محمدجمیل بیهم: محمدجمیل بیهم (1887ـ1987) خود را تاریخنگاری میشمارد که ناچار است از دین یاد کند و به منظومه دین سرکشی کند زیرا اصلاحطلبی، طبق دین اسلام، "تغییر احکام با فرار و فرود و تغییر زمان" است. وی، در یک سده زندگی خود کتابهای فراوانی درباره حقوق و مسائل زنان نگاشت. در کتاب "المراه فی التایخ و الشرائع" (زن در تاریخ و ادیان). 1921ـ بر خلاف نظرگاه بسیاری از نویسندگان این عرصه، زن را روز نخست در نیروی جسمانی همتراز مرد میداند. در کتاب "المراه فی تمدن الحدیث" (زن درتمدن نوین) ـ 1927ـ چیرگی و سلطه مردان بر زنان را با سلطه غیرطبیعی سفیدپوستان بر سیاهپوستان همانند میداند. "فتاه الشرق فی حضاره الغرب" (دختر شرقی در تمدن غربی) ـ 1952 ـ و "المراه فی حضاره العرب" (زن در تمدن عربی) ـ 1962 ـ اصلاحطلبی و تجددخواهی در اصطلاحات، از دیدگاه محمدجمیل بیهم، یک مفهوم سیال است که با گذر زمان تغییر میکند. وی مینویسد: "مصلحان جهان و از آن شمار پیامبران درصدد نبودند زن را از سلطه مرد برهانند چه برسد به این که به تساوی حقوق زن و مرد فرمان دهند. پیامبران، هماره به نیکی کردن با زنان سفارش کردهاند. همچنان که خواهان نیکرفتاری با اسیران و بردگان بودهاند بنابراین، ما باید هماره مصلحت عام را در نر بگیریم."
اصلاحطلبی در نگاه بیهم، در نر داشتن روح حاکم بر زمانه، و بر گرفتن اصلح امور است. وی، "اجماع" اسلامی را ارمغانآور اصلاحات است.
الطاهر الحداد: این نویسنده تونسی در امتداد اندیشه محمد عبده و قاسم امین حرکت میکند. الطاهر الحداد (1935ـ1899) که در کتاب "امراتنا فی الشریعه و المجتع" (زن عرب در دین و جامعه) حقوق زن را از دو زاویه دینی و اجتماعی بررسی کرده است. وی، خواهان ارزانی داشتن حقوق زنان بر پایه آموزههای دینی بود تا زن، در خیزابهای خروشان و پر تنش و چالش غریبان گرفتار نیاید. ریشه و گوهر بنیادی همه ادیان در نگاه حداد، "اخلاق والا" و "نیاز انسان به زندگی" است. به نظر او، اخلاق، سیر تکاملی دارد و شریعت اسلام، قابلیت افزایش معانی نوین را دارا است.
حداد بر آن است اسلام، حکم قطعی در باب گوهر زن بیان نکرده بلکه هر گاه از ناتوانی و عقبماندگی زن در زندگی سخن گفته باشد به بیان وضعیت واقعی پرداخته است. او برای اثبات مدعای خود به حکم ارث پدر و مادری که فرزندشان از دنیا رود، تمسک میجوید که در این صورت، هر دوی اینها توامان در صورت بودن نوهها به طور یکسان ارث میبرند و گاهی حتی سهم زن از مرد بیشتر است. به نظر وی کمتر بودن ارث زن (دختر و یا همسر) نه از زنانگی است که ریشه در تکالیف اضافهای دارد که خداوند بر مردان واجب کرده است.
حداد بخشهای فراوانی از کتاب خود را که به سال 1929 نگاشت، به کاستیها و آسیبهای حجاب اختصاص داده است و در نگاه وی، میان فحشا و بیحجابی رابطهای وجود ندارد و دست آخر بهتر آن میبیند به جای نزاعهای بیهوده در این باره، در آموزش و پرورش زنان تحول ایجاد شود و بر همه نواندیشان و مصلحان باسته میکند دست در دست یکدیگر دهند و آموزش و پرورش را به ارمغان آوردند.
به نظر الطاهر الحداد، "در حقیقت، اسلام، حکم نهایی را درباره ذات و گوهر زن بیان نداشته... بلکه... درباره زن آن زمان، سخن به میان آورده و ولایت مرد بر زن، به اعتبار واقعیتهای آن دوران است."
نویسنده در بخش اجتماعی کتاب یاد شده، از ازدواجهای اجبای، آمادگی نداشتن دختران برای ازدواج، وضعیت غیربهداشتی، خانوادههای تونسی، فقر اجتماعی، نفرت و عشق توامان به تمدن نو، و برخورد منفعلانه با تمدن نوین، جهانی سخن گفته و همچون "باحثه البادیه" (ملک حفنی ناصف)، خواستار ازدواج نکردن مردان عرب با زنان عربی است.
منصور فهمی: پایان نامه دکتر منصور فهمی (1959ـ 1886)، در دانشگاه سورین فرانسه "احوال المراه فی الاسلام" (وضعیت زن در اسلام) به سال 1913 بود که به زبان فرانسه نگاشت و به خاطر این کتاب، 6 سال از تدریس محروم شد. علت این محرومیت انتقادهایی بود که از اسلامی میکرد و البته مورد بحث نیست و گمان میرود نویسنده تفاوتی میان اسلام و مسلمانان نمیدید. بنابر پژوهشهای منصور فهمی، زن پیش از اسلام میتوانسته شوهر خود را طلاق دهد.
به نظر منصور فهمی، جرات و اصلاحطلبی پیامبر اسلام را در مساله میراث زنان باید به حق نوآوری برشمرد، زیرا کاملا برخلاف سنتها و باورهای رایج پیش از اسلام بود. همچنین پیامبر با ازدواج اجباری مخالفت مینمود و به رعایت حقوق و شرطهای زن و مرد در عقد ازدواج فرمان میداد. نویسنده، فتوحات اسلامی نظام بردهداری و طبقات اجتماعی، تعدد زوجات، و استبداد در کشورهای اسلامی را عوامل انحطاط وضعیت زنان میپندارد؛ عواملی که مقدس به شمار میآیند و حتی نمیتوان از چرایی آنها پرسید. وی، در پایان کتاب مینویسد: اگر به آنچه در جهان اسلام رخ میدهد نظر افکنم، ناچار میشوم در برابر "قاسم امین" که سرتاسر زندگی خود را وقف مساله زنان کرد، سر تعظیم فرود آورم.
سیدمحمدحسین فضلالله: علامه سید محمدحسین فضلالله (1314 خورشیدی)، از علمای نواندیش جهان تشیع است که به مسایل اساسی اسلام و جهان اهتمام شایانی دارد. پژوهشهای قرآنی، کتابهای فقهی و استدلالی، و اندیشه اسلامی از مهمترین موضوعاتی است که وی به آنها میپردازد.
مساله زن، جایگاه واقعی زنان در اسلام و جوامع اسلامی و خانواده بخش گستردهای را در نوشتههایش پر میکند: "دنیا المراه" (جهان زن) "تاملات اسلامیه حول المراه" (درنگی از دیدگاه اسلام در باب زن) و "قراء جدیده لفقه المراه" (خوانشی نو از فقه حقوقی زن) از آثاری است که وی درباره زنان نگاشته و البته در بیشتر کتابهایش بحث و نظرهایی درباره زنان دارد.
به نظر فضلالله، آیه شهادت دادن زنان "ان تظل احداهما فتذکر احداهما الاخری" (تا چون یکی از دو زن فراموش کند، دیگری او را به یاد آورد) نشانگر نقصان عقل زن در قیاس با مردان نیست زیرا موضوع مورد بحث آیه، فراموشی غفلت است نه عدالت. دلیل فضلالله در این باره، تساوی زن و مرد در عقل، انسانیت و پاداش و کیفری است که خداوند به طور یکسان برای بندگان در نظر گرفته است. "وگرنه چگونه میتوان دو موجود متفاوت در خرد و انسانیت را، تکالیفی یکسان داد."
فضلالله بر خلاف 4 دیدگاه مشهور علمای شیعه که به مرد اجازه میدهد زن خود را جز برای موارد بسیار ضروری و اندک در خانه نگاه دارد و اجازه بیرون رفتن ندهد، میآورد: "چه تنگنا و فشاری بالاتر از این که زنی در اوج سر زندگی و بالندگی با مردی ازدواج کند که او را به طور کلی از موضوع و هدف زناشویی بازدارد و مانع شود. دیدگاه علمای سلف، مخالف کتاب خداست؛ زیرا معنای آیه "و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف للرجال علیهن درجه" (و مردان را بر زنان یک درجه برتری است ولی در نیکی یکساناند) این است که هر حقی که برای مردان ثابت است نیز برای زنان وجود مییابد. در سایه این نگرش است که "الرجال قوامون علی النساء" در نگاه فضلالله چنین معنا مییابد: "قوامیت تنها به معنای نظارت بر خانواده سرپرستی خانواده و حق طلاق است".
حق تمکین که در قول مشهور، در صورت مطالبه زن تنها یک بار در هر 4 ماه است، نزد فضلالله متفاوت است. به نظر او پسران و دختران از ازدواج کردن دو هدف را دنبال میکنند. یکی تامین نیازهای جسمی و دیگری داشتن فرزند است. فضلالله مینویسد "حال اگر زن، حق جنسی نداشته باشد و تمکین تنها در صورت خواست مرد انجام پذیرد مساله با واقعیت و ماهیت ازدواج ناسازگار است. بنابر آیه :و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف" درمییابیم همان گونه که مرد حق دارد هر زمان بخواهد زن به او تمکین دهد، زن نیز متقابلا حق دارد هر زمان احساس خرج کند، از شوهر خود تمکین بخواهد."
اما سیدمحمدحسین فضلالله در مساله تعدد زوجات بر خلاف نظر محمد عبده و دیگران فتوا میدهد، زیرا از منظر وی براساس واپسین فراز آیه "فانکحوا ما طاب لکم من النساء..." یعنی "ذلک ادنی ان تعولوا" (این نزدیکتر است که میل نکنید) شرط بیان شده (عدالت) برای ارشاد و نصیحت است و هیچ گونه الزام شرعی به همراه ندارد.
فضلالله را باید در سایه شیوه استنباطی وی فهمید که با تکیه بر دیدگاه قرآنی، به عنوان اساس فرآیند استنباطی و بکارگیری احادیث و روایات در راستای این دیدگاه انجام میپذیرد.
محمد الشحرور: مدرسه تجددگرای اسلامی، از زمان تاسیس آن به دست بزرگانی چون سیدجمالالدین و محمد عبده، در پی اعتبار بخشیدن به زن و دفاع از حقوق زن در اسلام بوده است. پس از دوره دوم نواندیشی درباره زنان و تلاشهای فراوان قاسم امین، موج نواندیشی فروکش کرد و محافظهکاران نوسلفی در مصر و جهان اسلام پا به عرصه گذاردند. در نیمه دوم دهه بیست قرن بیستم نظیره زینالدین در البنان و الطاهر الحداد در تونس، جانی دوباره به این مدرسه بخشیدند و برای دیگر بار یعنی به سال 1990 میلادی محمد الشحرور در سوریه، پرچمدار نواندیشان دینی شد. محمد الشحرور با خوانشی که از اسلام دارد، از دو گرایش عرفی و اصولگرا انتقاد میکند: "هواداران گرایش عرفی، برای از میان بردن مشکلات فراروی زنان چشمان خود را به بیرون از اسلام دوختهاند و نگرش اصولگرایانه چنان مطلقگر است که گویا همین نگرش اصولگرای نوسلفی است که میتوان از چارچوب آن به اسلام نگریست. یکی دیگر از انتقادهای وی علیه اصولگرایان این نکته است که این گروه بر این باورند موضوع رهایی زن با بعثت پیامبر اکرم آغاز شد و با درگذشت پیامبر به فرجام رسید. اما در نگاه محمد الشحرور اسلام نسبت به مسائلی چون بردگی و مساله زن، به یکباره واکنش نشان داد و وضعیت جوامع آن زمان را در نظر داشت.
وی درباره آیات مربوط به چند همسرگزینی مردان بر آن است به لحاظ کیفی لازم است زن دوم، سوم و چهارم از بیوگان باشد تا سرپرستی یتیمان صورت پذیرد. و درباره آیات ارث میآورد: "آیات ارث از شمار آیههایی حدودی است نه حدی. خداوند به عنوان حداقل به زنان نصف مردان بخشیده، اما در صورت مشارکت زن با مرد، ارث به صورت یکسان میان این دو تقسیم میشود." پوشش بدن زن در نگاه او، از باب عرف و حجب و حیاست نه الزام شرعی زیرا عورت چیزی است که انسان از اظهار آن شرم دارد و ربطی به حلال و حرام ندارد.
وی درباره حق اشتغال زن در اسلام میگوید: اسلام، زن را به لحاظ شرعی، در همه عرصههای زندگی و تولید، آزاد گذارده و تنها شرایط از تاریخی است که عرصه فعالیت زن را مشخص میکند. به نظر او، خداوند زنان را تنها از برهنگی و جنگیدن باز داشته است.
شحرور، رابطه زن و مرد را در اسلام از دو سطح تاملبرانگیز ارزشمند میداند، یکی حدود خداوندی حلال و حرام که در نگاه او "فاحشه" تنها "زنا" را شامل میشود و سطح دوم از نظر وی، آن نوع از رابطه جنسی مرد و زن است که به آمیزش جنسی نرسد که به زعم وی، در این حالت خداوند حکم آن را به حدود مردم میسپارد که به تبع رسوم و آداب هر شهری متفاوت است.