تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۴۵۹۰۲

امنیت


امنیت در لغت حالت فراغت از هرگونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله است.
این اصطلاح بعد از حوادث یازده سپتامبر دست‌خوش تعقیب و تحولاتی شده است. مفهومی که از امنیت پس از این حوادث در روابط بین‌الملل شکل گرفته است تصویری توام با وحشت و ارعاب بوده است.
امنیت فردی، امنیت اجتماعی امنیت ملی و امنیت بین‌المللی از مصادیق واژه امنیت در فرهنگ واژه‌های سیاسی است.
امنیت فردی حالتی است که در آن فرد فارغ از ترس آسیب رسیدن به جان یا مال یا آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی کند امنیت اجتماعی نیز حالت فراغت همگانی از تهدیدی است که کردار غیرقانونی دستگاهی یا فردی یا گروهی در همه یا بخشی از جامعه پدید آورد.
در نظام حقوقی جدید فرض براینست که قانون با تعریف و حدگذاری آزادیها و حقوق فرد و کیفر دادن کسانی که از آن حدود پا فراتر گذاشته‌اند، امنیت فردی و اجتماعی را پاسبانی می‌‌کند و دستگاه پلیس و دادگستری مامور اجرای قانون و حمایت از فرد و جامعه در برابر قانون شکنان است.
امنیت ملی حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن همه یا بخشی از جمعیت داریی یا خاک خود به سر برد.
قوانین بین‌المللی امروز حدود حقوق و آزادی‌های دولت‌ها را تعریف و حد‌گذاری می‌‌کنند و ضامن پیشگیری تجاوز کشورها به حقوق یکدیگر شمرده می‌‌شوند اما دستگاهی که مانند قوانین داخلی ملتها ضامن اجرای آنها باشد وجود ندارد.
امروزه کم و بیش در همه کشورها نوعی پلیس سیاسی یا امنیتی وجود دارد که مقصود از آن بنا به فرض جلوگیری از نفوذ عوامل محرک و ویرانگر و جاسوس به داخل کشور و سرکوبی کسانی است که از راههای غیرقانونی تهدیدکننده نظم سیاسی موجود به شمار می‌‌آیند.
برخی از پژوهشگران کنونی امور بین‌الملل حفظ موجودیت کشور، امنیت ملی و وحدت ملی را واژه‌های مختلفی می‌‌دانند که متوجه یک معنی و پدیده می‌‌باشند که بقای کشور است.
حفظ موجودیت کشور، بالاترین و بنیادی‌ترین هدفی است که همه کشورها بدون استثنا در پی تحصیل آن هستند. بنابراین حفظ موجودیت کشور یعنی امنیت ملی، هدفی است که اگر به مخاطره بیافتد. مردم و دولت آماده هرگونه فداکاری در راه آن بوده و در راه آن حتی دست زدن به جنگ را نیز سزاوار می‌‌شمارند. براساس چنین تعبیری، بود و نبود امنیت را وابسته به توانایی کشور در دفع حمله نظامی می‌‌داند.
تعریف دیگر براساس مفهوم منافع ملی است. اگر منافع ملی را مجموعه منابع و اهدافی که دولتها در پی کسب آن هستند بدانیم. حفظ و حراست از دست‌آوردهای منافع ملی به عهده امنیت ملی است.
پس امنیت امری نسبی، پدیده‌ای ذهنی است و رابطه‌ای منطقی بین امنیت و قدرت وجود دارد.
عدم تعهد و وابستگی، توازن قوا، ایجاد اتحادیه‌های حمایت‌کننده و قراردادهای الزامی، دیپلماسی، رقابت تکنولوژیک اقتصادی، علمی و فرهنگی و امنیت ملی و روابط بین‌الملل از جمله راههایی است که می‌‌تواند در حفظ امنیت در روابط بین‌الملل تاثیر اساسی داشته باشد.
امنیت ملی بعنوان یک مفهوم سامان‌بخش، نسبت به مفهوم سیاست خارجی از امتیازات بیشتری برخوردار است. نخست این که امنیت ملی بر عناصر مشترک و اشتراکات در سیاستهای خارجی بازیگران ملی تمرکز دارد..
امنیت ملی چارچوب مناسب و متعارفی را بدست می‌‌دهد که به واسطه آن امکان مقایسه بین موضوعات ظاهرا جدا از هم فراهم شده و به سازمان بخشیدن و تشکل دادن به اطلاعات نسبتا درهم و برهم تولید شده بوسیله رهیافت تاریخی سیاست خارجی، کمک می‌‌کند.
امنیت بین‌المللی
حالتی است که در آن قدرتها در حالت تعادل و بدون دست بازی به قلمرو یکدیگر به سر می‌‌برند تا وضع موجود در خطر نیافتد هرگاه یکی از قدرتها از محدوده خود پا فراتر گذارد از لحاظ قدرت (‌یا قدرتهای‌) مخالف امنیت بین‌المللی درخطر افتاده است. اعلام خطر نسبت به امنیت بین المللی همواره به معنای آن است که خطر درگیری جنگ در میان است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات