دکتر "علی مطهری" در نامهای سرگشاده به رییسجمهور از سیاستهای فرهنگی انتقاد کرده و خواهان آن شده است که دولت از مسائل فرهنگی و پرداختن به ارزشها غفلت نورزد. در قسمتی از این نامه آمده است آن چه خلاف انتظار از دولت شما بوده برخی سیاستهای فرهنگی است. همانطور که خود توجه دارید روح انقلاب اسلامی، تحول فرهنگ و تحول روحها به سوی انسانیت است، عمران و آبادانی وسیله و مقدمه برای این هدف و نتیجه است و چیزی است که هر دولتی لااقل برای بقای خود مجبور به انجام آن است، چنان که اگر رژیم سابق نیز برقرار بود، تاکنون عمران و آبادانی فراوان انجام داده بود و در برخی موارد، اصولیتر، زیر طرحها را دربست به غربیها میسپرند و البته با اختلاس و حیف و میل بسیار بیشتر. بیتوجهی به مسائل فرهنگی به معنی گرفتن روح انقلاب اسلامی از کالبد آن است، به علاوه خود بهترمیدانید که عدالت اسلامی بدون پشتوانه معنویت و اخوت اسلامی قابل تحقق نیست و با عدالت سوسیالیستی فرسنگها فاصله دارد. اکثر سیاستهای فرهنگی این دولت همان سیاستهای گذشته است و این یک نقطهضعف بزرگ است.
دولت سابق تنها بر یک ارزش تاکید داشت و آن مساله آزادی بود و البته تا آن جا که شامل آزادی تفکر و آزادی بیان میشد، بسیار خوب بود و از نقاط قوت آن دولت به شمار میرود، اما از برخی ارزشهای دیگر مانند عدالت غافل ماندند و در مسائل فرهنگی سیر قهقرایی و گرایش به غرب داشتیم، همچنان که دولت سازندگی تنها بر توسعه و عمران و آبادانی تاکید داشت و از برخی ارزشهای دیگر مانند عدالت غافل ماند، دولت جنابعالی نیز میرود که دچار همان اشتباه شود، زیرا تنها بر عدالت تاکید دارد و حساسیت لازم را در مسائل فرهنگی ندراد. این نقطه ضعف از همان زمان تبلیغات انتخابات بر صاحبنظران آشکار بود، اما حمل به صحت میشد و این که به این مسایل باید در زمان خود پرداخت، ولی موضعگیری جنابعالی در مساله نظارت بر پوشش اسلامی در سطح جامعه، آن شک و تردید را تقویت و به ظن و گمان تبدیل کرد که امیدواریم که هیچگاه به یقین تبدیل نشود.
در آنجا فرمودید در مساله انحطاط پوشش اسلامی در کشورمان، بزرگنمایی شده است. حال آن که سخن معترضان واقعنمایی بود نه بزرگنمایی و از سر سوز و غیرت اسلامی و انسانی و به حکم احساس تکلیف، فریاد برآورده بودند. باز حمل به صحت شد و این که لابد طرح بهتری از سوی رییس جمهور اصولگرا در راهست، لیکن غیر از چند اقدام جزئی از جمله اتحاد تمهیدات برای تولید مانتوهای مناسب مشاهده نشد. خود بهتر میدانید که نظام خانوادگی اسلامی بر دو اصول استوار است: ارضای غریزه جنسی در حد طبیعی و عدم تحریک در سطح جامعه.
اگر بنا باشد که راه تحریک در جامعه باز باشد و از آن سو، راه ارضا بسته، موجب پدیدآمدن عقدههای روحی و روانی به ویژه در جوانان میشود و آن گاه باید بگوییم که روش غربی در این مساله یعنی آزاد تحریک و آزادی ارضاء بر راهی که ما از پیش خود ساختهایم و با اسلام فرسنگها فاصله دارد و در واقع ممزوجی است از اسلام و غرب، برتری دارد و لااقل از ایجاد عقدههای روانی جلوگیری میکند. دولت اسلامی شما دو راه بیشتر در پیش ندارد، یا راه ارضاءهای نامشروع را باز بگذارد- که اسلام چنین اجازهای را به ما نمیدهد – و یا با عوامل تحریک مبارزه کند و البته در کنار آن می بایست زمینه ازدواج در سنین آغاز جوانی را برای مردم فراهم کرد، از راه کاستن مشکلات اقتصادی آنها و از میان برداشتن آداب و رسوم غلط در امر ازدواج که متاسفانه از روش اسلامی و سیره پیامبر(ص) وائمهاطهار (ع) بسیار دور شدهایم. مهم این است که دولت مظهر اجرای آن بخش از امر به معروف و نهی از منکر باشد که مستلزم اعمال قانون است و کار مردم عادی نیست و متاسفانه دولتهای گذشته همواره از زیربار آن شانه خالی کردهاند. مهم این است که دولت اسلامی به بدحجابی و بیحجابی رسمیت نبخشد و مثلا شلوار و بلوز یا شلوار و پیراهن کوتاه چسبان را مصداق پوشش اسلامی تلقی به قبول نکند.
بسیاری از مصداق پوشش اسلامی تلقی به قبول نکند. بسیاری از بانوانی که اطلاعات اسلامی آنها اندک است فکر میکنند که سکوت دولت در این زمینه به معنی درستی نوع پوشش آنهاست، همچنان که بسیاری فکر میکنند هر موسیقی که از صدا و سیما پخش میشود، خالی از اشکال شرعی است. اکثر این گونه افراد با یک تذکر یا اقدام دولت در وضع خود تجدیدنظر میکنند، زیرا واقعا مسلمانند؛ اما رودربایستیها باعث شده که نه دولت، نه روحانیت و نه هیچکس دیگر به آنها سخن نگوید و آنها راه خود را درست بپندارند. نگارنده که گاه صبحها برای ورزش به برخی پارکهای تهران میرود، گاهی با مناظری از ورزش مختلط بانوان مواجه میشود که تاسفبار است. چه مانعی دارد که در همه پارکهای تهران محلهایی ویژه ورزش بانوان احداث شود که آنها حتی بدون پوشش اسلامی به ورزش بپردازند. در این صورت بانوان متدین نیز به ورزش در پارکها روی خواهند آرود و حق آنها ضایع نخواهد شد.
اگر این کارها در زمان دولت شما که اصولگرا و اسلامی نام گرفته است، انجام نشود، دیگر چندان امیدی به تحقق آن نباید داشت. مطهری افزوده است: البته مسائل فرهنگی منحصر به مسائل مربوط به عفاف جامعه نیست. انتظار این بود که با روی کار آمدن دولت اصولگرا مثلا برنامهای برای تغییر تابلوهای امکان مختلف از اسامی و حروف انگلیسی استفاده کردهاند و انسان با دیدن آنها فکر میکند در لندن یا پاریس است و هیچ نشانهای از فرهنگ اسلامی وملی در آنها دیده نمیشود، ارایه و اجرا شود، ولی ظاهرا حساسیتی در این زمینهها وجود ندارد. در حالی که مبارزه با خودباختگی فرهنگی و بازگشت به هویت اسلامی از پایهها و مقدمات اصولگرایی است. همچنین مساله اکران برخی فیلمهای سینمایی که به فکر و اخلاق جامعه آسیب میرسانند مورد سوال است و اصلاح در خور را نیافته است. گسترش بی حد و حصر بدون قاعده تبلیغات بازرگانی وتجاری در معابر عمومی، بزرگرارهها، فرودگاهها، خیابانها ومترو، آن هم بیشتر درباره اجناس خارجی، هم نوعی تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی از داخل است و البته ریشه آن کسب درآمد و تامین بودجه شهرداریها و غیر است و به هر حال باید چارهای اندیشید، باید تفاوتی میان فرودگاهها و خیابان ما با فرودگاه و خیابان مثلا دبی از این نظر وجود داشته باشد.
برخلاف نظر سکولارها، دولت عهدهدار مراقبت از عقاید و اخلاق جامع نیز هست. رهبر گرامی انقلاب اسلامی نیز اخیرا فرمودند دولت عهدهدار مراقبت از ایمان مردم است . مسائلی مانند اصلاح رفتار اجتماعی مردم، مثل طرز رانندگی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی توسط راننده و عابر که متاسفانه ایران وضع اسفباری دارد، در حیطه وظایف دولت قرار میگیرد. حتی دولت وظیفه دارد با رد و بدل شدن دشنامها و به ویژه دشنامهای ناموسی در کوچه و خیابان- که باز متاسفانه کم نیست- مبارزه و برای عاملان آن مجازاتهای سنگین وضع کند، خلاصه یکی از مربیان جامعه دولت است. در گذشته دور در دنیای اسلامی دایرهای وجود داشته به نام دایره حسبه یا امر به معروف و نهی از منکر و نظارت بر این گونه امور به عهده این دایره بوده است. البته مبارزه با این کژیها به از خودگذشتگی نیاز دارد، اما مصلح واقعی کسی است که با نقاط ضعف جامعه مبارزه کند، هر چند از محبوبیت اجتماعی او کاسته شود. این که وظیفه دولت را تنها خدمت به خلق بدانیم و خدمت به خلق را نیز در سیر کردن شکم مردم خلاصه کنیم و از سایر ازشها غفلت ورزیم یک خطای بزرگ است، باز به تعبیر استادمطهری در این صورت حداکثر به جنبه حیوانی انسانها خدمت کردهایم نه به انسانها. همینطور است مساله تبدیل کلمات عربی رایج به الفاظ فارسی نامانوس که زیرکانه در حال انجام شدن است و نتیجه آن دور کردن نسل آینده از معارف اسلامی است. مثلا چه لزومی دارد که کلمه خروج تبدیل به برون رفت شود؟ با این منوال، قطعا بیست سال دیگر آثار امام(ره) و آثار شهید مطهری و دیگر اندیشمندان برای مردم مفهوم نخواهد بود . این در حالی است که نسبت به کاربرد کلمات لاتین حساسیت لازم وجود ندارد و استفاده از این کلمات در صدا و سیما و مطبوعات و تابلوها و غیره سیر صعودی دارد.