تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۳  ، 
کد خبر : ۴۵۷۶۳
پاسخهای دکتر ولایتی به پرسشهای لوموند

افزایش فشارها ایران را به تمکین نمی‌کشاند

مقدمه: سرویس سیاسی: دکتر علی اکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل در گفتگو با سردبیر بخش سیاسی روزنامه فرانسوی لوموند، ضمن انتقاد از سیاست‌های آمریکا در منطقه خاورمیانه به ویژه عراق، مصلحت منطقه‌ای آمریکا را در این دانست که از حالت خشونت و سیاست خشنی که در خاورمیانه در پیش گرفته است، فاصله بگیرد و آن را تغییر دهد. وی همچنین با اشاره به این که شرایط جهانی اجازه ماجراجویی را به آمریکا نمی‌دهد، تاکید کرد که دستیابی عراق به ثبات و آرامش، سیاست قطعی ایران است. دکتر ولایتی مسائل لبنان را هم مورد توجه قرار داد و با توجه به نفوذ فرانسه در این کشور، خاطر نشان ساخت: مصالح مشترک ایران و فرانسه ایجاب می‌کند که از دوست مشترکشان یعنی لبنان حمایت کنند. مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل در این گفت‌وگو پیرامون مسائل هسته‌ای نیز سیاست جمهوری اسلامی ایران را درباره لزوم انجام مذاکره برای دستیابی به راه‌حل، تکرار کرد و هشدار داد: اگر برخی تصور می‌کنند با بالا بردن فشار از طریق شورای امنیت، ایران خواست آنها را مورد تمکین قرار می‌دهد، اشتباه می‌کنند. نظر به اهمیت مباحث مطرح شده‌، مشروح مصاحبه به این شرح از نظر خوانندگان ارجمند می‌گذرد:

* در روزهای اخیر شایعات فراوانی است که از احتمال حملات آمریکایی - اسرائیلی علیه جمهوری اسلامی ایران سخن می‌گویند‌. خرسند خواهم شد تا از دیدگاه و ارزیابی جنابعالی در این زمینه مطلع شود.
**بله این شایعات هست و مختص روزهای اخیر هم نیست. بنظرم آمریکائیها و اسرائیلیها دو امتحان اولیه دادند که می‌توان از آنها به عنوان‌pilot Study نام برد. آمریکائیها بخت خود را در عراق آزمودند و اسرائیلها در لبنان، نتیجه نشان داد که هر دو شکست خورده‌اند. ایران قدرتش، عزم و تصمیمش بسیار جدی است، کشور وسیعی که مساحتش افزون بر چهار برابر عراق است و تاریخی چند هزار ساله دارد و از یک انسجام ملی فوق‌العاده هم برخوردار است. بعید می‌دانم آمریکاییها شانس شکست‌خورده خود را در عراق، در کشوری به مراتب وسیع‌تر و دارای مردمی با عزمی جدی‌تر مجدداً در معرض آزمون قرار دهند. اسرائیلیها هم به گونه‌ای دیگر دائما تبلیغ می‌کردند که یک قدرت بلامنازع در خاورمیانه هستند، اما در مقابل تنها بخشی از مردم لبنان و بعد از یک جنگ 33 روزه شکست خوردند. گذشته از قدرت ایران و این تجربیاتی که ما داریم، شرایط داخلی آمریکا و شرایط جهانی اجازه این ماجراجویی را به هیچکدام از ایندو نخواهد داد. رای مردم آمریکا به دموکراتها و قطعنامه‌ اخیر مجلس نمایندگان آمریکا در حقیقت مخالفت با سیاستهای جنگ‌طلبانه آقای بوش توسط اکثریت بود.
*آیا درحال حاضر تقابلی میان ایران و آمریکا از طریق حوزه‌های واسطی چون عراق و لبنان در جریان است؟
**خیر! این مردم آنجا هستند که از مصالح خودشان دفاع می‌کنند. اتفاقا مصلحت منطقه‌ای آمریکا چنین است که از این حالت خشونت و سیاست خشنی که در خاورمیانه در پیش گرفته فاصله گیرد و آنرا عوض کند.
*خوشحال می‌شوم تا نظر جنابعالی را در مورد سیاست کشور خودم فرانسه در مورد لبنان نیز مورد پرسش قرار دهم؟
**به نظر می‌رسد که فرانسه در حال تضییع و تضعیف سرمایه‌‌گذاریهای سیاسی و فرهنگی پیشین خودش در لبنان است، بدین معنا که فرانسه اعتبارش نزد مردم لبنان قابل مقایسه با آمریکائیها نیست من تا جایی که اطلاع دارم افکار‌عمومی لبنان بصورت اولیه علیه فرانسوی نبوده و نیست. لیکن همراهی سالیان اخیر فرانسه با سیاست آمریکا، به جای تقویت موضع فرانسه موجب تضعیف موقعیت این کشور نزد لبنانیها شده است. ما نمی‌دانیم چه عاملی سبب شد تا فرانسویها با طناب آمریکا بدرون چاهی فرو روند که آمریکا برای آنها در لبنان حفر کرده است. اگر فرانسه تصمیم ندارد این سابقه ارتباطات سیاسی و فرهنگی خود را با لبنان تضعیف کند، زیبنده این خواهد بود که از موضعگیری به نفع یک طرف و علیه یک طرف دیگر خودداری کند.
*این به معنای آنست که بیطرفی اتخاذ کند؟
**ببنید، شان فرانسه ایجاب نمی‌کند که بیاید از یک فرد، یا گروهی و یا از بخشی از مردم لبنان علیه بخش دیگری از مردم لبنان حمایت کند. عدم اتخاذ این سیاست را من بیطرفی نام نمی‌گذارم بلکه آنرا با واژه درایت توصیف کنم. به عنوان مثال اکنون فرانسه از 14 مارسی‌ها در برابر 8 مارسی‌ها حمایت می‌کند. در حالی که در جمع اعضای هشت مارسی‌ها برخی از معتقدین سابق فرانسه هستند مثل ژنرال عون که برای مدتی طولانی فرانسه از وی حمایت می‌کرد. پس توجه بفرمائید که خود این تغییر موضع از یک قطب به قطب مخالف مالا موجب خواهد شد که در لبنان کسی به سیاست فرانسه اعتماد نکند مصلحت فرانسه حفظ یکپارچگی لبنان است.
*چندی پیش آقای شیراک با اعزام نماینده‌ای به ایران در مورد همکاریهای دو کشور پیرامون لبنان، دست به ابتکار زد. اصولا آیا به نظر شما این ایده مناسب است و اگر مناسب است، آیا باید دوباره این ساز و کار را فعال نمود؟
**به نظر من این تصمیم مناسبی است برای اینکه صرف‌نظر از نوع دولت حاکم در لبنان، فرانسه دوست آن ملت است. همچنان که ایران نیز چنین است.
*منظور شما منافع مشترک است؟
**من می‌گویم مصالح مشترک ایران و فرانسه ایجاب می‌کند که از این دوست مشترکشان که جمهوری لبنان است حمایت کنند. فلذا این مشورت میان ما و فرانسه به این هدفی که برشمردیم بسیار کمک می‌کند. معتقدم که همکاری ایران و فرانسه نه تنها در این رابطه به نفع ثبات و آرامش در لبنان بلکه به نفع صلح در کل خاورمیانه و خلیج‌فارس است. در حال حاضر آمریکائیها در خاورمیانه و خلیج‌فارس یکه‌تازی می‌کنند و این علیه منافع مردم خاورمیانه و علیه منافع ایران و فرانسه است. سخنرانی‌ اخیر آقای پوتین که به صراحت از اقدامات یکجانبه آمریکا انتقاد کرد بیشترین توجه ایشان بر سیاستهای خاورمیانه‌ای آمریکا تمرکز داشت. در حال حاضر اروپا هیچ نقش جدی در منطقه خاورمیانه ندارد....
*شما از این بی‌وزنی اروپا متاسفید؟
**آری، چرا که حضور اروپا که بدون تردید فرانسه نقش بسیار محوری آن را بازی خواهد کرد و حفظ سیاست مستقل اروپا، موجب می‌شود که یک توازن و تعادل مثبتی به نفع صلح بین‌الملل در منطقه ایجاد شود. البته تاکید می‌کنم منظورم حضور نظامی نیست بلکه یک حضور سیاسی و بین‌المللی است.
*پس در همین جهت بود که اخیرا و طی مصاحبه هفته گذشته شما پیشنهاد برگزاری یک کنفرانس برای بررسی امنیت و تروریسم را در منطقه مطرح نمودید؟
**در خصوص مقابله با تروریسم اگر همکاری همه طرفهای ذینفع و آنهایی که می‌توانند موثر باشند در صحنه بین‌المللی و بخصوص در منطقه حساس خاورمیانه نباشد امکان از بین بردن ریشه‌های تروریسم وجود خواهد داشت.
*آیا یک دلیل این نیست که سوریه در این معادلات دخالت نمی‌کند؟چرا که همکاری همه جانبه‌ای پیشنهاد می‌کنید این کشور بخاطر سیاست محدودسازی اعمال شده از ناحیه رئیس‌جمهور شیراک نمی‌تواند تحرک داشته باشد. ارزیابی شما چیست؟
** من فکر می‌کنم یک مقدار در مورد سوریه تندروی شده است، یعنی برخی موضگیریهای فرانسه علیه سوریه تند بوده است. البته نمی‌خواهم بگویم همه چیز یکطرفه است اصل اینکه بین فرانسه و سوریه مخالفتها به این حد رسیده این نه به مصلحت فرانسه ونه مصلحت سوریه است. فرانسه چه نفعی می‌برد از خصومتی اینگونه آشکار با سوریه و یا سوریه با فرانسه؟! چرا که اگر این دو اختلافشان اینگونه آشکار باشد طرفهای سومی سود خواهند برد که نه نفع فرانسه را می‌خواهند و نه نفع سوریه را. ما به عنوان ایران می‌توانیم کمک کنیم تا یک ترمیمی در روابط سوریه و فرانسه صورت پذیرد. اگر قرار باشد فرانسه در منطقه نقش داشته باشد این با اصلاح سیاست فرانسه در لبنان، با اصلاح سیاست فرانسه در سوریه و توسعه ارتباط با ایران در مسائل منطقه است که فرانسه می‌تواند با محاسبه کردن همیاری ایران، سوریه و لبنان به عنوان یک قدرت در موازنه‌های سیاسی و بین‌المللی خاورمیانه نقش داشته باشد.
*الان جنگ در عراق، وضعیت افغانستان، تقابل حزب‌الله با اسرائیل در لبنان همه اینها دست به دست هم داده و ایران را در یک موقعیت ممتازی قرار داده است، از این جهت می‌توان گفت که دنیای پیرامون ایران نسبت به کشور شما، نوعی رشک یا خوف دارد؟
جنابعالی در سخنانتان موضع تهران را تکرار می‌کنید، موضعی که می‌تواند یک نقش ثبات بخش را سبب شود. از اینرو آیا لازم نیست که ایران یک حرکتی و یا ژستی را در این جهت داشته باشد که نگرانیهای کشورهای پیرامونی را کاهش دهد؟ و آیا ایران از کارت‌هایی که در دست دارد در جهت سیاست‌های اعلامی خود درست استفاده می‌کند؟
**من البته نظر خودم را می‌گویم، چون عضوی از دولت نیستم، لذا این برداشت یک فرد سیاسی است از تحولات منطقه و ایران و لزوما منعکس‌کننده یک موضع رسمی نیست. ولی این قطعی است که ما خواهان ثبات در منطقه هستیم. در این زمینه شما می‌توانید از دو نکته به عمق دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران توجه کنید. یکی معدل اظهارات و سخنان مقامات ایرانی و دیگر دلائل عقلی. پایه دلائل عقلی این است که اگر دولت جمهوری اسلامی ایران بخواهد کشور را اداره نماید و بخواهد سازندگی و پیشرفت در این کشور حاصل شود، این در سایه امنیت و ثبات ممکن خواهد بود. ما حتما خرسند نخواهیم شد در حاشیه مرزهایمان جنگ و آشفتگی و برخورد باشد. بنابراین تا کنون، در حرکتهایی که به ثبات کمک کرده نقش جدی داشته‌ایم. در رابطه با افغانستان اگر همکاری ایران نبود معلوم نبود دولت جدید بتواند استقرار پیدا کند. در عراق هم شما ببینید در اجلاس کشورهای همسایه عراق نقش فعال داشتیم تا در عراق ثبات ایجاد شود.
