محمد مفتاحی: ادبیات هر کشوری مجموعهای از هنرها و علومی است که فرهنگ گفتاری و نوشتاری آن مرز و بوم را شکل میدهد. شاخههای مختلف ادبیات اعم از ادبیات داستانی، شعر، نقد و ترجمه در نهایت به گسترش و پیشرفت فرهنگ هر کشور میانجامد. در کشور ما بویژه پس از انقلاب مهم مشروطه، آشنایی و ارتباط با فرهنگ و ادبیات دیگر ملتها گسترش یافت.
در ادبیات داستانی انواع ادبی مهمی چون داستان کوتاه و رمان در کشور رایج شد و ترجمه آثار مهم ادبی از زبانهای مختلف سبب آشنایی نویسندگان ما با سبکها و روشهای تازهای برای خلق آثار ادبی گردید.
این شرایط سبب شد که گروهی از نویسندگان در دهههای آغازین عصر حاضر با تلاشی خستگیناپذیر به فعالیت در شاخههای مختلف ادبی بپردازند و علاوه بر معرفی آثار نویسندگان سراسر جهان، به خلق آثار ادبی ماندگار نیز توفیق یابند.
یکی از چهرههای مهم، پرتلاش و تأثیرگذار عرصههای مختلف ادبیات در این دوران همانا محمود اعتمادزاده متخلص به م. ا. به آذین است.
محمود اعتمادزاده، نویسنده و مترجم، سال 1293 در شهر رشت به دنیا آمد. دوره ابتدایی و متوسطه را در رشت، مشهد و تهران گذراند. سال 1311 به همراهی گروهی از دانشجویان برای تحصیل به فرانسه رهسپار شد و تا دی ماه 1317 در فرانسه به تحصیل پرداخت و از دانشکده مهندسی دریایی برست (Brest) و دانشکده مهندسی ساختمان دریایی پاریس گواهینامه پایان تحصیلات دریافت کرد. در بازگشت به ایران در نیروی دریایی جنوب (آبادان – بندرعباس) مشغول کار شد و تیرماه 1320 به نیروی دریایی شمال انتقال یافت. در هجوم متفقین در شهریورماه 1320 مورد تیراندازی قرار گرفت و به سختی مجروح و دست چپش از ناحیه سر شانه قطع شد.
همین حادثه بود که در روحیهاش تاثیر منفی فراوانی هم گذاشت تا آنجا که در تعدادی از داستانهایش ظهور پیدا کرد. او در دو کتاب «از آن سوی دیوار» و «شهر خدا» این حادثه را بیان کرده است.
به آذین تا سال 1323 در نیروی دریایی تهران خدمت کرد و سپس به عنوان دبیر به وزارت فرهنگ منتقل شد. از آن پس دوران تازه زندگی به آذین آغاز شده و او از این دوران به نوشتن داستان کوتاه، رمان، نقد و ترجمه آثار ادبی و همچنین به همکاری با نشریههای فرهنگی– ادبی پرداخت و به جامعه ادبی و به بالابردن سطح فرهنگی مردم سرزمین خود کمک شایانی کرد.
محمود اعتمادزاده از چند منظر بر ادبیات معاصر ایران تأثیرگذار بوده است. آثار او به سه بخش ادبیات داستانی (رمان – داستان کوتاه)، ترجمه و نقد و پژوهش تقسیم میشود.
داستاننویسی اعتمادزاده با چاپ مجموعه داستان «پراکنده» در سال 1323 آغاز میشود. این مجموعه که آغاز کار او بود، از شش داستان شکل گرفته است که در همه آنها ردپای جوانیهای یک نویسنده تازهکار دیده میشود. این مجموعه همچون نامش پراکنده است و از مشکلات روحی و رفتاری شخصیتها آغاز میشود و گاه به انتقادهای اجتماعی میانجامد. نگرش و خط فکری خاصی براین مجموعه حاکم نیست. دومین مجموعه داستان به آذین «به سوی مردم» از نه داستان شکل گرفته است. در این مجموعه نویسنده کوشیده است که با به کار بستن روش واقعگرایی، پلی به سوی مردم جامعه خود بزند. او با برگزیدن شخصیتهای داستانش از میان کارگران، سربازان و مردمان پیرامون از داستانهایش راهی به جامعه باز میکند.
