عباس اسکندری
اجلاس سران 8 کشور صنعتی مهم جهان، موسوم به «گروه 8» در شهر سن پترزبورگ و با میزبانی روسیه پایان یافت.
گردهمایی سالانه سران گروه 8 معمولا با هدف بحث و بررسی و نهایتا تصمیمگیری درباره مهمترین مسائل و بحرانهای جهانی تشکیل میشود. سران گروه 8 کوشیدند در این اجلاس، با اتخاذ سیاستهای نسبتا هماهنگ در عرصه جهانی، اقدامی یکپارچه و مشترک در مورد مسائل و بحرانهای پیش رو را سازماندهی کنند. آیا گروه 8 تاکنون در گسترش «هژمونی جهان صنعتی» بر پیرامون فائق آمده؟ آیا این کشورها از امکان اقدام یکپارچه برخورداند؟ و مهمتر از همه آیا سران کشورهای گروه 8 از بحرانها و مسائل جهانی تلقی یکسانی دارند؟ اینها موضوعاتی است که لازم است بدان پاسخی در خور داده شود.
الف) محوریت گروه 8
1ـ مطالعه تاریخچه کوتاه گروه 8، گفتمان رایج در آن و نحوه برخورد با موضوعات جهانی، حاکی از آن است که این گروه درصدد است تا این نوع اجلاس را محل اصلی تمصیمسازی جهانی قرار دهند. آنان با تعریف مختار خود از بحرانها، مسائل مبرم بینالمللی، ارزشهای اجتماعی و بایدها و هنجارهای جهانی، توفق گروه خویش را بر تمامی ساختارهای بینالمللی، فرآیندها و تحولات جهانی جستجو میکنند.
2ـ بیشک در بررسی موضوعات و بحرانها در گروه 8 و نتیجتا اقدام متناسب با آنها، صرفا منافع ملی و حداکثر منافع دسته جمعی 8 کشور صنعتی مطرح خواهد بود. نه فقرزدایی از جهان پیرامون، نه توسعه امکانات زندگی برای کشورهای عقبمانده، نه منافع جهانی و صلح پایدار و نه توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه، این موضوعات برای بحث در کنفرانسهای و باشگاههای تشریفاتی بینالمللی مفید است.
دغدغه اصلی این کشورها بررسی و چگونگی تسهیل هژمونی سرمایهداری صنعتی غرب بر جهان است.
3ـ اگر موضوعات و دستور جلسه گروه 8 را ی چند اجلاس گذشته مورد توجه قرار دهیم، خواهیم دید که آنچه در این اجلاس مطرح میشود موضوعات مورد علاقه و یا بحرانهایی خاص جهان صنعتی است. حتی اگر موضوعی خاص در اجلاس بررسی شود ـ که مورد توجه دیگر کشورها نیز باشد ـ باز هم موضوع را از زاویه دید و متناسب با منافع 8 کشور طرح میشود.
به عنوان مثال، موضوع «امنیت انرژی» که برای سالها موضوع اصلی اجلاس گروه 8 بوده است با رویکرد غالب 8 کشور عنوان میشود؛ یعنی چگونگی امنیتسازی برای کسب بیشترین انرژی به قیمت کمتر و یا سهولت بیشتر؛ امنیت راههای انتقال انرژی، کوتاه شدن آن، خارج کردن فاکتور راههای انتقال و ترانزیت انرژی از دست کشورهای رقیب، همسانسازی کشورهای تولید کننده انرژی با کشورهای مصرفکننده از حیث مقام سیاسی مخالفت با تمرکز قدرت و تصمیمگیری در کانونهای تولید انرژی و...
4ـ بیشک این سوال به ذهن هر ناظر بیطرفی خطور خواهد کرد که با وجود دهها سازمان مشروع بینالمللی برای بررسی مسائل و بحرانهای جهانی به چند علت 8 کشور صنعتی جهان خود را محقق میدانند تا درباره این موضوعات بر حسب منافع خویش، پیشفرضها و تعاریف خود به تصمیمگیری پرداخت و تصمیم خویش را نیز نافذ و مشروع انگارند؟
ب) چالشهای گروه 8
1ـ با تغییراتی که در عرصه سیاست جهانی ارتباطات و اقتصاد جهانی شده در چند سال گذشته رخ داده است. خطوط گسل اعضای گروه 8 روز به روز بیشتر میشود. این تفاوتها اولا از تفاوت در تامین منافع اروپاییها و آمریکاییها و ثانیا از تفاوت اهداف و منافع روسیه و آمریکا بروز کرده است.
از زمانی که روسیه به گروه پیوسته است کفه مخالفان هژمونی آمریکایی در گروه سنگینتر شده است. به نظر میرسد برخی از کشورها بلوف 7 را هنوز در سر داشته و به روسیه به عنوان عضو برابر نمینگرند. تفاوت روشهای دیپلماتیک و سیاست خارجی آمریکا و اروپا بخصوص پس از 11 سپتامبر و با وجود آن که آرمان ائتلاف جهانی علیه تروریسم برجستهتر میشد، رخ نموده است. این تفاوت روشها در حمله آمریکا به عراق به اوج خود رسید.
انحصارات اقتصادی آمریکا، برخی قوانین سختگیرانه گمرکی، قوانین تنبیه اقتصادی در آمریکا و خالی شدن زیرپای اروپایی در آسیای میانه و آفریقا مدت مدیدی است که اروپاییان را واداشته تا منافع خود را جدای از منافع آمریکا تعریف کرده و پیجویی کنند. سران اروپایی گروه 8 نیز این موضوع را به نمایندگی از اتحادیه اروپایی در گروه 8 دنبال میکنند. هر چند که مقاومتهای اروپا یا سیطره آمریکای محدود است. ولی روسیه در این میان بیشتر اهداف جهانی و منطقهای خویش را میجوید.
2ـ عدم همسایگی تلقیها از بحرانهای بینالمللی نیز از مهمترین چالشهای کنونی گروه 8 است. تفاوت منافع نهایتا به تفاوت در تلقیها از تهدیدهای پیش رو میانجامد. عدم درک یکسان از بحرانهای بینالمللی و مسائل بغرنج جهانی به تشتت مواضع و عدم حصول نتیجه در اجلاس منجر میشود. چند اجلاس گذشته گروه 8 معمولا با همین چالشها روبهرو شده و کمتر به نتیجه عملی رهنمون بوده است.
در اجلاس سن پترزبورگ نیز با وجود آن که موضوع امنیت انرژی پیش از موضوعات دیگر مطرح است ولی بنابر اطلاع موضوعاتی چون کره شمالی، بحران هستهای ایران، بحران عراق، بحران افغانستان، مسائل آفریقا، مساله انتقال دموکراسی به جهان پیرامون و مسائل مربوط به تجارت جهانی نیز مطرح خواهد شد. در این موارد نیز تفاوت منظر، اختلاف در ارزشگذاری و فاصله تلقی از بحرانها مشهود بوده و هر یک درک متفاوتی نسبت به ماهیت علل و فرجام بحرانها و نهایتا روشهای پیش رو دارند.