تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۱  ، 
کد خبر : ۴۵۷۰۸
نگاهی به ماهیت یکجانبه‌گرایی در یکی از سالهای نخست قرن حاضر

واقعیت ژئواستراتژیک قرن

حبیب‌الله زارع اشاره: به طور کلی عوامل و عناصر جغرافیایی و به طور خاص مناطق جغرافیایی در رویداد‌ها و فرآیندهای سیاسی نقش دارند و موضوع قدرت را به عنوان شالوده علم سیات تحت تااثیر قرار می‌دهند. یکی از این مناطق جغرافیایی منطقه راهبردی خاورمیانه است که نقش بی‌بدیلی را در رویداد‌های جهان ایفا کرده و می‌کند. در یک دوره زمانی نستبا طولانی است که اروپای غربی و ایالات متحده امریکا کوشیدند جهان سیاسی را بر اساس دوری یا نزدیکی نسبت به خود به مناطق مختلف تقسیم کنند. این گونه دسته‌بندی سیای ریشه در رقابت‌های ژئوپولتیکی شرق و غرب سیاسی دارد که نخستین بار میان 2 قدرت روسیه و بریتانیا رایج و سپس در دوران جهان دو قطبی میان ایالات متحده امریکا و اتحاد شوروی پیگیری شد. اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شرق سیاسی سنتی از میان رفت، اما مفهوم غرب سیاسی همچنان مورد توجه قرار گرفت و در تعاملات و منازعات سیاسی جهان استفاده شد. در قیاس با همین مفهوم سازی شرقی – غربی بود که قاره‌های آسیا و آفریقا به خاور نزدیک، میانه و دور تقسیم شد. این فرض بر تلقی محور بودن اروپا و سپس ایالات متحده امریکا در جهان سیاسی استوار بود.

اصطلاح خاورمیانه با تفاوت‌های مختلفی در قرن بیستم به کار گرفته شد؛ اما حدود جغرافیایی آن وضع مشخصی پیدا نکرده است. این اصطلاح شامل بخشهایی از جهان است که شمال آفریقا تا هندوستان و از قفقاز تا آن سوی دریای سرخ را فرا گرفته است و به عنوان یک منطقه جغرافیایی و سیاسی مورد توجه قرار می‌گیرد.
البته این بحث وجود دارد که میان پدید‌های محیطی این منطقه پهناور از جهان هیچگونه هماهنگی و تجانسی وجود ندارد که بتوان آن را یک منطقه ژئوپولتیکی واحد تلقی کرد. منطقه خاورمیانه در حقیقت شامل مناطق ژئوپولتیکی مانند خیج فارس، شامات، مغرب و آفریقای شمالی؛ بنابر این به نظر می‌رسد برای رسیدن به اهداف مشخصی است که این مفهوم به این منطقه وسیع اطلاق می‌شود و در واقع یک توصیه جغرافیایی- سیاسی است برای درگیر کردن کشورهای بیشتری در رویدادها و مسائل بخشی از این منطقه مانند خلیج فارس، منطقه دریای خزر( آسیای مرکزی و قفقاز)، سرعت فزاینده تحولات در این منطقه و انتقال آن به کانون محوری مسائل نظام بین‌الملل از پدیده‌های مهم قرن 21 است که همه بازیگران سیاسی و تقریبا همه کشور‌های واقع در منطقه را تحت تاثیر قرار داده و امروزه خاورمیانه به عنوان یک منطقه حیاتی در جهان به شمار می‌رود و به سبب وجود منابع و ذخایر عظیم انرژی و نگرانی‌های ژئواستراتژیک در کنترل این منابع، جنگها و منازعات متعددی در این منطقه به وقوع پیوسته است؛ بنابراین منطقه خاورمیانه و منابع انرژی آن امروزه می‌تواند به عنوان تکیه گاه راهبردی در عرصه سیاست نوین جهانی باشد و بخصوص رقابت میان کشورهای رو به رشد آسیایی شرقی مانند چین یا هند با کشورهای اروپایی، ژاپن و ایالات متحده امریکا بر سر دسترسی به منابع این منطقه می‌تواند موجب تغییرات مهمی در الگوهای دیپلماسی و روابط امنیتی شود.
تعریف و حدود جغرافیایی خاورمیانه
هیچ گونه تعریف واحدی درباره مرزهای جغرافیایی و سیاسی خاورمیانه وجود ندارد.
در قرن نوزدهم تعریفی که اروپاییان از منطقه خاور داشتند منطقه‌ای بود که آفریقا و امپراتوری عثمانی را در بر می‌گرفت. برخی دیگر صرفا منطقه آسیای غربی را به عنوان خاور یا خاورمیانه تلقی می‌کردند. به نظر برنارد لوییس، نخستین بار آلفرد ماهان امریکایی اصطلاح خاورمیانه را برای منطقه خلیج فارس استفاده کرد. در جنگ جهانی اول از فرماندهی نیروهای بریتانیایی در این منطقه به عنوان فرماندهی خاورمیانه نام برده و از آن به بعد این اصطلاح رایج شد. فرهنگ جغرافیایی، بستر خاورمیانه را شامل منطقه گسترده جنوب آسیا و شمال آفریقا تعریف می‌کند. امروزه ایالات متحده امریکا، خاورمیانه را شامل شمال و شاخ آفریقا، آسیای غربی و جنوبی، آسیای مرکزی و منطقه قفقاز تعریف می‌کند.
خاورمیانه دارای مفهومی تاریخی، انسانی، جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است و امروزه عنوان گفتمان علمی و عمومی در جهان است. به نظر می‌رسد تعریف خاورمیانه شامل آن دسته از کشورهایی است که مستقیم درگیر مناقشات چهارگانه منطقه هستند یعنی مناقشه فلسطین، خلیج فارس، حوزه دریای خزر و جنوب آسیا.
امروزه واژه خاورمیانه بزرگ مطرح است که نخستین بار دولتمردان آمریکایی آن را به کار بردند و یکی از اهداف آن‌ها از این واژه، توسعه نفوذ رژیم اسرائیل در کشور‌های بیشتری از این منطقه بخصوص در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز است.
از آنجا که در اهمیت راهبردی منطقه خاورمیانه عناصر مهم جغرافیایی و متغیرهای تعیین کننده‌ای چون منابع انرژی و گسترش تسلیحات مدنظر است باید محدوده جغرافیایی خاورمیانه را شامل شمال آفریقا، سودان، شاخ آفریقا، ترکیه، جنوب قفقاز، آسیای مرکزی، آسیای غربی و جنوب آسیا در نظر بگیریم، بنابراین خاورمیانه از غرب به منطقه بیابانی صحرا و دریای مدیترانه، از شمال به دریای سیاه و کوههای قفقاز و هندوکش، از شرق به جلگه‌های هندوستان و از جنوب به اقیانوس هند محدود می‌شود. در این منطقه کشورهای متعددی با حاکمیت ملی، گروههای مذهبی و نژادی و منابع فراوان از جمله نفت و گاز وجود دارند.
وضع ظاهری خاورمیانه یک عامل مهم تاثیر گذار بر طرحهای دستیابی به قدرت است. خاورمیانه مرزهای دریایی و خشکی محکمی دارد. اگر چه علاوه بر موانع طبیعی، تصمیمات انسانی نیز از عوامل تعیین‌کننده در دستیابی به هر منطقه است. در جنوب و غرب این منطقه راههای زمینی به بیابان‌های صحرا منتهی می‌شود.
حرکت در شمال و شمال شرق به کوههای قفقاز و هندوکش محدود می‌شود. تنگه‌های بسفر و داردانل با عمق زیاد کاملا قابل کشتیرانی هستند. ارزش راهبردی گذرگاه آبی کانال سوئز و حتی خلیج عقبه بر کسی پوشیده نیست.
