محمود بلنداختر
سه سال پیش در شرایطی که دولت بوش در فاصلهای کمتر از سه هفته عراق را اشغال و رژیم بعث را سرنگون ساخت کسی تصور نمیکرد که همین کشور (عراق) به بزرگترین معضل و چالش سیاست خارجی آمریکا تبدیل شود.
در ماههای اخیر و در پی گسترش فزاینده ناامنی در عراق، انتقادات از دولت بوش شدت گرفته و محبوبیت رئیس جمهور آمریکا به پایینترین حد رسیده تا جایی که برخی رسانهها بوش را بدترین رئیسجمهور تاریخ ایالات متحده نام نهادهاند. در سطح بینالمللی نیز در چند ماه گذشته انتقادات جهانی از بوش شدت گرفته و جامعه جهانی با تردید به اظهارات و عملکرد بوش و دولت وی درخصوص ایران، حماس، سودان و... نگریسته است.
همین وضعیت باعث شده است تا بوش از راههای مختلف تلاش کند از ادامه فشارها بر دولت کاسته و زمینه را برای حمایت بیشتر از برنامههای خود فراهم نماید. اقدام اخیر بوش در جهت ترمیم دولت و فراهمسازی زمینه برای ارتباط بیشتر دولت با مردم را میتوان یکی از مواردی دانست که در جهت کسب مقبولیت عمومی جمهوریخواهان صورت گرفت. اما از همه تحولاتی که در چند هفته گذشته رخ داده است، مساله عراق و تلاش دولت ایالات متحده برای این که عراق را قایقی برای نجاتش قرار دهد، مهمتر میباشد.
دولت بوش که در چهار ماه گذشته به شدت با نامزدی مجدد ابراهیم جعفری برای پست نخستوزیری مخالفت کرده بود به طوری که همین روند منجر به بن بست سیاسی در عراق شده بود. با کنارهگیری جعفری و معرفی جواد المالکی از سوی ائتلاف عراق یکپارچه به شدت از وی حمایت کرد تا جایی که رایس مالکی را بهترین شخصیت عراقی که تاکنون روی کار آمده است، نامید.
رویکرد دولت بوش به انتخاب سران عراقی و خوشحالی آمریکا از این قضیه تا جایی بود که به جرات میتوان گفت اگر شادمانی دولت بوش از شکست بن بست سیاسی در عراق از شادمانی عراقیها بیشتر نبود کمتر نیز نبوده است.
سوای این که میتوان برای خوشحالی و استقبال ایالات متحده از معرفی سران جدید در عراق دلایل بیشماری ذکر کرد ولی تردیدی نیست که یکی از اصلیترین دلایل این امر، همانی است که در ابتدا به آن اشاره شد، یعنی بوش میخواهد به مردم آمریکا اطمینان بدهد که آرامش در عراق سرآغاز خروج نیروهای آمریکایی از آن کشور خواهد بود.
مقامات، تحلیلگران و رسانههای راستگرای ایالات متحده بارها این فرضیه را تکرار کردهاند که تشکیل دولت دایمی در عراق یعنی برقراری آرامش و برقراری آرامش یعنی فراهم شدن زمینه برای خروج از این کشور. با چنین توجیهی بازهای حاکم بر کاخ سفید در این فکرند تا با افزایش سطح محبوبیت خود، تفکرات و آرمانهایی را که در سر میپرورانند و در شش سال گذشته زمینه تحقق آنها فراهم نشده است، در دو سال آینده به مرحله عمل برسانند.
اقدام روز گذشته بوش در اعزام غیرمنتظره دو مقام کلیدی دولت به عراق که یکی در راس نهاد دیپلماسی و سیاست خارجی و دیگری در راس نهاد نظامی قرار دارند را میتوان علامتی دال بر زیرکی و کیاست مقامات آمریکایی دانست. ایالات متحده با چنین اقدامی از طرفی میخواست تا به دولت و مردم عراق خاطرنشان کند که ایالات متحده پشتیبان قوی دولت جدید خواهد بود و از طرف دیگر میخواست به آمریکاییها نیز بگوید که مقاماتشان با چنین رایزنیهایی سعی دارند تا زمینه بازگشت سربازان آمریکایی به وطنشان را فراهم آورند، امری که تبلیغات بسیار زیادی نیز در خصوص آن انجام شد.
بنابراین، نباید از نظر دور داشت همان گونه که برقراری ثبات و آرامش در عراق برای مردم این کشور و همسایگان آن کلیدی است، برای ایالات متحده نیز آرامش در عراق یک آرمان و هدف اولیه است، چرا که اکنون مردم آمریکا به چیزی کمتر از خروج از عراق راضی نمیشوند و تمام تلاش دولت بوش نیز همین است تا افکار عمومی را به نفع خود تغییر دهد. (البته این امر بدان معنا نیست که آمریکا مصصم است تا به صورت کامل عراق را ترک کند). روی این اصل باید گفت که دولت بوش اکنون عراق را قایقی تصور میکند که دست یافتن به آن میتواند دولت را در دریای پرتلاطم به ساحل نجات برساند.