تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۴۵۶۷۴

تجربیاتی برای کاستن از تنش‌ها


هفته‌نامه آمریکایی " نیشن " در گزارشی با اشتباه توصیف کردن تصورات غرب از ایران توصیه کرده است: آمریکا کاندولیزا رایس را برای شروع مذاکره میان دو کشور به تهران بفرستند.
"اسکات ریتر " بازرس سابق تسلیحاتی سازمان ملل در عراق و نویسنده این گزارش افزوده است: فاصله بین مناطق شمالی تهران تا تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز نزدیک به 180 مایل است. وقایعی که بین این دو نقطه جغرافیایی رخ می‌دهد نیز باعث جلب توجه جامعه بین‌‌المللی و بخصوص دولت آمریکا شده است.
ریتر که چندی قبل به تهران سفر کرده بود، نوشته در طول این سفر از نقاط شمالی تهران تا درهای ورودی تاسیسات غنی سازی اورانیوم نطنز دیدن کردم و در این مدت ایرانی که من شاهد آن بودم بسیار با ایرانی که از آن در رسانه‌های آمریکایی یاد می‌شود، تفاوت دارد.
وی خاطر نشان کرده است: من ایران را با درک این مساله ترک کردم که همچون مسأله عراق، امریکا بخاطر پیش دواری و نگرانی‌های ناشی از کم اطلاعی خود در حال لغزش به سمت رویارویی با آن کشور است.
نویسنده این هفته‌نامه آمریکایی تصریح کرده است: نخستین مساله‌ای که به محض ورود به تهران متوجه شدم این است که ایران اصلاشبیه عراق نیست. من بیش از هفت سال را در عراق سپری کردم و دقیقا می‌دانم که یک حکومت دیکتاتوری استبدادی چگونه است و چگونه عمل می‌کند، ایران چنین کشوری نیست.
پس از عبور از بخش کنترل گذرنامه، من در میان جامعه‌ای پرطراوت قرار گرفتم که در جامعه‌ای خالی از دستگاه‌های امنیتی ستمگر فعالیت می‌کند. البته این بدان معنی نیست که هیچ سازمان امنیتی داخلی در ایران وجود ندارد.
ایران از سازمان‌های امنیت داخلی فعالی برخوردار است، ولی قطعاً کشوری پلیسی نیست که آمریکا پس از دوران 11 سپتامبر شاهد آن بوده است و پلیس "اف بی‌آی" و سازمان امنیت ملی از نرم افزارهای مشابهی برای نظارت بر مکالمات شهروندان آمریکایی استفاده می‌کنند.
وی می‌نویسد: مساله موجود این است که با وجودی که دولت ایران گاهی با مخالفت‌های علنی سازمان‌دهی شده برخورد می‌کند، ولی در عین حال جریان آزاد اطلاعات که برای هر جامعه پویا حیاتی است، در ایران وجود دارد.
وی می‌نویسد به عنوان مثال شیرین عبادی اجازه دارد به خارج از ایران سفر کند و سخنرانی‌ها و مقالات شدیدی را در انتقاد از حکومت ایران منتشر نماید، ولی همچنان آزادانه فعالیت می‌کند و این در حالی است که "آنگ سان سوکی" برنده جایزه صلح نوبل در سال 2001، نمی‌تواند آزادانه عمل کند و همچنان در میانمار تحت بازداشت خانگی قرار دارد.
نویسنده گزارش با ابزار تعجب از سرمایه‌هایی که در تهران وجود دارد اظهار داشت: بسیاری از نظریه پردازان آمریکا از جمله کسانی که هم اکنون قدرت را در واشنگتن در دست دارند به این نتیجه غلط رسیده‌اند که طبقه سرمایه‌دار ایران نه تنها از مداخله آمریکا در کشورشان استقبال می‌کند، بلکه برای تسهیل چنین اقدامی نیز با واشنگتن همکاری خواهد کرد.
بسیاری از این افراد سرمایه‌دارانی هستند که در دوران حکومت شاه ثروتمند شده بودند و خواستار بازگشت مجدد به جامعه غربی و سکولار هستند. سفرم باعث شد که من متقاعد گردم حمایت از مداخله نظلامی آمریکا در ایران اصلاً وجود ندارد و تنها کسانی که در غرب زندگی می‌کنند و عقیده آنها بر اساس اظهارات سلطنت طلبانی شکل گرفته که بیش از ربع قرن در ایران نبوده‌اند، بر این باورند.
به نوشته نیشن: ایران امروز یک کشور کاملا ثروتمند است که از منابع بسیار زیادی نیز برخوردار است. در این میان جمع زیادی از ایرانیان سرمایه‌دار نیز وجود دارند که سرمایه‌های خود را پس از انقلاب به دست آورده‌اند.
نویسنده نیشن که زمانی از افسران تفنگدار آمریکا بوده، افزوده است: کسانی که در غرب فکر می‌کنند جوانان ایرانی نیز خواستار رسیدن به جامعه‌ای غربی هستند در اشتباهند، این جوانان تغییراتی ملایم آن هم از درون، حمایت می‌کنند.
این هفته نامه، با اشاره به اینکه پیش از این مرکز سیاسی ایران در شمال تهران بود، نوشته است ولی در سال 2005 با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد شاهد تغییرات مهیجی در مناطق جنوبی تهران بودیم، که اکثر آرای محمود احمد‌ی‌نژاد نیز از همین مناطق به دست آمده، زیرا آنها کسی را انتخاب کرده بودند که بیشتر شبیه خود آنها بود.
رسانه‌های غربی پیروزی احمدی‌نژاد را به عنوان مدرکی دال بر روی کار آمدن اصول گرایی دانستند، ولی تمام کسانی که در خیابانهای تهران با آنها گفتگو می‌کردیم واقیعتی متفاوت را بیان می‌کردند.
نویسنده نیشن افزوده است: علت اصلی پیروزی قدرتمندانه احمدی‌نژاد، تنها اصول گرایی دینی نبوده است، بلکه علت آن وجود مسائلی همچون فساد مالی و وضعیت اقتصادی بود، لذا احمدی نژاد پیش از هر چیز دیگر یک نامزد اصلاحات بود و این مسأله‌ای بود که باعث به قدرت رسیدن او شد و همچنان نیز او بر اساس همین مساله مورد قضاوت قرار می‌گیرد.
نیشن سپس به نقل از یک نظامی بازنشسته ایرانی می‌نویسد: ما حملات 11سپتامبر را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم کردیم، ولی در مقابل به ما تروریست یا از آن بدتر همدست با القاعده گفته می‌شود. آیا آمریکا این را نمی‌فهمدکه ما مخالف تمامی تفکرات القاعده هستیم؟
نویسنده هفته نامه آمریکایی نیشن افزوده است؛ مردم آمریکا در عجله خود برای از بین بردن کسانی که در حمله 11سپتامبر دست داشتند، فراموش کردند که ایران نه تنها این حملات را محکوم کرد، همانگونه که حزب‌الله نیز ان را محکوم کرد، بلکه در اواخر دهه 1990 تقریبا با طالبان و القاعده جنگید.
به نوشته این هفته نامه آمریکایی در حقیقت هیچ متحد بالقوه بزرگتری نسبت به ایران در مبارزه علیه افراطیون القاعده وجود ندارد.
نیشن در ادامه به نقل از یکی دیگر از نیروهای نظامی بازنشسته نوشته است. عراق همسایه ما است و قطعا ثبات ان به نفع ماست. ما هشت سال با این کشور جنگیده‌ایم و لذا واقعیات آن را درک می‌کنیم. ما بسیار خوشحالیم که صدام سرنگون شد، ولی کاری که آمریکا هم اکنون انجام می‌دهد، تنها باعث ایجاد نا امنی بیشتر در منطقه می‌شود، ما می‌توانیم به ایجاد ثبات در عراق کمک کنیم.
ریتر، نویسنده گزارش هفته نامه نیشن، افزوده است: پس از عبور از قم، اتوبان‌هایی نوین را مشاهده می‌کنیم که در آنها استراحتگاه‌هایی وجود دارد که قطعا مسافران ایالت نیویورک آنها را تایید خواهند کرد.
ایران طی دهه‌های آینده، نیازمند منابع جایگزین است. به نوشته نیشن در حدود 180 مایلی جنوب تهران تاسیسات غنی سازی اورانیوم نطنز وجود دارد که به خاطر وجود تعداد زیادی ضد هوایی و خاکریز، دارای ظاهری نظامی است، ولی رازهایی که باعث نگرانی‌ها شده، از طریق بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به خوبی به اطلاع جامعه جهانی رسیده و چیزی که بازرسان گفته اند، کاملا مشخص است: هیچ مدرکی دال بر اینکه ایران به دنبال یک برنامه تسحیلات هسته‌ای است، وجود ندارد. نویسنده نیشن افزود هیچ تهدید تسلیحات هسته‌ای از جانب ایران وجود ندارد و ایران به فناوری لازم برای دستیابی به چرخه تولید سلاح هسته‌ای دست نیافته است. نیشن در ادامه گزارش خود با اشاره به اینکه بوش از لزوم اقدام سریع در مورد انگیزه‌های هسته‌ای ایران حرف می‌زند، نوشت: تهدید منتسب به ایرانیان که بوش به آن عقیده دارد، براساس ترس و برخاسته از ترکیبی از جهل و عدم انعطاف پذیری ایدئولوژیک است.
ریتر می‌نویسد؛ وظیفه و مأموریت ما این است که مطمئن شویم پیش از تصمیم‌گیری به آغاز هر درگیری، تمامی گزینه‌ها مورد آزمایش قرار گرفته است، این در حالی است که در مورد مساله ایران، آمریکا حتی به امتحان گزینه‌های ممکن نزدیک نیز نشده است.
هفته نامه آمریکایی تاکید دارد. راه حل این مشکل کاملا مشخص است. منطقی‌ترین مسیر این است که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه را به تهران اعزام تا مستقیما با طرف ایرانی گفتگو کند.
به نوشته نیشن اگر مقامات کاخ سفید واقعا با ایرانیان وارد مذاکره شوند، تجربه‌ای بدست خواهند نمود. که چشمان آنها را باز خواهند نمود.
البته رایس قطعا برای سفر به تهران به سیاست وصله پینه شده آمریکا احتیاج خواهد داشت. این سیاست، سیاستی است که تغییر حکومت در ایران را رد کند، به تهران تضمین‌های امنیتی لازم را بدهد و آمادگی داشته باشد بر اساس داشته معاهده منع گسترش تسلیحات ایران نیز عضو آن است، حق مشروع تهران را برای برخورداری از غنی سازی اورانیوم، به رسمیت بشناسد.
این هفته نامه افزود در این صورت، رایس قطعا از میزان ملایمتی که در ایران وجود دارد، متعجب خواهد شد. او همچنین ممکن است از این مساله نیز متعجب شود که که امروزه ایرانیان بیش از پیش آمادگی دارند تا در مورد برنامه‌ای که به ایجاد ثبات در عراق منجر شود، با غرب همکاری کنند.
ریتر می‌نویسد؛ چنین سفری، علاوه بر اینکه خطر یک درگیری بسیار خطرناک را به شدت کاهش خواهد داد، باعث ایجاد صلح بیشتر در منطقه خواهد شد. این مساله همچنین بیش از هرگونه طرح جنگی که پنتاگون ممکن است طراحی کند، می‌تواند به آمریکا کمک کند. می‌تواند به آمریکا کمک کند. در پایان، این چیزی است که یک سیاست خود را تعریف می‌کند. چیزی که متاسفانه امروز در واشنگتن شاهد آن نیستیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات