قبول محوریت اشخاص یکی از راهکارهایی است که از سوی شماری از احزاب دوم خردادی پیگیری میشود. این راهبرد که در وهله اول با مطرح کردن نام آقای خاتمی، رئیسجمهور پیشین و عضو مجمع روحانیون مبارز ارائه شد. با واکنشهای متفاوت و فراوان فعالان و احزاب این اردوگاه سیاسی روبهرو شد و در نهایت نیز بدون نتیجهای مسکوت ماند. نام هاشمی رفنسجانی نیز به عنوان گزینه دوم برای محوریت استراتژی ائتلاف اصلاحطلبان اخیرا از سوی برخی اشخاص و احزاب مطرح شده است. آنها با اشاره به اجماعی که در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری درباره آقای هاشمی رفسنجانی پیدا شد، وی را دارای ویژگیهای لازم برای شکل دادن و ساماندهی این ائتلاف مناسب معرفی میکنند. بعضی از احزاب و فعالان سیاسی نیز در چند روز اخیر سعی کردند حزب خود را سخنگوی هاشمی رفسنجانی عنوان کنند و به جای ایشان در حال مطرح کردن شرایط برای حضور و عدم حضور وی در انتخابات آینده هستند.
نگاهی به فعالیت سیاسی هاشمی رفسنجانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نشان میدهد که اولین کار حزبی وی حضور در حزب جمهوری اسلامی است.
حزب جمهوری اسلامی در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت و برجستهترین اعضای موسس آن 5 روحانی شامل حضرت آیتالله خامنهای، آیتالله هاشمیرفسنجانی، آیتالله بهشتی، آیتالله موسوی اردبیلی و حجتاللاسلام والمسلمین دکتر باهنر بودند، از مهمترین عملکردهای این حزب و شخص هاشمیرفسنجانی که یکی از اعضای فعال آن بود، میتوان به مخالفت با ریاست جمهوری بنیصدر و عزل وی اشاره کرد. در طول حوادث سال 1360 همواره هاشمیرفسنجانی به عنوان یکی از اعضای تاثیرگذار حزب جمهوری اسلامی مطرح بود.
حضور آیتالله خامنهای در مقام رئیسجمهور، هاشمی رفسنجانی در مقام رئیس مجلس و موسوی اردبیلی در مقام رئیس دیوان عالی کشور از حزب جمهوری اسلامی، جایگاه این حزب را تا حدودی تثبیت کرده بود.
اما پس از مدتی گرایشهای درون حزبی در قالب 2 بخش چپ و راست در حزب جمهوری اسلامی آشکار شد و اختلافنظر تا جایی پیش رفت که در سال 1366، هاشمیرفسنجانی حزب جمهوری اسلامی را دو حزب با یک عنوان اعلام کرد. پس از مدتی نیز با موافقت حضرت امام(ره) حزب جمهوری اسلامی فعالیتهای خود را متوقف کرد و هاشمیرفسنجانی هم پس از انحلال حزب تا امروز، فقط عضو جامعه روحانیت مبارز تهران بوده است.
کارگزاران، تجربهای دیگر
هاشمیرفسنجانی پس از تصدی ریاستجمهوری در سال 1368، سیاست فراجناحی را در انتخاب اعضای کابینه خود برگزید.
اما در پرتو این سیاست، طیف جدیدی از مدیران اجرایی که بعدها به تکنوکراتها معروف شدند، خود را به میدان سیاسی تحمیل کردند.
تکنوکراتها که در واقع از حاشیه دولت مهندس میرحسین موسوی خارج شده بودند، مدافع برنامههای باز اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بودند و در 25 مرداد 1378 در قالب حزب کارگزاران سازندگی از وزارت کشور مجوز فعالیت دریافت کردند. این حزب در انتخابات مجلس پنجم، فهرستی نزدیک به فهرست روحانیت مبارز ارائه کرد؛ اما در انتخابات ریاستجمهوری به ائتلاف با جبهه دوم خرداد دست زد و از نامزدی سید محمد خاتمی حمایت کرد و به این ترتیب، پس از پیروزی خاتمی، کارگزاران پستهای قابل توجهی را بویژه در زمینههای اقتصادی و فرهنگی در کابینه به دست آوردند. اما در کابینه دوم خاتمی با حضور 3 گروه مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و حزب مشارکت، مهرههای کلیدی کارگزاران بتدریج از کابینه کنار گذاشته شدند. البته در همان ایام و در انتخابات مجلس ششم گروههای مزبور بر پروژههای تخریب هاشمی به راه انداختند.
انتخابات 84 و جبههگیریهای جدید
پس از مشخص شدن 5 نامزد اصلی شورای هماهنگی و همچنین 2 نامزد اصلی اصلاحطلبان، این بار نوبت هاشمیرفسنجانی بود که با حضور خود پازل انتخابات را کامل کنند. هاشمی از مدتها پیش اعلام کرده بود که اصل را بر نیامدن من بگذارید و بهتر است نیروهای جوان وارد صحنه شوند. از سوی دیگر، در مواقع مختلف خود بیان کرده بود که خواستار تعیین رئیسجمهوری با آرای بالاست و اگر ببیند این امر محقق نمیشود، وارد صحنه انتخابات خواهد شد.
حزب کارگزاران سازندگی، خانه کارگر، حزب اسلامی کار و نهایتا حزب اعتدال و توسعه مهمترین احزابی بودند که با نام هاشمی به میدان انتخابات آمدند. در دوره اول، اغلب طرفداران هاشمی شامل افراد غیرسیاسی و بخشی از افراد خواهان حفظ وضع موجود بودند.
ولی پس از راهیابی هاشمی و احمدینژاد به مرحله دوم یعنی از 29 خرداد تا سوم تیر، شرایط عوض شد و کروبی، معین و مهر علیزاده به صورت صریح از هاشمی حمایت کردند.
بخشی از اصولگرایان و همه جبهه دوم خرداد هم به حمایت از هاشمیرفسنجانی پرداختند. پس از سوم تیر هاشمیرفسنجانی فرا جناحی ماند. در این رهگذر بعضی از تشکیل حزب اعتدال سخن گفتند و باز هاشمی همچنان و حتی تا هفته پیش خود را فارغ از هر حزب و جناحی دانست.
جبهه اعتدال
هاشمیرفسنجانی، 3 تیر وعده تشکیل جبههای به نام جبهه اعتدال را داد. او گفت که برای جلوگیری از حاکم شدن افراط و تفریط، جبهه اعتدال اسلامی را در 5 محور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و روابط خارجی تشکیل خواهد داد.
واژه جلوگیری از افراط و تفریط نشاندهنده ایجاد جریان موسوم به جریان سوم از سوی هاشمیرفسنجانی است؛ اما به نظر میرسد هاشمی رفسنجانی در آن مقطع با به کار بردن واژه جبهه برای این جریان تازه تاسیس به نوعی اذعان کرده است که امکان تشکیل یک حزب با این جمع متکثر نیروهای سیاسی و خواستههای متفاوت آنها وجود ندارد.
جبهه اعتدال در عمل
چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات، سایتهای اینترنتی و روزنامهها از تاکید هاشمی بر تشکیل جبهه اعتدال در جمع اعضای ستاد انتخاباتی خود خبر دادند. هاشمی در این دیدار گفت: تشکیل این جبهه یک ضرورت و بهتر است چند نفر از همکاران پیشقدم شوند و اساسنامه آن را همانند حزب جمهوری اسلامی تدوین کنند: در این اساسنامه شرایط عضویت باید مشخص باشد تا خود به یک موضوع اختلافی تبدیل نشود، اگر تشکیل این جبهه تاخیر بیفتد بهتر از آن است که با عجله کاری را انجام دهیم و بعد در آن مشکل ایجاد شود. من به تفکر اعتدال از جوانی علاقه داشتم و دارم. جرقه این مساله را هم امام(ره) در ذهن من ایجاد کردهاند. ما باید این مساله را در مباحث اقتصادی، سیاست خارجی، سیاست داخلی و امور فرهنگی و اجتماعی پیگیری کنیم.
بظاهر، افراد فعالی از سوی آقای هاشمیرفسنجانی برای این امر در نظر گرفته شدند و برای آغاز کار، جمعی 10 نفره از چهرههای فعال ستاد هاشمی در انتخابات ریاستجمهوری نهم با گرایشهای سیاسی مختلف انتخاب شدند.
با این حال پس از گذشت یک سال از مطرح شدن این جبهه از سوی این فعالان سیاسی تاکنون خبری از تشکیل جبهه اعتدال منعکس نشده است. در پایان سال 84، محمد هاشمی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با اعلام این که مرامنامه و اساسنامه جبهه اعتدال به وسیله بعضی از دوستان نوشته و اصول کلی آن مشخص شده است، گفت: اصول کلی جبهه اعتدال برای اعلام نظر به آقای هاشمیرفسنجانی ارائه شده و قرار است ایشان نظر خود را در این باب اعلام کنند و هنوز نظر خود را اعلام نکردهاند. وی خاطر نشان کرد: آقای هاشمیرفسنجانی از همان ابتدا گفته بود که عضو جبهه اعتدال نخواهند شد و فقط از این جبهه حمایت میکنند و لزوما عضو نمیشود. رهبری فکری ایشان هم در جبهه اعتدال بستگی دارد به این که افرادی که حضور در جبهه را میپذیرند با اصول فکری اقتصادی و سیاسی ایشان موافق باشند یا نه. به طور طبیعی حزب کارگزاران یکی از احزابی است که در این جبهه قرار میگیرد.