تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۹  ، 
کد خبر : ۴۵۷۱۶

جنگ پایان‌ناپذیر چاد


ترجمه: فاطمه موثق‌نژاد
چندی پیش گروه مسلح «جبهه متحد برای تغییر» در چاد که بیشتر با نام فرانسوی خود FUC معروف هستند، انجامنا پایتخت چاد را به تصرف خود درآوردند. نبردهای بی‌امان، بخش شمال شرقی شهر و اطراف ساختمان پارلمان را فراگرفت. آثار محنت‌بار آن به شکل قطع کامل ارتباطات، خود را نشان داد. شبکه تلفن‌های همراه انجامنا چهارشنبه گذشته از کار افتاد. پایتخت چاد در تاریکی مطلق فرو رفت.
مانند همه مناطق جنگی درگیر در هرج‌ومرج، بیشترین هراس عبارت از عدم اطلاع از هویت دقیق نیروهای متخاصم بود. نیروهای فرانسوی کنترل مناطق کلیدی دولتی و نیز ساختمان‌های مربوط به دولت فرانسه را در دست گرفتند. درگیری‌های شورشیان در انجامنا پایتخت فقیر آفریقایی که در غربی‌ترین استان ویران شده از جنگ یعنی دارفور رخ می‌دهد، هویت معماگونه‌ای دارد، زیرا نه از ویژگی‌های یک درگیری قبیله‌ای برخودار است و نه کودتا به شمار می‌آید.
به لحاظ تاریخی، حکومت‌های این منطقه محصور در خشکی، با حمله کشورهای همسایه به پایتخت، سقوط می‌کنند. مسئولان چاد ادعا می‌کنند که 60 درصد نیروهای FUC، تبعه سودان و مزدوران دارفوری هستند. اپوزیسیون، این موضوع را به شدت تکذیب می‌کند.
درک چگونگی غصب قدرت توسط آنها مشکل نیست. این نیروها از دارفو وارد کشور شده و دولت «حسن حابر» (Hissene Habre) را برکنار کردند.
به نظر می‌رسد فرانسه، که سابقاً چاد مستعمره‌اش بود و بیشتر ملل دیگر غربی، «آدریس دبی» (Deby) را به هر گزینه دیگری ترجیح می‌دهند. بسیاری از رهبران آفریقایی و غربی مایل به انتقاد از دبی نیستند و دلایل روشنی نیز برای این تمایل وجود دارد. از سوی دیگر بسیاری از مردم چاد به شدت با حکومت وی مخالف هستند. قدرت آهنین او که از طریق تسلط نیروهای نظامی فرانسه بر کشور و درآمدهای نفتی، تحکیم می‌شود، بخش عظیمی از مردم از جمله اعضای قبیله خود او یعنی «زاقاوا» را نیز از وی بیزار کرده است.
بزرگترین دلیل برای توجه به دبی، عملکرد او در کشور است. وی تاکنون دوبار در انتخابات پیروز شده و عهد بسته که در انتخابات عمومی که برای سوم ماه مه برنامه‌ریزی شده، پیروز شود.
مخالفان در چاد که انتخابات را تحریم کرده‌اند، ادعا می‌کنند که دبی همه معیارهای اساسی دموکراسی را نادیده گرفته و قدرت را در دستان خود متمرکز ساخته است.
در سال 1990، پس از آنکه حابر از قدرت ساقط شد، صلح به چاد بازگشت. ابتدا مردم زاقاوا از رهبر خود دبی، حمایت می‌کردند. اما اکنون توانایی فوق‌العاده وی همراه با حمایت نظامی فرانسه و ثروت ناشی از معاملات نفتی، همه منتقدان او را متعجب کرده است. بی‌شک دبی یک معامله‌گر قدرتمند است. بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند FUC از سنگر محکم خود در دارفور، انجامنا را تسخیر کرد. در آن روزها صدای توپ و آتشبار در سراسر شهر یک میلیونی به گوش رسید.
«لائونا گنک» وزیر خارجه پیشین و سخنگوی کنونی FUC در سخنان تحکیم‌آمیزی در پاریس در مورد وقایع اخیر هشدار داد و گفت: نیروی هوایی فرانسه دخالت مسلحانه کرده است. ما برای شهروندان بی‌شماری که در شهرهای آدر و مودینا قربانی بمباران‌های فرانسه شده‌اند، متأسفیم».
تا یکشنبه و پس از حمله نظامی فرانسه، نیروهای دولتی دوباره کنترل اوضاع را به دست گرفتند. فرانسه که «آدریس دبی» را به مسند ریاست جمهوری بازگرداند، اعلام کرد که 150 سرباز به نیروهای مستقر در چاد که در حال حاضر حدود 1200 تن هستند، اضافه کرده است، اما با این حال دخالت در جنگ را تکذیب کرده و تصریح کرد که سربازان فرانسوی نیروهای پشتیبان ارتش چاد را تأمین می‌کنند، ارتشی که به دبی شدیداً وفادار است.
اما درباره عدم دخالت پاریس در تحولات چاد جای تردید وجود دارد. دبی در بیستم ماه مارس برای پرواز به شهرهای شرقی چاد یعنی آبشه و فارچانا در قلب دشمن، از سوی نیروهای فرانسوی اسکورت شد تا خطوط مقدم جبهه را بازرسی کند. ژنرال «موسی هارون تیر کاوا» رئیس پلیس ملی چاد مغرورانه اعلام کرد که «اوضاع تحت کنترل است». چاد کشوری با ده میلیون جمعیت پراکنده و به بزرگی آلاسکاست. از اقتصاد عقب مانده برخوردار است. جنوب که از نظر کشاورزی غنی، اما از نظر سیاسی در حاشیه قرار دارد، بیشتر از گروه‌های بومی مسیحی تشکیل شده است.
از طرفی ترکیب قومی چاد بسیار شبیه ترکیب قومی سودان است. این دو کشور از مرز مشترکی به طول 1000 کیلومتر برخوردارند و بیش از 200 هزار سودانی پناهنده در چاد سکنی گزیده‌اند. اما چاد مسئولان سودانی را متهم می‌کند که مسبب راه‌اندازی درگیری اخیر در چاد هستند. در همین راستا دولت چاد تهدید کرد که پناهندگان سودانی را به زور از خاک خود اخراج خواهد کرد.
انجامنا مدت زیادی است که از جنگ دارفور گله‌مند است و هشدار می‌دهد که این مشکل اگر همچنان حل نشده باقی بماند به چاد سرایت می‌کند. گرچه هیچ حلقه دوستی میان «عمر حسن‌البشیر» رئیس‌جمهور سودان و همتای چادی او وجود ندارد، اما رهبران دو کشور چاد و سودان در نهم ماه فوریه یک توافقنامه صلح امضا کردند. در روز 23 دسامبر 2005 چاد اعلام کرد که در حالت جنگ با سودان است، اما لیبی دخالت کرد و موقتاً به بحران میان انجامنا و خارطوم پایان بخشید.
به هر شکل، مشترکات فرهنگی قابل ملاحظه‌ای میان چاد و سودان وجود دارد. پادشاهی قدیمی مسلمانان قبایل کانم، وادای و باگوئرمی چاد براساس فرهنگی استوار بود که از طریق تجارت برده در ماورای صحرا استحکام می‌یافت. اینها پادشاهی‌های مسلمان شده‌ای بودند که تجارت و روابط فرهنگی وسیعی با جهان عرب داشتند و هر چند امروزه چاد از جمعیت وسیع عرب برخودار بوده و زبان عربی دومین زبان مهم خارجی در این کشور است، اما بیشترین مردم آن عرب بومی نیستند.
