کاظم اکرمی، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی
با فرارسیدن شهریور 20 و خاموشی صدای سنگین و ننگین خفقان، مردم احساس کردند هستی و حضور نادیده گرفته شده آنها، میتواند دوباره کارساز شود اما کسی را نمییافتند که بتواند آنچه را میخواهند تحقق بخشد. در این سالها در غیاب مردان الهی زمان شناس و پای در رکاب، دیگرانی که از متن فرهنگ ضد ستم و استثمار توده ایرانی آگاهی نداشتند و به سوی کسانی که بدترین ظلم را به مردم خود کرده و میلیونها نفر را در زیر چکمههای آهنین له کرده بودند، روی نموده و مدتی جلوداری عدهای از این مردم را به خود اختصاص دادند اما اندیشه حاکمیت قوانین الهی آهسته آهسته به گوش میرسید. محور حرکت دانشگاهی مجاهد نستوه آیتالله طالقانی و دو استاد بزرگوار مهندس بازرگان و دکتر سحابی بودند (رحمتالله علیهم اجمعین) اگر چه نمیتوان خدمات روشنفکران مسلمانی چون استاد محمد تقی شریعتی و دکتر نخشب و یاران ایشان را فراموش کرد اما آن کس که سالها گرمابخش مبارزات دانشجویی بود طالقانی بود. به راستی او در شب سیاه ستمشاهی «پیک آفتاب» بود.
بنده گمان میکنم اگر عدهای از روحانیون آن روز تهران، آزادگی و بلندنظری و ظلم ستیزی او را شیوه کار خود قرار داده بودند، جوانان بسیار کمتری به دام فرهنگهای بیگانه میافتادند. اگر دانشگاههای آن روز تهران پذیرای استادانی چون شهید مطهری، علامه جعفری و بعضی از عزیزانی که حیات دارند و طول عمر آنها را از خدای بزرگ خواهانیم (مانند استادان محمد جواد حجتی کرمانی و سید هادی خسروشاهی) گردیدند، غیر از توانایی علمی و اخلاقی آنان، مرهون تلاش هفتگی آیت ا... طالقانی بود. طالقانی کسانی را تربیت کرد که اکثریت آنها در طول 28 سال انقلاب اسلامی، دینداری، صداقت، آزادگی و مردم دوستی را به خوبی امتحان دادند و صدافسوس که امروز حتی یک نفر از آنان هم مورد مشورت قرار نمیگیرند. بعد از کودتای 28 مرداد تا طرح مباحث دیکته شده آمریکا مانند بحث انجمنهای ایالتی و ولایتی کمتر کسی از دانشگاهیان- به ویژه دانشجویان- از شخصیت حضرت امام خمینی (ره) به عنوان مجتهدی مبارز آگاهی داشت. آری، امام عالمی است که در 28 سالگی یکی از بهترین و قویترین کتابهای عرفانی خود را مینویسد اما با توجه به اوج پارسایی و خدابینی، نه تنها آن کتاب و بعضی کتابهای دیگر خود را –که میتوانست توانایی بالای عرفانی و فلسفی او را نشان دهد- چاپ نمیکند که شاید غیر از خود وی کمتر کسی بر نگارش آن کتابها اطلاع مییابد (بعضی از آن کتابها تصادفا پس از انقلاب پیدا شد) معلوم است چنین بزرگی با فرار از هر نوع نوع آوری، ناشناخته بماند.
تقوا و تواضع و دوری وی از هر نوع ریاست و نام جویی و تسلط او بر فقه و اصول، او را از یک مرجع ایرانی به یک مرجع شیعی مقبول جهانی رساند. با تبعید آن بزرگوار به نجف، حرکت عمومی مردم مسلمان ایران مدتی عقب افتاد. البته در این فاصله حضور مرحوم دکتر شریعتی ابتدا در مشهد و سپس در حسینیه ارشاد تهران در آگاهی بخشی و فراگیر کردن اندیشه نو اسلامی، در کنار تلاشهای اندیشمندانه شهید مطهری، در دانشگاههای کشور نقطه عطفی در تاریخ مبارزه مردم ایران داشت. شریعتی با توجه به تخصص در جامعه شناسی به خوبی میدانست چگونه منابع فرهنگی اصیل اسلامی را مورد پژوهش قرار دهد و از آنها در مسیر مبارزه استفاده نماید. البته در حوزه علمیه قم هم بزرگانی مثل حضرت آیت ا... منتظری و مرحوم آیتالله ربانی شیرازی حضور داشتند که پرچم مبارزه را با مقاومت در برابر ساواک و نظام شاهنشاهی برافراشته نگه میداشتند. سال 57، سال فروریزی قدرت شاه و تسلیم او در بربار توان ملت است. مردم در محرم آن سال به ویژه در عاشورای حسینی به خوبی نشان دادند که با رهبری مردی از خاندان پاک پیامبر که به راه و رسم او وفادار است میتوانند به دیکتاتوری شاهان قرون و اعصار پایان بخشند. یکی از ویژگیهای نگرش سیاسی حضرت امام، توجه به توده مردم بود. اگر چه او معتقد به تشکیلات و احزاب سیاسی اسلامی- ملی بود اما وقتی احساس کرد تشکلی چون حزب جمهوری اسلامی که یاران خودش پایهگذار آن بودند ممکن است عامه مردم را دربر نگیرد و احیانا مانعی بر سرراه باشد، تعطیل شدن آن را علنا خواستار شد. به یاد دارم در روزگار مسوولیتم در وزارت آموزش و پرورش، یک روز به دیدار آن مرد الهی نائل شده بودم وقتی از خدمتشان مرخص شدم، اعضای دفتر ایشان گفتند فلانی، اگر خبر ملاقات پخش نشد ناراحت نشوی، زیرا امروز حضرت امام به صدا و سیما فرمودند لزومی ندارد که اخبار را با خبری از کارها و ملاقاتهای من شروع کنید. بهتر است خبر از مردم و با آنچه مربوط به آنان است شروع شود (قریب به مضمون). برادر بزرگوار و مخلص و اصولگرای اصلاحطلب جناب آقای مهندس موسوی وقتی در سالهای اخیر خدمتشان بودم و سخن از مردم گرایی حضرت امام بود، فرمود بعد از جریان مک فارلین امام تذکر داد و فرمود: خلوت و جلوت شما باید یکی باشد، آنچه را انجام میدهید، اگر نتوانید همان موقع با مردم در میان بگذارید، باید هنگامی که مانعی ندارد آن را به مردم بگویید. امام جملهای به این مضمون دارد که: «آنکه در این مدت امتحان خود را به درستی داده است این ملت است.»
انقلاب اسلامی ایران بعضی از تئوریهای یک بعدی جامعه شناسانه را باطل کرد و نشان داد توده مردم و رهبر شایسته برای یک انقلاب لازم و ملزومند. آری، این گونه انقلاب شد.
امید است مسئولان اجرایی با دوری از هر نوع محدودنگری و گروه گرایی آگاهانه و ناآگاهانه وحدت ملی را حفظ نمایند و خدمت واقعی و عملی را به توده مردم –به ویژه محرومان- هرگز مورد غفلت قرار ندهند.