تنگه باب المندب نقطه کنترل دریایی بسیار با اهمیتی است که در محل تلاقی دریای سرخ و خلیج عدن قرارگرفته که باریک‌ترین قسمت آن 15 مایل دریایی است که از شاخ آفریقا تا قسمت جنوبی شبه جزیره عربستان کشیده شده است.
با کنترل دریایی این تنگه هر قدرتی می‌تواند راههای دسترسی به دریای سرخ و کانال سوئز را ببندد که تهدید مستقیمی را برای کشورهای منطقه فراهم می‌کند.
تنگه هرمز در مرکز جهانی نفت قرار گرفته و یکی دیگر از نقطه‌های کنترل خیاتی است.
خاورمیانه در دوران پیش از جنگ سرد
منطقه خاورمیانه، هم به دلیل ذخایر اقتصادی و هم چون تقاطع راهبردی قاره‌های آسیا، آفریقا و اروپا به شمار می‌رفته از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. دسترسی به ذخایر خاورمیانه در گذشته بسیار دور نیز راهبردهای امپراتوری‌های باستان مانند روم و بیزانس را تحت تاثیر قرار داده بود. از جمله درختان سرو لبنان برای کاخ‌های آن‌ها الوار فراهم می‌کردند.
در قرون وسطی تاثیر جنگ‌های صلیبی باعث احیای اقتصادی اورپا و منجر به افزایش تقاضا برای ابریشم و ادویه‌ها از شرق شد که خود انگیزه‌ای برای ایجاد راههای دریایی و زمینی بسیار سودآوری از خاورمیانه به بازارهای ساحلی مدیترانه شد.
به دنبال آن دسترسی به نفت خاورمیانه امتیازی بوده است که تاثیر ژرفی در برنامه‌ریزیهای بر راهبردی قسمتهای بزرگ به جای گذاشت. در طول قرن نوزدهم فناوری حمل و نقل تاثیر فراوانی بر اهمیت ژئوپولتیکی منطقه خاورمیانه داشت و باعث تشدید مناقشات میان قدرت‌های بزرگ شد.
نفت، الگوهای مسافرت دریایی و زمینی را تغییر داد و باعث تحول در مفاهیم نظامی و بازرگانی شد؛ همچنین ماهیت جنگ‌ها متحول و تا اوایل قرن بیستم نفت خاورمیانه به یک کالای راهبردی نبدیل شد. طی 2 جنگ جهانی، دسترسی به نفت این منطقه برای کشورهای درگیر بسیار حیاتی بود. بخصوص در جنگ جهانی دوم ماشینی شدن ارتش‌ها و استفاده از نیروی هوایی تاضای بسیار فراوانی برای مصرف سوخت به وجود آورد و راهبرد کشورهای محور بسیار متاثر از نیاز به دسترسی به منابع مطمئن بود. همچنین تاریخ کمک‌های ایالات متحده به روسیه در طول جنگ جهانی دوم نمایانگر جغرافیای خاورمیانه و جستجوی راههای راهبردی است.
خاورمیانه پس از دوران جنگ سرد
با پایان جنگ سرد بحث جایگزینی ژئوپولتیکی با ژئو اکونومی مطرح شد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جهان دو قطبی پایان یافت؛ تقسیمات سیاسی جدیدی ظهور یافته و تعاریف و عوامل منطقه‌ای تغییر کرد. با این حال چنین تغییراتی خاورمیانه ا به دلیل نیاز مستمر به منابع به عنوان یک منطقه حیاتی حفظ خواهد کرد.
امروزه مشخص شده است که بیش از 70 در صد ذخایر ثابت شده نفت و حدود 50 درصد منابع گاز طبیعی جهان در منطقه خاورمیانه واقع و در یک منطقه بیضی شکل از دریای خزر تا خلیج فارس محصور شده است. پایان جنگ سرد به صورت بندی نوینی در روابط قدرت در جهان منجر شده و حتی عوامل ژئواستراتژیک خاورمیانه قدیم را متحول کرده است.
امروزه خاورمیانه شامل حوزه خزر نقش راهبردی خاصی در جهان به عهده گرفته و یک امتیاز راهبردی خاصی در جهان به عهده گرفته و یک امتیاز راهبردی مهم در نظام جهانی در مقطع زمانی قرن 21 است. در حال حاضر توجه چند قطب اقتصادی شامل ایالات متحده امریکا، اتحادیه اورپایی، ژاپن، چین و حتی هند به منابع خاورمیانه است. منافع ایالات متحده امریکا در خاورمیانه از جمله بقای اسرائیل و جلوگیری از کنترل منابع منطقه به دست قدرتهای رقیب است. به همین دلیل از سال 1991 تاکنون چند جنگ بزرگ به راه انداخته و حضور نظامی خود را به شکل چشمگیری گسترش داده است روسیه سعی می‌کند با تسلط بر قلمروی حوزه دریای خزر و کنترل بر سیستم‌های توزیع نفت و گاز منطقه، امتیاز بزرگی به دست آورد.
نیاز روزافزون چین به انرژی فقط با عرضه نفت خلیج فارس تامین می‌شود. در حال حاضر حدود نیمی از نیاز جهان به نفت مصرفی را خلیج فارس تامین می‌کند و هیچ گونه جایگزین واقعی برای خلیج فارس وجود ندارد تا بتواند تقاضای فزاینده جهانی نفت را برآورده کند.
اگر چه حوزه دریای خزر همچنان با مشکلات سیاسی – اقتصادی حمل و توزیع نفت و گاز مواجه است مکمل بالقوه خلیج فارس به شمار می‌رود. با این حال این منطقه بیضی شکل یک واقعیت ژئواستراتژیک قرن 21 است. نفت و گاز خلیج فارس فراوان است و با قیمت ارزان استخراج می‌شود و در مسیر راههای توسعه یافته حمل و نقل قرار دارد. علاوه بر اینها این منطقه حدود نیمی از ذخایر منابع گاز را در خود جای داده و تقاضای جهانی بر‌ای گاز نیز در حال افزایش است و پیشرفت فناوری‌های جدید و کاهش هزینه‌های حمل و نقل گاز طبیعی باعث افزایش مطلوبیت آن خواهد شد.
نفت خلیج فارس همچنان کالای ضروری برای رشد صنعتی غرب و چین و به طور روز افزون برای رشد صنعتی آسیا و کشور‌های در حال توسعه خواهد بود.
در مجموع تغییر و تحول جدیدی در روابط قدرت در قرن بیست و یکم ظهور کرده و می‌توان گفت اهمیت ژئو استراتژیک خاورمیانه و بخصوص خلیج فارس افزایش یافته است و حوزه دریای خزر نیز به یک منبع اصلی انرژی تبدیل شده است.
شاهد آن نیز به راه انداختن جنگ بزرگ در قرن حاضر به وسیله ایالات متحده امریکا همراه با متحدان خود در منطقه است که در مرحله اول پس از وقایع 11 سپتامبر ایالات متحده امریکا به همراه هم پیمانان خود در سازمان ناتو به بهانه مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله و آن کشور را اشغال کردند و به ایجاد پایگاههای نظامی در کشور‌های آسیایی مرکزی و قفقاز دست یافت ودر مرحله بعد با وجود مخالفت سازمان ملل متحد و جامعه بین المللی و بخصوص 2 متحد اصلی امریکا یعنی آلمان و فرانسه به بهانه پیدا کردن سلاح‌های کشتار جمعی و ایجاد دموکراسی در عراق و در واقع برای تسلط کامل بر منطقه خلیج فارس کشور عراق را اشغال کرد و بتازگی رئیس جمهور امریکا گفته است اگر ما از عراق خارج شویم اسرائیل در محاصره قرار می‌گیرد و غرب از نفت خاورمیانه محروم می‌شود. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات