تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۴۵۹۱۵
نگاهی به نقش عوامل و بازیگران اصلی نهضت مشروطه‌خواهی

پیشروان مشروطیت


محمدمهدی انصاری
انقلاب مشروطیت یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر کشورمان است. در حقیقت با این رویداد تاریخی بود که ملت ما خواستار تغییرات اساسی در ساختار سیاسی‌– فرهنگی و اجتماعی کشور شدند. در یک نگاه اجمالی می‌توان وقایع انقلاب مشروطه تا امضای فرمان آن را به سه مرحله تقسیم نمود: اولین مرحله وقایع پراکنده‌ای در تهران و دیگر نقاط کشور که بر علیه استبداد و وابستگی انجام گرفت. دومین مرحله به مهاجرت صغرا مشهور است و وقایعی را در‌بر می‌گیرد که منجر به بست نشستن علما در حرم حضرت عبد‌العظیم‌(‌س‌) و تبعیت مردم از آنان شد. مرحله سوم، مهاجرت کبری است، یعنی وقتی که علما و خانواده و بستگان نزدیکشان به قم مهاجرت کردند تا شاه را متقاعد به انجام یکسری اصلاحات کنند...
1 – بعد از نهضت تنباکو حکومت سعی نمود علما را به عنوان مهمترین مخالف خویش در تصمیم‌گیری‌های سیاسی بیش از پیش مداخله دهد. روحانیون نیز کاملا با درگیر شدن در امور سیاسی موافق بودند و در حقیقت به عنوان پاسداران حقوق ملت در برابر استبداد و استعمار، ورود به این عرصه‌ها را ضروری می‌شمردند. اما امین‌الدوله که در اواخر سال 1276 ه‌– ش به نخست‌وزیری رسید مخالف مداخله علما در امور سیاسی بود. امین‌السلطان هم در عمل چنین برخوردهایی را با تزویر بیشتری به کار بست و با بروز اتفاقات چندی از قبیل قضیه مسیونوز بلژیکی، وضع مقررات گمرکی جدید، به چوب بستن بازاریان، احداث ساختمان بانک استقراضی روس در محل یک قبرستان متروکه متعلق به مسلمانان و...
علماء، تجار و برخی دیگر از مقامات سیاسی بر علیه امین‌السلطان متحد شدند و بر اثر فشار آنان مظفرالدین شاه او را معزول ساخت و عین‌الدوله را به جای او نشاند. رفتارهای مستبدانه صدر‌اعظم کما‌کان ادامه یافت و مردم و علماء چندان تغییری در ساختار سیاسی کشور ملاحظه نکردند.
2 – مردم در همه جا توسط عوامل حکومتی سرکوب می‌شدند. هیچ‌گونه حق قانونی و سیاسی برای آنان در نظر گرفته نشده بود. موقعیت علما به خاطر سیاست‌های تازه‌ای که توسط دولت اعمال می‌شد تهدید می‌گشت. تجار که دومین قشر محترم از طبقه عوام به حساب می‌آمدند، تحت فشار عوارض جدید و زیر سلطه رفتار خشن حکمرانان قرار داشتند. دیگر اقشار مردم نیز هر یک به نوعی سرکوب می‌شدند. در ایالات، مثلا در فارس، حکمرانان زمین مالکین را بدون توجه به حقوق آنان تصاحب می‌کردند. برای سرنگون کردن ستمگری و سرکوب، مجتهدین عمده پایتخت با تجار علیه استبداد همدست شدند و تلاش نمودند تا ساخت سیاسی کشور را تغییر دهند.
عمده‌ترین عوامل پیشرو مردم در این جریانات عبارت بودند از: علما، بازاریان و ایدئولوژی.
3 – علما در نزد مردم محترم شمرده می‌شدند و ارتباط تنگاتنگی با مباحث زندگی، تربیتی و آموزشی و حتی درآمدهای اقتصادی عموم جامعه داشتند. تجار، زارعین و عموم طبقات و اصناف اجتماعی، با دیده احترام و عزت به روحانیت می‌نگریستند. تجار معتقد بودند که برای طاهر کردن درآمد و ثروت خویش می‌باید از قوانین اسلامی در کسب و تجارت پیروی کنند. در دوره مشروطیت به طور کلی سازمان روحانیت همانگونه بود که در زمان جنبش تنباکو، اما برخی تفاوت‌ها در آن بروز نموده بود. بعد از فوت میرزای بزرگ شیرازی مرجع عمده و عامی برای اجتماع شیعیان وجود نداشت. در نجف مرکز تشیع آن زمان ملا‌محمد‌کاظم خراسانی و میرزا‌حسین تهرانی از برجسته‌ترین مجتهدین بودند و در تهران شیخ فضل‌الله نوری، سید‌عبدالله بهبهانی و محمد ‌طباطبایی از مهمترین آنها بودند. بنابراین سازمان مذهبی از همان درجه از وحدت در رهبری که در جنبش تنباکو داشت برخوردار نبود. علاوه بر آن، تاسیس مدارس ابتدایی جدید در تبریز و بعد از آن در تهران و دیگر شهرها یکی از محدودیت‌های متعلق به علماء را تحدید نموده بود، گرچه سید‌محمد طباطبایی خود مدرسه اسلام را در پایتخت تاسیس نمود و یکی از روحانیون به نام شیخ‌هادی نجم‌آبادی مدرسه رشدیه را بعد از عزل امین‌الدوله اداره می‌کرد.