*یک تشنج خفیف که آمریکائیها را سرگرم کند، به نفع ایران نمی دانید؟
**نه اینگونه نیست‌. مقاومت مردم عراق در برابر سلطه‌گر کمک می‌کند که سلطه آمریکا در عراق تثبیت نشود لذا این را به حساب آشوب نگذارید بلکه آنرا به مقاومت طبیعی مردم در برابر سلطه بیگانه تعبیر کنید. فراموش نباید کرد که مردم عراق بیش از همه شرایط پیش‌‌آمده صدمه می‌بیند و اما این سیاست قطعی جمهوری اسلامی ایران است که عراق به ثبات و آرامش برسد در شرایطی که مردم هم بر حقوق ملی خود تاکید دارند. ایران از آشوب و تشنج در منطقه و کشورهای همسایه استقبال نمی‌کند.
*اخیرا برخی مقامات آمریکایی بویژه گیتس وزیر دفاع اظهاراتی را در مورد تسلیحات ایرانی در عراق ابراز داشته‌اند، پاسخ شما چیست؟
** این اظهارات در مدت کوتاهی توسط برخی دیگر از مقامات آمریکایی مورد تردید قرار گرفت که این اتهام درست نبوده است. دلیل اولیه آنها چه بود؟ ارائه برخی تسلیحات ایرانی و اشاره به اینکه چون این اسلحه‌ها یافت شده پس ایرانیها دخالت می‌کنند، به فرض صحت، کشوری که 8سال با عراق در جنگ بوده کاملا طبیعی است که مقدار زیادی از تسلیحات آنها توسط ما به غنیمت گرفته شده باشد و مقداری از تسلیحات ایرانی توسط آنها ! در نتیجه پیدا کردن تعدادی اسلحه از ما در کشور همسایه کار تعجب‌ برانگیزی نیست. هر کسی که تعدادی سلاح بدست بیاورد می‌تواند بطور کاذب ادعا کند که دیگری در اینجا دخالت می‌کند!
*اما نکته جالب که آمریکائیها بیان می‌کنند این است که چگونه دولت ایران در جریان این قاچاق اسلحه نبوده است؟ البته گیتس اشاره کرده که ما سندی نداریم که ثابت کند دولت ایران در جریان حمل این تسلیحات بوده است! بعد هم گفته در اینصورت جرم ایران بیشتر است چرا که ....
** یک کشوری خارج از چارچوب سازمان ملل و با بی‌توجهی به دیدگاه سایر کشورهای عضو شورای امنیت به عراق لشگر‌کشی کرده و حدود130 هزار نیرو در آنجا دارد، به خودش حق می‌دهد، که در آنجا خارج از تمام قوانین بین‌الملل حضور خود را حفظ کند تا حدی که آقای کوفی‌ عنان در روزهای آخر مسئولیتش اعلام کرد که حمله آمریکا به عراق غیرقانونی بوده است حالا این دولت متجاوز خودش را متولی عراق تصور کرده و تعدادی اسلحه را که به تعبیر خود وی قاچاق است مورد استناد قرار داده، تا ایران را مقصر اعلام کند و آمریکائیها می‌شوند صاحب حق! هم اکنون مقداری از تسلیحاتی که فرانسه به کشورهایی مثل قطر و امارات داده از جمله موشکهای ضد تانک میلان توسط قاچاقچیان مواد مخدر و گروههای تندرو در پاکستان و افغانستان استفاده می‌شود، پس ما بگوئیم فرانسه مقصراست؟
*امروز آقای لاریجانی و البرادعی با هم گفتگو می‌کنند. پیام آقای لاریجانی چه خواهد بود؟
** ادامه مذاکره برای اینکه اختلافات از طریق مذاکره حل شود.
*آیا ایشان راه‌حل‌های عملی را پیشنهاد خواهند کرد؟
‌**راه ‌حل باید از درون مذاکرات پیدا شود، راه‌ حل که قابل دیکته کردن نیست. اینکه کسی از این طرف یا آن طرف یک راه‌ حل در جیب خودش بگذارد و ببرد و بدهد اینکه دیگر راه‌ حل نیست، این یک تحمیل می‌شود. پس باید در چارچوب اصولی که طرفین به آن معتقدند سعی کنند به یک تفاهم مرضی‌الطرفین برسند. آنچه مهم است این است که دو طرف بنا را بر گفتگو در چارچوب مقررات آژانس قرار دهند.
*برخی مقامات ایرانی گفته‌اند همه چیز قابل مذاکره است. آیا این بدان معنا است که شما خط قرمزی ندارید؟ مثلا تعلیق و یا ...
** ما موضوع هسته‌ای خود را میان دو خط قرمز می‌بینیم‌. نخست حق ایران برای استفاده از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز در چارچوبNPT است و خط قرمز دوم اینکه ایران به هیچ وجه به سمت ساختن سلاح‌ هسته‌ای نخواهد رفت. تضمین‌کننده این امر هم نظارت آژانس است، دوربینها، بازرسیها و ...
*پس تابو ندارید، در مورد غنی‌سازی می‌توان راه‌حل پیدا کرد، مثلا درصد کمتر، یا پیشنهادات خاصی ...
** ببینید آقای لاریجانی در مذاکرات خود با طرفهای اروپایی بسیار باز برخورد می‌کنند، اگر موضوع تعلیق اقدامی بود که ما می‌بایست می‌آزمودیم با پیشنهاد اروپائیها‌. برای 5/2 سال آن را امتحان کرده‌ایم و از نظر ما جایی دیگر برای این بحث باقی نمانده است‌. می‌توان راجع به چگونگی استمرار نظارت، ادامه کار، تشکیل یک کنسرسیون با کشورهای اروپایی و غیراروپایی که یک نظارت عملی هم بر صلح‌آمیز بودن باشد گفتگو کرد. چون این همکاری، عملا موجب یک نظارتی در چارچوب قوانین آژانس نیز خواهد شد.
*اتفاقا قصد داشتم این سوال را از شما داشته باشم‌. این طرح کنسرسیوم چند بار طرح و رها شد، آیا به نظر شما ‌می‌توان به صورت جدی آنرا دنبال کرد؟
** بله، کاملا قابل بحث و پیگیری است. ما فکر می‌کنیم برخی از کشورهای اروپایی مثل فرانسه این ظرفیت را دارند، ما با فرانسه قبل از انقلاب اسلامی در منطقه دارخوین توافق ایجاد نیروگاه داشتیم‌، در فراماتوم و سپس اورودیف مشارکت داشته و داریم‌، بنابراین این سابقه خیلی آسانتر می‌تواند همکاریها را در چارچوب آژانس شکل دهد. آن سابقه و مشارکت مجدد نتیجه‌اش حضور برای رفع نگرانی دیگران در کنار نظارت آژانس و در قالب NPT است . ما مذاکراتی داشتیم و کماکان ادامه دارد اما برای پیشبرد نیاز به عزمی جدی‌تر داریم تا به سطح عالی‌تر برسد. سرمایه‌گذاریهای عظیمی در بخش انرژی توسط فرانسه در ایران صورت پذیرفته و زمینه برای توسعه فعالیتها در این بخش اعم از فرانسه و یا دیگران بسیار مستعد است.
*پیام‌های ایران در مورد پرونده هسته‌ای از طرق مختلف و با صداهای متفاوت به مخاطبان می‌رسد. برخی مواقع برخی صداها که کم اهمیت هم نیستند. از سوی دیگر، در کنار آقای لاریجانی ما شاهد اعزام یک نماینده دیگری به فرانسه شدیم که شناخته شده نبود. آیا همزمانی این پیام‌ها و مسیرهای مختلف ایجاد آشفتگی در درک پیام ایران نمی‌کند؟ مفهوم آنرا مخدوش نمی‌نماید؟ مضافا بر اینکه وقتی چنین وضعیتی ایجاد می‌شود مخالف منافع ایران نیست؟ در همین رابطه باید بپرسیم که بالاخره چه کسی و یا چه مرجعی باید در این مورد تصمیم ‌نهایی را بگیرد، آیا تصمیم‌گیر نهایی رهبر جمهوری اسلامی ایران هستند؟
**حالا من به شما کمک می‌کنم که درک کنید سیاست ایران چیست. این سوال مرکب و جامعی است‌، ببینید آقای لاریجانی مسئول پرونده هسته‌ای است ولی همه کار ما با فرانسه کار هسته‌ای نیست و اتفاقا طبیعی است در حاشیه بحث هسته‌ای نکات دیگری هم مورد گفتگو قرار می‌گیرد اما ایشان مسئولیتشان پرونده هسته‌ای است، آقای ثمره هاشمی که اشاره نمودید ایشان مشاور ویژه رئیس‌جمهور هستند و با اختیارات از طرف رئیس‌جهمور آمدند، بنظرم مغایرتی با هم ندارند. این در دنیا مرسوم است که میان دو کشور افراد مختلف در فضاهای متفاوت با هم گفتگو می‌کنند. پس ایشان پیام رئیس‌جمهور را آوردند و ماموریتهای اینگونه می‌تواند مکمل هم باشند. اما در رابطه با تصمیم‌گیری در موضوع هسته‌ای باید اشاره کنم در تمام مسائل مهم و سیاستهای کلان کشور، این رهبری جمهوری اسلامی ایران است که براساس قانون اساسی تصمیم نهایی را می‌گیرند.
*اما بپذیرید که بیان برخی مواضع خشونت‌آمیز مثلا در مورد فلسطین، درک پیام رهبری را مخدوش می‌کند.
**سیاست جمهوری اسلامی ایران در رابطه با آینده فلسطین همان است که رهبری فرمودند و آن این است که براساس دموکراسی در بین ساکنان اصلی این سرزمین که ما فلسطین می‌گوئیم و شما اسرائیل، رای‌گیری شود و هر چه مردم فلسطین اعم از مسیحی و مسلمان و یهودی رای دادند، همان عملی شود. این رای صریح و نهایی ایشان است که چند بار گفته شده و موضع رسمی ایران است.
*اگر گزارش آقای البرادعی در روز جمعه امکان صدور قطعنامه‌ای را فراهم کند که امکان افزایش تحریم‌ها را به دنبال داشته باشد، به زعم شما مذاکرات به پایان رسیده و یا اینکه کماکان راه برای نیل به تفاهم باز است؟
**اگر قطعنامه غیر واقع بینانه صادر شود به حل مشکل کمک نخواهد نمود و هر چقدر از آن طرف از سوی کشورهای تاثیر‌گذار در شورا برخورد غیر واقع بینانه‌تر باشد ما آینده رابطه خود را با آنها مشکل‌تر می‌بینیم و کار مذاکرات هسته‌ای با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد. اگر بعضی تصور می‌کنند با بالا بردن فشار از طریق شورای امنیت ایران خواسته آنها را مورد تمکین قرار می‌دهد اشتباه می‌کنند. خود شما اشاره کردید در جامعه چند صدایی برخی تندتر و بعضی میانه‌رو‌تر هستند‌. اگر از آنطرف مواضع تند و افراطی گرفته شود پاسخ‌های اینطرف لزوما معتدل نخواهد بود. این مثل ریاضی است. من یک نکته را اضافه کنم، برخی از کشورها مثل روسیه، فرانسه، آلمان و چین که در گروه‌1+5 قرار دارند و می‌توانند نقش داشته باشند در تعدیل افراطی‌گری آمریکا در قضیه هسته‌ای کمک کنند به دست یافتن به یک راه‌حل مرضی‌الطرفین.
*بر این پایه این یک حرکتی هم از سوی ایران لازم است.
**همین‌گونه است که می‌گوئید ما متناسب با شرایط موجود و در چارچوب مواضع و حقوق ملت خود در مذاکره کردن با طرفهای خارجی اعم از کشورها و یا سازمانهای بین‌المللی تردید نمی‌کنیم.
*آیا یک گفتگو مستقیم با آمریکا را ممکن و محتمل می‌دانید؟
**ما تا کنون با آمریکائیها و در مقاطع مختلف گفتگوهایی را داشته‌ایم، مثلا افغانستان که زیر نظر و در چارچوب سازمان ملل متحد بوده است. اما اگر آمریکائیها بخواهند به این روش ادامه دهند و از موضع بالا به ما دیکته کنند، خیر. ما اینرا قبول نداریم‌. نیازی هم نداریم که با کشوری مذاکره کنیم که خود را متولی همه امور دنیا می‌داند، همانطور که رئیس‌جمهور پوتین در اجلاس مونیخ اظهار کرده بود.
*آیا اینکه روسها تضمین نداده‌اند که از حق وتو خود استفاده خواهند کرد، موجب تاثیر منفی بر روابط دو کشور نخواهد شد؟ نظرتان راجع به دموکراتهای آمریکایی چیست؟ نه این و نه آن‌؟
** روسیه بعنوان یک کشور مستقل اختیار امور خود را دارد و ما نیز اختیار امور خود را داریم و ما هم از روسیه درخواست وتو نکردیم. ببینید اما با روسیه روابط نزدیکی داریم و هر روز هم بر روابط ما گسترده‌تر می‌شود و در حوزه‌هایی با روسیه روابط داریم که با دیگران نداریم بخصوص در زمینه همکاریهای سطح بالای دفاعی، روسیه همسایه ما است و منافع مشترک داریم. هماهنگیها و همکاریهای خوبی داشته‌ایم. روسیه در تعدیل قطعنامه‌های قبلی نقش داسته اشت‌. ولی طبیعی است که روسها و نه فقط روسها بلکه هر کشوری که در همکاریهای بین‌المللی با ایران بیشتر سرمایه‌گذاری بکند به آینده روابطش با جمهوری اسلامی ایران می‌توانید امیدوارتر باشد.
*پس احساس انزوا نمی‌کنید؟
**‌خیر چون همه می‌خواهند با ما وارد گفتگو و تعامل سیاسی و همکاری شوند اینکه می‌گویند ایران موثرترین کشورخاورمیانه است، ظرفیت ما را نشان می‌دهد. ایران مهمترین کشور برای حفظ توازن در منطقه است.
*برای ایفای این نقش حاضرید کمک مالی خود را به حزب‌الله قطع کنید؟
** حتما خیر، چون نه فقط به حزب‌الله بلکه اصولا به مردم لبنان کمک می‌کنیم.مااز این مردم حمایت می‌کنیم. ما از این مردمحمایت می‌کنیم همانگونه که شما هم همین‌گونه عمل می‌کنید. بهتر این است که خواسته شود از این ظرفیت بصورت مثبت در جهت ایجاد امنیت در منطقه استفاده کنیم، و آن این نیست که مردم لبنان را در برابر تهاجم اسرائیل تنها بگذاریم و عدم کمک مالی به معنای این است که اسرائیل آنجا را تخریب کند و کسی توجه نکند و مردم در فقر مطلق بمانند.
*در فرانسه مبارزات انتخابی است خانم رویال اخیرا موضع گرفت وگفت مخالف دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای حتی برای مصارف صلح‌آمیز است. نظر شما راجع به این نکته چیست؟
**معمولا افراد قبل و بعد از انتخابات با دو زبان مختلف صحبت می‌کنند. من سابقه کار با هر دو جناح در فرانسه را دارم هم چپ و هم راست. من هم با آقای میتران ملاقات داشتم و هم با آقای شیراک هم دوما و ریمون، احساس من آن بود که همه آقایان به گرمی تمایل داشتند با ایران رابطه داشته باشند. زیرا هر که در فرانسه انتخاب شود به دنبال منافع ملی فرانسه است و منافع ملی فرانسه هم اقتضا می‌کند در خاورمیانه با ایران روابط نزدیکی داشته باشد.
*بنظر شما آیا ایندو و نامزد اصلی خانم رویال و آقای سارکوزی درک درستی از وضعیت خاورمیانه دارند؟
** تا فردی واجد درک بالا از مسائل خاورمیانه نباشد در محافل فرانسه به عنوان نامزد انتخاباتی مطرح نخواهد شد. بنابراین به نظر من هر دو شخصیت افراد باتجربه‌ای هستند و می‌دانند بخش مهمی از سیاست فرانسه در دنیا مربوط به منطقه خاورمیانه است؛ به خاطر انرژی و موقعیت استراتژیک این منطقه، پس بدون شک شناخت کاملی دارند و با مطالعه پرونده خاورمیانه به صحنه آمده‌اند، فلذا هرکس از سوی مردم فرانسه انتخاب شود ما استقبال می کنیم چرا می‌دانیم او مطلوب اکثریت مردم فرانسه بوده و اکثریت مردم فرانسه هم نظر خوبی نسبت به ایران دارند.
*این نکاتی که اشاره کردید ارزیابی شما یا آرزو شما است؟
** نه ارزیابی است، چرا که در یک جامعه مثل فرانسه نمی‌شود افرادی انتخاب شوند که نسبت به جامعه جهانی شناخت نداشته باشند.
*یک زندانی فرانسوی در ایران است، آیا آزاد خواهد شد؟
**من البته در قوه قضائیه نمی‌باشم و این قوه مستقلا تصمیم ‌می‌گیرد، اما امیدوار هستم که قاضی این پرونده هر چه زودتر به نتایج نهایی برسد. البته من قاضی نیستم ولی اگر قاضی بودم و اگر مجاز بودم که سیاست را در قضاوت دخالت دهم، حکم به آزادی ایشان می‌دادم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات