علی شکوهی
در دیدار خبرگان با رهبر معظم انقلاب ایشان بر نکتهای تاکید کردند که تامل برانگیز است و توجه به جوانب آن ضرورت دارد. ایشان فرمودند: «هدف و مقصود اساسی از تشکیل مجلس خبرگان، موضوعی کاملا ملی یعنی انتخاب رهبری نظام در زمان لازم است. بنابراین شان این مجلس بالاتر از مسایل خطی و جناحی است البته صاحبان عقاید مختلف سیاسی میتوانند در خبرگان حضور یابند اما نباید این مجلس را به محل بروز انگیزههای سیاسی و جناحی تبدیل کنند.» برای تبیین این کلام، چند نکته را مورد توجه قرار میدهیم:
اول: جناحبندی سیاسی در نظام دینی مبتنیبر اصل ولایت فقیه، در سطحی پایینتر از رهبری ایجاد میشود و قطعا نباید به مقوله ولایت فقیه هم تسری یابد. نیروهای سیاسی نمیتوانند و نباید با مواضع و عملکرد رهبری را به جناح خاص نسبت دهند. همانگونه که رهبری نیز هرگز براساس مصالح جناحی خاص، تصمیم نمیگیرد و عمل نمیکند. جایگاه رهبری در ساختار جمهوری اسلامی، جنبه ملی و فراجناحی دارد و هر کسی در این جایگاه قرار گیرد، برای تامین مصالح کلی نظام فراجناحی عملی خواهد کرد.
دوم: جناحهای سیاسی کشور به هنگام معرفی افراد صالح و شایسته به مردم، باید نگاهی ملی داشته باشند و مساله خبرگان را متفاوت با دیگر رقابتهای انتخاباتی تلقی کنند. در رقابتهای رایج انتخاباتی و به اقتضای موضوع انتخابات، مسایل گوناگونی چون گرایش سیاسی، مواضع اقتصادی، ارتباط تشکیلاتی و مواردی از این دست، معیار و ملاک مهمی برای معرفی نامزدهای انتخاباتی به حساب میآیند اما در انتخابات مجلس خبرگان این گونه ملاکها، ناکارآمدند و نباید مورد توجه قرار گیرند. مساله مهم در انتخابات خبرگان، صلاحیتهایی است که باید نامزدها داشته باشند تا در انتخاب رهبری نظام، درست و بهنگام عمل کنند. خبرگان، رهبری را براساس ملاکهایی چون گرایش خطی و جناحی انتخاب نمیکنند و خودشان هم نباید با این گونه ملاکها برگزیده شوند.
سوم: تایید صلاحیتها از سوی فقهای شورای نگهبان نیز نمیتواند تابع گرایشهای حزبی و جناحی باشد. این امر حتی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری هم صادق است اما برای تایید صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان، باید به صورت مضاعف مورد تاکید قرار گیرد. حاصل بررسی شواری نگهبان در زمینه صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان باید به گونهای باشد که صالحان و شایستگان فارغ از گرایش سیاسی و جناحی مورد تایید قرار گیرند و مردم نیز امکان انتخاب از میان نامزدهای دارای گرایش سیاسی متفاوت و نیز مستقلهای واجد صلاحیت را داشته باشند.
چهارم: فضای تبلیغاتی انتخاباتی مجلس خبرگان را نیز باید به صورتی متفاوت را به همراه نداشته باشد. اصل منطقی در رقابتهای انتخاباتی این است که گروهها و جناحها به معرفی نامزد خود مبادرت کنند و از تخریب چهره رقبا بپرهیزند اما متاسفانه به این امر توجه نمیشود و بسیاری از بداخلاقیها و خلاف شرعها رخ میدهد. در تبلیغات انتخابات خبرگان، باید مساله را از منظری دیگر دید. ماممکن است با عملکرد مواضع یک فرد، مخالف باشیم و حتی برای تصدی مسوولیتهای دیگر به او رای نداده باشیم اما بزرگی و جایگاه او را انکار کردن، موجه نیست و صلاحیت او را برای عضویت در مجلس خبرگان با این ملاکها نمیتوان زیرسوال برد. قرار نیست با خبرگان هم با همان منطقی مواجه شویم که با رقبای انتخاباتی مجلس و ریاست جمهوری مواجه شدهایم. بگذریم که بسیاری از آن برخوردها نیز شرعا قابل دفاع نیست.
پنجم: نکته پایانی به عملکرد و کارکرد خبرگان مربوط است. شان خبرگان، انتخاب رهبری و نظارت براوست و این، امری ملی و فراجناحی است. خبرگان در زمان مقتضی از میان واجدان صلاحیت رهبری، باید شایستهترین را برگزیند و این مسئولیت با نگرش تنگ خطی و جناحی سازگار نیست. تشخیص ولی فقیه واجد صلاحیت از میان کسانی که در مظان رهبریاند، کاری دشوار و مسئولیتی سنگین است و با انتخاب نماینده مجلس و رئیسجمهور و وزیر و... فرق اساسی دارد. البته تجربه جمهوری اسلامی ایران در این امر، تنها یک نمونه دارد اما همگان شاهد بودیم که نمایندگان عضو مجلس خبرگان اول در گزینش رهبر معظم انقلاب پس از رحلت حضرت امام، چگونه با تدبیر عمل کردند. در آن ماجرا غالب کسانی که از نظر خط و ربط جناحی و سیاسی در طیفی دیگر دستهبندی میشدند، از صلاحیت ایشان برای رهبری، دفاع کرده و مساله ولایت و رهبری را فراتر از جناحبندی رایج سیاسی ارزیابی کرده بودند.