آیا طرحی که به منشور اسرای فلسطینی یا سند وفاق ملی نیز از آن یاد میشود راهگشای بحران کنونی فلسطین است؟ آیا این طرح آرمان ملت فلسطین را تامین میکند؟ گفته میشود این طرح واقع گرایانهترین طرحی است که تاکنون برای حل و فصل موضوع فلسطین ارائه شده است ولی آیا به واقع چنین است و مردم فلسطین با اهدای دهها هزار شهید به این طرح به چشم امید مینگرند یا این که فقط منافع مقطعی را پوشش میدهد؟ آیا اصلا این طرح را خود رژیم صهیونیستی قبول دارد؟ و یا فقط به بند مذاکره و سازش با این رژیم دل خوش کرده است؟
مهمترین بند این سند وفاق ملی فلسطین تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای 1967 است. تشکیل چنین دولتی به منزله به رسمیت شناختن دولت غاصب صهیونیست است. وقتی خود فلسطینیها از آن همه اراضی خود که اشغالگران صهیونیست آن را اشغال کردهاند به این قسمت کوچک اکتفا کردهاند و رضایت دادهاند یعنی این که بقیه اراضی برای رژیم صهیونیستی است و هیچ چشمداشتی نسبت به آن نبایستی داشته باشند.
به رسمیت شناختن این رژیم با چنین طرحی، بسیار زیرکانه است و گروههای فلسطینی و مردم این کشور را از دستیازی به اراضی اشغال شده به حق خود باز میدارد.
محور بعدی سند وفاق ملی سازوکار مذاکره و سازش با رژیم اشغالگر قدس است. در این بند سازوکار ادامه روند سازش را به جنبش ساف واگذار کرده است. در این بند نیز که با انحصارطلبی دیرینه این جنبش روبهروست دست دیگر گروهها را در این مقوله بسته است. نه این که دیگر گروهها با این بند موافق باشند بلکه به دلیل روند گذشته سازشکارانه این جنبش است. چنین جنبشی برای ادامه اهداف اشغالگرانه رژیم صهیونیست مثبت تشخیص داده شده است و کمکهای آمریکا و اتحادیه اروپا نیز به علت همین استدلالات تاکنون به تشکیلات خودگردان ارائه میشد.
گروههای دیگر فلسطینی به خصوص حماس بشدت با این بند مخالف هستند. چرا که مخالف سازش با رژیم صهیونیست هستند و اگر هم به فرض با این بند موافقت کنند آن را منوط به عقبنشینی رژیم اشغالگر قدس از سرزمینهای اشغالی میدانند. نفی مقاومت در دیگر بند سند وفاق ملی فلسطین نهفته شده است.
جایز دانستن مقاومت فقط در سرزمینهای سال 1967 به درستی در راستای اهداف رژیم صهیونیستی قرار دارد. چرا که در این بند به صراحت مقاومت را در برابر رژیم صهیونیستی مشروع نمیداند و این مقاومت را در اراضی سال 1948 غیر مشروع میداند.
به راستی با چه طرز فکری این طرح از زندانهای رژیم صهیونیستی سر برآورده است که محمود عباس مدافع آن است و تهدید کرده است در صورتی که گروههای فلسطینی آن را قبول نکنند آن را به همهپرسی میگذارد؟
محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین خواهان آمادگی کمیته مرکزی انتخابات برای برگزاری همهپرسی درباره سند وفاق ملی امضا شده به وسیله اسیران فلسطینی شد. وی در دیدار با اعضای کمیته یاد شده در رامالله در جنوب کرانه باختری رود اردن بار دیگر تاکید کرد در صورت دست یافتن گروههای فلسطینی به توافق درباره سند وفاق ملی این سند به همهپرسی گذشته خواهد شد. مروان برغوثی دبیر اسیر جنبش ملی آزادیبخش فلسطین فتح در کرانه باختری در نامهای از همه گروههای فلسطینی خواست با اجرای مفاد سند وفاق ملی موافقت کنند. برغوثی تایید این سند را وفاداری به خون شهیدان و اسیران فلسطینی دانست و تاکید کرد: توافق درباره این سند راه را برای تشکیل دولت وحدت ملی در فلسطین هموار و از وقوع جنگ داخلی جلوگیری خواهد کرد. دبیر اسیر جنبش فتح در کرانه باختری افزود: تایید سند وفاق ملی و تشکیل دولت وحدت ملی به پایان یافتن محاصره ظالمانه منافق فلسطینی منجر خواهد شد.
محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین چهارم مرداد را روز برگزاری همهپرسی درباره سند وفاق ملی تعیین اما جنبش مقاومت اسلامی حماس با آن مخالفت کرده است.
آنچه از این قضیه میتوان استنتاج کرد این است که هرم قدرت در تشکیلات خودگردان فلسطین در 50 سال گذشته همواره در اختیار جنبش فتح بود. شخصیتهایی نظیر عریقات، ابوردینه، احمدقریع و ... همگی در راس هرم قدرت در گذشته بودند، از قبل هم به واسطه همین حضور هر کمکی نیز که به این تشکیلات میشد میان این افراد تقسیم میشد. در این میان جنبشهای دیگر اصولاگرایا به حساب هم نمیآمدند. درگیریهای داخلی کنونی در فلسطین اشغالی را میتوان به خوبی در این راستا ارزیابی کرد که جنبش فتح نمیخواهد قدرت را که سالیان سال در دست داشته از دست دهد.
در همین راستا جنبش فتح فلسطین اعلام کرد نیروهای نظامی جدیدی در مناطق مختلف اراضی خودگردان تشکیل میدهد. چرایی این تحرکات سر برآوردن جنبش حماس است که در 15 سال اخیر سعی کرده است جایگاهی در هرم قدرت تشکیلات خودگردان فلسطین به دست آورد.
با این که پس از پیروزی جنبش حماس در انتخابات قانونگذاری فلسطین و تشکیل دولت منتخب مردمی این جنبش اعلام کرده بود که حاضر است دولتی ائتلافی با مشارکت فتح تشکیل دهد زیادهخواهی اعضای جنبش فتح و دل نکندن از انحصارطلبی، فتح را به مخالفت و معارضت با حماس واداشت.
چنین به نظر میرسد که جدا از اشغالگری و تجاوزات رژیم صهیونیستی که به عنوان دشمن تلقی میشود در داخل فلسطین نیز اختلافات اساسی گروهها باعث شده است که موضع مشترکی در قبال این رژیم اتخاذ نشود که این موضوع به ضرر مردم فلسطین خواهد بود.
به نظر میرسد که آینده فلسطین در داخل فلسطین رقم نمیخورد و دستمایه کشورهای خارجی شده است. بازیگران عرصه فلسطین اعراب از یک سو و اتحادیه اروپا و آمریکا از دیگر سو و مداخلات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی همگی دست به هم داده است که منافع ملت فلسطین تحتالشعاع منافع این کشورها قرار گیرد. نمونه بارز آن مصوبه جدید سنای آمریکا درباره فلسطین است.
سنای آمریکا به اتفاق آرا پیشنویس قانونی را تصویب کرد که براساس آن تا زمانی که جنبش مقاومت اسلامی فلسطین، حماس، رژیم صهیونیستی را به رسمیت نشناسد و به مقاومت ادامه دهد آمریکا باید کمکهای خود را به تشکیلات خودگردان فلسطین قطع و حماس را منزوی کند.
اما همانطور که بارها مقامات ایرانی نیز اعلام کردهاند باید یگانه تصمیمگیرنده آینده فلسطین خود مردم این کشور باشند. باز گذاشتن فضا برای جاری شدن اراده ملت فلسطین به عنوان نخستین بازیگر در این عرصه از الزامات روند کنونی در تحولات فلسطین اشغالی است. برگزاری انتخابات آزاد در فلسطین اشغالی این تصمیم و مهم که آینده این کشور اشغال شده چگونه تصویر شود باید بسته به رای مردم فلسطین که شهدای گرانقدری را در راه آزادی نخستین قبله مسلمانان دادهاند باشد.
آینده فلسطین را باید با توجه به رشد روزافزون آگاهی ملت فلسطین ارزیابی کرد.
مردم فلسطین به خوبی آرمان فلسطین را میدانند و پس از سالیان سال و اهدای شهدای گرانقدر به سوی تشکیل دولتی فلسطینی به پیش میروند. امید که گروههای فلسطینی با وحدت و همدلی کشوری منسجم و به پایتختی قدس شریف تشکیل دهند و منافع گروهی، وجهالمصالحه این مهم قرار نگیرد.