قاسم غفوری
پس از صدور بیانیه غیرحقوقی، و در حالی که ایران، اعلام نمود که به همت دانشمندان خود به فنآوری چرخه سوخت هستهای دست یافته است، واکنشهای متعدد و بعضا قابل تاملی از سوی سایر کشورها و مجامع جهانی اتخاذ گردید. آنچه در این میان بیش از هر چیز مورد توجه و عنایت قرار میگیرد، نحوه برخورد انگلیسیها در قبال همکاری با آمریکایی علیه ایران و به عبارتی دیگر عقبنشینی لندن از مواضع خصمانه گذشته است. در این راستا جک استراو در اظهارات متعددی حمله به ایران را اقدامی احمقانه و غیرقابل اجرا عنوان نموده است. همچنین تونی بلر ضمن مخالفت با اقدام نظامی، رسما اعلام داشته که بوش برای حمله به ایران نباید به همکاری و اتحاد انگلیس خوشبین باشد هر چند که اینگونه موضعگیریها بیانگر آگاهی یافتن انگلیس از واقعیات حاکم بر ایران و جهان و ناتوانی آنان برای متوقف ساختن اراده و خواست ملت ایران که همواره پشتوانه دولت و نظام اسلامی بوده و هستند و در نهایت اعلام رسمی شکست سیاستهای خصمانه آنها میباشد، اما باید به این امر توجه داشت که این تغییر مواضع نباید موجب گردد تا سیاستهای کنونی تهران که همانا مخالفت با خواستههای غرب و دوری جستن از آنها است، دچار دگرگونی گردد. انگلیسیها همواره در مواقعی که در کشور یا منطقهای منافع خود را تهدید شده میبینند، با بهرهگیری از سیاست لوح سپید با رویکردهای کاملا متفاوت با گذشته به برقراری ارتباطات جدید روی میآورند (این سیاست بارها در قبال اعراب و فلسطین در دهههای گذشته انجام شده که نمونه آن پس از شکست نفتی دهه70 میباشد. این موضعگیری در قبال ایران در حالی صورت میگیرد
1 – انگلیس همواره در میان ملت ایران به عنوان اولین دشمن و عامل اصلی مشکلات در عرصه داخلی و خارجی شناخته شده و میشود. تاریخ گواه این حقیقت است که بریتانیا با عناوین مختلف، همواره تلاش کرده تا با فتنه انگیزی و توطئه، حضور خود در ایران را استمرار بخشد. این انزجار تاریخی از انگلیس در حالی در میان مردم وجود دارد که در سالهای اخیر بار دیگر شاهد کارشکنیهای آشکار و پنهان بریتانیا در امور کشورمان میباشیم. حضور در جمع سه کشور اروپایی در پرونده هستهای که سه سال ایران را از حقوق خود دور ساخت، آشکار شدن نقش انگلیس در انفجارهای اهواز که به شهادت دهها تن منجر گردیده، تلاش برای ایجاد اختلافات و قومی و طایفهای در مناطق مرزی، بهرهگیری از دیپلماسی برای ایجاد اجماع جهانی علیه فعالیتهای هستهای ایران که به صراحت در اجلاسهای شورای کلام و اکنون شورای امنیت مشهود است، تنها گونهای از توطئههای زیادهخواهانه بریتانیا علیه ایران است با توجه به این حقایق، موج گستردهای از انگلیس ستیزی در کنار آمریکا ستیزی در ایران ایجاد شده که نویدبخش خروج همیشگی بریتانیا از ایران میباشد.
2 – انگلیس به خوبی آگاه است که ایران از جایگاه ویژهای در میان کشورهای اسلامی بویژه در خاورمیانه برخوردار است. بر این اساس آنها برای حفظ جایگاه خود در این کشورها به ویژه در کشورهای عربی برای تامین منابع انرژی، باید توجهی به روابط خود با ایران داشته باشند. استمرار سیاستهای خصمانه علیه تهران به معنی افزایش انزجار جهان اسلام از لندن میباشد، لذا آنها سعی دارند تا با کاهش مواضع خصمانه خود، مانع از تحقق این مهم که ضررهای اقتصادی و سیاسی بسیاری برای آنها به همراه دارد، گردد.
3 – دولت بلر امروز به دلیل سیاست همسویی با آمریکا و عدم رسیدگی به مشکلات داخلی با موجی از انتقادها مواجه است که آینده سیاسی آن را تحت الشعاع قرار داده است. این مخالفتها که بیشتر به دلیل جنگ عراق و همسویی با آمریکا است سبب شده، تا بلر برای تعدیل این مشکلات ضمن انتقاد از سیاستهای بوش، مخالفت خود را با جنگ و نظامیگری علیه ایران اعلام دارد، تا به نوعی دوری ظاهری خود از بوش را برای افکارعمومی خود به نمایش بگذارد.
از سوی دیگر با توجه به حجم مراودات اقتصادی ایران و انگلیس، تجار و بازرگانان نیز در صفوف مخالفان سیاستهای ضدایرانی بلر قرار دارند که وی اجبارا برای جلوگیری از توسعه این اعتراضات در جمع مخالفان سیاستهای آمریکا علیه ایران قرار گرفته است (دولتمردان انگلیس بیشتر از سوی تجار و کارتهای اقتصادی در راس قدرت قرار میگیرند، لذا آنها میدانند که مخالفت با خواستههای آنها به معنی پایان زمامداری خواهد بود).
4 – همسویی انگلیس با آمریکا موجب شده تا جایگاه این کشور در عرصه منطقهای و جهانی تحتالشعاع قرار گیرد. از یک سو دیگر اتحادیه اروپا از بریتانیا به عنوان همپیمان و متحد یاد نمیکند و حتی آن را عامل شکست اتحادیه برمیشمرند. در عرصه جهانی نیز افکار عمومی از انگلیس به عنوان متحد آمریکا که برای سیاستهای توسعهطلبانه به هر اقدام ضدبشری حتی قتلعام کودکان و زنان در عراق مبادرت میورزد یاد کرده و خواستار مقابله جهانی با آن هستند. بر این اساس اولین اولویت سیاست خارجی انگلیس کاهش این گونه نگرشها است که با موضعگیری علیه سیاستهای آمریکا به ویژه در قبال ایران، سعی در تحقق این مهم دارد بر این اساس بیداری ملت و مسئولان در برابر، سیاستها و مواضع لندن بیش از پیش الزامآور میباشد.