بزرگ علوی درباره این مجموعه نوشته است: «داستانهای این مجموعه عبارت است از تشریح زندگانی و رنج و مبارزه مردم طبقات مختلف از قبیل بازاری، اداری، صاحب منصب و... دهاتی و مدیر کل. برخی داستانها بیشتر به رپورتاژ شبیه است تا داستان و در برخی دیگر از جمله «یک روز» موفقیت نصیب نویسنده شده است.» اما آنچه بیش از همه موجب شهرت به آذین شد، انتشار رمان «دختر رعیت» بود. مهمترین کار به آذین در این داستان آوردن وقایع مهم تاریخی سرزمینش در خلال بیان زندگی روستاییان است. او ضمن بیان زندگی احمدگل که دختر نه سالهاش خدیجه را علی رغم میل باطنیاش برای کار در خانه ارباب میگذارد و شرح زندگی این دختر، به قیام جنگل و حوادثی که در طول مبارزه میرزا کوچک خان رخ داده، اشاره میکند.
این کتاب را میتوان جزو اولین داستانهای واقعگرا و اجتماعی ایران دانست.
حسن میرعابدینی در کتاب «صد سال داستاننویسی ایران» درباره «دختر رعیت» مینویسد: «به آذین از نویسندگانی است که همزمان با علوی به مقابله با سنتهای پوسیده رماننویسی اولیه برخاست و در راه آفریدن رمان واقعی کوشید.
رمانی که او نوشت، دختر رعیت (1331)، افق گستردهای از زندگی را در نظر خوانندگان ادبیات فارسی قرار داد. در رمان دختر رعیت، نویسنده با پرداختن به جنبش جنگل نخستین تلاشها را برای نوشتن رمان تاریخی واقعگرای فارسی به خرج میدهد.»
«مهره مار» مجموعه داستان دیگر به آذین سال1344 به چاپ رسید و مشتمل بود بر دوازده داستان کوتاه. برخی از داستانهای این مجموعه رمزی و تمثیلی و برخی واقع گرا هستند. «از آن سوی دیوار» یکی دیگر از آثار مهم به آذین در زمینه داستاننویسی است و در سال 1351 منتشر شده است.
در این رمان ضمن خواندن ماجرای عشق و ناکامی مسعود مهر آذر (مهندسی ایرانی که برای تحصیل به فرانسه رفته است) و یولاند (دختر نوجوان فرانسوی) از طریق نامههایی که یولاند مینویسد، از تغییر فضای حاکم بر جامعه آن روز اروپا و از طرفی با زندگی قحطیزده مردم ایران آن روز آشنا میشویم.
میمنت میرصادقی در کتاب رمانهای معاصر فارسی درباره این موضوع مینویسد: «این رمان را میتوان رمانی ضد جنگ خواند زیرا در آن آنچه بیش از ماجرای دلدادگی و جدایی شخصیتهای داستان، خواننده را جلب میکند و به فکر وا میدارد، جنگ و فجایع و مصیبتهای حاصل از آن است.»
از دیگر آثار داستانی اعتمادزاده میتوان به نقش پرند (1334)، شهر خدا (1349)، خانواده امین زادگان (1336) و... اشاره کرد.
وجه دیگر فعالیت ادبی اعتمادزاده که تاثیرگذار و ماندنی است، مترجمی اوست. وی با تسلط به زبانهای فارسی و انگلیسی آثار مهم ادبیات ملل مختلف را در دسترس خوانندگان ایرانی قرار داده است.
عبدالعلی دستغیب درباره اهمیت ترجمههای اعتمادزاده میگوید: «نخستین ترجمه به آذین «بابا گوریو» در سالی از چاپ درآمد که فضای تاریکی پهنه زندگانی و ادب ما را فرا گرفته بود.
نویسندگانی که درس امید و آیندگی میدادند یا خامه را به کناری نهاده یا از گوشهای فرا رفته یا قلم به مزد شده بودند.
