تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۴۵۹۰۳
در گفتگو با دکتر مصطفی مصلح‌زاده بررسی شد:

کنش‌گرهای جامعه ایرانی


لیلا سعادتی
* منشور: کتابهای زیادی درباره نهضت مشروطه نوشته شده است، در حالی که با مطالعه این متون ناهماهنگی داده‌ها و اطلاعات برمی‌خوریم گویا مورخ و نویسنده در نوشتن، بی طرفی را رعایت نکرده است، حتی بعضی از نویسندگان برخی از جریانها این نهضت را مخرب و وابسته معرفی می‌‌کنند آیا درست است ؟ نظر شما چیست؟
** در بسیاری از پدیده‌های تاریخی، متون تاریخی متضادی به چشم می‌‌خورد. درباره نهضت مشروطه نیز با متون و کتابهایی کاملا متضاد مواجه هستیم. گاه اتفاقی به شخصی نسبت داده شده است که در متون دیگر کاملا به شخص دیگری منسوب است. به طور مثال مشخص نیست کلمه مشروطه برای اولین بار از سوی چه کسی و چگونه مطرح شده است. آیا خانم دافن مطرح کرده است یا از درون تحصن سفارت انگلیس برخاسته است درباره عدالت‌خانه نیز وضعیت به همینگونه است. در نوشته‌ای عنوان شده که عدالت‌خانه در متن درخواست متحصنین حرم حضرت‌عبدالعظیم وجود داشت و در کتاب دیگری می‌‌خوانیم که واژه عدالت‌خانه توسط برادر یحیی دولت‌آبادی به متن اضافه شده است. درحالی که موضوع عدالت خانه بسیار مهم است. در تحولات مشروطه نیز گفته می‌‌شود، جناحی وابسته به دربار بوده است و جناح دیگر وابسته به انگلیس، اما اینکه واقعیت چیست‌؟ در متون مختلف متفاوت است.
* منشور: بیایید در ادامه گفتگوی برخی ابهامات را بررسی کنیم. شما در گفتگوهایی که در گذشته انجام داده‌اید همیشه از کنش‌گرهای سیاسی نامبرده اید، این کنش‌گرها چه گروههایی هستند و نقش و بازیگری آنها چگونه معنا می‌‌یابد؟
** ببینید، مهمترین کنش‌گر آن دوره که قدرت سیاسی دارد، دربار است. شاه و شاهزادگانی که در ایالت و ولایات ایران دارای قدرت هستند شاه و شاهزادگان، جان و مال و ناموس مردم را از آن خود می‌‌دانستند در واقع عملکرد و رفتار دیکتاتوری دربار، مهمترین دلیل جنبش مشروطه است.
مردم احساس می‌‌کردند در جامعه‌ای زندگی می‌‌کنند که هیچ قانونی برای تعدیل رفتار حکومت‌گران وجود ندارد و مکانی نیست که مردم درخواست‌های خود را اعلام کنند.
در ادامه دیکتاتوری حاکمان، روابط دربار و کنش‌گرهای خارجی یعنی روس و انگلیس بر وخامت اوضاع افزود. امتیازاتی که ناصرالدین‌شاه به کشورها و اتباع روس و انگلیس داده بود، سیستم را فلج کرده بود، اتباع خارجی دارای امتیازاتی بودند، که اتباع ایرانی فاقد آن بودند. گمرک و بانک در اختیار روسها و انگلیس‌ها بود، همچنین شیلات شمال در اختیار روس‌ها و تسهیلات جنوب در اختیار انگلیس‌ها بود. در امتیاز رویکرد با واسطه‌گری میرزا ملکم‌خان صورت گرفت، بسیاری از ابزار قدرت اقتصادی در اختیار انگلیسی‌ها قرار گرفت. البته امتیاز واگذار شده با مبارزه مردم و به رهبری ملا علی کنی لغو شد. هر چند بعدها انگلیسی‌ها به مرور امتیازات فوق را پس گرفتند. این مسائل به اقتصاد داخل کشور ضربه وارد کردند. در امتیاز تنباکو می‌‌بینیم که تمامی کشاورزان ملزم بودند محصول خود را فقط به شرکت رژی بفروشند و این شرکت تنها خریدار توتون و تنباکو بود و قیمت فروش را تعیین می‌‌کرد. در این میان کشاورزان و مصرف‌کنندگان بیشترین صدمه را دیدند. به هر حال این امتیاز نیز در سال1890 به رهبری میرزای شیرازی و مبارزات مردم لغو شد. در واقع از این زمانه است که کنش‌گرها خود را نشان می‌‌دهند و با آغاز نهضت و مشروطه، دو کنش‌گر سیاسی یعنی توده مردم که در بازار متشکل می‌‌شوند و روشن‌فکران و رهبران دینی جریان را بدست می‌‌گیرند.
در حقیقت شلاق زدنهای فرماندار تهران در بازار باعث انفجار مشروطه بود. در این فرآیند می‌‌بینیم که بعد از حدود 16 سال پیشتر که مبارزه جنبش تنباکو آغاز می‌‌شود، نهضت مشروطه شکل می‌‌گیرد. این دو گروه کنش‌گر، یعنی مردم و روشنفکران دینی در حرم حضرت‌عبدالعظیم تحصن می‌‌کنند و از آنجا که مظفرالدین شاه توان مقابله با پدیده‌های اپوزیسیون را نداشت قبول که درخواست مردم را بررسی کند. در همین جاست که موضوع عدالت‌خانه مطرح می‌‌شود. در کتاب حیات یحیی جلد 2 صفحه 23، یحیی دولت‌آبادی می‌‌نویسد، برادرم متن درخواست را از متحصنین گرفت و عدالت‌خانه را که یادشان رفته بود بنویسید را وارد متن درخواست کرد و بعد به سفیر عثمانی داد و سفیر عثمانی نیز متن درخواست را به شاه ارائه داد.
به هر حال متحصنین خواهان سیستم دادگستر مبتنی‌ بر عدالت‌محوری بودند و این حقیقت را از درون کتابهای تاریخی می‌‌توان استخراج کرد که نهضت‌ مشروطه از تحصن حرم ‌عبدالعظیم آغاز می‌‌شود. شاه درخواست مردم را می‌‌پذیرد اما صدر‌اعظم، عین‌الدوله نمی‌پذیرد و مجددا مردم و نیروهای مذهبی در مسجد جامع تهران و حرم حضرت ‌معصومه تحصن می‌‌کنند.
اما در این فاصله زمانی است که کنش‌گر دیگری وارد میدان مبارزه با دیکتاتوری سلطنتی می‌‌شود. این کنش‌گرها همان روشنفکران سکولار هستند.
* منشور: سابقه این گروه چیست. چگونه و از کی وارد صحنه سیاست می‌‌شوند.
** روشنفکران سکولار به عنوان کنشگر سوم علیه دربار مبارزه می‌‌کنند. سابقه این گروهها به برخی از انجمن‌هایی که در این سالها شکل گرفته‌اند، برمی‌گردد. اولین انجمن را میرزا ملکم‌خان بنام فراموش‌خانه در زمان ناصرالدین شاه ایجاد می‌‌کند و در اساسنامه این انجمن دین از سیاست جداست. در سال 1275 این انجمن به دستور شاه تعطیل شد و ملکم‌خان به خارج تبعید گردید. اما دوباره در سال ‌1287 عنوان مجمع آدمیت شروع به کار کرد. این تشکل یکی از تشکل‌هایی است که مجهز به کنش‌گران روشنفکر سکولار می‌‌شود و ملکم‌خان از رهبران اصلی این تیم است. در کنار این مجمع انجمن‌های مخفی دیگری وجود دارد که با عناوین متعددی مانند انجمن ملی، انجمن مخفی از آنها یاد می‌‌شود و روسای این انجمن‌ها روشنفکران سکولار هستند. یکی از این انجمن‌ها، مبارزات خود را از تبریز آغاز می‌‌کند و روش و سیاق فعالیت آنها برگرفته از سوسیال دموکراتهای آذربایجان روسیه بود که این گروه در مشروطه خود را اجتماعیون عامیون نام نهادند. این انجمن ملی از 54 نفر تشکیل شده بود مثل ملک‌المتکلمین، واعظ، مساوات، ابوالحسن میرزا، دولت‌آبادی و... که اولین جلسه خود را در سال 1283 تشکیل دادند و روزنامه‌هایی نیز در تهران، قزوین و تبریز داشتند.
تحصنی که در سفارت انگلیس صورت گرفت توسط همین گروههای سکولار کارگردانی شد. البته در این تحصن مردم و برخی روحانیون نیز حضور داشتند.
* منشور: در واقع در سال ‌1285 نهضت مشروطه با سه کنش‌گر سیاسی یعنی مردم، نیروهای مذهبی و روشن‌فکران سکولار پیروز می‌‌شوند.
** بله. نهضت با این کنش‌گرها پیروز می‌‌شود و مظفرالدین شاه در14‌مرداد1285‌فرمان مشروطه را صادر می‌‌کند. مجلس موسسان تشکیل می‌‌شود و قانون نظام‌نامه انتخابات تدوین می‌‌شود و قانون اساسی نوشته شد و مجلس شورای ملی تاسیس می‌‌شود.
* منشور: به نظر می‌‌رسد بعد از تاسیس مجلس شورای ملی هدف مشروطه محقق می‌‌شود اما نهضت مشروطه با اختلافات گروههای سیاسی از مسیر خود منحرف می‌‌شود، بفرمایید اختلافات چگونه و چه زمانی آغاز شد‌؟
** اولین اختلاف و چالش را میان شاه و مجلس مشاهده می‌‌کنیم، شاه قدرت مجلس را برنمی‌تابد و در نهایت توسط روسها که کنش‌گر خارجی است کودتایی شکل می‌‌گیرد. مشروطه از بین می‌‌رود و استبداد صغیر حاکم می‌‌شود. البته دوباره مردم قیام می‌‌کنند و این کودتا از بین می‌‌رود و مشروطه دوم شکل می‌‌گیرد. در اینجا محمدعلی شاه به عنوان مخالف مشروطه از سیستم سیاسی حذف می‌‌شود و پسر نوجوانش احمدشاه بر سرکار می‌‌آید. از اینجا به بعد نقش شاه به عنوان قدرت سیاسی تضعیف می‌‌شود و به مرور کنش‌گرهای اصلی که به عنوان اپوزیسیون علیه شاه بودند با یکدیگر دچار اختلاف می‌‌شوند، بویژه روشنفکران دینی و روشنفکران سکولار.
* منشور: اختلاف بین این دو گروه از کجا آغاز می‌‌شود؟
** این دو گروه در یک هدف که دیکتاتوری سلطنتی باید از بین برود با یکدیگر مشترک بودند. آزادی‌خواهی هدف هر سه کنش‌گر اصلی است. اما بعدها دو گروهی که گفتم بر سر چگونگی آزادی دچار اختلاف می‌‌شوند. اولین اختلاف زمانی است که قانون اساسی نوشته شد. قانون اساسی که بر‌گرفته از قانون کشورهای بلژیک، فرانسه و نروژ بود مورد اعتراض روشنفکران دینی قرار گرفت و آنها خواستار متمم قانون اساسی شدند در اینجا اختلافات شدیدی بروز می‌‌کند بویژه این که شورای 5 نفره‌ای متشکل از علما باید مصوبات مجلس را کنترل کند که با اصول دین و اخلاق اسلامی مغایر نباشد که متمم قانون اساسی با تمامی اختلافات تصویب شد. اما بعدها تدوین قانون مطبوعات و قوانین دیگر، این چالش شدت گرفت و اوج آن مبارزات شیخ فضل‌الله نوری با تقی زاده بود که این چالش منجر به اعدام شیخ‌فضل‌الله شد.
