* آقای جلالی! پرونده ایران در این چند سال مسیر پیچیدهای را طی کرد. آیا اکنون به پایان دیپلماسی رسیدهایم؟
** باید ببینیم ما کجا بودیم و الان کجا هستیم. مراحل مختلفی را در پرونده هستهای تاکنون پیمودهایم. مرحله اول آن زمانی بود که با 3 کشور اروپایی و رئیس اتحادیه اروپایی گفتگو کردیم. آنها اصرار کردند که ایران باید اقدامات اعتمادساز انجام دهد تا در مقابل انجام این اقدامات، اروپا به حقوق هستهای ایران اعتراف کند و در چارچوب تضمینهای امنیتی که ایران میدهد؛ حقوق هستهای خود برخوردار شود و بهرهبرداری کند.
این مذاکرات حدود 2 سال است به طول انجامید. قراردادهای سعدآباد و پاریس امضا شد و عملا فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران به تعلیق درآمد.
اما پاسخی که از طرف اروپا و غرب به ایران داده شد، پاسخ مناسب رفتار جمهوری اسلامی ایران نبود و آنها با ارائه پیشنهادهای خود، عملا از تعلیق تفسیر تعطیلی فعالیتهای هستهای ایران را برداشت کردند و عملا سعی کردند جمهوری اسلامی ایران از حقوق هستهای خود صرفنظرکند؛ البته اروپاییها مطرح میکنند که این پیشنهاد اولیه ما بود و هنوز هم میتوانیم درباره این پیشنهاد گفتگو کنیم؛ اما چون مذاکرات تطویل یافته بود مسئولان جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه رسیدند که با توجه به آن پیشنهادها، تعلیق فعالیتهای هستهای را بشکنند و به همین علت پلمپ یوسیاف شکسته و فعالیتهای هستهای آغاز شد. پس از آن هم بحث شکستن تعلیقها در نطنز و رسیدن به چرخه سوخت مطرح شد.
این وضعیتی بود که در گذشته داشتیم و عملا در مسیر مذاکرات، اروپا رفتار خردمندانهای از خود بروز نداد، در واقع هم ایران و هم اروپا در موقعیت برخورد واکنشی قرار گرفتند. اروپاییها ادعا میکنند ایران به حیثیت ما ضربه زده است و ما نیاز داریم برای ادامه گفتگو و مذاکره اعاده حیثیت کنیم. آنها اعاده حیثیت خود را در این میدانند که ایران به وضعیت تعلیق و معاهده پاریس برگردد و بعد مذاکرات شروع شود. در واقع آنچه اروپاییها انجام دادند، امکانسنجی برای مذاکره بوده است.
ایران هم معتقد است که حیثیتشکنی از جانب دو طرف بوده است، زیرا پرونده ایران به طرف شورای امنیت احاله شد و این برخورد ناپسندی است که با ما شده است؛ بنابراین در همین نقطهای که قرار داریم میتوانیم مذاکره کنیم.
در عمل با این وضعیت مذاکرات نتوانست شکل بگیرد و ایران نیز اعلام کرد که 164 سانتریفیوژ را فعال کرده است و توانسته فرآیند غنیسازی اورانیوم را در سطح آزمایشگاهی تا 5/3 درصد با موفقیت انجام دهد.
به نظر من در وضعیت موجود هنوز هم ما و اروپاییها باید به دنبال راهحلهای دیپلماتیک باشیم و از طریق مذاکره و گفتگو مساله را حل کنیم، اما این مذاکرات و گفتگوها باید هدفمند باشد. این که اروپاییها بر تعطیلی تحقیقات هستهای ما سماجت کنند و آمریکاییها رفتار غیرعادلانهای داشته باشند و همزمان که به ما فشار میآورند برای تعلیقسازی فعالیتهایمان، امکانات گسترده غنیسازی را برای کشورهای دیگر فراهم کنند، اینها راهحل مناسب برای این پرونده نیست، اما میشود راههای بینابینی پیدا کرد؛ مثلا ایران تحقیقات هستهای و چرخه سرعت را داشته باشد، اما درباره مراحل فراتر از تحقیقات با دنیا مذاکره و گفتگو کند، اما سمت و سوی این گفتگوها از ابتدا این باشد که ایران از حقوق هستهای خود به شکل کامل و در چارچوب ان.پی.تی برخوردار باشد و در عین حال ایران تضمینهای امنیتی بدهد برای این که از چارچوب استفاده صلحآمیز هستهای خارج نشود؛ بنابراین به نظر میرسد هنوز ما به انتهای دیپلماسی نرسیدهایم و البته هیچگاه هم به انتهای دیپلماسی نباید برسیم، زیرا دیپلماسی همواره روان و در جریان است.
* واکنش ایران به بیانیه غیرالزامآور شورای امنیت و اعلام ورود ایران به باشگاه کشورهای هستهای جهان چه تاثیری در موقعیت ایران در مرحله شورای امنیت گذاشته است؟
** آمریکاییها و صهیونیستها در عرصه بینالمللی میکوشند که بگویند اقدام ایران در رسیدن به غنیسازی 5/3 درصد و اعلام آن، دهنکجی به بیانیه شورای امنیت سازمان ملل بود، بنابراین شورای امنیت باید بسرعت دست به کار شود. تلاش هم کردند در مرحله پس از اعلام غنیسازی از طرف ایران، بیانیه دیگری شورای امنیت صادر کند، اما نتوانستند برای صدور بیانیه مجدد اجماعی بوجود آورند.
تحلیل جمهوری اسلامی ایران این است که آمریکاییها به دنبال برخورد با ایران هستند.
نکته دوم این است که غربیها در پی آن هستند که ایران دانش فناوری هستهای را نداشته باشد؛ بنابراین ایران میخواهد هر چه سریعتر در کلوب دارندگان فناوری هستهای قرار گیرد. شما میدانید که در سال 2010 در کنفرانس بازنگری بنا دارند اقدامات جدی در خصوص بازنگری در معاهده ان.پی.تی انجام دهند. آنها در پی ایجاد رژیم جدیدی هستند برای صادرات و تامین آزاد سوخت هستهای برای کشورهای فاقد چرخه سوخت تا کشورهایی که فاقد سوخت هستند اساسا نتواند به فناوری چرخه سوخت هستهای دست پیدا کنند و در برابر آن، کشورهای صاحب فناوری تهیه سوخت هستهای این کشورها را تضمین کنند؛ بنابراین کشورهایی که نامشان در کلوب دارندگان فناوری چرخه سوخت هستهای درج نشود، در آینده با شرایط سختتری مواجه میشوند. به همین دلیل ایران تلاش کرده است پیش از رسیدن به چنین شرایطی و قبل از این که پرونده ایران به این صورت مطرح شود که فاقد فناوری سوخت هستهای است، به چرخه سوخت دست پیدا کند و نامش در کلوب هستهای ثبت شود؛ البته این که به لحاظ دیپلماتیک فضای سختتری ایجاد کرده یا قبلا معتبر بوده، قابل بحث است. به هر حال این تصمیمی بود که در کشور گرفته شد.
* منظورتان از قابل بحث، این است که آینده درستی یا نادرستی تصمیم ایران را نشان میدهد؟
** به هر حال ما باید ببینیم شورای امنیت چه تصمیمی میگیرد، ولی ایران یک تصمیم جدی اتخاذ کرد.