تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۴  ، 
کد خبر : ۴۵۹۴۷
بررسی رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و توسعۀ اقتصادی

سرمایۀ اجتماعی در ایران ضعیف است


سعید راعی/ www.saeedraee.com
امروزه در حوزه علوم اجتماعی بسیاری از مطالعات نظری و میدانی بحث توسعه را محور قرار داده اند و در این راستا نظریات و برنامه هایی در خصوص رسیدن به توسعه در کشورهای جهان سوم نیز ارایه داده اند. نکته کلیدی در این مباحث، این است که اساساً چه راهبردی می تواند این دسته از کشورها را به صورت بهینه و ـ به بیان شفاف‌تر ـ با امکانات موجود، در کم ترین زمان، به توسعه یافتگی نزدیک سازد و فاصله آن ها را با کشورهای توسعه یافته، کاهش دهد.
توسعه نیازمند ابزار و لوازمی است که از مهم ترین آن ها می توان به داشتن سرمایه اشاره کرد. گاه حتی توسعه را معادل تولید و انباشت سرمایه دانسته اند. به عنوان مثال در یک نگاه خام، توسعه اقتصادی چیزی جز انباشت سرمایه های اقتصادی نیست و توسعه فرهنگی نیز چیزی جز انباشت سرمایه های فرهنگی نیست.
اگر از این مباحث صرف نظر کنیم، در نهایت نمی توان انکار کرد که توسعه اساساً پیوندی ناگسستنی با سرمایه دارد. کشوری که سرمایه های ملی، انسانی، فیزیکی و فرهنگی کمی دارد، کم تر می تواند به توسعه دست یابد و این امر از سوی دیگر نیز مطرح است; یعنی جامعه ای که توسعه کم تری یافته است، از سرمایه های کم تری نیز برخوردار خواهد بود.
طرح مفهوم سرمایه اجتماعی و تحقیق درباره آن، این سوال را به ذهن متبادر می سازد که چه رابطه ای بین سرمایه اجتماعی و توسعه وجود دارد. این مقاله سعی می کند برای این سوال پاسخی مناسب بیابد.
سابقۀ بحث سرمایۀ اجتماعی
اگر چه در استفاده از مفهوم سرمایه اجتماعی توافق چندانی وجود ندارد; اما به طور کلی بر آنچه وفاقی نسبی وجود دارد، این است که استفاده از این واژه اول بار - در معنایی که امروز ما با آن سروکار داریم- به سال 1916 و به «نوشته های لیدا جی. هانیفان، سرپرست وقت مدارس ویرجینیای غربی در آمریکا باز می گردد. او در توضیح اهمیت مشارکت در تقویت حاصل کار مدرسه، مفهوم سرمایه اجتماعی را مطرح کرده [است]» (تاجبخش، 1384 : 534)
« بعد از هانیفان، اندیشه سرمایه اجتماعی تا چندین دهه ناپدید شد; ولی در دهه 1950، گروهی از جامعه شناسان شهری کانادایی [و...] در دهه 1960 یک نظریه پرداز مبادله (هومانس،1961) و در دهه 1970 اقتصاددانی به نام لوری آن را دوباره احیا کردند.» (همان، 534)
فرانسیس فوکویاما نیز در کتاب «پایان نظم (سرمایه اجتماعی و حفظ آن)» مبنای استفاده از اصطلاح سرمایه اجتماعی را به دهه 60 میلادی بازگرداند. او متذکر می شود که «اصطلاح سرمایه اجتماعی تا آنجا که من از آن آگاه شدم، نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب: مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی به کار رفته است که در آن، او توضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرایم خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیش تری از خود نشان دهند.
گلن لوری، اقتصاددان نیز همچون ایوان لایت، جامعه شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی را دهه 1970 برای توصیف مشکل اقتصاد درون شهری به کار برد و متذکر شد: «آمریکایی های آفریقایی الاصل، در محدوده اجتماعات خود فاقد اعتماد و همبستگی بودند، در حالی که برای آمریکایی های آسیایی الاصل و دیگر گروه های قومی این اعتماد و همبستگی وجود داشت. همین فقدان اعتماد و همبستگی در میان سیاهان مبین نبود دادوستد جزئی در میان سیاهان بود.» در دهه 1980 این اصطلاح توسط جیمز کلمن، جامعه شناس، در معنای وسیع تری مورد استفاده قرار گرفت و رابرت پاتنام، دانشمند علوم سیاسی، نفر دومی بود که بحثی قومی و پر شوری را در مورد نقش سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی در ایتالیا و همچنین ایالات متحده برانگیخت.» 100 :1379)
تعریف سرمایۀ اجتماعی
در یک تعریف دانشنامه ای سرمایه اجتماعی به مثابه کالایی اجتماعی تعریف شده است. این تعریف بر اساس آنچه طی سال های اخیر پیرامون سرمایه اجتماعی شکل گرفته و بیش تر وجوه نرم افزارانه این مفهوم را در برمی گیرد، تعریفی اشتباه است، زیرا تنها وجوه سخت افزاری کالاهای عمومی را مد نظر قرار داده و بنابراین نه جامع است و نه مانع.
بر اساس این تعریف «سرمایه اجتماعی تمامی سرمایه های موجود در یک نظام سیاسی ـ اقتصادی را شامل می شود، که دربردارنده تجهیزات، منابع، و مراکز عمومی است» که از آن جمله می توان به آموزشگاه ها، مراکز خدمات عمومی، راه ها و سایر زیرساخت های یک جامعه اشاره کرد. (فرهنگ، 2038 :1371)
اگر از این تعریف ابتدایی صرف نظر کنیم، سرمایه اجتماعی توسط نظریه‌پردازان علوم اجتماعی به صورت گوناگون تعریف شده که دیدگاه برخی از مطرح ترین این افراد بدین شرح است:
سرمایه اجتماعی از نگاه پی یر بوردیو
بوردیو چهار نوع سرمایه را شناسایی کرده است که این اشکال سرمایه عبارتند از سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین (تاجبخش، 1384 : 131.) شکل اقتصادی سرمایه بلافاصله تبدیل به پول می شود. مانند دارایی های منقول و ثابت یک سازمان.
سرمایه فرهنگی نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد، مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان که این نوع سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و سرانجام شکل دیگر سرمایه، سرمایه اجتماعی است که به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه های اقتصادی باشد. بر اساس تعریف بوردیو «سرمایه اجتماعی مجموعه منابع واقعی یا مجازی ای است که به واسطه مزیت پایدار شبکه ها و روابط سازمانی مستحکم و شناخت و آگاهی های متقابل، به افراد یا گروه ها تعلق می گیرد.» (فیلد، 15 :2003)
به بیان دیگر، سرمایه اجتماعی برای بوردیو آن بستر فرهنگی ناشی از ساخت اجتماعی است که در ارتباط مستقیم با عادات افراد و میدان فرهنگی ناشی از کنش های اجتماعی، سازمان یافته و صورتبندی می شود. (بوردیو، 104 :1977)
سرمایۀ اجتماعی از نگاه جیمز کلمن
بر خلاف بوردیو، کلمن از واژگان مختلفی برای تعریف سرمایه اجتماعی کمک گرفت. وی مفهوم سرمایه اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارایه داد. بر این اساس«سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آن ها شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش های معین افرادی را که در درون ساختار هستند، تسهیل می کنند.
سرمایه اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه است و دستیابی به هدف های معینی را که در نبودن آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر می سازد. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و انسانی کاملاً تعویض پذیر نیست؛ اما نسبت به فعالیت های به خصوصی تعویض پذیر است. شکل معینی از سرمایه اجتماعی که در تسهیل کنش های معین، ارزشمند است، ممکن است برای کنش های دیگر بی فایده یا حتی زیانمند باشد. سرمایه اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیکی تولید، قرار ندارد.» ( کلمن، 1377 : 462)
سرمایۀ اجتماعی از نگاه رابرت پاتنام:
پاتنام از معدود افرادی است که بخش زیادی از نیروی خود را بر پژوهش درباره مفهوم سرمایه اجتماعی متمرکز کرده و پژوهش های بنیادینی برای سنجش و کاربردهای این واژه به انجام رسانده است. تاکید عمده وی بر نحوه تاثیر سرمایه اجتماعی بر رژیم های سیاسی و نهادهای دموکراتیک مختلف استوار است. پاتنام، سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از مفاهیم، مانند اعتماد، هنجارها و شبکه ها می داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تامین خواهد کرد. از نظر وی، اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شبکه، به عنوان منابعی هستند که در کنش های اعضای جامعه موجود است. پاتنام سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم های سیاسی می داند. (پاتنام،296 :1380)
سرمایۀ اجتماعی از نگاه فرانسیس فوکویاما
فرانسیس فوکویاما نیز در تعریف این مفهوم از وجود هنجارها و ارزش های غیررسمی در یک گروه سخن می گوید. او سرمایه اجتماعی را چنین تعریف کرده است که «سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند، مشارکت در ارزش ها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی شود، چرا که این ارزش ها ممکن است ارزش های منفی باشد.» (فوکویاما،11 :1379- 10)
تعریف بانک جهانی و جمع‌بندی تعاریف
شاید اگر تعریف بانک جهانی را نیز به این تعاریف بیفزاییم، در مجموع بتوانیم یک تعریف کلی و مشترک از سرمایه اجتماعی به دست دهیم. در تعریف بانک جهانی آمده است، «سرمایه اجتماعی به سازمان ها، ارتباطات، و هنجارهایی اشاره دارد که کم و کیف کنش های اجتماعی جامعه را سامان می بخشد.» (دیکر و نسلانر، 47 :2001)
بر اساس مجموعه این تعاریف و در یک فصل مشترک می توان گفت که سرمایه اجتماعی ویژگی موجود در ساخت و سازمان اجتماع است که به واسطه آن کم و کیف کنش های متقابل درون جامعه سامان یافته و صورت بندی می شود.
در این تعریف ساخت و سازمان اجتماعی به مجموعه هنجارها، ارتباطات، اعتماد اجتماعی، شبکه های اجتماعی، ارزش ها و به طور کلی میدان فرهنگی یک جامعه دلالت دارد. کنش اجتماعی نیز بر همکاری، خطرپذیری، معامله و بده بستان، ایجاد پیوند و ارتباط و... دلالت می‌کند.
انواع سرمایۀ اجتماعی و شاخص‌های آن
در ادبیات مربوط به این موضوع دو نوع سرمایه اجتماعی از یکدیگر تفکیک شده است. یکی سرمایه اجتماعی درون گروهی یا سرمایه اجتماعی پیونددهنده ( bonding social capital ) و سرمایه اجتماعی برون گروهی یا سرمایه اجتماعی متصل کننده (bridging social capital) . (کاتل، 1501 :2001)
سرمایه اجتماعی درون گروهی به پیوندهای اجتماعی اشاره دارد که بر تشابه و صمیمیت استوار است. در این بعد از سرمایه اجتماعی بر منابع شخصی محدود مثل پیوندهای خانوادگی، همسایگی و پیوندهای دوستی نزدیک تاکید می شود. این نوع از سرمایه اجتماعی می تواند دو کارکرد اساسی داشته باشد، یکی این که همبستگی اجتماعی را تقویت می کند و دیگر این که بده بستان های خاص درون گروهی را تقویت می‌کند. (کاتل، 1516 :2001)
در مقابل سرمایه اجتماعی برون گروهی به آن نوع ارتباطاتی اشاره دارد که در بین افراد به جای اتکا به نزدیکی های شخصی و هویت مشترک، بر علایق مشترک متکی است. این نوع از سرمایه به صورت خاص به پیوند اجتماعات و افراد با سیستم رسمی اشاره دارد و کارکرد اصلی آن تسهیل انتشار اطلاعات و تقویت اتصال با منابع خارجی است. ( استون و هاگس، 10 :2001)
شاخص ها و مولفه های سرمایه اجتماعی نیز در هر دو سطح مذکور آن گونه که تعریف قید شده اذعان دارد و آن گونه که در سنجش سرمایه اجتماعی مورد بازیابی قرار گرفته است، عبارتند از: «اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، کنش و عاملیت اجتماعی، ارتباطات شغلی، ارتباطات دوستی و خانوادگی و ارتباطات همسایگی. (دیکر و نسلانر، 49 :2001 - 48)»
در واقع برای سنجش سرمایه اجتماعی میزان هر یک از این شاخص ها را به عنوان یک واحد مشخص در نظر گرفته و در واحد مورد بررسی میزان وجود این شاخص ها را به همراه برخی از ضرایب کیفی مورد ارزیابی و سنجش قرار می دهیم. (تاجبخش، 187 :18111384)
بررسی رابطه توسعه اقتصادی و سرمایه اجتماعی
اگر به طور کلی بهبود شاخص های اقتصادی و درآمد سرانه را به همراه برابری بیش تر در یک جامعه، مبنای توسعه اقتصادی آن جامعه درنظر بگیریم، بی شک تحقیقات زیادی در راستای تبیین رابطه سرمایه اجتماعی با این مقوله [توسعه اقتصادی] صورت گرفته است.
نکته مهم در این بررسی توجه به این قضیه است که به هر حال سرمایه اجتماعی وجوه، ابعاد و شاخص های گوناگونی دارد که دفاع از رابطه بین تمامی آن ها با توسعه به صورت عام و توسعه اقتصادی به صورت خاص چندان بدیهی به نظر نمی رسد. منتقدان سرمایه اجتماعی نیز نه تنها درباره این مورد خاص که درباره پیوند هر مفهوم و مقوله دیگری با سرمایه اجتماعی این امر را متذکر شده اند که باید دید و سنجید که بین کدام یک از ابعاد، وجوه و شاخص های سرمایه اجتماعی با مفهوم مورد نظر[ از جمله سلامت، توسعه، دموکراسی و...] رابطه وجود دارد.
در واقع این دسته از نظریه پردازان که چندان شیفته مفهوم سرمایه اجتماعی نشده اند، این موضع را مطرح می کنند که سرمایه اجتماعی در یک زمان و مکان خاص، به گونه ای عمل می کند که الزاماً در زمان و یا مکان دیگر قابل پیش بینی نیست. ضمن این که الزاماً و همواره تاثیر سرمایه اجتماعی مثلاً بر رفاه اجتماعی مثبت نیست. پس درباره پژوهش های جاری در باب سرمایه اجتماعی باید کارهای نظری و تجربی تازه ای انجام پذیرد تا فرضیات یقینی موجود اثبات یا رد شود. (تاجبخش، 415:1384)
با رویکردی نظری و با توجه به تعاریف و شاخص های سرمایه اجتماعی می توان به صورت مستدل از این امر دفاع کرد که بین سرمایه اجتماعی با توسعه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی رابطه وجود دارد; زیرا به نوعی این رابطه، ارتباطی این همانی است. یعنی بخشی از توسعه سرمایه اجتماعی معادل است با توسعه در ابعاد مختلف و برعکس بخشی از توسعه در ابعاد مختلف برابر است با توسعه سرمایه اجتماعی و شاخص های آن. مثلاً اگر در توسعه اجتماعی افزایش مشارکت اجتماعی یکی از مولفه های توسعه باشد، می توانیم از این موضع دفاع کنیم که سرمایه اجتماعی نیز در جامعه افزایش می یابد. یا اگر توسعه سیاسی منوط به گسترش نهادهای مدنی باشد، می دانیم که این نهادها بخشی از ابزار توسعه سرمایه اجتماعی هستند.
این مقولات را هم تحقیقات تجربی اثبات کرده اند و هم از دل تعاریف و رویکردهای نظری به صورت منطقی استنتاج می شود.
در این میان شاید دفاع از رابطه سرمایه اجتماعی با توسعه اقتصادی بیش از هر مورد دیگر نیاز به بحث و بررسی داشته باشد; امری که باید در پی یافتن پاسخ مناسب برای آن بود.
تحقیقات تجربی متعددی در کشورهای گوناگون از آمریکای جنوبی گرفته تا آفریقای شمالی و کشورهای جنوب شرق آسیا و خاورمیانه که نشان می دهد، توسعه اقتصادی بالا، سیستم کارآمد اقتصادی، برابری و توزیع عادلانه درآمد ها و درآمد سرانه بالا ارتباط معناداری با میزان بالای سرمایه اجتماعی داشته است. (همان، 528)
آنچه بیش از همه مورد تاکید قرار گرفته این است که بر اساس نظریات کلاسیک نوع برون گروهی سرمایه اجتماعی یا همان سرمایه اجتماعی متصل کننده ( (bridging social capital در این راستا عامل مثبت است و نوع درون گروهی سرمایه اجتماعی یا همان سرمایه اجتماعی پیوند دهنده ( bonding social capital ) تا حد زیادی به صورت منفی و بازدارنده عمل می کند. (غفاری، 159:1385)
تبیین رابطه توسعه اقتصادی و سرمایه اجتماعی
با یک رویکرد نظری قوی تر می توان چهار دیدگاه را برای تبیین ارتباط بین سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی باز جست و تعریف کرد. این دیدگاه ها عبارتند از: اجتماع گرایی، شبکه ای، نهادی و همیاری. (تاجبخش،535:1384)
تمامی این دیدگاه ها تعاریف متداول از سرمایه اجتماعی را پذیرفته اند; اما رویکردی متفاوت و گاه متضاد نسبت به کارکردهای آن اتخاذ می کنند. به عنوان مثال، اجتماع گرایان بر این باورند که سرمایه اجتماعی ذاتاً خیر است و هر چه میزان آن در جامعه بیش تر باشد برای توسعه بهتر است و وجود آن در جامعه همواره تاثیر مثبت برای رفاه اجتماعی و اقتصادی دارد. (همان،536- 535 )
در دیدگاه شبکه ای سعی شده هر دو جنبه مثبت و منفی سرمایه اجتماعی مد نظر قرار گیرد، بر این اساس نه هر میزان از سرمایه اجتماعی و نه وجود آن در هر کجا مفید است. در واقع اگر سرمایه اجتماعی بالا در دست جنایتکاران و تبهکاران باشد می تواند به عاملی علیه توسعه تبدیل شود یا این که سرمایه اجتماعی درون گروهی نیز می تواند به عنوان عاملی ضدتوسعه باشد، مثلاً کاست های سنتی در هند از موانع توسعه نیافتگی بوده اند. (همان، 538)
«دیدگاه سوم از سرمایه اجتماعی که آن را دیدگاه نهادی می نامیم، مدعی است که سرزندگی شبکه های اجتماعی عمدتاً محصول محیط سیاسی، قانونی و نهادی است. بر خلاف دیدگاه های اجتماع گرا و شبکه ای که با سرمایه اجتماعی عمدتاً به عنوان متغیری مستقل برخورد می کنند که به ظهور پیامدهای گوناگون ـ اعم از خوب و بد ـ می‌انجامد، نگرش نهادی سرمایه اجتماعی را به عنوان متغیر وابسته تلقی می کند. استدلال طرفداران این رویکرد این است که خود ظرفیت گرو ها برای عمل کردن به نفع جمعی، وابسته به کیفیت نهادهای رسمی است که تحت نظارت آن ها قرار می گیرند.» (همان، 545)
نقاط ضعف دیدگاه نهادی که عملاً تاثیر سرمایه اجتماعی چه به صورت منفی و چه به صورت مثبت در روند توسعه را نادیده گرفته بود و فقط توسعه را عامل ارتقای و تولید سرمایه اجتماعی می دید، اندیشمندان را به دیدگاه چهارم رهنمون ساخت. بر اساس این دیدگاه که همیاری ( synergy ) نام گرفته است همواره باید به دنبال همیاری های منجر به توسعه بود و کوشید وجوه مثبت و منفی سرمایه اجتماعی را در ارتباط متقابل با توسعه مورد ارزیابی قرار داد. در واقع این دیدگاه می کوشد آثار قوی دو دیدگاه شبکه ای و نهادی را در یکدیگر ادغام کند. (همان، 548)
« بر اساس دیدگاه همیاری سه وظیفه محوری برای نظریه پردازان، محققان و سیاست گذاران پیشنهاد می شود; شناسایی ماهیت و گستره روابط اجتماعی یک جامعه و نهادهای رسمی و تعامل میان آن ها، تعریف راهبرد نهایی مبتنی بر این روابط [و...] سوم این که نظریه ای درباره دولت را تا کجا در تحلیل خود می‌گنجانند.» (همان، 556 - 554)
آنچنان که از این مباحث بر می آید رویکرد همیاری سعی کرده به صورت علمی تر و دامن گستری به این موضوع پرداخته و آن را تبیین کند.
سرمایه اجتماعی در ایران
طی سالیان اخیر بحث سرمایه اجتماعی در ایران نیز مورد توجه بسیاری از محققان و نظریه پردازان قرار گرفته است و بسیاری از کارهای نظری و تجربی نیز صورت پذیرفته است. آنچه از میان این آثار و نتایج منتشر شده می توان استخراج کرد چند حکم کلی است. اول این که سرمایه اجتماعی در ایران به صورت عمومی ضعیف است. دوم این که سرمایه اجتماعی درون گروهی بیش از سرمایه اجتماعی بین گروهی در ایران فعال است و البته سرمایه اجتماعی درون گروهی نیز بیش از پیش در حال فرسایش و تقلیل است. (شارع پور، 101:1380. همچنین تاجبخش، 158:1382)
در پی این مباحث، تحقیقات تجربی نیز تا حدی میزان نازل سرمایه اجتماعی در ایران را نشان می دهد. این تحقیقات به پیروی از موارد مشابه خارجی صورت گرفته و هر یک به میزان و در سطحی به رابطه سرمایه اجتماعی و مسایل اجتماعی دیگر می پردازند. به عنوان نمونه تحقیقاتی صورت گرفته است که رابطه سرمایه اجتماعی را با رفاه، بهزیستی، توسعه و رشد اقتصادی سنجیده است و در نهایت از ارتباط معنادار بین این دو خبر داده اند. (به عنوان مثال نگاه کنید به غفاری. 1383 و 1385. همچنین رنانی و امیراحمدی)
اگر چه بررسی های تجربی در ایران همچون تحقیقات سایر کشورها نشان داده است که نوع برون گروهی سرمایه اجتماعی یا همان سرمایه اجتماعی متصل کننده عامل مثبت است و نوع درون گروهی سرمایه اجتماعی یا همان سرمایه اجتماعی پیوند دهنده تا حد زیادی به صورت منفی و بازدارنده عمل می‌کند؛ اما با تکیه بر نظریه همیاری نباید فراموش کرد که آنچه در این میان اهمیت دارد ذکر این نکته است که درباره ایران نیز نمی توان مستقل از سایر کشورها نظریه‌پردازی کرد.
به بیان دیگر اگر به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با توسعه و رشد اقتصادی می پردازیم نباید فراموش کنیم که این رابطه بیش از هر چیز در زمینه اجتماعی و تاریخی یک جامعه معنا می یابد و هرگز رابطه ای علی و ضروری نبوده و نیست و از این مهم تر این که به هر حال سرمایه اجتماعی وجوه، ابعاد و شاخص های گوناگونی دارد که دفاع از رابطه بین تمامی آن ها با توسعه اقتصادی چندان بدیهی به نظر نمی رسد. پس باید دید و سنجید که بین کدام یک از ابعاد، وجوه و شاخص های سرمایه اجتماعی با مفهوم مورد نظر رابطه وجود دارد. البته برای هر کار تجربی ای که صورت می گیرد، نیاز مبرم به یک بانک اطلاعاتی قوی و مستند است؛ امری که متاسفانه در ایران هرگز مورد توجه نهادهای مسئول قرار نگرفته و باوری جدی هم برای ایجاد چنین بانکی وجود ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات