در مورد روش اداره کشور آمریکا، سخنان بسیار گفته شده و تحلیلهای متفاوت ارائه گردیده است. اما اکثر این تحلیلها در دو نکته مشترک هستند: نخست آنکه رئیسجمهور، سیاستگذار اصلی در داخل و خارج آمریکا نیست و نقش او، سخنگویی کسانی است که سیاستها را در پشت پرده تنظیم میکنند. دومین نکته که بسیاری از تحلیلگران نسبت به آن اشتراک نظر دارند، اجماع احزاب و سیاستمداران آمریکایی نسبت به برخی مسائل جهانی ـ علیرغم اختلاف نظرهای حزبی ـ است. برای هر یک از دو نکته فوق نیز نشانههای فراوانی در دست است.
استیضاح بیل کلینتون در اوج درگیری آمریکا در جنگ بالکان و حملات شدید و روزافزون به جرج بوش در حالی که وی به شدت درگیر جنگ پرحاشیه عراق میباشد دو نمونهای است که مردم ایران در کمتر از یک دهه گذشته شاهد آن بودهاند و نشان میدهد که حتی در اوج حساسترین جنگها، هیچ کس در آمریکا نگران موقعیت داخلی و خارجی کسی نیست که ظاهرا فرماندهی کل نیروهای مسلح را به عهده دارد.
از سوی دیگر عدم تغییر قابل توجه در سیاستهای آمریکا نسبت به موضوع فلسطین و ثابت قدم بودن همه دولتهای آمریکا در حمایت بیچون و چرا از اسرائیل در طی دهههای گذشته و نیز تعامل نسبتاً یکسان سیاستمداران جمهوریخواه و دموکرات آمریکا در برابر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، نشانهای از تنظیم و پیگیری سیاستگذاریهای کلان آمریکا توسط تشکلهای فراحزبی در آن کشور است.
البته این وضعیت به معنای یکسان بودن همه راهکارهای مورد عمل دو حزب اصلی آن کشور نمیباشد؛ اگر چه به نظر میرسد مواجهه هر دو حزب آمریکا با ایران، از جهت راهکارها نیز تفاوت عمدهای با یکدیگر ندارد.
اگر به آنچه هماکنون در صحنه عراق جریان دارد از همین زاویه نگاه کنیم، خود را موظف به اعمال دقت بیشتر در برخی اظهارات میدانیم هشیاری بیشتر را سرلوحه اقدامات خود قرار خواهیم داد.
حقیقت آن است که بحران عراق. یکی از بزرگترین چالشهایی است که مجموعه حاکمیت آمریکا با آن مواجه است که البته حزب جمهوریخواه و شخص جرجبوش، هزینههای بیشتری برای آن پرداخت میکنند. اکنون دموکراتها مایلند برخی شعارهای خود را در ایام انتخابات را پیگیری کنند و به رای دهندگان آمریکایی ثابت نمایند که روش آنها در مواجهه با موضوع عراق، با رقبای جمهوریخواه آنها متفاوت است.
البته آنها نیز مطمئن هستند نمیتوان عراق را به طور کامل رها کرد و اختیار آن را به دولتمردان عراقی سپرد و جرجبوش و حزب او نیز از یک سو نگرا افزایش هزینههای این جنگ برای جمهوریخواهان هستند و از سوی دیگر میدانند که رهایی عراق در وضعیت فعلی، صرف صدها میلیارد دلار هزینه قبلی و کشته شدن بیش از سه هزار سرباز آمریکایی در جن عراق در وضعیت فعلی، صرف صدها میلیارد دلار هزینه قبلی و کشته شدن بیش از سه هزار سرباز آمریکایی در جنگ عراق را به عنوان هزینه نادانی جمهوریخواهان در خاطره آمریکاییها ثبت خواهد کرد؛ ضمن آن که حیثیت آمریکا را در میان متحدان آن کشور به شدت خدشهدار خواهد ساخت.
پس شاید بهترین راه برای هر دو حزب آمریکا نیز طراحان پشت پرده سیاستهای جنگی واشنگتن، آن باشد که اذهان را از اصل موضوع منحرف و با دشمن تراشی جدید، توجیهی تازه برای تداوم جنگ در عراق ایجاد نمایند. بزرگنمایی نقش ایران در عراق و ایراد اتهاماتی در خصوص دخالت ایران در ناآرامیهای آن کشور بحران زده، بهترین سناریوی است که میتواند اختلافات ظاهری یا حقیقی آمریکاییها بر سر موضع عراق را تا حدودی کمرنگ و به مردم آمریکا القا نماید که همراهی دموکراتها با جمهوریخواهان، این بار نه برای تداوم سیاستهای بوش در عراق بلکه برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه است.
همین توجیه میتواند برای جلب همکاری برخی کشورهای منطقهـ که بارها به صورت رسمی یا تلویحی نگرانی خود را از افزایش نفوذ ایران در میان کشورها و ملتهای منطقه ابراز داشتهاند ـ بکار آید.
فراموش نکنیم که در سه سال گذشته در بازی بین آمریکا و بسیاری از کشورها، «کارت ایران» مورد استفاده طرفین بازیها قرار گرفته است: دور روز پس آنکه رئیسجمهور ایران از نخستوزیر هند به خاطر موضع حمایتی در برابر پرونده هستهای ایران تشکر کرد، دولت آن کشور در معادلهای آشکار با آمریکا بر سر فعالیتهای هستهای خود، به قطعنامه ضد ایرانی رای داد، کمتر از24 ساعت بعد از آنکه رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، از کشورهای آفریقایی عضو شورای حکام تقدیر کرد که قول دادهاند از حق ایران دفاع کنند، همان کشورها نیز در معاملهای آشکار با قدرتهای موثر در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، قطعنامه ضد ایرانی شورای حکام را پذیرفتند، روسیه و چین هم ـ که اگر لازم باشد به خاطر کشور میانمار قطعنامه شورای امنیت را وتو میکنند ـ در معاملات سیاسی با آمریکا و اروپا، نسبت به فعالیت هستهای ایران، تقریبا همان حرفهایی را میزنند که بوش و بلر میگویند!
این نمونهها نشان میدهد که «کارت ایران»بارها در بازی کشورهای مختلف با یکدیگر مورد استفاده قرار گرفته است.
اما ظاهرا این بار قرار است این کارت، در بازی بین دو حزب قدرتمند آمریکا مورد استفاده قرار گیرد که اگر اینگونه شود، قطعا میتواند مزاحمتهای تازهای برای ایران ایجاد کند.
بر همین اساس لازم است سیاستمداران، تریبونداران و همه افرادی که در کشور ما نفوذ دارند، مراقب اظهارات و اقدامات خود باشند، زیرا هر نوع بیدقتی تنها میتواند در خدمت آمریکاییهایی باشد که به شدت به دنبال حل مشکلات خود در عراق با استفاده از کارت ایران هستند.