این قبایل چه عرب و چه غیرعرب، در دو سوی مرزهای به شدت متشنج چاد و سودان قرار دارند. در هفته‌های گذشته چاد اعلام کرد که روابط دیپلماتیک خود را با خارطوم قطع کرده است. به دنبال آن، سودان نیز مقابله به مثل کرد. جنبش عدالت و برابر که یک نیروی مسلح مخالف است، بی‌درنگ ساختمان سفارت سودان در انجامنا را به اشغال خود درآورد. نیروهای حکومتی چاد کمی بعد آنها را از سفارتخانه بیرون کردند. دبی احتیاج به کمک دارد. این کمک بیشتر نظامی است تا اقتصادی و سیاسی. سربازان دولت چاد از ارتش فرار می‌کنند و به نیروهای FUC می‌پیوندند. وزرای کابینه نیز دبی را ترک کرده‌اند. در سال 1998 شورشی توسط یوسف توگوآمی، وزیر دفاع سابق دبی انجام گرفت.
امروزه گرچه FUC مهمترین گروه مسلح مخالف در چاد به شمار می‌آید، یک گروه مسلح مخالف دیگر به نام SCUD وجود دارد که توسط پسر عمویم صاحب قدرت دبی و دیگر خویشان و طفیلی‌های سابق، رهبری می‌شود. با نگاهی به تاریخ چاد می‌توان دریافت این کشور سابقه طولانی در جنگ داخلی و عدم ثبات سیاسی دارد. نخستین رئیس‌جمهوری این کشور «فرانسوا نگارتا تومبالبایه» در یک کودتای خونین در 1975 توسط ژنرال «فلیکس معلوم»، به قتل رسید که این یک نیز به نوبه خود به پایان سختی دچار شد.
چاد از نظر اقتصادی نیز در تنگنای شدید به سر می‌برد. در ماه ژوئن 2000 بانک جهانی موافقت کرد تا خط لوله نفت چاد به کشور همسایه کامرون در بنادر اقیانوس اطلس را بسازد. در عوض چاد نیز متعهد شد که 80 درصد درآمدهای نفتی را صرف پروژه‌های آموزشی، بهداشتی و رفاه اجتماعی کند. دبی وعده‌های خود را نقش کرد و بانک جهانی نیز در اقدامی متقابل، حساب بانکی چاد را بست.
از دیگر سو همسایگان چاد به شکل سنتی در امور داخلی این کشور درگیر هستند. بخشی از آن به این دلیل است که عامل بومی و قبیله‌ای در چاد شکل بسیار پیچیده‌ای دارد و مرزهای نفوذپذیر، به معنی رفت و آمد آزادانه افراد قبیله در منطقه است. در سال 1997 لیبی نوار آزو را تسخیر کرد و بخش‌های بیابانی دورافتاده و مناطق کوهستانی را به خاک لیبی ملحق ساخت و تا آنجا پیش رفت که در سال 1979 یک تهاجم تمام عیار به چاد داشت. در سال 1979، دوازده گروه مخالف انجامنا را تسخیر کردند اما بعد از آن، جنگ داخلی میان همین گروه‌ها آغاز شد.
اکنون لیبی به یک میانجی میان خارطور و انجامنا تبدیل شده است. صلح کوتاه مدتی که با میانجیگری لیبی برقرار شد، در سال 2002 شکسته شد و جنگ میان دو کشور همسایه شعله‌ور شد.
شورشیان چاد اکنون از دارفو به عنوان پایگاه عملیات خود بهره می‌گیرند. حکومت چاد مسئولان سودانی را متهم می‌کند که به گروه‌های مسلح مخالف چاد پناه می‌دهند. دبی خود از طریق اشغال انجامنا با کمک گروه‌های نظامی که از دارفور رهبری می‌شدند، به قدرت رسید و به دنبال آن روابط دوستانه با فرانسه و ایالات متحده برقرار کرد. شاید از همین‌روست که دبی به راحتی در دو انتخابات در سال‌های 1996 و 2001 به پیروزی رسید. با این اوصاف می‌توان گفت به احتمال زیاد شورشیان چاد، جنگ را دوباره از سر خواهند گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات