مهندس حسن بنیائیان/ رئیس حوزه هنری
در خرداد ماه گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با کارگران و مدیران دستگاههای اجرایی تذکرات جامعی پیرامون جامعی پیرامون مسائل اساسی کشور مطرح فرمودند. محورهای بحث در همه عرصههای علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و مدیریتی گسترده بود و هر یک از مخاطبان بسته به موقعیت و مسئولیت سازمانی خود میتوانستند تذکر و پیام خاص خویش را دریافت کنند در میان مجموعه نکات مطرح شده، بعضی مخاطب خاص داشت و در مواردی پیام جنبه عام و همگانی پیدا میکرد و همه حضار مخاطب آن بودند. وقتی پیامی برای همه مخاطبان باشد، ضرورت دارد بطور عمیقتر مورد توجه قرار گیرد. در این میان میتوان پیامهای علمی را شناسایی کرد که با وجود عام بودن و اهمیت و حساسیت آن، بدلیل پیچیدگی مطلب و سوابق ذهنی مخاطبان، آن طور که شایسته است مورد توجه همگان قرار نمیگیرد. از جمله این پیامها این تذکر بسیار کلیدی و مهم رهبر معظم انقلاب است که فرمودند «چهره فرهنگی جامعه نورانی، اسلامی و کلا منطبق با فضیلتهای اخلاق اسلامی باشد.»
شاید خواننده محترم این نوشتار از این پیشداوری تعجب کند، اما توضیحات بعدی این تعجب را ذایل میکند چرا که اگر روی این پرسش اندیشه شود که احتمالا منظور رهبر معظم انقلاب نیروهای انتظامی و در مرحله بعد قوه قضاییه و با کمی وسعت نظر دستگاهها و سازمانهای فرهنگی میباشند. در حالی که توجه به ماهیت و عمق این پیام، نگرش به این موضوع را تغییری اساسی خواهد داد. برای روشن شدن مطلب باید ابتدا مقدمهای پیرامون فرهنگ و تغییرات آن داشته باشیم.
اگر نخواهیم بحث را با طرح تعاریف متنوع و متعددی که جامعهشناسان و نظریهپردازان مختلف پیرامون فرهنگ دارند طولانی کنیم. لیکن مفید خواهد بود که فصل مشترک این تعاریف را که هسته مرکزی اکثریت آنها را شامل میشود توضیح دهیم. تا لااقل برداشت نویسنده و خواننده از مفهوم فرهنگ بهم نزدیک شود.
ما انسانها در جریان ایجاد ارتباط و تصمیمگیریهای مختلف خود در تمامی عرصههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از یک سو تحت تاثیر غرایز حیوانی و جسمی خود هستیم و از سوی دیگر بصورت آگاهانه و ناخودآگاه به عنوان یک انسان از نظام درهمتنیده اعتقادات، ارزشهای ذهنی و نگرشهای خود پیروی میکنیم؛ این دو دسته عواملی موثر در پیوند با یکدیگر و تحت تاثیر فرهنگ عمومی جامعه تمایلات و علایق درونی ما را برای انجام رفتارهای مختلف شکل میدهند. هسته مرکزی تمامی تعاریف فرهنگ به نظام اعتقادی و نگرشی و ارزشهای ذهنی افراد اشاره میکند و از این طریق اعتقادات بنیادین و ارزشهای ذهنی افراد به نحوی در همه ارتباطات و تصمیمات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی افراد مداخله میکند و لذا وقتی در یک جامعه، باورهای بنیادین و ارزشهای مشترکی وجود دارد.
