تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۶  ، 
کد خبر : ۴۵۷۱۹
گزارش «ایران» از نگاه محافل سیاسی، خبری به نامه احمدی‌نژاد برای بوش

امضاهایی که پای نامه رئیس‌جمهوری نشست

اشاره: گروهی سیاسی ـ سهم نامه رئیس‌جمهوری به جورج بوش از رسانه‌های داخلی تنها یک تیتر بوده و بهره‌برداریهای گوناگونی که جناحهای سیاسی از این اتفاق در راستای اهداف خویش به عمل آوردند و عایدات این نامه از رسانه‌های خارج، انبوه گزارشها و مطالبات است که تا به امروز «دیپلماسی ایران» را در کانون نگاه افکار عمومی قرار داده است. نامه بیست اردیبهشت احمدی‌نژاد از هر منظری نگاه شود دست کم یک رویداد خبری در عالم رسانه و یک «ابتکار» در دنیای دیپلماسی بود. این نامه برخلاف تصور با دو برخورد متفاوت در داخل و خارج روبرو شد. این مکتوب به همان میزان که نگاه اهل سیاست و خبر را در آن سوی مرزها به خود مشغول کرد، در این خطه با سرنوشتی متفاوت و شاید شگفت‌انگیز روبرو می‌شد.

از میان نهادها و نیروهایی که نام «مراجع اجتماعی» را دارند قاطبه علما و روحانیون به استقبال این نامه رفتند. شاهد این سخن خطبه‌های امامان جمعه و سخنان مراجعی است که در نخستین روزهای انتشار نامه مهر تأیید و تحسین برپای اقدام رئیس‌جمهوری نهادند.
حلقه دوم استقبال‌کنندگان از نامه مجلسیان و شماری از مقامهای سرشناس حکومت بودند که پیامهای نهفته در نامه رئیس‌جمهوری را روشنگرانه خواندند، در این حلقه باید از نطق مبسوط رئیس مجلس، دبیر شورای نگهبان، رئیس قوه قضاییه و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و شمار دیگری از مسئولان یاد کرد. پس از این دو طیف، نگاهها به سوی اردوگاه احزاب و رسانه‌ها دوخته شد، همان نقطه‌ای که نامه رئیس‌جمهوری را در فضای داخل کشور با بازتابی عجیب روبرو کرد. از همراهی شمار کثیری از احزاب اصولگرا با اقدام رئیس‌جمهوری که بگذریم طایفه دیگری از سیاستگران به تخفیف اقدام رئیس‌جمهوری و تخطئه‌نامه همت گماشتند.
رفتار منتقدان و مخالفان داخلی
مرور در سخن‌ها و مطالبی که پس از نامه رئیس‌جمهوری بر جراید و تریبونهای احزاب سیاسی جاری شد حکایت از آن دارد که این نامه خود سرفصل و نقطه عطفی جدید در حرکت رقیبان رئیس‌جمهوری گشود. جبهه مخالفان حرکت خود برای از اعتبار انداختن اقدام رئیس‌جمهوری را از تفسیرنامه و مصادره به مطلوب آن آغاز کردند و در این وادی آنها گفته‌ها و سخن‌های صریح رئیس‌جمهوری را به کناری نهادند و پیام‌نامه را از دریچه تصورات و گمانه‌های ذهنی خویش بازخوانی کردند. نتیجه آن شد که: منتقدان وطنی اقدام رئیس‌جمهوری را که یک «تصمیم ملی» و «سیاست رسمی نظام» بود به «حرکتی شخصی» تنزل دادند.
پیام صلح و مهرورزی احمدی‌نژاد را به سازش و نرمش تعبیر کردند، در تفسیری خلاف واقع آن مکتوب سراسر عتاب و انتقاد به زمامداران کاخ سفید را به عبور از خطر قرمزها تعبیر کردند و بالاخره در قضاوتی عجیب سکوت دولتمردان آمریکا را نشانه ناکامی تصمیم رئیس‌جمهوری فرض گرفتند. منشأ این همه اشتباه در برخورد جبهه منتقدان نامه رئیس‌جمهوری تنها یک تصور و سوءظن بود، تصوری که این وسوسه را در ذهن رقیبان انتخاباتی احمدی‌نژاد دامن زد که رئیس‌جمهوری اصولگرا هوس سازش با بزرگترین خصم سیاسی ایران کرده است. در نگاه این طیف مذاکره با آمریکا یک کارت طلایی و برگی پر بها در بازی دنیای دیپلماسی است و هر آنکس که این کلید را در چنگ گیرد، گوی سعادت از رقیبان ربوده است.
اما واقعیت این بود که منتقدان در مرور متن نامه رئیس‌جمهوری هیچ واژه و نشانی از نرمش و سازش نیافتند و لذا آنچه تحت عنوان عبور از خط قرمز بر قلم منتقدان آمد صرفاً یک اتهام و برچسب بود. اما پاسخ رئیس‌جمهوری و یارانش به این همه بی‌مهری و حتی مغالطه‌کاری، خویشتنداری و سکوت بود. و پرواضح است که در این سکوت این پیامی روشن نهفته است که برخلاف مشی امروز و آینده گروههای رقیب، دولت نهم سودای آن ندارد که سیاست خارجی به میدان رقابت و عرصه زورآزمایی احزاب و گروهها تبدیل شود.
صدای بلند رسانه‌های غرب در سکوت کاخ سفید
چنانکه انتظار می‌رفت رئیس‌جمهوری آمریکا از پاسخ به نامه رئیس‌جمهوری طفره رفت و همراهان او نیز بی‌آنکه برای انبوه پرسشها و انتقادهای احمدی‌نژاد پاسخ گویند به تکرار این عبارت عجیب پرداختند که نامه تهران فاقد راه حل برای مناقشه هسته‌ای است. اما در همان حال که هاله‌ای از ابهام و تردید بر نگاه زمامداران آمریکا حکمفرما بود، محافل و رسانه‌های خبری این کشور با حضور سیاستمداران نامی این کشور، مکتوب رئیس‌جمهوری را به بحث گذاشتند.
برآوردها حاکی از آن است که نامه رئیس‌جمهوری بیشترین بازتاب را در جامعه رسانه‌ای و مآلاً افکار عمومی آمریکا درپی داشته است. از شبکه‌های تلویزیونی پرآوازه سی.ان.ان، سی‌بی.اس و ان.بی.سی که از نخستین ساعات دریافت نامه به انتشار آن و تفسیر و تحلیل محتوایش مبادرت کردند تا مطبوعات و جراید این کشور هیچ سخنی را درباره اهداف و نتایج و اثرات نامه ناگفته نگذاشتند. در این میان رشته‌ای از گزارشها حاکی از آن بود که افکار عمومی و رسانه‌های جمعی آمریکا مقامات خود را برای پاسخ‌دهی معقول به این حرکت تحت فشار قرار داده‌اند.
این گزارشها به دیدار سردبیران تلویزیون ان.بی.سی و شورای سردبیران خبرگزاری آسوشیتدپرس به عنوان دو رسانه مهم آمریکا با وزیر امور خارجه این کشور اشاره می‌کنند که آنها با طرح سؤالات گوناگون درباره نامه رئیس‌جمهوری اسلامی ایران وی را تحت فشار قرار دادند. یکی از سردبیران آسوشیتدپرس از رایس پرسید، اکنون که شرایط برای گفت‌وگو مهیاست چنانچه ما با آنها گفت‌وگو نکنیم موقعیت ما به خطر نمی‌افتد و این خبرگزاری در گزارشی طعنه‌آلود از پاسخ رایس می‌نویسد.
رایس آن زمان گفت: هنوز ترجمه دقیقی از این نامه نداریم و این نامه نیاز به ترجمه دقیق دارد. از سوی دیگر روزنامه «واشنگتن پست» در انتقاد از بی‌اعتنایی جورج بوش به نامه رئیس جمهوری اسلامی ایران، تأکید کرد که به جای این کار (پاسخ ندادن) می‌توان اقدام بهتری انجام داد. روزنامه واشنگتن پست نوشت: در دوره تلفن‌های بدون‌سیم (تلفن‌های همراه) و پیامهار متنی یک نامه واقعی از سوی رئیس‌جمهور یک کشور به رئیس جمهور کشور دیگر یک حس تقریباً جالب و ظریفی ایجاد می‌کند و آن اینکه تاریخ دیپلماتیک به یک فیلم قدیمی سیاه و سفید بازگشته است.
این روزنامه افزود: نامه احمدی‌نژاد نشاندهنده یک فرصت نادر در زمان مشاجره درباره خواسته‌هاست. به نوشته واشنگتن پست، مسلماً امروز یک مقام سیاست خارجی در واشنگتن هست که می‌تواند محاسبه کند که به جای چشم‌پوشی از نامه احمدی‌نژاد، می‌توان اقدام بهتری را انجام داد.
اما پیامد بعدی نامه در رفتار شماری از سیاستمداران آمریکا ظاهر شد،‌یعنی کسانی چون کیسینجر، آلبرایت و مورفی که آن را نشانه‌ای از تمایل تهران به مذاکره برای پایان دادن به بن‌بست ایجاد شده بر سر برنامه هسته‌ای‌اش تفسیر کرده و خواهان اصلاح سیاست کاخ سفید شدند کیسینجر با لحنی هشدارآمیز گفت: شاید این آغاز مفاهمه‌ای مبنی بر آن باشد که آنها باید به نوعی به برخی شرایط در جامعه بین‌المللی بازمی‌گردند.
اما کیسینجر در اعلام مواضع خود تنها نبود. جمعی از سیاستمداران شناخته شده آمریکا نیز با او هم‌آوایی کردند و از تیم کاخ سفید خواستند در پی ارسال‌نامه احمدی‌نژاد به بوش، مواضع خود را تغییر دهند و از باب گفت‌وگو و مذاکره با ایران وارد شوند. نام «مادلین آلبرایت» وزیر خارجه اسبق آمریکا، سناتور «چاک میکو» و «سندی برگر» مشاور امنیت ملی کابینه «بیل کلینتون» در شمار این افراد به چشم می‌خورد. «لیونل بینر» محقق شورای روابط خارجی آمریکا با اشاره به اینکه زمانبندی نامه احمدی‌نژاد به گونه‌ای تعیین شده که توپ مذاکرات هسته‌ای را به زمین آمریکاییها بیندازد، گفت: حرکت آقای احمدی‌نژاد یک حرکت راهبردی است.
«ریچارد مورفی»، معاون وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز واکنش مشابهی با رؤسای پیشین دستگاه دیپلماسی آمریکا اتخاذ کرد. وی ضمن آن که نامه احمدی‌نژاد به همتای آمریکایی خود را با اهمیت خواند، گفت: به نظر من این نامه فرصتی را برای آغاز گفت‌وگو ایجاد می‌کند. من بارها گفته‌ام که این گفت‌وگو سال‌ها پیش می‌بایست آغاز می‌شد. «سامر شهاتا» استاد دانشگاه جورج‌تاون آمریکا گفت: نامه احمدی‌نژاد به بوش را یک ابتکار عمل مثبت تلقی می‌کنم، اما در عین حال آن را به عنوان یک حرکت سیاسی نیز می‌بینیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات