تبعیض یکی از عوامل مهم در تخریب فضا و روابط اجتماعی است. تبعیضهایی که در سطح خانواده یا در محیط اجتماعی و... دیده میشود، ریشه کدورت و کینه میان فرد یا گروه مورد تبعیض با طرفهای مقابل است. تبعیض جنسیتی در خانواده و جامعه، تبعیض نژادی، مذهبی، قومی و زبانی در جامعه تماماً منشاء کینه و کدورتی میشوند که درپی یافتن فرصتی برای ظهور و بروز هستند. انسان و گروه مورد تبعیض احساس میکند که شخصیت او مورد هجوم قرار گرفته و تحقیر شده است.
در بسیاری از موارد تبعیض آگاهانه و تعمدی است که تبعیض نژادی بدترین و خشنترین نوع آن بوده است که تاکنون بشر با آن مواجه شده است. اما بعضاً هم پیش میآید که تبعیض چندان آگاهانه و عریان نیست، اما به واسطه آنکه در ضمیر فرد تبعیضگزار این تفاوتها و تبعیضها وجود دارد، در عمل خود را نشان میدهد و چه بسا توجهی به تبعیضآمیز بودن رفتار خود نداشته باشد و آن را امری عادلانه و مطابق انصاف بداند.
تبعیض وقتی آثار منفی و مخرب بیشتری دارد که از نهاد یا مرجعی سر بزند که برحسب وظیفهاش باید مظهر بیطرفی باشد و همه را به یک چشم نگاه کند. مثلاً اگر یک نفر بواسطه رنگ پوست یا نژادش از سوی فرد دیگری تحقیر یا با تبعیض مواجه شود، دردناک است. اما ممکن است آن را تحمل کرد، ولی اگر این تبعیض از سوی پلیس یا حکومت باشد بسیار دردناکتر است، زیرا تبعیض از سوی آنان از یک سو به منزله به رسمیت شناختن تبعیض است و از سوی دیگر قرار است که این نهادها در مقابل مردم بیطرف باشند و عمل جانبدارانه له یا علیه کسی نداشته باشند و اکنون با این کار خود جایگاه ویژه خویش را نیز مخدوش کردهاند و این دردی مضاعف است که وارد میشود. اگر یک فرد عادی یک رنگین پوست را تحقیر کند و علیه او تبعیض قایل شود، فرد مورد تبعیض امید دارد که به دولت مراجعه کند، اما اگر یک دولت چنین رفتاری را داشته باشد، به کجا باید پناه برد؟
با این مقدمه میخواهیم بررسی کنیم که چقدر از رفتارهای رسمی در جامعه ما تبعیضآمیز است؟ در این یادداشت به تبعیضهای آگاهانه در عرصه سیاست و دین و حتی جنسیت پرداخته نمیشود. بلکه صرفاً تبعیضهایی مدنظر قرار میگیرند که چه بسا در ابتدای امر چندان مورد توجه کسی واقع نمیشوند و حتی فاعلان رفتار هم توجهی به این وجه عمل خود ندارند، اما بیتردید آثار خود را بر ذهنیت اجتماعی به جا میگذارند.
چندین رویداد را با هم مرور میکنیم. مجروحین و شهدای ناشی از انفجار مین در مناطق غربی و جنوبی کشو، آتشسوزی مسجد ارک، آتشسوزی یک دبستان روستایی در دو سال پیش، طوفان گونو در بلوچستان، انفجار حسینیه شیراز، آتشسوزی کارخانجات در شازند اراک، سقوط هواپیمای C-130 ارتش، رسیدگی به پرونده دکتر زهرا بنییعقوب، رسیدگی به پرونده پالیزدار و...
مثالهای متعددی را برحسب زمینههای گوناگون آوردم تا صرفاً بر تبعیضهای سیاسی تأکید نشده باشد. البته رسیدگیهای مثبت و سریع برای حل اموری چون مسجد ارک نه تنها مورد انتقاد نیست، که بسیار هم مطلوب است، اما مسأله اینجاست که چرا در موارد دیگر چنین همتی به خرج داده نمیشود؟ سرعت بازسازی مسجد ارک و رسیدگی به موقع همراه با پرداخت هزینه درمان مجروحین و پرداخت غرامت فوت را در آتشسوزی مسجد ارک مقایسه کنید با نحوه برخورد با آتش گرفتن مدرسهای در روستا که تعداد زیادی کودک کشته و سوخته شدند یا با اتفاقی که در کارخانجات اراک رخ داد. نحوه عمل و تبلیغات انجام شده و اعلان پرداختهای مالی و... در حسینیه شیراز را مقایسه کنید با مجروحین و شهدای گمنام ناشی از انفجار مین. فراموش نکنیم که این مینها ادامه جنگ است و کشتهها و مجروحین مینها ادامه شهدا و مجروحین جنگ هستند. پروندههای مختلف را هم میتوان با یکدیگر مقایسه کرد، که عموماً این مقایسهها معرف نوعی دوگانگی رفتاری است. این دوگانگی، ضمن آنکه تخم عداوت و کینه و نفرت را در دلها میکارد، اعتبار و درستی تصمیمات دیگر مراجع مذکور را هم با سوال و ابهام مواجه میکند، فرد یا گروهی که احساس تبعیض کند، همدلی خود را با جامعه از دست میدهد و بیش از آنکه در صدد تعاون و همکاری با جامعه باشد یا خود را برای ایثار و از خود گذشتگی آماده کند، در صدد انتقامگیری است و تنها درپی فرصتی است تا این هدف را محقق کند و حتی در صدد است تا خسارتهای ناشی از سالها تبعیض را یکجا جبران نماید. خسارتهای ناشی از وجود تبعیض به مراتب سهمگینتر از فقر و نداری است. فقر را میتوان تحمل کرد و یا حتی با آن کنار آمد، اما با تبعیض نمیتوان. مردمان ترجیح میدهند که حتی اگر مورد ظلم هم واقع میشوند، بالسویه باشد چرا که ظلم بالسویه، عدل است .حتی در ظلم هم بهتر است تبعیضی قائل نشد و این نشان از تاثیر بدتر تبعیض بر روح و روان فرد و جامعه است.