جوی فرهنگی شکل گرفته که بر همه ارتباطات و تصمیمات اقتصادی، سیاسی، فردی و اجتماعی افراد یک جامعه تاثیر گذاشته و آنها را هدایت میکند. از این رو بسیاری از دانشمندان، فرهنگ را در کنار اقتصاد و سیاست قرار نداده و آنرا به عنوان بستری نظارت کننده و هدایتگر برای اقتصاد و سیاست میدانند. به همین دلیل در دهههای اخیر که در بسیاری از کشورهای جهان سوم تلاش شده است نظامهای عاریتی اقتصادی و سیاسی جوامع توسعهیافته که ماهیت آن با باورهای فرهنگی آن کشورها تضاد داشته در این کشورها استقرار یابد. نه تنها کمکی به روند توسعه آنها نکرده که در بسیاری موارد عامل اختلال و کندی پیشرفت و توسعه آنها شده است. در کشور خود ما نیز. از اواخر دوره قاجار شاهد مسائلی از این دست بودهایم و ضربههایی که از سیاستهای غلط دوران رژیم یهودی بر روند پیشرفت کشور وارد شده است را میتوان از این نگاه نیز مورد توجه قرار داد. و چگونگی مقاومت تودههای مردم و عالمان دینی را در این مورد بررسی کرد. اما، جریان انتقال و تاثیر اعتقادات و باورهای بنیادین بر رفتارهای اقتصادی و سیاسی افراد جریانی یکطرفه نیست، بلکه دو طرفه است و اگر در جامعهای رفتارهای غلطی در بین نخبگان و مدیران جامعه تداوم یابد و یا نظامهای وارداتی متضاد با باورهای جامعه استقرار پیدا کند و با تمهیداتی تداوم یابد. متناسب با میزان تضاد و قدرت تاثیر خود بر عمق و گسترش باورهای اعتقادی جامعه تاثیر منفی خواهد داشت و میتواند فرهنگ جامعه را تخریب کند. پذیرش این معنا که همه افراد جامعه ضمن تاثیرپذیری از فرهنگ جامعه، متناسب با نفوذ، اراده و موقعیت خاص خود بر جامعه تاثیر میگذارند و همچنین قبول این واقعیت که نظامهای اقتصادی، سیاسی و همه سازمانهای اجرایی درون این نظامها، ضمن این که تحت تاثیر فرهنگ جامعه هستند در صورتی که از ابتدا مبتنی بر اعتقادات و ارزشهای درون جامعه طراحی نشده باشند و بر مبنای اعتقادات و ارزشهای جامعه دیگری پایهگذاری شده باشند. در عمل تاثیرات تدریجی خود را بر اعتقادات و ارزشهای جامعه خواهند داشت. مشخص میسازد که چرا این بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب خطاب به تمامی کارگزاران نظام است. مثالهای ملموس در این زمینه تا اندازهای میتواند مطلب را روشن کند.
تصور تاثیراتی که از رهگذر رفیقبازی مدیران در باورهای مردم نسبت به نظام بوجود میآید یا تصوری که از رشوهپذیری یک کارمند در نگاه مراجعهکننده به کلیت یک سازمان خلق میشود یا تاثیر عملکرد یک مهندس شهرساز وقتی با طراحی یک شهروند و پیشبینی متعادل همه فضاها برای نیازهای مادی و معنوی شهروندان موجب میشود تلفیق بسیار زیبایی از مسجد عبادتگاه مدرسه، پارک و پارکینگ بوجود آورد. با تاثیر خوشقولی و انجام به موقع تعهدات یک تاجر ایرانی در ارتباط با طرفهای خارجی در نگاه و ذهنیت دیگران نسبت به نظام جمهوری اسلامی و...
در بعد تاثیر نظامها، تصور وجود نظام مالیاتی در یک کشور اسلامی که در عمل به دروغگویان پاداش میدهد و یا وجود نظام آموزش عالی که با انتقال نوع مطالب ظاهرا علمی در حوزههای علوم انسانی، بنیادهای اعتقادی نسل تحصیلکرده یک جامعه را تخریب میکند و یا تصور وجود راهبردهای اقتصادی که با فراموشی عدالت در جریان تحولات اقتصادی جامعه، زمینه جدایی قلب و روح تودههای مردم را نسبت به کلیت یک نظام اسلامی فراهم میسازد و با توجه به کارکرد نظام شهرداریها در یک جامعه که بدون درک تحولات جامعه، همچنان با پذیرش تقسیم کار غلط در تامین نیازهای شهری، خود را مسئول خیابانها، پارکها، پارکنیگها میدانند و ساخت مسجد و تامین مراکز فرهنگی دینی را بعهده مردم متدین میگذارند. همه و همه نشان از این دارد که فرهنگ جامعه را همه آحاد و سیستمهای مختلف میسازد.
همانطور که ملاحظه شد با آن مقدمه و این مثالها بخوبی میتوان نتیجه گرفت که وقتی رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «چهره فرهنگی جامعه باید چهره نورانی، اسلامی و کلا منطبق با فضیلتهای اخلاقی اسلامی باشد» تحقق آن به این امر بستگی دارد که همه مدیران و نیروهای با نفوذ اجتماعی برای خود سه وظیفه اصلی را درک کنند.
1. وظایفی که متاثر از هدف شکلگیری سازمان مربوط است و هر لحظه به آن میاندیشند.
2. توجه به تاثیری که اخلاق، رفتار و سبک مدیریت مدیر و تصمیمات او برای تحقق اهداف سازمانی در فرهنگ جامعه میگذارد و باید مورد ارزیابی و اصلاح قرار گیرد.
3. کارکرد فعلی نظام و سازمانی که مسئول آن است و از این بعد بررسی نماید که کارکرد فعلی این سازمان چه تاثیرات مثبت و منفی در فرهنگ عمومی جامعه دارد.
در اینجا پرسش مطرح میشود که اگر قرار باشد همه مدیران، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، قضایی و نظامی در جریان پیگیری اهداف سازمانی خود مواظب تاثیرگذاریهای فرهنگی خود باشند پس سازمانهای عریض و طویل فرهنگی مثل صدا و سیما، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و دهها سازمان دیگر چه رسالتی را به عهده دارند.
پاسخ روشن است این سازمانها در قدم اول باید فرهنگ عمومی جامعه را اصلاح کنند که بخشی از آن تاثیرگذاری بر عملکرد سازمانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی است تا زمینه و انتظار برای اصلاحات عملکردی و رفتاری از همه سازمانها بوجود آید و در قدم بعد، با همه سازمانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی همکاری کنند تا با اصلاح شاخصهایی از فرهنگ جامعه، آنها را در تحقق اهداف اصلی خویش یاری نمایند و همچنین در صورت بوجود آمدن تقاضا در سازمانهای غیرفرهنگی؛ برای شناخت و اصلاح تاثیرات فرهنگی خود، آنها را در این امر یاری رسانند. برای شفاف شدن موضوع، تصور نمایید در رسانههایی مثل صدا و سیما، مطبوعات، وزیر و معاونان وزارت کار و امور اجتماعی در یک برنامه اختصاصی ذیل تحقق این انتظار رهبر معظم انقلاب، مورد پرسش قرار بگیرند که:
1ـ قوانین موجود در حوزه مسئولیت شما، روش کار همکاران شما، دستورالعملها و نحوه خدماترسانی آن وزارتخانه چه تاثیری در اعتقادات و باورهای مردم نسبت به نظام اسلامی، حکومت دینی و احساس مردم نسبت به ایرانی بودن میگذارد؟
2ـ پرسش بعدی این بود که در فرهنگ عمومی جامعه چه موانعی برای تحقق اهداف وزارت کار و امور اجتماعی وجود دارد؟
و همین پرسش از وزرای صنایع، ارتباطات، اطلاعات و... مطرح شود. بدیهی است ایجاد چنین فضایی با توجه به دلسوزی و تعهدی که در اکثریت مدیران نظام وجود دارد. زمینه ایجاد تقاضا برای شناخت فرهنگ و ماهیت آن را فراهم ساخته و اگر سالی یکبار چنین فضاسازی صورت گیرد، آنگاه روند حرکت به سوی اصلاح چهره فرهنگی جامعه به سمت اخلاق و فضیلتهای اسلامی آغاز میگردد و از پیآمدهای مثبت آن، بها یافتن شخصیتهایی است که عمر خود را در حوزه فرهنگ و فرهنگسازی سپری کردهاند و به دنبال تقاضا برای بهرهگیری از ظرفیتهای فکری عالمان دینی، اساتید متدین دانشگاهها، نویسندگان و هنرمندان متعهد و درد آشنا توسعه پیدا میکند و در افقی نه چندان دور، جریان توزیع استعدادهای درخشان کشور از فضای مخرب موجود که تماما به سمت رشتههای پزشکی و مهندسی میروند در روندی متعادل بین همه تخصصها توزیع میگردد و با شکلگیری چنین جوی، زمینه تحقق سایر تذکرات فرهنگی رهبر معظم انقلاب ـ که در این نشست و سایر نشستها مطرح کردهاند ـ فراهم میشود؛ مباحثی چون:
ـ برجسته و شفاف کردن هویت اسلامی ایران در دنیای اسلام.
ـ تدین به دور از خرافه و کاوش در منابع دینی.
ـ نوآوری و ارائه سخن در مقابل افکار عمومی متفکران و اندیشمندان مسلمان.
ـ همکاری،گذشت، کمک، صبر، حلم را در جامعه اسلامی رشد دادن.
در پایان امید است پیشنهادهایی مطرح شده در این نوشتار مورد توجه رسانههای مختلف بویژه مدیران محترم شبکههای مختلف صدا و سیما قرار گیرد.