نظام وسایل ارتباط جمعی در زمان جنبش تنباکو عمدتا توسط علما اداره می‌شد. گرچه برخی روزنامه‌های رسمی توسط دولت و برخی روزنامه‌های خصوصی مانند اختر در استانبول، حکمت در مصر و قانون در لندن نشر می‌یافتند، اما مساجد و مدارس مهمترین عوامل ارتباط جمعی جامعه بودند. در زمان انقلاب مشروطه چند روزنامه فارسی نیز به تعداد نشریات اضافه شده بود. حبل‌المتین از کلکته، تربیت در تهران، ثریا و پرورش در مصر، الحدید در تبریز به نظام ارتباطات جمعی کشور افزوده شده بودند. انتشار این روزنامه‌ها کنترل علما را بر وسایل ارتباط جمعی کمتر کرده بود. وجود یک حکومت متمرکز قدرتمند هدف دولت بود، اما این مطلب با اقتدار علما از جهات مختلف مغایرت داشت. حکومت تلاش نمود تا محدودیت‌هایی اعمال کند اما هیچ‌کدام موفقیت‌آمیز نبود. به طوری که خانم لمپتون محقق تاریخ معاصر ایران ادعا می‌کند "طرح‌های مختلف محدود کردن حق بست‌نشینی، کمتر کردن قضاوت‌های شرعی، اعمال کنترل وقت و بی‌وقت بر درآمد اوقاف، کم کردن درآمد علما و گسترش نظام آموزشی دنیاگرانه اعتراضات علما را که نگران از دست دادن قدرت بودن، برانگیخته بود...
4 – پرقدرت‌ترین متحد علما، بازاریان بودند. در شرایط اقتصادی‌– سیاسی آن زمان بازار وسیله سیاسی پر قدرتی تلقی می‌گشت. تجارت مهمترین بخش اقتصاد ایران بود. علاوه بر تمایلات مذهبی‌– ملی عوامل دیگری نیز وجود داشت که بازاریان را به مخالفت با دولت کشاند. ماموران بلژیکی گمرک نسبت به صادرات و واردات ایرانیان حسن نظر نداشتند. به خصوص از تجار مسلمان عوارض بیشتری می‌گرفتند و با آنها بدرفتاری می‌کردند. در حالی که نسبت به تجار مسیحی چنین رفتاری نداشتند. به همین مناسبت در سال‌1279 ه‌– ش وقتی که شاه تدارک سفر خویش به اروپا را می‌دید توسط تجار شورش‌هایی در بخش‌هایی از ایران به وقوع پیوست.
5 – ایدئولوژی اسلامی به عنوان نیروی اصلی بسیج افراد و امکانات در این جنبش عمل نمود. به نظر آیت‌الله طالقانی انقلاب مشروطه از ایدئولوژی مشخص و گسترده‌ای برخوردار نبود. براساس سیاستهای کلی که در اعلامیه‌ها، روزنامه‌ها و سخنرانی‌ها اعلام می‌شد مردم مخالف استبداد و وابستگی بودند و عدالت می‌خواستند. آنها با توجه به اعتقادات مذهبی خویش توجیهات لازم برای حرکت را داشتند و عدالت از دیگر اصول مذهب شیعه در کنار توحید، نبوت، معاد و امامت می‌دانستند.
بعضی دیگر از اصول شیعی نیز در انقلاب مهم بودند. شهادت مفهوم بسیار بالایی در اسلام و به خصوص در شیعه به علت شهادت امام‌حسین‌(ع) است. شیعیان معتقداند که ده امام دیگرشان نیز هر کدام به نوعی به شهادت رسیده‌اند. شهادت همه آنان به خاطر مخالفتشان با نظام سیاسی زمانشان بوده است. لذا این اتفاقی نبود که تقریبا تمام مجتهدین سرشناس پایتخت بعد از شهادت یک طلبه به نام عبدالحمید در مسجد جمعه جمع شدند و این تجمع منجر به موج دستگیری گردید. مراسم عزاداری نیز نقش مهمی در بسیج جمعیت ایفا نمود. مراسم عزاداری برای عبدالحمید در مسجد جمعه نیز این جنبه از جنبش را به خوبی نشان می‌دهد.
بست‌نشستن و یا پناهنده شدن نیز به پیروی از امام حسین‌(ع) که به خانه خدا پناهنده شد، بعد دیگری از مکتب شیعه بود که در انقلاب مشروطه به کار گرفته شد. امام حسین (ع) در مخالفت با حکومت یزید با خانواده خویش به مکه مهاجرت نمود و در خانه خدا پناه گرفت. این عمل توسط علما در پناهنده شدن به حرم حضرت عبدالعظیم (‌در مهاجرت صغری‌) و به مسجد جمعه و قم (در مهاجرت کبری) مشاهده می‌شود.
6 – نهایتا باید اذعان داشت بدون تلاش‌های سه آیت‌الله که رهبری نهضت را به عهده داشتند مردم معترض نمی‌توانستند راه خود به سوی اهداف جنبش را پیدا کنند. بست نشستن رهبران و توزیع کنندگان انقلاب در مهاجرت صغری و مهاجرت‌کبری مهمترین اجزاء این انقلاب هستند که همراه ایشان با تظاهرات گسترده مردم و بسته شدن بازارها در هر دو منطقه و موجب عقب‌نشینی حکومت گردید. در انقلاب مشروطه، اختلاف میان دولت و ملت تمایز بین دو گروه فعال سیاسی را مشخص می‌نمود. درباریان بر علیه مردم بودند. هرکس با دولت بود درباری به حساب می‌آمد و کسانی که با مردم بودند ملی تلقی می‌شدند حتی علمایی که با حکومت همکاری کردند مثل میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران، درباری محسوب می‌شدند. این نوع تضاد علت انقلاب نبود هرچند کسانی که با نظریه تضاد (conflict theory) به این جنبش می‌نگرند ممکن است چنین تصور نمایند. این نوع از تضاد، زمینه اجتماعی و محیط انقلاب را فراهم نمود. علاوه بر آن تجزیه و تحلیل ما نشان داد که یکی از علت‌های انقلاب بود و بدون چنین تضادی جنبشی صورت نمی‌گرفت. دولت در صدد استقرار یک حکومت متمرکز قوی بود. بنابراین تصمیم گرفت اقتدار علما را که بسیار به مردم نزدیک بودند و در تمام کشور رهبری اجتماعات را به عهده داشتند محدود نماید. اعمال چنین اصلاحاتی موجب شد تا علما و مردم در مقابل آن بایستند. آنها به علت فساد داخلی نظام سیاسی نمی‌توانستند به آن اعتماد کنند. این تخاصم چهره خشن و مستبد دولت را برافروخته کرد و مردم را در درخواست خویش نسبت به اعمال اصلاحات سیاسی مصرتر نمود.
ایدئولوژی نیز در انقلاب مشروطه نقش عمده‌ای بازی نمود. در این جنبش دو چهره ذهنی و عینی از ایدئولوژی قابل مشاهده است. اصول امامت و عدل الهی نقش ذهنی خود را برانگیختن مردم ایفا نمودند و اهداف جنبش را توجیح کردند. استفاده عینی از ایدئولوژی اسلامی از طریق سازمانها و مراسم مربوط به آن بود. مساجد، بقاء متبرکه، و مدارس دینی مکان‌های مناسبی برای مردم و علما بودند تا عقاید خویش را درآنان نشر دهند و مخالفت خود با دولت را با ایراد سخنرانی، چاپ اعلامیه و برپایی تظاهرات نشان دهند. ایدئولوژی به عنوان عامل انسجام جنبش نیز عمل نمود.
بالاخره باید بگوییم که دو خط ایدئولوژیک در این انقلاب وجود داشت. یکی استنباط دینی از عدالت که مردم و علما از آن پیروی می‌کردند و دیگری ایدئولوژی دموکراتیک که روشن فکران غرب‌گرایی که در انقلاب فعال بودند و بیشتر به عنوان توزیع‌کننده عمل می‌کردند به آن اعتقاد داشتند. گروه مذهبی به دنبال تاسیس شورای عدالتخانه اسلامی بود و تقاضای روشنفکران استقرار مجلس، در تظاهرات مردمی شعار برای عدالتخانه اسلامی داده می‌شد اما در وقت تصمیم‌گیری چون اندیشه روشنی از اینکه عدالتخانه چیست و چگونه باید عمل کند وجود نداشت اندیشه مجلسی که در جوامع غربی تجربه شده بود اعمال گردید. ایدئولوژی مذهبی اندیشه روشنی در عدالت داشت زیرا یکی از اصول اعتقادی مذهب شیعه بود، اما چگونه می‌توانستند آن را در قالب یک ساخت سیاسی به اجرا درآورد روشن نبود بنابراین درخواست برای عدالتخانه تبدیل به تاسیس مجلسی شد که در زندگی سیاسی کشورهای اروپایی عمده‌ترین ابزار برای مشارکت مردم در فعالیت‌های سیاسی و اعمال منافع آنان به حساب می‌آید. آنها مجلس خواستند اما باز پسوند اسلامی تا قوانین شرع را در همه کشور حاکم کند. در زبان آیت‌الله طباطبائی شورای عدالتخانه اسلامی و در فرمان مظفرالدین شاه مجلس شورای اسلامی"

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات