* بحث فرار نخبگان از جمله مباحثی است که ضرورت مقابله با آن ضروری است شما مجموع فعالیتهای انجام شده برای رفع این معضل را چگونه ارزیابی میکنید؟
** به طور کلی کشورهای جهان سوم با پدیده فرار مغزها روبرو هستند لذا این مشکل سادهای نیست که ما انتظار داشته باشیم در یک مقطع خاص حل شود. فرار مغزها همواره دارای شدت و حدت بوده اما به طور کامل از بین نمیرود حتی کشورهای توسعه یافته نیز با این پدیده روبرو هستند. نکتهای که میتوان در این خصوص اذعان داشت این است که مسأله فرار مغزها بعد از انقلاب، علیرغم مشکلات پیشرو و بخصوص مسأله جنگ، همواره دغدغه خاطر برنامهریزان کشور و مسئولان بوده و سعی شده این معضل به حداقل برسد یا زمینه بهرهبرداری از تخصص محققین در کشور فراهم شود.
در این زمینه با توجه به تأکید مقام معظم رهبری آییننامه بنیاد ملی نخبگان در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد و مجلس هم اعتبار لازم را تخصیص داد که این رقم برای سال 85 بیش از 10 میلیارد دلار است. اعتبار تحقیقاتی دانشگاهها نیز تا 100 درصد افزایش یافت که کمک شایانی به توسعه تحقیقات خواهد بود. به هر حال این موضوع، دغدغه مجلس هم هست اما باید در نظر داشت که فرار مغزها موضوع پیچیدهای است که رفع یا به حداقل رساندن آن نیازمند یک عزم ملی و هماهنگی کلیه ارکان کشور است.
* اینکه مجلس در اواخر سال گذشته بودجهای را برای آن در نظر گرفت حاکی از نگرانکننده بودن موضوع نیست؟
** نه این موضوع همواره وجود داشته و دارد. من نمیخواهم بگویم که فرار مغزها در سال جاری وضعیتی نگرانکننده پیدا کرده و در سالهای گذشته اینگونه نبوده است. اساساً معتقدم به فرار مغزها باید توجه خاص شود. ولی در یک اظهارنظر کلی میتوان گفت آنچه کشور ما تاکنون با آن مواجه بوده وضعیت نگرانکنندهای است و درصد بالایی از فرار مغزها را شامل میشود.
* یعنی شما این موضوع را که برخی اعلام میکنند کشور ما در بین 61 کشور در حال توسعه رتبه بالایی در فرار مغزها دارد تأیید میکنید؟
** من آمار دقیقی در این خصوص در دست ندارم و به ارقامی هم که اعلام میشود چندان نمیتوان اتکا کرد. اما آماری که از طرق خاص به ما ابلاغ میشود، نگرانکننده است. ما قطعاً باید عزم خود را جزم کنیم تا بحث فرار مغزها به حداقل برسد بالاخره نیروی متخصص هر کشور عامل اصلی توسعه آن کشور است و اگر خروج این نیروها که معمولاً جوان و پرانرژی هم هستند مورد توجه قرار نگیرد تبعات منفی را متوجه توسعه کشورها خواهند کرد.
* شما به عنوان رئیس کمیسیون آموزش مجلس که قطعاً با وزارت علوم هم در ارتباط هستید، آمار دقیقی در این خصوص در دست دارید؟
** اینکه ما تهیه آمار دقیقی را در دستور کار قرار دهیم خیر! و از زمان تشکیل مجلس هفتم هم آمار رسمی از مسئولان ذیربط درخواست نشده گرچه ممکن است این آمار در وزارت علوم موجود باشد. گاه از طریق رسانهها یا درصد بازگشت دانشجویان المپیادی که توسط دانشگاهها گزینش و به خارج اعزام میشوند میتوان آماری ارائه داد.
* چندی پیش در رسانهها اعلام شد که تعداد زیادی از دانشجویان اعزامی در بازار کار خارج جذب میشود مجلس برای مهار این وضعیت چه برنامهای دارد؟
** اگر بر این آمار و ارقام هم نخواهیم به طور مطلق تأکید کنیم اما به طور کلی، وضعیت موجود نگاه و توجه به فرار نخبگان را تقویت میکند. همین مسأله باعث شد ما حقوق اعضای هیأت علمی را صددرصد افزایش دهیم. البته در این خصوص مطالعه میدانی نداشتهایم اما بازخوردهای تصویب این قانون، نشاندهنده پایبندی بیشتر استادان به ماندن در ایران است.
با توجه به همین مسأله هم بحث بنیاد ملی نخبگان را در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح و پس از تصویب 12 میلیارد دلار اعتبار، برای اجرا ابلاغ کردیم. همچنین برای صندوق حمایت از پژوهشگران جوان در شورای عالی انقلاب فرهنگی اعتبار قابل توجهی اختصاص دادیم و اعتبار تحقیقاتی دانشگاهها را نیز افزایش دادیم. اینها مجموع مکانیسمهایی است که میتواند به ماندن یک نخبه در کشور منجر شود.
* البته افزایش ردیف بودجهها هم در کل چندان قابل توجه نیست. مثلاً اگر کل بودجه بخش تحقیقات را در نظر بگیریم 5/0 درصد تولید ناخالص ملی را شامل میشود؟
** بودجه تحقیقاتی دانشگاهها افزایش یافته اما اعتبارات تحقیقاتی در کل کشور کاهش داشته یعنی از هزار میلیارد تومان به 900 میلیارد تومان رسیده است که با ارقام ایدهال بسیار فاصله دارد.
* صرف اختصاص بودجه چقدر در کاهش فرار مغزها تأثیر دارد بخصوص اینکه ما شاهد اختصاص بودجه طی سالهای متمادی از سوی مجلس بودهایم اما آثار مثبت آن را چندان شاهد نیستیم؟
** طبعاً وقتی قانونی تصویب و ابلاغ میشود الزاماتی را برای اجرا به دنبال خواهد داشت. در خصوص بودجه دانشگاهها هم اوضاع همینگونه است از سوی دیگر ما در راستای پیگیری سیاستهای مربوط به نخبگان، اساسنامه بنیاد ملی نخبگان را تصویب کردیم که بالاخره امسال هیأت امنای آن تشکیل جلسه داد که امیدواریم مصوبات قابل توجهی را به همراه داشته باشد.
به هر حال اعتبارات در نظر گرفته شده میتواند انگیزهای برای ماندن باشد. برای رسیدن به نتیجه مشخص هم وزارت علوم و وزارت بهداشت باید پیگیر موضوع و به دنبال اجرای دستورالعملها باشند. شاید بهترین پاداشی که میتوان برای یک محقق متصور شد، به کارگیری حاصل فکر او در فعالیتهای جاری است که ما نسبت به این موضوع در کشورمان بیتوجهیم. دستگاههای اجرایی باید از مدیرانی کمک بگیرند که علاقهمند به توسعه علمی کشور باشند. به هر حال عوامل متعددی در فرار مغزها مؤثر است که بحث کمبود اعتبارات هم یکی از مهمترین آنهاست.
* البته تعدد دستگاههای تصمیمگیر را هم نباید در این خصوص از نظر دور داشت؟
** بله، به همین دلیل هم در اساسنامه بنیاد نخبگان، بحث هماهنگی با نهادهای مختلف به عنوان یکی از بندهای اصلی شرح وظایف آن ارائه شده است.
* در دهه 60 اکثر کارشناسان، جنگ را عامل تشدید فرار مغزها اعلام میکنند. اما براساس آنچه شما نیز عنوان کردید این موضوع در موقعیت فعلی هم نگران کننده است. چرا؟
** من این بحث که جنگ، سبب فرار مغزها بوده یا تلاطمات سیاسی و نبود آزادی اندیشه باعث تشدید این موضوع شده را قبول ندارم. بنده در سالهای 67-66 که ریاست دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف را بر عهده داشتم یعنی در بحبوحه جنگ، به کرات شاهد بازگشت نیروهای متخصص به کشور و اعلام آمادگی آنها برای خدمت به کشور بودم متأسفانه به دلایل متعدد، روند توجه به نخبگان با پایان یافتن جنگ رو به کاهش نهاد. البته تلاشهایی هم صورت گرفت مثلاً در مرکز پژوهشهای علمی کشور، شورای نخبگان تشکیل شد و قرار بر این بود که برجستگان علمی کشور از این طریق مورد حمایت قرار گیرند اما تسهیلات این مرکز در عمل چندان رضایتبخش نبوده و به کمکهای بسیار اندک و ناچیز به نخبگان محدود شد.
به اعتقاد من، بحث اقتصادی در این خصوص بسیار مهم است چون تا زمانی که یک متخصص و محقق در جامعه صاحب شغل مناسب نباشد و آینده کاری وی نیز نامعلوم باشد و حتی امکانات اولیه رفاهی و تحقیقاتی او تأمین نشود، این شخص چندان تمایلی برای ماندن در کشور نخواهد داشت. بنابراین رسیدگی به این چالشها و رفع آن از جمله راهکارهای اساسی است که ما هم تمامی این موارد را مورد توجه قرار دادهایم.
* ظاهراً عدم اختصاص بودجههای مصوب مجلس به دانشگاهها هم مزید بر علت شده و حتی صدای همکاران شما را هم درآورده است؟
** البته اعتبارات هزینهای صددرصد پرداخت میشود اما در خصوص بودجههای عمرانی ما اغلب شاهد عدم تخصیص آن هستیم. مثلاً در سال گذشته حدود 50 تا 55 درصد از اعتبارات عمرانی مصوب پرداخت شد که قطعاً در رکود پروژههای عمرانی دانشگاهها مؤثر خواهد بود.
* اما ظاهراً ناراحتی مسئولان پژوهش کشور از این است که بودجه این بخش صرف پروژههای عمرانی میشود؟
** البته باید اذعان داشت که در ردیفهای بودجه بعضاً جابهجاییهایی صورت میگیرد.
* منظور این است که بودجه به اسم پژوهش درخواست میشود اما پس از تخصیص مواردی، صرف پروژههای عمرانی میشود؟
** بله، اخیراً که دانشگاهها به صورت هیأت امنایی اداره میشود این کار امکانپذیر است چون هیأت امنا قادر به جابهجایی ردیفهای بودجه هستند اما قطعاً چنین نخواهند کرد. حداقل در گزارشی که پس از گذشت یک سال از زمان اداره دانشگاهها به وسیله هیأت امنا میگذرد با چنین موضوع روبرو نشدهایم اما باید اذعان کرد که اعتبارات کافی نیست. مثلاً در سال گذشته اعلام شد که دانشگاهها طی 3 سال گذشته هیچ اعتباری برای هیچ بخشی دریافت نکردهاند که همین موضوع سبب شد تا مجلس 100 میلیارد تومان بابت خرید تجهیزات به دانشگاهها اختصاص دهد.
قاعدتاً اینکه اعتبارات را، گاه تخصیص داده نمیشود هم میپذیرم. به هر حال اگر اعتبارات به طور کامل در اختیار دانشگاهها قرار گیرد و بر عملکرد آنها نظارت بشود قطعاً میتوان شاهد رشد آموزش عالی کشور بود.
* البته بحث فرار مغزها را خیلی هم نباید در موضوع اقتصاد محصور کرد بخصوص اینکه بسیاری از کارشناسان معتقدند علت تشدید آن، عدم درک منزلت نخبگان از سوی جامعه و نهادهای مسئول است؟
** به اعتقاد من، یک محقق نخبه اصولاً دنبال زیادهخواهی مادی نیست و به تأمین حداقلهای زندگی خود قانع است قبلاً هم گفتم، بزرگترین منزلت برای یک محقق این است که او نتیجه زحمات خود را در عرصه جامعه ببیند همانطور که در خصوص دانشمندان جوان کشورمان در بحث انرژی هستهای شاهد بودیم، ولی متأسفانه در این بخش ما واقعاً دچار اشکال هستیم. مسلماً آمار فرار مغزها در کشور ما بالاست و قطعاً آن را باید از طریق هماهنگی بین نهادهای مسئول و تأمین امکانات حداقلی نخبگان و کاهش دغدغههای آنان کاهش داد.