دیدگاههای راهبردی فریدون فشارکی، صاحبنظر در امور نفتی
مطابق استانداردهای آمریکایی میزان ذخایر ادعا شده نه تنها باید توسط شرکتهای معتبر که تخصصشان ارزیابی مخازن است گواهی شود، بلکه این مخازن باید قابلیت فروش و ارایه به بازار را نیز داشته باشند. یعنی در شرایطی باشند که مشتری برای آنها وجود داشته باشد. در صورت تحقق این شرایط است که شرکتهای آمریکایی میتوانند مخازن خود را به عنوان دارایی در تراز مالی انعکاس دهند. این امر به منظور حفظ حقوق سهامداران و جلوگیری از تقلب و فریب آنان صورت میگیرد اما در خاورمیانه به دلیل این که مخازن در اختیار دولتهاست نه بخش خصوصی، هر نوع ادعایی در رابطه با افزایش میزان ذخایر مورد ارزیابی دقیق و بررسی قرار نمیگیرد و به چالش کشیده نمیشود.
بنابراین اگر ایران یا عربستان یا کویت و دیگر کشورهای منطقه طی سالیان گذشته میزان ذخایر خود را افزایش دادهاند از منظر نفت قابل بهرهبرداری اثبات شده (Provenreserve) وضعیت تغییر چندانی ندارد و همه بر یک قولاند که برداشت نفت از مخازن سختتر و نوع نفت استحصالی نامرغوبتر (با درجه API پایین) گشته است همچنین منابع جدید از بازار مصرف دورتر هستند، برای نمونه شرایط مخزن کشف شده در قزاقستان که بزرگترین میدان نفتی جهان است که طی سی سال گذشته کشف شده، به گونهای است که تولید آن از 1998 تا 2016 حداکثر به 2/1 میلیون بشکه در روز خواهد رسید. اما بخش مهمتر قضیه، افت تولید چاههاست. در ایران افت سالیانه تولید در مخازن واقع در خشکی 8% و مخازن واقع در دریا 135 که مجموعاً معادل 350 ـ 300 هزار بشکه 9 در سال میباشد. که کشورهای عضو اوپک، مجموعاً معادل 350 ـ 300 هزار بشکه در سال میباشد. کشورهای عضو اوپک، مجموعاً معادل 2/1 میلیون بشکه افت تولید سالیانه دارند.
برخی میپرسند «تزریق آب و یا گاز» چه نقشی را ایفا میکند؟ به نظر اینجانب روشهای بازیابی مجدد به هیچوجه تولید نفت را بالا نمیبرد بلکه روند افت تولید را آهستهتر مینماید. چاههای نفت موجود مانند پیرمردی است که دیگر توان دویدن ندارد و شما با تزریق ویتامین (تزریق آب و گاز) صرفا او را قادر میسازید تا آهسته راه برود اما نه این که به نشاط جوانی بازگردد. بنابراین استفاده از منابع گازی است که چشمانداز تامین عمده تقاضای اضافی در پنج سال آینده بدین روشها را منتفی میسازد.