پرویز اسماعیلی
پیش از این که وزرای خارجه 5 کشور شامگاه دوشنبه به دفتر کاندولیزا رایس بروند. وی گفته بود امیدوار است میهمانانش نسبت به هدف امریکا که صدور قطعنامه متکی به فصل هفتم منشور ملل متحد علیه ایران است، نرمش نشان دهند.
در عین حال دوست بلازی وزیرخارجه فرانسه بعد از پایان جلسه گفت: «3 کشور اروپایی پیشنهاد جدیدی، شامل مکانیزمهای تشویقی و تنبیهی را برای قانع کردن ایران به توقف غنیسازی اورانیوم تدوین میکنند.» سرگهای لاوروف وزیر خارجه روسیه هم گرچه بر مخالفت قطعی مسکو با طرح مساله هستهای ایران ذیل مفاد فصل هفتم منشور اشاره کرد، اما به عنوان نتیجه جلسه یاد شده گفت: گروه 1 + 5 بنا دارند برای حل مساله هستهای ایران به طور مستقیم با تهران مذاکره کنند و این تصمیم، ایالت متحده امریکا را نیز شامل خواهد شد.
بیتردید چنین سخنانی، فضای جدیدی پیش رو میگذارد که چنانچه با ارزیابی درست، بازیگری ماهرانه و بیان ویژه دیپلماتیک همراه باشد. میتواند به عنوان فرصتی نو در مدیریت زمان و تحولات برای احقاق حقوق کامل هستهای کشور در کانالی از تفاهم بین المللی به حساب آید.
به نظر میرسد توجه به نکات زیر ضروری باشد:
1 – در حالی که کشورهای غربی به رهبری آمریکا طی مدت اخیر همواره از ادبیات سخت علیه ایران استفاده میکردند, سخن طرح جدید برای حل دیپلماتیک اختلافات و بازگشت به مذاکره، آن هم در ابعادی موثرتر از مذاکره با EU3 فینفسه نشانه پیشبرد ایستادگی ملی ما و رسیدن به چرخه کامل سوخت هستهای است. در ابتدای امر برخورد سخت ایران با شرایط تازه ضروری نیست.
2 – نتیجه نشست دوشنبه شب حاکی از بالا آمدن جایگاه و وزنه ایران در محاسبات بینالمللی از یک سو فاقد پشتوانه حقوقی بودن طرح مساله در شورای امنیت و نیز تهدید نبودن برنامه صلحآمیز هستهای ایران برای امنیت بین المللی از سوی دیگر است. حداقل اینکه ظاهرا قدرتهای بزرگ دنیا فهمیدهاند برای بحث درباره ایران باید 1 + 5 به 1 + (1 + 5) تبدیل کنند!
3 – گرچه ایران تا دریافت پیشنهاد جدید باید از چرخش گروه 1 + 5 از نیویورک به تهران استقبال کند، اما نباید آنرا پایان فتنهانگیزی نو محافظهکاران کاخ سفید برای خلع ید ایران از فناوری هستهای دانست.
4 – نمیتوان نقش عواملی چون ارتقاء جایگاه منطقهای و بینالمللی ایران، مشکلات شدید داخلی درون کشورهای غربی، محوریت ایران در زمینه ذخایر فسیلی بهران انرژی و همکاری مستمر ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را نادیده گرفت. بنابراین باید در امتداد راه نیز به عوامل فوق توجه داشت و آنها را از تاثیر برخوردهای احساسی و شتاب زده حفظ کرد.
از نگاه مجموعه 1+ 5 فایل هستهای ایران در برزخ «تعلیق کامل» و «امکان حصول به مصالحه سیاسی» است. لابد اگر مصالحه سیاسی هم انجام شود، گزارشهای البرادعی و نشستهای شورای حکام برنامه صلح آمیز ایران را موجب «نگرانی جدی» نخواهد خواند.
فراموش نکنیم که صحنه، صحنه دیپلماسی و انعطاف است و ایران به واقع تاکنون نشان داده که برای حفظ حقوق خود صبور و اهل تفاهم و انعطاف است؛ اگر چه اهل چشمپوشی از حقوق خود نیست. انجام اقدامات داوطلبانه و اعتمادساز و همکاری بینظیر با آژانس برای حدود 3 سال، نشانه تفاهم و اهتمام ایران به مقتضیات دیپلماسی و نیز احترام به نگرانی جامعه جهانی از گسترش سلاح هستهای است.
6 – از ابتدای سال 84، به ویژه بعد از راهاندازی کامل یو.سی.اف، اروپا آمادگیهایی را برای پذیرش حتی غنیسازی ایران در محدودههای متفاوت و امکانسنجی ارتقاء آن به سطح صنعتی در مذاکراتی هدفمند نشان داد اکنون همان طرحها منطبق بر شرایط تازه میتواند مورد توجه قرار گیرد و شخصیتهای موثری خارج از گروه 1 + 5 نظیر «تامبو امبکی» در آفریقای جنوبی و یا حتی البرادعی انگیزه لازم را برای مشارکت در این مسیر دارند.
7 – اگر چنین شرایطی فراهم شود، مقدمه آن میتواند تصریح رسمی 6 کشور یاد شده در به رسمیت شناختن تمامی حقوق ایران براساس ان.پی.تی و صراحتا فعالیت صلحآمیز هستهای وفق ماده 4 آن باشد. ایران هم میتواند – به رقم اظهارات مسئولان تاکنون– در برابر سند یاد شده تضمین بینالمللی دهد که به عدم هرگونه حرکت به سمت فعالیتهای غیر صلحآمیز هستهای وفق مواد 1 و 2 پیمان مذکور متعهد خواهد ماند.
8 – اقدامات اعلام شده فنی باید طبق برنامه ادامه یابد. راه اندازی شبکههای جدید164 سانتریفیوژی میتواند موقعیت ایران را در توافقات احتمالی بهبود بخشد.
9 – واقعیت این است که علاوه بر روسیه، آلمان، چین، فرانسه، انگلیس، حتی خود امریکا نیز در وضعیت فعلی شرکای هستهای ایران هستند؛ البته شرکایی بدسابقه. فرانسه بزرگترین کارخانه غنیسازیاش، یعنی «یورودیف» را در سهام ایران دارد؛ انگلیس و امریکا هم بابت سهم ایران از معدن راسینگ نامیبیا شرکای بدهکار ما هستند و حتی آلمان و چین هم به خاطر بر زمین ماندن تعهداتشان در برابر ایران، پرونده قابل اعتمادی ندارند.
به عبارتی، هر6 کشور فوق شریک برنامههای اتمی ایران بوده و یا هستند. ایران از این روحیه برخوردار است تا با انعطاف در برابر کوتاهیهای گذشته و اتخاذ مواضعی هوشمندانه و صبورانه، بار دیگر به همکاریهای مشترک که تاییدکننده حقوق هستهایاش باشد، بیندیشد.