مبحث تکامل و نظریه تکامل که بعدها به مکتب داروینیسم معروف شد، یکی از نظریات متفاوت در خصوص نحوه پدیدار شدن موجودی به نام انسان در سیاره خاکی بود: اگر چه این نظریه تکامل انسان را به طور مستقیم مورد بحث قرار نمیدهد؛ اما نتیجهگیری حاصل از روشهایی که طبیعت برای تکامل موجودات خود انتخاب میکند، درباره انسان نیز گسترش مییافت و بویژه زمانی این بحث به بحرانی عمومی در جامعه تبدیل شد که با نتیجهگیری و پیگیری استدلالهای چارلز داروین این جمله غلط رایج شد که انسان از نسل میمون است. اگر چه چیزی که نظریه تکامل بیان میکرد، دقیقا این موضوع نبود، اما به هر حال برای عموم چنین برداشتی کافی بود تا جنجالی بر سر این نظریه درگیرد که از نظر ابعاد اجتماعی شاید دست کمی از تغییر کیهانشناسی در انقلاب کپرنیکی نداشت. این جنجال که گمان میرفت با گذشت زمان آرام شود، هرگز به حاشیه رانده نشد و با وجود ظهور موج نئوداروینیسم و دهها جایگزین برای این ایده کماکان بحث برانگیز باقی مانده است و بویژه در هفتههای اخیر بار دیگر در ایالات متحده خود را به شکل بارزی نشان داد. تظاهرات گسترده مقابل مدارس علوم طبیعی کار را به جایی کشاند که رئیس جمهور آمریکا دستور وارد کردن بحث خلقت به شیوه غیرتکاملی و منطبق با ظاهر متون مقدس مسیحی به متون درسی دانشآموزان را صادر کرد و جنجال بزرگی در آکادمی علوم بر سر این موضوع در گرفت.
در یکی از تندترین اظهارنظرها انجمن آموزش علوم آمریکا دخالت دولت فدرال در تعیین سرفصلهای درسی دانشآموزان را بازگشت به قرون وسطی اعلام کرد و از سوی دیگر، هزاران نفر از والدین کودکان خود را از مدارسی که نظریه تکامل را در فهرست دروس خود قرار داده بودند بیرون آوردند. این اتفاق اگر چه چندان بازتاب خوبی پیدا نکرد، اما نمونه نادری از معضلات علمی در تمدن حاضر است و نشان دهنده حساسیت برخورد نظرات علمی با باورهای مردمی و آن هم در کشوری که از لحاظ رشد علمی در صدر فهرست کشورهای جهان قرار دارد؛ اما برای شناخت ماهیت این رویداد باید داستان را از اندکی پیش دنبال کرد.
داروین، مرد متفاوت
در 12 فوریه 1809، در منطقه شرزبری انگلستان پنجمین فرزند دکتر رابرت و سوزانا به دنیا آمد که نقش کلیدی را در این چالش جهانی ایفا کرد. این کودک که به نام چارلز شناخته میشد، او درابتدای تحصیلات خود به مطالعه پزشکی دست زد و سپس در دانشگاه به مطالعه علوم دینی مشغول شد و کوله بار باارزش دانش دین را به تجربیات خود افزود. یک سفر ماجراجویانه طولانی باعث شد وی ضمن تکمیل دانش زمینشناسی، نام خود را به عنوان نویسندهای محبوب در جهان مطرح کند. در جریان این سفرها بود که با کمک دانش زیستشناسی خود به بررسی جهشهای زیستی در میان گونههای مختلف پرداخت و سرانجام این تحقیقات وی را به یکی از جذابترین نظریات علمی خود رساند. موضوعی که بعدها به اصل انتخاب طبیعی معروف شد.
در ابتدا وی به دلیل جو سنگین اجتماعی و نگرانی از انتشار نظریاتش، این نظریه را تنها با نزدیکانش در میان گذاشت؛ اما مجموعه اتفاقات بعدی و از جمله فعالیتهای آلفرد راسل والس که به نتیجه مشابهی رسیده بود، داروین را به چاپ نظراتش علاقهمند کرد و سرانجام در سال 1859 کتاب معروف داروین با نام مختصر «منشاء انواع» منتشر شد. کتاب تنها یک نظریه علمی را مطرح میکرد که جوهر اصلی آن اصل انتخاب طبیعی بود؛ اما دامنه آن گسترش فوقالعاده بالایی یافت.
واکنشهای قدیم و جدید
انتشار کتاب منشاء و انواع، بازتاب گستردهای ایجاد کرد و صدها، مقاله، شرح و نقد و کتاب در پاسخ به آن نوشته شد؛ برخی از آن به عنوان نمونهای از نبوغ نام بردند و برخی دیگر تا تکفیر داروین پیش رفتند، اما بخشی از جامعه کلیسای سنتی بیشترین واکنش را نشان داد و با وجود این که داروین خود دانش آموخته الهیات بود، مورد نقد جدی مدرسان مدرسههای دینی قرار گرفت, چرا که آنها کلام داروین را با ظاهر باورهای کلیسا مغایر نمیدیدند.
اگر چه این انتقادها و حملهها در آن زمان قابل پذیرش بود؛ اما کسی گمان نمیکرد و دامنه آنها تا قرن حاضر ادامه یابد. اخیرا یک بار دیگر این اختلافنظر از جوامع علمی خارج شده است، در پی صحبتهای چند ماهه اخیر در برخی ایالتهای آمریکا قانونی مورد تصویب قرار گرفت که تدریس نظریههای تکاملی باید از برنامه درسی دانشآموزان حذف شود. این تصمیمی بود که با انتقاد شدید آکادمی علوم آمریکا و آکادمی آموزش علوم این کشور مواجه شد. به نوشته یو.اس.ای.تودی، بیش از یک سوم معلمان آمریکا احساس میکردند با تدریس این موضوع مورد تهدید و فشار قرار خواهد گرفت و از سوی دیگر انجمنهای غیردولتی اعلام کردند اجازه تحصیل فرزندانشان را در محلهایی که تکامل را تدریس میکنند، نخواهند داد.
به این ترتیب، جورج بوش و مقامات کنگره مجبور به مداخله شدند و البته اظهارنظرهای آنها بر تندی ماجرا افزود و دانشمندان اعلام کردند در صورت ادامه این روند و محدود کردن آموزگاران، جامعه به قرون وسطی بازخواهد گشت.
این یکی از بزرگترین نمونههای دخالت افراد غیرمتخصص در مسالهای عملی است که نتیجه آن جز آشوب نخواهد بود و جالب این که نمونهای بینظیر از چالشهای جدی جامعه امروز را نشان میدهد.
آنچه پشت این مبارزه قرار دارد، مشخصا نظریه تکامل نیست، بلکه بحث محدودیت آزادی اندیشه در سرزمینی است که خود را مهد آزادی میداند.