mehrbavar@yahoo.com
مجلس هفتم با شعار آبادانی کشور روی کار آمد و تحقق وعدههایی چون ژاپن اسلامی را کاملاً عملی خواند. اما در طول روزهای گذشته که به مناسبت دومین سال فعالیت این مجلس، مباحثی در رسانهها مطرح شد آمار دقیقی از میزان موفقیتهای عملی و تحقق وعدههای داده شده، ارائه نشد. اما بیشترین مانور اعضای شاخص فراکسیون اکثریت بر روی این جمله بود که مجلس هفتم مجلسی است آرام."
این جمله ذهن نگارنده را خیلی به خود مشغول کرد. این پرسش پیش آمد که مگر مجالس گذشته به ویژه مجلس ششم چه ویژگیهایی داشتند که از نظر مجلس هفتمیها، خیلی منفی است؟ پیدا کردن پاسخ این پرسش نیز چندان سخت نبود. چرا که در سخنان دیگر نمایندگان مجلس میشد فهمید که از دید آنان مجلس ششم مجلسی آرام نبوده است و به کشور آسیب رسیده است.
اما این آرامش چیست و به چه قیمت؟ آری مجلس هفتم مجلسی آرام و بیسر و صداست و گر نبود تلاش برخی چهرههای بریده از جناح راست، یکی از آرامترین و البته ساکتترین مجالس پس از انقلاب نام میگرفت. لذا توجه به چند نکته ضروری به نظر میرسد:
1- نکته مهم در این آرامش ادعایی، اظهارات تکاندهنده رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی است. احمد توکلی نماینده تهران و رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در یک برنامه زنده تلویزیونی اعلام کرد: 30 تا 40 درصد نمایندگان در رأیگیری شرکت نمیکنند. این خبر بدینمعناست که 40 درصد نمایندگان مجلس که با شعار تحقق مطالبات ملت و رفع مشکلات آنان پای به مجلس گذاشتهاند، حتی حاضر نیستند زحمت شرکت در رأیگیری را به خود بدهند.
بیتردید چنین درصدی بیشتر تکاندهنده و نگرانکننده است که شاید در طول روزهای گذشته توجه چندانی به آن نشده است. این درصد بدین معناست که از مجموع حدود 200 نمایندهای که معمولا در جلسات شرکت میکنند، به طور میانگین حدود 80 نماینده حاضر به رأی دادن نیستند.
به نظر میرسد آن 40 درصدی که در رایگیری شرکت نمیکنند تا حدودی ثابت باشند. هر چند اگر این 40 درصد متغیر باشد خیلی بدتر است. این بدینمعناست که در هر جلسه مجلس 40 درصد نماینده بیخیال پیدا میشوند که به مشروح مذاکرات توجه نمیکنند و بستگی دارد که قرعه این بیخیالی در آن جلسه به نام کدام نماینده مجلس بیفتد.
2- رئیس مجلس به صورت مکرر از نمایندگان میخواهد سکوت را رعایت کنند و به مذاکرات توجه کنند. حتی فاطمه جوادی رئیس سازمان محیط زیست در یکی از جلسات مجلس برای جلب توجه نمایندگان ناچار شده است با لهجه یک پیرمرد کرمانی سخن بگوید تا نمایندگان به سخنانش گوش دهند. او همچنین اظهار داشته که مجلس دچار آلودگی صوتی است.
واقعاً برخی نمایندگان مجلس در مورد چه موضوعات مهمی با یکدیگر گفتگو میکنند که از توجه کردن به طرحها و لوایح مطرح در صحن علنی مهمتر است؟ برخی نیز معتقدند همان بهتر که این 40 درصد در رأیگیری شرکت نمیکنند چرا که اصولاً گوش نکردهاند موضوع چیست تا قضاوت کنند تصویب یک طرح یا لایحه به نفع ملت است یا به ضرر ملت.
البته این بسیار ناموجه است که کسانی به نام وکالت ملت بر کرسیهای قضاوت مجلس تکیه زنند، اما یا رأی صادر نکنند یا با بیتوجهی رأی به تصویب یا رد موضوعی بدهند.
3- در موارد زیادی مجلس برای رأیگیری یا تشکیل جلسه به دلیل خروج نمایندگان از تالار اصلی از حد نصاب افتاده و رئیس مجلس، منشیها و کارپردازان یا نمایندگان دم در را به راهرو فرستاده تا دیگر نمایندگان را به سمت تالار اصلی هدایت کنند و رأیگیری صورت گیرد.
واقعا چه ارزشی دارد رأی نمایندهای که اصلا در جریان موضوع نیست و هنگام طرح موضوع و بحث موافقان و مخالفان در راهرو مشغول کار خودش بوده است؟
4- دوربینهای رسانه ملی در برخی موارد تعدادی از نمایندگان را در حال چرت زدن یا شوخی کردن با نمایندگان دیگر نشان داده است. برخی نیز مشغول اعطای نامه یا رایزنی با معاونین پارلمانی وزارتخانهها هستند و برخی دیگر نیز ترجیح میدهند پیام خود را برای نماینده دیگر بر روی تکهای کاغذ بنویسند و با پرت کردن آن به سمت نماینده مورد نظر پیام خود را ارسال کنند.
بعضیهای دیگر نیز به صورت جمعهای چند نفری گوشهای از تالار اصلی به گفتگو و رایزنی مشغول هستند. بعضی دیگر نیز روزنامه میخوانند و ... اینها همگی مواردی است که مردم از طریق برنامههای تلویزیونی دیدهاند. آیا چنین حرکاتی هنگام طرح یک موضوع در صحن علنی مجلس نشانه بیاهمیتی به منافع مردم و سرنوشت کشور نیست؟
5- باز هم دوربینهای تلویزیونی صحنههای جالبتری را نشان دادهاند. صحنههایی که به هنگام رأیگیری، برخی نمایندهها هنوز تصمیم نگرفتهاند و به اطراف نگاه میکنند تا ببینند اوضاع چگونه است و حتی برخی از نمایندگان پر سر و صدا اطرافیان و دوستانشان را به رای مثبتی یا منفی دادن به یک طرح یا لایحه تشویق میکنند. تردیدی نیست که رفتارهای فوقالذکر را نمیتوان به همه نمایندگان تعمیم داد، بلکه عده محدودی چنین رفتاری را از خود بروز میدهند. اما باید به این نکته با صراحت اذعان کرد که چنین رفتاری دون شأن نمایندگی ملت عظیمالشأن ایران است و بیش از هر چیز نمادی از بیتوجهی به مطالبات و خواستههای ملت و منافع ملی است.
مگر میشود کسی با شعار بهبود معیشت مردم وارد پارلمان شود اما نسبت به طرحها و لوایحی که مستقیم یا غیرمستقیم، معیشت مردم را هدف گرفته بیتفاوت باشد؟
مگر میشود افرادی موقع انتخابات به مردم وعده ایرانی مدرن و پیشرفته بدهند، اما در بزنگاه قانونگذاری حاضر به دفاع از حقوق ملت نباشند؟
آیا چنین رفتاری سبب کاهش اعتماد عمومی و افزایش نگرانی مردم نسبت به روند قانونگذاری در کشور نمیشود؟
نکته قابل تامل در این مسئله این است که احتمالاً چنین رفتارهایی سبب میشود قوانین در کشور ما به صورت مداوم تغییر میکنند و هر بار پس از تصویب با موجی از مخالفتهای کارشناسان و خبرگان مواجه میشوند.
به نظر میرسد که در این زمینه ضعف قانون از هر عامل دیگری مشهودتر باشد. این ضعف قانون است که به عدهای اجازه میدهد در جایگاه تصمیمگیری قرار بگیرند اما تصمیم نگیرند. این ضعف قانون است که اجازه میدهد عدهای محدود با رفتار دون شأن خود جایگاه مقدس نمایندگی ملت را مخدوش جلوه دهند.
لذا باید برای رفع این معایب و دفاع از حقوق اساسی ملت ایران، نقایص قانونی بر طرف قانون به نفع منافع ملت و کشور اصلاح شود.
مبحث دوم از فصل دوم آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی به موضوع وظایف و تعهدات نمایندگان میپردازد. همچنین مبحث سوم از فصل سوم نیز به موضوع چگونگی اخذ رأی از نمایندگان مجلس و اعلام نتیجه آرا میپردازد. در هیچ کدام از این مباحث شیوه تنبیه نمایندگانی که به جایگاه قانونی خود بیتوجه هستند و در رأیگیری شرکت نمیکنند، مطرح نشده است. این در حالی است که شاید بیتوجهی به جایگاه نمایندگی مجلس و شرکت نکردن در رایگیریها خیلی بدتر از چند جلسه غیبت غیر موجه باشد.
لذا نمایندگان مجلس اگر واقعا به فکر آبادانی ایران هستند در مرحله اول با اصلاح آییننامه داخلی، همه نمایندگان را به توجه بیشتر به قانونگذاری وادار کند.
بنابراین پیشنهاد میشود:
اولاً: با الحاق یک ماده به مبحث سوم از فصل سوم آییننامه داخلی هیات رئیسه را موظف کنند از جدیدترین وسایل الکترونیکی بهرهبرداری کند که قادر به تشخیص نمایندگی باشد که در رأیگیری شرکت نمیکنند.
ثانیاً: با الحاق یک ماده به مبحث دوم از فصل دوم آییننامه داخلی هیات رئیسه موظف شود اسامی کسانی که بیش از تعداد معینی در رأیگیری شرکت نمیکنند را استخراج کرده و به اطلاع مردم برسانند.
اما نکته پایانی که سران فراکسیون اکثریت باید به آن توجه جدیتری مبذول کنند این است که صرف بیصدا بودن صحن علنی یک مجلس به معنای مثبت بودن عملکرد آن مجلس نیست. شاید مجلسی پر سر و صدا باشد اما اگر این سر و صداها به خاطر دفاع از حقوق اساسی ملت ایران باشد آن مجلسی مفتخر به لقب خدمتگزاری مردم میشود والا هرگز مجلسی نمیتواند چنین عنوانی را برای خود برگزینند.