشگاه کارآفرین پرور


ابراهیم گراوند
*تعریف شما از دانشگاه کارآفرین پرور چیست؟
**دانشگاه کارآفرین ‌پرور دانشگاهی است که دانش آموختگان آن دانشگاه در دوران تحصیل از آموزش‌های لازم در خصوص مقوله کارآفرینی برخوردار شده باشند و دانشگاه با ارائه دوره‌های کوتاه مدت تخصصی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی توسط متخصصان امر دانشجویان را در معرض این آموزش‌ها قرار دهد. البته امروز ابعاد مساله کارآفرینی آنچنان گسترده است که برخی دانشگاه‌ها در قالب دروس چند واحدی و برخی نیز در قالب یک رشته کامل دانشگاهی آموزش‌های لازم را ارائه می‌دهند. در این آموزش‌ها دانشجویان با مفاهیم پایه، اهمیت و نقش کارآفرینی در تاسیس شرکت‌های کوچک و متوسط و توسعه اقتصادی آشنا می‌شوند و می‌آموزند که چگونه مستقل از مشاغل دولتی می‌توانند منشا کسب و کار جدید در جامعه باشند. متاسفانه در بین دانش آموختگان دانشگاه‌ها اغلب فرهنگ کاریابی آن هم عمدتا در بخش دولتی حاکمیت دارد و دانشجویان چندان با فرهنگ و روش‌های توسعه کسب و کار جدید آشنا نیستند. در این آموزش‌ها دانشجویان می‌آموزند چگونه ایده‌های جدید برای کسب و کار خلق کنند و چگونه این ایده را با یک برنامه اقتصادی روانه بازار نمایند. آموزش می‌بینند چگونه طرح کسب و کار ایجاد کنند. بنابراین در دانشگاه کارآفرین‌پرور ابتدا باید آموزش‌های کارآفرینی در شکل‌های مختلف ارائه شود و به این منظور اغلب دانشگاه‌ها نسبت به تاسیس دفاتر کارآفرینی اقدام نموده اند. خوشبختانه در کشور ما نیز از برنامه سوم توسعه موضوع کارآفرینی در دستور کار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قرار گرفته و نسبت به تاسیس دفاتر کارآفرینی در اغلب دانشگاه‌ها اقدام شده و ده‌ها کارگاه و دوره آموزشی نیز برای دانشجویان ارائه گردیده است. متخصصان برجسته کارآفرینی نیز در کشور شناسایی شده اند و در ارائه دوره‌ها و کارگاه‌ها از خدمات آنان بهره گیری می‌شود. نسبت به طراحی رشته کارآفرینی در مقطع کارشناسی ارشد نیز اقدام شده و این رشته نیز در بعضی دانشگاه‌های کشور راه اندازی شده است و اما این آموزش‌ها برای توسعه کارآفرینی لازم ولی کافی نیستند. بلکه باید دانشگاه‌ها شرایطی ایجاد کنند که نمونه‌های علمی نیز شکل بگیرد.
*فرصت‌های کارآفرینی در دانشگاه‌ها را چگونه می‌توان ایجاد کرد؟
**همانگونه که در سوال قبلی توضیح داده شد اولین قدم ارائه آموزش‌های لازم در خصوص کارآفرینی به دانشجویان است تا اساسا به طور کامل با این مقوله و نحوه شکل گیری آن و نحوه طراحی کسب و کار جدید آشنا شوند. در قدم بعد دانشگاه‌ها باید محیطی فراهم نمایند تا عملا افراد و یا گروه‌های کارآفرین بتوانند نسبت به عملیاتی کردن این مقوله تمرین کنند. این محیط‌ها معمولا مراکز رشد نامیده می‌شوند که البته هم می‌توانند درون دانشگاه تاسیس شوند و یا بیرون از دانشگاه. در مراکز رشد افراد و یا گروه‌های کارآفرین تحت حمایت‌های مختلف نرم افزاری و سخت افزاری قرار می‌گیرند. مثلا فضا و امکانات کار در اختیار آنان قرار می‌گیرد و حتی در مواردی اگر قرار است نمونه‌ای از کالا ساخته شده و به مشتری عرضه شود آزمایشگاه و کارگاه در اختیار آنان قرار می‌گیرد. همچنین به این افراد مشاوره‌های حقوقی، علمی و فنی توسط افراد باتجربه و مجرب ارائه می‌شود. ساز و کارهای بازاریابی و امور مالی به آنان آموزش داده می‌شود روش تهیه طرح کسب و کار (Business Plan) به آنها آموزش داده می‌شود. حتی در زمینه مشتری یابی و پیدا کردن سرمایه گذار هم مشاوره‌های لازم ارائه می‌شود. در واقع همانگونه که از نام مراکز رشد پیداست تمام حمایت‌های نظری و عملی از این گروه‌های کارآفرین به عمل می‌آید تا بتوانند رشد کرده و سرپا بایستند و به عنوان یک شرکت مستقل ادامه کار بدهند. که در این صورت باید از مرکز رشد خارج شده و مستقلا به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهند. خوشبختانه در کشور ما این تجربه عملیاتی شده و امروز نزدیک به پنجاه مرکز رشد و پارک علوم و فناوری در کشور تاسیس شده و نزدیک به پانصد شرکت کارآفرین در مراکز رشد مشغول فعالیت هستند و عمده آنها مرحله رشد را پشت سر گذاشته و به شرکت‌های مستقل تبدیل شده اند.
*فرآیندهای اداری و اجرایی در محیط‌های آموزش عالی کشورمان رو به کدامین سمت است؟ کارآفرین پروری یا کارجو محوری؟
**طبیعتاً نظام آموزش عالی ما هم مثل هر نظام دیگری رو به تکامل است و به تدریج نواقص و کمبودهای گذشته را جبران می‌کند و مولفه‌های جدیدی را به ماموریت‌های خود اضافه می‌نماید. نظام آموزش عالی در کشور ما عمدتا با آموزش کار خود را آغاز نموده است. و تا قبل از انقلاب اسلامی فعالیت پژوهشی چندانی در دانشگاه‌های ما به چشم نمی‌خورد و حتی رشته‌های تحصیلات تکمیلی که موتور محرک پژوهش در دانشگاه هاست از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند. خوب این نقیصه بزرگی برای یک نظام دانشگاهی است. تازه بعد از انقلاب اسلامی و از اوایل دهه شصت دانشگاه‌ها به فکر جبران این عقب ماندگی می‌افتند و دوره‌های کارشناسی ارشد و بعد از آن دوره‌های دکتری به تدریج طراحی و راه اندازی می‌شود. با یک فاصله پنج ساله نسبت به راه اندازی دوره‌های تحصیلات تکمیلی شاهد هستیم که فعالیت‌های پژوهشی در کشور رونق می‌گیرد و فرهنگ فعالیت‌های پژوهشی در دانشگاه‌ها نهادینه می‌شود. به طوریکه دهه هفتاد را می‌توان دوران رشد و شکوفایی فعالیت‌های پژوهشی در دانشگاه‌ها دانست و اینکه دانشگاه‌ها با ماموریت‌های پژوهشی خود آشنا می‌شوند. از اواخر دهه 1370 ماموریت توسعه فناوری در دستور کار دانشگاه‌ها قرار می‌گیرد. مقوله‌ای که تا قبل از آن ردپایی در فعالیت دانشگاه‌ها مشاهده نمی‌شود. به این ترتیب قانون جدید وزارت علوم با تاکید بر مقوله فناوری تصویب می‌شود و قانون برنامه چهارم توسعه نیز به طور گسترده هم به مقوله فناوری و کارآفرینی و هم به مقوله نوآوری می‌پردازد که به نظر بنده از نقاط قوت برنامه چهارم توسعه به شمار می‌آید و امروز شاهد هستیم که در ظرف بیست وهفت سال که از انقلاب اسلامی می‌گذرد دانشگاه‌های ما سال به سال در جهت تکمیل حلقه‌های ماموریت خود اقدام کرده اند و با تاسیس ده‌ها مرکز پژوهشی و مراکز رشد و پارک‌های علوم و فناوری ماموریت‌های آموزشی خود را تکمیل نموده اند و از دانشگاه‌های آموزش محور صرف به دانشگاه‌های پژوهش محور و کارآفرین پرور تبدیل شده اند. البته این به معنای تکمیل کار نیست بلکه منظور این است که دانشگاه‌ها مسیر را شناسایی کرده و در آن قدم برمی‌دارند. چون هنوز موانع و مشکلات بر سر راه فراوان است و باید کوشید تا دولت و نظام حمایت بیشتری از دانشگاه‌ها به عمل آورند. بنابراین باید عرض کنم زمانی دانشگاه‌ها نسبت به مقوله کارآفرینی دانش آموختگان بی‌تفاوت بودند چون اصلا چنین مساله‌ای در دستور کار آنان قرار نداشت. ولی امروز می‌توان ادعا نمود که اغلب قریب به اتفاق دانشگاه‌ها نسبت به ترویج فرهنگ کارآفرینی در بین دانشجویان اقدامات نظری و عملی مفیدی را به عمل آورده اند و برای این منظور نهادسازی کرده‌اند و کارآفرین پروری را جز ماموریت‌های خود قرار داده‌اند و بی‌تردید در آینده ما شاهد شکل گیری شرکت‌های کارآفرین مشتق از دانشگاه خواهیم بود.
*نقش دولت‌ها در ایجاد یک بستر مناسب جهت رسیدن به یک دانشگاه کارآفرین پرور چیست؟
**مهمترین نقش دولت‌ها سیاستگذاری، حمایت و پشتیبانی و نظارت و ارزیابی در کلیه امور است. در این مورد نیز دولت باید سیاستگذاری مناسب را به عمل آورد که خوشبختانه تا حد زیادی در قانون برنامه چهارم توسعه به مساله کارآفرینی اهتمام شده است و در مواد مختلف دولت نسبت به اهمیت کارآفرینی و ضرورت توجه به آن اظهار نظر نموده است و همه دستگاه‌ها را ملزم نموده که از این مساله حمایت و پشتیبانی بنمایند. به ویژه اینکه کشور ما با جمعیت جوان و بااستعداد و جویای کار روبروست. یکی از مهمترین نقش‌های دولت ترویج فرهنگ کارآفرینی و جایگزینی آن با فرهنگ کاریابی و پشت میز نشینی است. در اقتصاد ایران دولت مهمترین استخدام کننده دانش آموختگان دانشگاه‌ها بوده و بیشتر آنها هم جذب امور اداری شده‌اند تا امور تولیدی. البته در حد خود، این مساله نیز لازم است ولی هیچگاه نمی‌توان با مشاغل محدود دولتی و یا حتی با توسعه مشاغل محدود دولتی و یا حتی با توسعه مشاغل موجود به توسعه اقتصادی مناسب دست یافت. نکته مهم کارآفرینی خلق ایده‌های نو و بکر و خطرپذیری برای عملیاتی واقتصادی کردن آن ایده می‌باشد. از دیگر نقش‌های مهم دولت نقش حمایت از کارآفرینان می‌باشد. این حمایت‌ها می‌تواند از طریق توسعه کمی و کیفی مراکز رشد انجام پذیرد. تجربه نشان می‌دهد مراکز رشد محیط مناسبی برای شکل‌گیری و رشد کارآفرینان به حساب می‌آیند. در این مراکز امکانات مختلفی از قبیل دفتر کار، تجهیزات آزمایشگاهی و کارگاهی و غیره در اختیار کارآفرینان قرار می‌گیرد. همچنین این افراد از انواع مشاوره‌های حقوقی، علمی، فنی برخوردار می‌شوند و در زمینه‌های مختلف از جمله بازاریابی و غیره آموزش‌های لازم را از متخصصین امر دریافت می‌کنند. تا پس از پشت سرگذاشتن دوران رشد به توانند مستقلا نسبت به تاسیس یک شرکت اقدام کنند. البته این مراکز رشد می‌توانند در دانشگاه تاسیس شوند یا در مراکز صنعتی و یا تحقیقاتی. طبیعتا کمک‌های مالی دولت به مراکز رشد تا بتوانند زیرساخت‌های لازم را برای حمایت فراهم کنند بسیار تعیین کننده خواهد بود. زیرا این قبیل حمایت‌ها نیاز به یک سرمایه گذاری اولیه دارد و افراد کارآفرین معمولا فاقد این سرمایه اولیه هستند.
*چگونه می‌توان از منابع موجود به بهترین شکل بهره برداری کرد؟
**کارآفرینی می‌تواند با همکاری مشترک دانشگاه و صنعت با کمیت و کیفیت بهتری به نتیجه برسد. خوشبختانه هم در دانشگاه‌های ما و هم صنعت ما امکانات بسیار خوبی فراهم شده است. به عبارت دیگر مراکز رشد محل تلاقی همکاری‌های دانشگاه، صنعت و دولت است. تنها در سایه این همکاری‌های سه جانبه است که می‌توان فرهنگ کارآفرینی را در کشور ترویج نموده و عملیاتی کرد. دولت با سیاست‌های حمایتی خود، دانشگاه با دانشجویان و دانش آموختگان پرانرژی، صاحب ایده و علاقه‌مند به خلاقیت و نوآوری و صنعت نیز با امکان سرمایه‌گذاری و ایجاد بازارهای مختلف می‌توانند شرایط بسیار مناسبی در ایجاد شرکت‌های کوچک و متوسط با بازدهی سریع فراهم کنند. همچنین افراد با تجربه‌های مختلف علمی، فنی، صنعتی و حقوقی در هر سه نهاد یافت می‌شوند که می‌توانند در مراحل ابتدایی در ارائه آموزش‌های لازم و انتقال تجربیات بسیار مثمرثمر باشند. البته استفاده از تجربیات مشابه در سایر کشورهای پیشرو در کارآفرینی نیز نباید غفلت شود. مروری بر این تجربیات و بومی کردن و انتقال آنها به داخل و همچنین استفاده از مشاوره چهره‌های سرشناس خارجی نیز می‌تواند سرعت کار را افزایش دهد.
*چه بازارهای جدیدی برای ارائه خدمات آموزشی و پژوهشی می‌توان کشف کرد؟
**خوشبختانه در اقتصادهای مبتنی بر دانش بازار آموزش و پژوهش هر روز رونق بیشتری پیدا می‌کند و بر متقاضیان آنها افزوده می‌شود. در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیز توسعه مبتنی بر دانایی و حرکت به سمت اقتصاد نوین محور اصلی برنامه تلقی شده است. و از دانش و فناوری به عنوان مهمترین عوامل ارزش افزوده نام برده شده است. به این ترتیب با عملیاتی شدن برنامه چهارم پیش بینی می‌شود تقاضای دانش در کشور رو به فزونی رود و بازار علوم و فناوری بیش از پیش رونق پیدا کند. باید اعتراف کرد که هنوز بخش بسیار مهمی از ساختارهای صنعتی و اقتصادی ما و حتی بخش‌های مدیریتی کشور با بهره برداری از ساز و کارهای علمی اداره نمی‌شوند. و نتایج آن در پایین بودن کیفیت کالا و خدمات و قابل رقابت نبودن آن در بازارهای جهانی قابل مشاهده می‌باشد. بسیاری از حلقه‌های میانی صنعت که می‌تواند مواد اولیه را به محصولات میانی و نهایی باارزش افزوده بالاتر تبدیل کند هنوز در کشور شکل نگرفته است. این حلقه‌های میانی در صورت فعال شدن می‌توانند تقاضای دانش را در کشور افزایش دهند و بازارهای جدیدی برای آموزش و پژوهش فراهم نمایند. بنابراین هنوز بازارهای کشف نشده و فعال نشده فراوانی در داخل کشور وجود دارد که با حرکت به سمت اقتصاد مبتنی بر دانش تحرک جدی در زیر ساخت‌های دانش کشور ایجاد خواهد شد. به عنوان مثال درصد دانش آموختگان آموزش عالی در جمعیت شاغل کشور حدود 13 درصد گزارش شده است در حالیکه این رقم برای کشورهای با اقتصاد پیشرفته دو تا سه برابر گزارش شده است. این شاخص نشان می‌دهد که بازار کار دانش آموختگان آموزش عالی در آن کشورها بسیار پر رونق است. و یا اینکه در برنامه چهارم قرار بر این است که سهم صادرات کالاهای با فناوری پیشرفته از دو درصد به 6 درصد در پایان برنامه افزایش پیدا کند. البته این حرکت بسیار مفیدی است و نیاز به دانش را در کشور افزایش خواهد داد. اما در اقتصادهای پیشرفته این رقم به سی تا پنجاه درصد هم می‌رسد. و یا اینکه متوسط سال‌های تحصیل جمعیت ایران حدود 9 سال است و در کشورهای پیشرفته این رقم تا 12 سال می‌رسد. همه این آمار و آمار مشابه دیگر نشان می‌دهد که بازارهای کشف نشده فراوان است و نهادهای آموزشی و پژوهشی کشور برای ورود به عرصه رقابت در اقتصاد جهانی دانش وظایف سنگینی از نظر کمی و کیفی برعهده دارند. البته این بازارها محدود به داخل کشور نیست. با توجه به زیرساخت‌های علمی مناسب در کشور ما که به ویژه در سال‌های اخیر استقرار یافته‌اند می‌توان بسیاری از نیازهای کشورهای منطقه به آموزش عالی و پژوهش را نیز پاسخ گفت. تردیدی نیست که کشور ما از بسیاری جهات در حوزه‌های مختلف علمی از کشورهای منطقه پیشروتر است و می‌تواند نیازهای آنان را تامین کند. مثلا امروز بازار نرم افزارهای مختلف بسیار پررونق است و برخی کشورها از طریق تهیه و فروش نرم افزار درآمدهای بسیار کلانی را فراهم کرده‌اند. کشور ما هم در این زمینه می‌تواند از بازیگران اصلی در سطح منطقه و جهان باشد.
*آفات کار آموزش عالی کشور را که مانع رسیدن به یک تحول کارآفرینانه می‌باشد را توضیح دهید؟
**البته می‌توان از آفات صحبت نکرد. البته موانعی هست و می‌توان موانع را برطرف کرد و به هدف رسید. بالاخره نظام جمهوری اسلامی نظام جوانی است و در مسیر خود مشکلات را شناسایی می‌کند و با تلاش جمعی در مسیر پیشرفت و ترقی علمی قرار دارد. برخی مشکلات مربوط به نظام آموزش عالی است که باید شناسایی و برطرف شود که خوشبختانه پیشرفت‌های خوبی هم حاصل شده است. برخی مشکلات هم مربوط به نظام صنعتی و اقتصادی است که در آن زمینه هم در سال‌های گذشته اقدامات مفیدی به عمل آمده و تحقق اهداف برنامه چهارم دستاوردهای بیشتری حاصل خواهد شد. خوشبختانه دانشگاه‌ها با مفهوم کارآفرینی آشنا شده اند و در حال سازماندهی درونی هستند تا از طریق آموزش‌های نظری و عملی این مساله را نهادینه کنند. مراکز رشد و پارک‌های علوم و فناوری روز به روز در حال گسترش هستند و برنامه چهارم زمینه‌های گسترده‌ای را برای پیشبرد این امور تدارک دیده است. مهمترین آفت این است که در جهت برنامه چهارم حرکت نکنیم چون به نظر بنده در زمینه توسعه علوم و فناوری و توسعه کارآفرینی یک برنامه مترقی به حساب می‌آید. البته انتظار این است که دانشگاه‌ها جدی‌تر و گسترده‌تر به مساله ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان اهتمام کنند. مشکل دیگر به ساختارهای صنعتی ما باز می‌گردد. این ساختارها بیشتر دولتی هستند و ساختارهای دولتی به دلایلی از جمله اتصال به درآمدهای نفتی چندان متقاضی دانش نیستند. و لذا بخش خصوصی چندان میدان فعالیت پیدا نمی‌کند. واقعیت این است که موضوع کارآفرینی بیشتر متوجه فعالان بخش خصوصی است و قوانین حمایت کننده بخش خصوصی بسیار نقش تعیین کننده دارند. بخصوص قوانینی که تشکیل شرکت‌های کوچک و متوسط زود بازده را حمایت کند نقش مهمی در رونق کارآفرینی دارد. فضای کسب و کار کشور نیز در رونق کارآفرینی بسیار حائز اهمیت است. از جمله ثبات سیاسی، جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی، امنیت اجتماعی، فضای ملی تشویق کننده به کسب و کار، قوانین و مقررات تسهیل کننده و تشویق کننده، جلوگیری از اقتصاد دلالی و واسطه گری و قاچاق.
*اغلب دانشگاهیان بر این باورند که فرآیندهای دانشگاهی به طور بنیادین با فرآیندهای کسب و کار متفاوت است. نظر شما به عنوان یک چهره دانشگاهی و اجرایی چیست؟ آیا این مساله باعث ایجاد مقاومت در استفاده از مهندسی مجدد در ساختار آموزش عالی نمی‌گردد؟
**بله این اشکال زمانی وجود داشت. از یک طرف دانشگاهیان خود را جزیره‌های مستقل از جامعه می‌پنداشتند و به مسائل اقتصادی و صنعتی جامعه توجه چندانی نداشتند و تصور نمی‌کردند که دانشگاه جزئی از نظام کلان اجتماعی است و فلسفه وجودی آن مشارکت در توسعه ملی است. از طرف دیگر صنعت ما نیز برای رفع نیازهای آموزشی و فنی خودرو به شرکت‌های خارجی داشت و تمام نیاز خود به دانش فنی را از آنان خریداری می‌کرد و هزینه‌های هنگفتی نیز بابت حق امتیاز پرداخت می‌نمود. که البته هنوز هم تا حدی این روال ادامه دارد. به این ترتیب نه دانشگاه کاری به صنعت و فضای کسب و کار کشور داشت و نه صنعت کاری به دانشگاه و دستاوردهای علمی آن توجه می‌نمود. زمانی به ما آموخته بودند که بین علم و ثروت یکی را انتخاب کنیم. انگار که این دو موضوع در تضاد و تناقض با هم هستند. خوشبختانه امروز در کشور ما شعار از علم تا ثروت نهادینه شده و رواج پیدا کرده است و ما به دنبال طراحی و تکمیل چرخه‌های علم تا ثروت هستیم. ما به دنبال تجاری کردن دستاوردهای علمی هستیم. امروز این مفاهیم در قانون برنامه چهارم وارد شده و در حال عملیاتی شدن است. امروز دانشگاه‌ها و صنعت همسایه دیوار به دیوار شده اند. دانشگاه‌ها به دنبال شناسایی نیازهای بخش‌های صنعتی و اقتصادی هستند و صنایع نیز به دنبال استفاده از دستاوردهای علمی دانشگاه‌های داخل هستند. بنابراین اینگونه نیست که فرآیندهای دانشگاه یا فرآیندهای کسب و کار تفاوت بنیادین داشته باشند. بلکه صرفا با اصلاح نگرش‌ها و برخی سیاست‌ها و برنامه‌ها به راحتی می‌توان در فرآیندها بازنگری کرد و آن‌ها را در خدمت مردم، جامعه و توسعه ملی قرار داد. کما اینکه بسیاری از این امور در سال‌های گذشته انجام شده است. بینش دانشگاهیان متحول شده. امروز برنامه‌های درسی متناسب با نیازهای صنعت بازنگری می‌شود و رشته‌های مورد سفارش صنعت در دانشگاه راه‌اندازی می‌شود. امروز قابلیت‌ها و مهارت‌های مورد نیاز صنعت در دانشگاه مورد توجه قرار می‌گیرد. قراردادهای فراوان آموزشی و پژوهشی بین دانشگاه و صنعت منعقد شده و در حال اجرأست. مراکز تحقیقاتی مشترک بین دانشگاه‌ها و صنایع تاسیس شده و مشترکا مسائل و مشکلات کشور را در بخش‌های مختلف به طور علمی بررسی کرده و راه حل ارائه می‌نمایند. در صنعت هم توجه به دانشگاه و توانمندی‌های آن متحول شده و اعتماد لازم به کارکرد دانشگاه حاصل شده است. واحدهای تحقیق و توسعه در درون صنعت راه‌اندازی شده و از طریق این واحدها همکاری‌های دانشگاه و صنعت گسترش پیدا کرده است. دانشگاهیان به این نکته توجه دارند که دانشجویان آن‌ها باید پس از فراغت از تحصیل در فضای کسب و کار و توسعه اقتصادی نقش‌آفرینی کنند. دانشگاه‌ها به این باور رسیده‌اند که باید علمی تولید کنند که مشکلات جامعه خودشان را حل و فصل کند هر چند که باید در پیشبرد علم جهانی نیز موثر باشند. خوشبختانه امروز زمینه برای بازنگری همه جانبه در بینش‌ها، ماموریت ها، سیاست‌ها و برنامه‌ها چه در بخش دانشگاهی و چه در بخش صنعت فراهم است. و روز به روز دانشگاه‌ها از حاشیه به متن جامعه وارد می‌شوند و نقش فعالتری در توسعه ملی ایفا می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات