ابوالقاسم قاسمزاده
سرشماری نفوس که امروز آن را آمادگی ری جمعیتی یک کشور مینامند بسیاری از شاخصها با اعداد و ارقام علمی از نشانههای گوناگون و موقعیت یک کشور و جامعه آشکار و روشن میکند. و از مشکلترین و حساسترین اقدام در اغلب کشورها است. پایان موفقیتآمیز سرشماری نفوس و مسکن که در فاصله چند هفته، بخوبی انجام گرفت، بدون تردید بخاطر همکاری همه جانبه و صمیمانه مردم ناشی از رشد فرهنگی و ملی آنها بوده است. انجام آمارگیری در سراسر کشور که بنا به گفته رئیس مرکز آمار ایران، در سرشماری جمیعت امسال 95/99 درصد از جمیعیت کل کشور سرشماری شده است و تنها 05/0 درصد از خانوارها غایب بودند و به پرسشنامهها پاسخ ندادهاند، اجرای موفق از مشکلترین کار برای برنامهریزهای اساسی و کلان کشور بوده است. باید از مردم و از همه دستاندرکاران مراکز آمار کشور و بخصوص جوانانی که با اشتیاق پس از آموزشهای لازم در سراسر کشور به کار آمارگیری پرداختند، تشکر و قدردانی کرد.
براساس گزارش اولیه از سرشماری نفوس و مسکن، جمعیت کل کشور 70 میلیون و 49 هزار و 262 نفر است که 35 میلیون 689 هزار و 542 نفر از آنان را مردان و 34 میلیون و 359 هزار و 720 نفر را زنان تشکیل میدهند. این گزارش که از سوی رئیس مرکز آمار ایران داده شده است، نسبت جمعیتی را، مردان ایران 9/50 درصد و زنان را 1/49 درصد از جمعیت کشور اعلام کرده است.
همین گزارش، نسبت جمعیت شهری را 4/68 درصد و جمعیت روستائی را 5/31 و جمعیت غیر ساکن را 1/0 در صد کل جمعیت کشور معرفی کرده است. استان تهران بعنوان پر جمعیتترین استان کشور که 19 درصد از جمعیت ایران را در خود جای داده است، 13میلیون و 328 هزار و 11 نفر جمعیت دارد و استان ایلام با 543 هزار و 729 نفر جمعیت، تنها 8/0 درصد از جمعیت کشور را در خود جای داده است.
نظام برنامه ریزی در کشورها و از سوی دولتهایی که از طریق اجرای برنامههای کلان، گامهای توسعه را بر میدارند، بر موضوع شاخصهای جمعیتی استوار است. آمار واقعی از جمعیت، میزانت و معیار تنظیم برنامه ریزی، اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را مشخص میکند و علاوه بر شکل دهی برنامههای اجرایی، چگونگی تخصیص اعتبارات مالی را نیز جهت میدهد. جمعیت و برنامه از ابعاد گوناگون با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند و اغلب سرشماریها و آمار گیری گوناگون به بوته بررسی علمی در برنا مه ریزی و یافتن روشهای دقیق برای توسعه، میسر گردد.
مرکز آمار پس ازپایان سرشماری نفوس و مسکن در سراسر کشور و اعلام مجموعه جمعیت و چند شاخص از سرشماری، اعلام کرده است که کار بررسی پرسشنامههای آماری از ابعاد مختلف، تا پایان اردیبهشت ماه آینده ادامه خواهد داشت و مجموعه اطلاعات جدید از سرشماری اخیر در سال آینده ادامه خواهد داشت اعلان میشود. اکنون سرشماری جمعیت به صورت مواد خام اصلی در اختیار مرکز آمار کشور است تا دربخشهای فنی و تخصصی شاخصهای مختلف از جایگاه جمعیتی ایران امروز را روشن و آشکار کند. اینکار هدف جمعیت و برنامه ریزی را محقق خواهد کرد. اما، برنامه جمعیت، یعنی برنامههای کنترل و یا باز و بسته شدن موضوع رشد جمعیت از عناوین مهم و برجسته در سرشماری است. در نگاه عمومی، بخصوص در جامعه شناسی سیاسی اگر چه اصل جمعیت بصورت یک فاکتور قدرت به حساب میآید، اما امروز این اصل را تنها در تعداد افراد محصور نمیبینند که کیفیت جمعیتی از جوان یا پیر، میزان تحصیلات و کارآمدی، نوآوری و تخصص، ضرایب خانوادگی و دهها عنوان دیگر در مجموعه تعریف قدرت از عنوان جمعیت مدخلیت دارد و نمیشود با ابراز جمله جمعیت یعنی قدرت این نتیجه را نتیجه را گرفت که هر کشوری دارای جمعیت افزونتر، لاجرم، قدرتمندتر است، بخصوص که مفهوم قدرت نیز تفسیر بردار شده است و نقد و ارزیابی گوناگون درباره آن نوشته و گفته میشود.
بسیاری از کشورهای مرفه و دارای تکنولوژی پیشرفته و دارای برنامهریزیهای درازمدت اقتصادی، اجمتماعی، اصل بررسی رشد جمعیتی را از ضروریترین و لازمترین معیارهای خود در نگاه به آینده میدانند. به عبارت روشن تر، موضوع جمعیت با عنوان جمعیت شناسی از شاخههای علمی و بسیار کارشناسانه است که در کشورهای دارای برنامه توسعه، بصورت عادی و غیر تخصصی درباره آن سخن نمیگویند، چه رسد به اینکه حکم کند که رشد جمعیت مساوی با توسعه و قدرت است. برنامه جمعیت مساوی با چگونگی برنامه آینده است، رشد جمعیتی و کنترل علمی و یا برنامه ریزی منحنی آن، از پیچیدهترین موضوع در برنامه ریزی تغلب دولتهای ملی و مردمی است. در سال 57 در بدترین وضعیت، جمعیت ایران معادل 36 میلیون نفر را شامل میشد و اکنون پس از حدود 25 سال جمعیت ایران از دو برابرنسبت به میزان سال 57 گذشته و بیشتر از 70 میلیون نفر شده است. بسیاری معتقدند که فرایند رشد جمعیت به صورت بیقاعدهای در این سالها افزایش یافت و لذا، علی رغم خدمات فراوان نظام اسلامی در حوزههای مختلف و گوناگون، این فعالیتها و خدمات به چشم نمیآید و از منظر عمومی بلحاظ رشد بیرویه جمعیت محو گردیده و مشخص نمیشود. سیاست جمعیتی کشور و یا برنامه جمعیت برای ایران، می باید مبتنی بر مهندسی مدیریت عالی نظام و طرحهای توسعهای کشور شکل بگیرد که نیازمند نقد و ارزشیابی دقیق علمی در مجامع علمی کشور است.
اینکه از سوی رئیس جمهوری، آنهم بصورت هیجان خبری و رسانهای نسخه بیشتر از دو فرزند به خانوادهها صادر میشود و تصور جمعیتی بیش از صدو بیست میلیون برای ایران فردا عنوان خبری و رسانهای میگردد و چند روز بعد دکتر حداد عادل رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در فضای نقدهای گوناگون بر گفتههای رئیس جمهور اعلام کند که 2 بچه کافی است و اصحاب مدیریت اقتصادی کشور، گفته رئیس مجلس را، روزنه امید بخوانند و پس از سخنان حداد عادل بگویند، انچه از زبان آقای احمدی نژاد جاری شده است، سیاست کلی نظام جمهوری اسلامی نیست. این همه، نشان میدهد که ورود به برنامه و جمعیت که موضوع کاملا علمی است، برای هر سیاستمداری در هر سطحی، آنهم بصورت دستوری و جملاتی که بیشتر به صدور حکم شباهت دارد تا از سر تدبیر، اشتباه و هزینهآور است. تردید نبااید کرد، اینگونه نتایج از مباحث اصلی کارشناسی در کلان برنامه ریزی کشور است که بسیاری از دولتها از ورود به آن و ساختن فضای تبلیغاتی درباره آن و ساختن فضای تبلیغاتی درباره آن اجتناب دارند.