بیشتر شاعران و نویسندگان ما زیر فشار خودکامگی از در بسته، حراس، زمستان، آخر شاهنامه، نکبت، درماندگی و بیهودگی سخن میگفتند و در این اندیشه بودند که به فرجام کار رسیده و دیگر برای همیشه در زمهریر زمستانی یا پشت در بسته یا در اسارت گاه بندگی ماندگار شده ایم... دراین گیر و دار به آذین و یونسی و محمد قاضی و چند تن دیگر به ترجمه آثار نویسندگانی چون ولتر، بالزاک، سروانتس و دیکنز دست بردند و پیوند فکری ما را با مبارزه و روشنایی و امید نگاه داشتند.»
تنوع در انتخاب نویسندگانی که آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشتهاند و ترجمه چند اثر از هر نویسنده را میتوان مهمترین ویژه گیهای مترجمی به آذین دانست.
نویسندگان و آثاری که او برای ترجمه برگزیده است، اسباب اندیشه سازی در نسل جوان آن دوران و آشنایی ایرانیان با سبکهای مختلف ادبی در سراسر جهان را طی چند دهه فراهم کرده است.
ترجمه باباگوریو، زنبق دره، چرم ساغری، دختر عمو بت از بالزاک، اتللو و هملت از شکسپیر، ژان کریستف و جان شیفته از رومن رولان، دن آرام و زمین نو آباد از شولوخوف، استثنا و قاعده از برتولد برشت از مهمترین ترجمههای او به شمار میآیند.
در زمینه نقد هم «قالی ایران» 1344، «گفتار در آزادی» 1356 و مقالههای بسیاری درباره نقد ادبی و تاریخی در مجلههای متعددی چون صدف، کتاب هفته، پیام نوین و... از محمود اعتمادزاده به چاپ رسیده است.
در میان نقدهای وی دو کتاب «قالی ایران» و «گفتار در آزادی» از اهمیت ویژهای برخوردارند.
بخش نخست «قالی ایران» نگاهی به پیشینه قالی دارد و در بخشهایی دیگر مشهورترین قالیها و نکات فنی آنها، فن قالی بافی طرحها و نقشههای قالی، مناطق قالی بافی ایران و چشم انداز صنعت قالی در ایران آمده است.
وی در پیش گفتار «قالی ایران» نوشته است: «آنچه ایران را و روح ایران را بدان میتوان شناخت در نظر من سه چیز است: در شعر (رباعی) و در صنعت (کاشی و قالی) و... باریکترین معانی فلسفی و دل انگیزترین اندیشههای تغزلی را ایرانیان در غالب رباعی ریختهاند...
پیوند کاشی و قالی، که دو صنعت جداگانه است، رنگ و نگار است که به یکسان گرمای زندگی به این دو هنر میبخشد... گرایش استوار خطها و درخشش و آمیزش هماهنگ رنگها، راهی از روزن دل به دل بیننده میگشاید و او را از تیرگی و ابتذال میرهاند... قالی در تنگنای چهار گوش خود همچون رباعی لذتی روشن و سیال آماده دارد که در جان مینشیند. قالی، باغ رنگها و نگارهاست...»وی با عشقی که به این تجلی هنر ایران دارد اثر تحقیقی ارزنده و یادگاری ارزشمند از خود به جای میگذارد.
م. ا. به آذین در کتاب «گفتار در آزادی» با بررسی دیدگاههای مختلف درباره آزادی ضمن آشنا کردن مخاطب خود با فلاسفه مهم جهان و دیدگاههای آنان به نظرگاه و تعریفی تازه از این واژه دست مییابد.
محمود اعتمادزاده اینک نود و دو سال دارد و درحالی زندگی را با بیماری میگذراند که کتابهای او همچنان تجدید چاپ میشوند و نسل امروز هم همانند جوانان دهههای پیشین از داستانها، ترجمهها و نقدهای او بهره میبرند. او به تنهایی و طی چندین دهه دریچهای را به آن سوی دیوار ناآگاهی برای ایرانیان گشوده است!
لازم به ذکر است که کتاب «از هر دری»که زندگی نامه اجتماعی او از سالهای1323 تا 1355 است در شناخت بیشتر زندگی و اندیشههای وی برای دوستداران ادبیات مفید است.