* منشور: روس و انگلیس نیز به عنوان قدرتهای خارجی در این فرایند نقش داشتند. این قدرت‌ها از کجا و چگونه وارد میدان می‌‌شوند؟
** روس‌ها کودتایی را علیه مشروطه شکل دادند اما انگلیسی‌ها در مقابل مشروطه قرار نگرفته‌اند. انگلیسی‌ها با برخی مشروطه‌خواهان ارتباط برقرار کرده بوده‌اند و از تحصنی که در سفارت انگلیس انجام شد، این ارتباط را مدیریت کردند.
در همین جاست که ارتباط برخی روشنفکران سکولار با نیروهای خارجی مشخص می‌‌شود، تقی‌زاده و پیروانش از رشد و توسعه مدل اروپایی سخن می‌‌گفتند. در دوران کودتا نیز چنین روابطی وجود دارد. وقتی کودتای 1287 توسط لیاخوف روسی و با حمایت محمد‌علی شاه شکل گرفت، مساوات به قفقاز گریخت، خلخالی و دهخدا به سفارت انگلیس پناهنده شدند. به هر حال این روابط به یک‌باره ایجاد نشده بود بلکه از گذشته وجود داشته است. در واقع انگلیسی‌ها تا زمانی با استراتژی نفوظ در مشروطه حرکت می‌‌کردند و روس‌ها با استراتژی انهدام مشروطه.
اما بعدها به دلیل مانور قدرت آلمان، انگلیس و روس به استراتژی مشترکی رسیدند و در اوت 1907 قرار دادی را امضا کردند و به دولت ایران دادند. در همین جاست که ضربه اصلی از دو بازیگر خارجی بر بدنه مشروطه وارد می‌‌شود، بدون این که مشروطه‌خواهان بدانند چه اتفاقی در حال وقوع است و بعد که جنگ جهانی اول آغاز می‌‌شود، مجلس تعطیل می‌‌شود و مشروطه از بین می‌‌رود.
* منشور: آیا می‌‌توان به طور مشخص گفت چه گروهی منافع ملی را در نظر داشتند و چه گروهی منافع شخصی را؟
** ابتدا پاسخ کلی به این سوال دشوار است. باید نقش کارگردانان مشروطه را بررسی کرد. مثلا کمیته انقلاب انجمن ملی کاملا بر عملکرد خود وقوف داشتند. اما همگی نمایندگان مجلس بر عملکرد و گفتار خود واقف نبودند. تحصنی که در سفارت انگلیس صورت گرفت با تاسوعا و عاشورای حسینی مصادف شد. محصنین عزاداری امام حسین را برگزار کردند. به دیگ پلوی سفارت انگلیس مصروف است. که بعدها شیخ فضل‌الله نوری در مبارزات خود می‌‌گوید: مشروطه‌ای که با دیگ پلو سفارت انگلیس آغاز شد. مورد نظر آنها نیست، همچنین وقتی اختلاف‌نظر بر سر متمم قانون اساسی بوجود می‌‌آید. بعضی از نمایندگان مجلس نمی دانند دعوا بر سر چیست ؟ وقتی شیخ فضل‌الله با تدوین قانون مطبوعات مخالفت می‌‌کند وی را به نقض آزادی متهم می‌‌کنند و به دربار منسوبش می‌‌کنند.
در حالی که اگر شیخ فضل‌الله به دنبال منافع شخصی بود بر سر‌دار نمی‌رفت و پناهندگی روس‌ها را می‌‌پذیرفت.
* منشور: در واقع بیشترین صدمه‌ای که به مشروطه وارد می‌‌شود از جانب سکولارهاست!
** فکر می‌‌کنم برخی از این افراد ارتباط تنگاتنگی با قدرتهای خارجی داشتند، اما برخی دیگر اینگونه نیستند. حتی در تحصن سفارت انگلیس برخی از روحانیون حضور دارند. فردی مثل آقای بهبهانی که از مبارزان نهضت مشروطه است رابطه خوبی با روشنفکران سکولار دارد و معتقدم نباید در تقسیم‌بندی اجتماعی و سیاسی آن دوره روحانیون را از روشنفکران جدا کنیم. بهبهانی که خود روحانی است از مخالفان سر سخت شیخ فضل‌الله نوری محسوب می‌‌شود.
در حقیقت برخی از کارگردانان نهضت مشروطه در اثر ارتباطاتی که با لژیون‌های فراماسونری و سوسیال دموکرات‌های قفقاز داشتند مسیر مشروطه را منحرف کردند. اما افرادی هم در این میان هستند که نه وابستگی کارگردانان مورد اشاره را دارند و نه تلاشی برای حفظ اصول دینی را. برخی افراد را هم در مجلس می‌‌بینیم که به دلیل عدم آگاهی از قانون‌نویسی دچار اختلاف می‌‌شوند.
* منشور: به نظر شما اصلی‌ترین ضربه به مشروطه از سوی قدرتهای خارجی است؟
** روس‌ها خواهان از هم پاشیدن کل مشروطه بودند، و بعدها انگلیسی‌ها با اتحاد روس‌ها سعی کردند سیستم سیاسی ایران را استحاله کنند.
* منشور: به هر حال مشروطه پایان پذیرفت و از خود آثاری را بر جای گذاشت. به نظر شما این آثار چیست‌؟
** مشروطه، حرکت نوینی در تاریخ سیاسی ایران محسوب می‌‌شود و پیشتازی ایران را در منطقه نشان می‌‌دهد و بعدها این مبارزات را در نهضت ملی نفت و انقلاب اسلامی می‌‌بینیم.
* منشور: ما در روند نهضت مشروطه می‌‌بینیم که جریان‌ها دچار اختلاف می‌‌شوند و گاهی به تخریب یکدیگر دست می‌‌زنند و نمی‌توانند عقاید و آراء یکدیگر را بپذیرند و به اتفاق نظر برسند. ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز چنین معضلاتی را مشاهده می‌‌کنیم به نظر شما نهضت مشروطه ریشه چنین معضلاتی است.
** نباید گفت از مشروطه آغاز شده است. مشروطه نیز یکی از مقاطع تاریخی است که در این مقطع نیز حذف رقیب به شکل حاد خود را نشان می‌‌دهد. شیخ فضل‌الله و روشنفکران دچار اختلاف می‌‌شوند و مطبوعات حملات زیادی را علیه شیخ فضل‌الله آغاز می‌‌کنند و بیانیه‌های وی را سانسور می‌‌کنند. این امر نشان‌دهنده این است که جریان‌ها یکدیگر را تحمل نمی‌کردند. در حالی که صحبت از آزادی بود ما در نهضت ملی نفت همچنین ناشکیبایی‌هایی را می‌‌بینیم که دست به حذف یکدیگر می‌‌زنند. بعد از انقلاب اسلامی هم بعضا گروههای سیاسی سعی در حذف فیزیکی و شخصیتی یکدیگر داشته‌اند.
* منشور: و پایان مشروطه‌؟
** پایان مشروطه را ابتدا باید در کودتای روس‌ها ببینیم، بعد در تعطیلی مجلس باید دید که جنگ جهانی اول این پایان را رقم زد و پایان دیگری نیز با کودتای‌1299 رضا‌خان میر‌پنج صورت می‌‌گیرد و مشروطه دوباره به دیکتاتوری سلطنتی تبدیل می‌‌شود. و طبیعی است که اهداف مشروطه به تدریج از بین رفت و پایان خوشایندی نداشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات