* با توجه به تحولات اخیری که در ساختار اجتماعی کشور شاهد بودهایم، رویکرد کمیسیون فرهنگی دوره هفتم مجلس شورای اسلامی نسبت به حل مسائل جوانان چگونه است؟
** دیدگاه کمیسیون فرهنگی در این دوره نسبت به مسائل مربوط به جوانان کاملا متفاوت و همسو با تحولات اجتماعی جامعه امروزی است. ما در مجلس، فراکسیونی به نام فراکسیون جوانان داریم و چون دراین دوره نمایندگان جوان زیر 36، 35 سال هم عضو مجلس شورای اسلامی هستند که فاصله سنی و نسلی با جوان امروزی هم ندارند، به طور قطع این دو کمک زیادی به موضوعات مربوط به جوانان میکنند. در واقع کمیسیون فرهنگی با در نظر گرفتن رویه نوگرایی و نواندیشی جوانان و با هدف توسعه فرهنگی به بررسی مسائل مربوط به آنها میپردازد.
* این توسعه فرهنگی چگونه همسو با تعلقات و نیازهای جوانان امروزی شکل میگیرد؟
** باید توجه داشت که توسعه فرهنگی شکل نمیگیرد مگر این که نگاه فرهنگی ایجاد شود. توسعه در حوزه فرهنگ یعنی پدیدار شدن و تولد یک نگاه و اندیشه نو، ما اگر انگیزه توسعه داریم این انگیزه فقط با جوانان شکل میگیرد؛ بنابراین باید امور را به جریان بسپاریم. جوانان سرشار از نوگرایی و خلاقیت هستند و پیشرفت و توسعه هم در گرو یک نگاه خلاق و جدید است. من معتقدم ما به توسعه دست پیدا نمیکنیم مگر این که نگاه خلاق و منتقد به موضوعات داشته باشیم. اگر به دنبال این نگاه نو و خلاق هستیم باید اجازه دهیم جوانان هم ما را نقد کنند و بیندیشند. وقتی انسان از جوانی فاصله میگیرد، رفته رفته شخصیت او به سمت محافظهکاری سوق داده میشود. محافظهکاری ممکن است در یک شرایط سیاسی و اجتماعی درست باشد ولی معطوف به توسعه نخواهد شد. جوان ایرانی به دنبال یک حرکت جدید است، جسارت و شجاعت دارد و همین صفات مولفههای اصلی برای توسعه هستند.
* مشارکت دادن جوانان را در این تصمیمگیریها چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا تعریفی که امروزه ما از جوانگرایی داریم تعریف صحیحی است؟
** آنچه سالها با عنوان جوانگرایی تعبیر شده است این بوده که برای جوانان فکر کنیم؛ در حالی که من معتقدم جوانگرایی این است که ما اجازه بدهیم جوانان، هم برای ما و هم برای خودشان فکر و اظهار نظر کنند و راه واقعی را به ما نشان دهند. ذات توسعه یعنی همین، یعنی نوسازی. این که اجازه دهیم گردش نخبگان هم وجود داشته باشد. متاسفانه ما تعریف صحیحی هم از نخبه سیاسی نداریم و فکر میکنیم نخبه سیاسی یعنی کسی که عمر طولانی در این عرصه طی کرده باشد. امروز جوانگرایی منحرف شده به این سمت که ما برای جوانهایمان کاری بکنیم. من معتقدم حتی خود جوانان هم در شکلگیری این تفکر اشتباه مقصر بودهاند. چرا؟ چون در مطالباتشان عنوان میکنند که چرا برای ما جوانان فلان کار را نمیکنند. این تفکر اشتباه است. ما درگذشته به جوانانمان اعتماد کردیم. سابقههای زیبایی از تاریخ مثل جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی خلق شد. چرا که حالا ما خودمان به جوانانمان اعتماد نمیکنیم؟ ما در کدام عرصه تصمیمگیری آنها را وارد کردهایم؟! جوانان امروزی ما هم به جای مطالبهگری باید خواستهشان این باشد که بگذارید در تصمیمسازیها شریک باشیم؛ چرا که روزها موجب پیشرفت و تغییر میشوند.
* در این خصوص حل مسائل مربوط به جوانان، چه طرحهایی در مجلس در حال بررسی است؟ آیا رویکرد جوانگرایی در این طرحها دیده شده است؟
** ما 2 طرح تسهیل ازدواج و ساماندهی مد و لباس را در مجلس داشتیم که هر دو تصویب شدهاند. طرح اول مربوط به آسانسازی ازدواج و اشتغال جوانان بود. همان طور که میدانید هر سال باید در برنامه بودجه، اعتباری برای آن در نظر گرفته شود. در خصوص طرح ساماندهی مد و لباس معتقدم نگاه جوانگرایانه کمیسیون فرهنگی بود که پیگیر این مساله شد. به دلیل این که برخی نمایندگان معتقد بودند شکستن شرایط فعلی و ایجاد یک شرایط نو ممکن است مشکلاتی را به وجود آورد و به طور طبیعی طرح با مقاومت هم روبرو شد؛ اما کمیسیون فرهنگی با این تفکر که پدیدهای به نام مد و مدگرایی براساس یک نیاز طبیعی جوانان ایرادی ندارد و ما میتوانیم براساس فرهنگ خودمان حتی مدسازی کنیم این مقاومت را از میان برد؛ البته در این میان فضای رسانهای و مطبوعاتی ناسالم از طریق رسانههای بیگانه این تصور غلط را ایجاد کرد که طرح ساماندهی مد و لباس در صدد اعلام محدودیت است، در حالی که ما معتقدیم حجاب و پوشش مورد نظر ما اصلا در یک مدل تعریف نمیشود، یعنی ما هم برای خانمها و هم برای آقایان میتوانیم در صدها مدل و رنگ حجاب داشته باشیم.
* این تفکر چقدر با فرهنگ ایرانی و ایدئولوژی حاکم بر جامعه ما سنخیت و همخوانی دارد؟
** ببینید در دین اسلام، ایدئولوژی فرهنگ ما مشکلی با رنگ و مدل وجود ندارد. کسی با مفهوم و پوشش حجاب هم مشکل ندارد؛ چون حجاب و پوشش مثل توحید و یگانهپرستی جزیی از ذات مردم و تاریخ اصیل ماست و ارتباطی با فرهنگ کنونی ما ندارد، بنابراین سرزمینی که مهد فرهنگ است یعنی پویاست، قابلیت پذیریش این تکثر را دارد. ما در تئوری مشکلی با طرح پوشش لباس نداریم، اما در عمل چون سالها با یک نگاه محافظهکارانه روی آن کار نکردهایم، دچار دغدغه و انسداد شدهایم. در واقع اعضای کمیسیون فرهنگی همه به دنبال این هستند که با ایجاد تکثر و فردیت برای افراد از این انسداد خارج شویم.
* این ایجاد فردیت و تکثرگرایی چگونه به وجود میآید؟ نقش دولت را در این رابطه چگونه میبینید؟
** در تفکر اسلامی و ایرانی ما برای فردیت انسانها ارزش قائل شده است. نبود این فردیت موجبات خستگی و دلزدگی را فراهم میآورد؛ بنابراین ما باید اجازه دهیم که براساس اصول فرهنگیمان راهها و شکلهای متفاوتی شکل بگیرد. خیلی از افراد با این تفکر مخالف هستند، اما وقتی از دایره بزرگ و غنی فرهنگیمان استفاده نکردهایم طبیعتا با مشکل مواجه میشویم. اکنون این جسارت در کمیسیون فرهنگی به وجود آمده و دولت موظف است در جهت شکلگیری مدهای مختلف با در نظر گرفتن تمام اصولی که به آن معتقدیم و در چارچوب فرهنگ، ارزش و مبانی فکری که داریم، شاید شرایط جهانی ما را در آن وضعیت گرفتار کرده باشد، اما به تعداد 70 میلیون نفر ایده و تفکر داریم، بنابراین نمیتوانیم همیشه شاهد همشکلی و همسلیقگی باشیم.
* ارتقای سطح فکری و زمینهسازی برای آشنایی بیشتر جوانان با واقعیتهای مهم زندگی، استحکام پیوندهای خانوادگی را به دنبال دارد. با توجه به وجود باورها و سلیقههای متفاوت در جامعه ما در خصوص مساله ازدواج جوانان با مشکل مواجه هستیم؛ این که بیشتر جوانان ما اطلاعی از شرایط زندگی مشترک ندارند. نظر شما چیست؟
** ببیند ما باید یک واقعیت را بپذیریم که جامعه کنونی ما در حل گذار است، از شرایطی که اسمش را سنتی میگذاریم به شرایطی که نه مدرنیسم و تجدد بلکه متفاوت از شرایط قبلی است و این گذار چالشی است که نه تنها در مورد ازدواج و خانواده که حتی در خصوص اشتغال، روابط بین فردی، نسبت فرد با جامعه، جمعگرایی، فرهنگپذیری از قبل و تاثیرپذیری از فرهنگهای دیگر و مقابله با آن مواجه هستیم. ما در این مرحله گذار ضمن این که باید آن فرهنگ سنتی را نقد کنیم باید شرایط جدید را طوری تعریف کنیم که اصلا چیز هولناکی نیست؛ البته نباید انتظار داشت که مجلس این دوران گذار را تسهیل کند. کارکرد مجلس نیست. کارکرد اندیشمندان و نخبگان و اصحاب رسانههای جمعی است. در این شرایط روابط زن و مرد در جامعه ما تعریف نشده است. نسبت زن در جامعه ما و خانوادهاش تعریف درستی ندارد.
علاوه بر این، بافتهای جمعیتی داریم که از این مرحله گذار عبور کرده و خودشان را با آن وفق دادهاند؛ اما خردهفرهنگها و بافتهای جمعیتی را نیز داریم که هنوز عبور نکرده و در دوران سنتی ماندهاند. طبیعی است که این شکاف فرهنگی و اجتماعی بحران ایجاد میکند. متاسفانه برخی اوقات مسوولان هم متوجه نیستند که این چالش یک مساله فرهنگی است نه سیاسی و این منجر به وقوع برخی پدیدهها حتی عرصه سیاسی و اقتصادی میشود که شکاف میان نسلی و حتی شغلی نیز پیامد آن است. ما باید بتوانیم این شکاف فرهنگی را پر کنیم و ابزار آن، رسانه و هنر است.
* در خصوص موضوع اشتغال جوانان صحبت کنید. به نظر شما آیا سیستم آموزش و پرورش کنونی ما در خصوص اشتغال، نیروی متخصص پرورش داده است یا خیر؟ چرا که ما در کشور با افرادی با مدارک عالیه تحصیلی مواجه هستیم که بیکارند؟
** مفهوم اشتغال هم مانند دیگر مفاهیم در حال تغییر است و قوانین و برنامههای ما هم باید موازی با آن حرکت کند. در حوزه آموزش و پرورش هم با تصورات و انتظارات غلطی مواجه هستیم. سیاست آموزش و پرورش ما این است که یک فرد برای رشد باید تحصیل کند. این اشتباه است؛ چرا که بهترین سالهای عمر یک فرد صرف اموری میشود که شاید دلخواه او هم نباشد. تلاش برای قبولی در کنکور، کلاسهای تقویتی، تست و همه اینها بهترین دوران زندگی یک جوان را میگیرد. چرا؟ چون اجازه آزمون و خطا و انتخاب به فرزندانمان ندادهایم. سیستم آموزش و پرورش ما کهنه است و اغلب از این سیستم هیچ فرد دانشمندی بیرون نمیآید، چون در جهت خودسازی و غنیسازی دانشآموز جلو نمیرود. ما نباید اشتغال ایجاد کنیم. این خود افراد هستند که با باور خود باید برای خودشان اشتغال ایجاد کنند. درست است که سیستم آموزش و پرورش ما موازی با اشتغال حرکت نکرده است، اما معتقدم فرصتهای کار بسیاری در کشور وجود دارد، ولی این مساله ترویج شده که اشتغال یعنی کار اداری و پشت میزی. ما باید در خصوص آموزش و حتی اوقات فراغت جوانان و فرزندانمان شرایطی فراهم آوریم که چگونه زیستن را یاد بگیرند و تجربهاش کنند. ما بسیار هزینه میکنیم، در حالی که بهترین لحظات جوانانمان را از میان میبریم.
ما در ازدواج، تحصیل، کار و حتی در عشق به جای آنها تصمیم میگیریم. به طور قطع افرادی ناپخته به اجتماع تحویل میدهیم که از زندگی خود راضی نیستند و راهی را طی کردهاند که خودشان آن را تعیین نکردهاند.
* با این اعتقاد و با در نظر گرفتن شرایط فعلی جامعه ما با بیکاری و نبود امکانات مالی، جوان امروزی در یک دایره بسته قرار گرفته است که از آن نمیتواند عبور کند؟
** من به مشکلات مالی و خانوادگی افراد معتقدم. بر این باورم که جوان میتواند از این موانع عبور کند. تن دادن به شرایط جامعه به جوانی نیاز ندارد. جوان کسی است که در قالب نمیگنجد. راه عبور را هر کسی خودش باید بیابد و برای خودش زندگی کند. جوانان به عنوان نیروی فعال و پویای دنیای امروز باید خودشان علت ناکامیهایشان را جستجو کنند.
* و حرف آخر...؟
** تا زمانی که فکر میکنیم ما باید برای جوانان تصمیم بگیریم و جوانان هم این اجازه را بدهند، هیچ تحول جدیدی نخواهیم داشت.