فرامرز اصغری
کنفرانس مادرید درحالی از دیروز در اسپانیا آغاز به کار کرده است که بهرغم تلاش دولتمردان غرب برای حل بحران خاورمیانه به دلیل عدم حضور بازیگران اصلی منطقه در آن، نتیجهای در پی نداشته است هرچند که برای پایان اختلافات اعراب و رژیم صهیونیستی تلاشهای بسیاری صورت گرفت.
در شرایطی که تحولات خاورمیانه دوران بحرانی را سپری میکند، اسپانیا برای دومین بار طی سالهای گذشته میزبان نشست صلح خاورمیانه با عنوان مادرید میباشد. این دیدار در شرایطی برگزار میگردد که: کشورهای اروپایی برای حضور فعال در تحولات خاورمیانه بویژه روابط گسترده با اعراب فعالیت میکنند، حل بحران فلسطین زمینهای برای پایان مشکلات خاورمیانه عنوان گردیده، غرب تلاش مضاعفی را برای برقراری و گسترش روابط رژیم صهیونیستی و اعراب آغاز کرده است، هیچکدام از نمایندگان و بازیگران اصلی تحولات خاورمیانه در اجلاس حضور ندارند. براین اساس اهداف و محورهای نشست مادرید را در چند محور میتوان ارزیابی نمود.
1- از سیاستهای اصلی اروپا گسترش روابط با کشورهای عربی و مقابله با سایر بازیگران خارجی است. در این راستا آنها دیدارهای دوجانبه و چندجانبه بسیاری برگزار کردهاند. اجلاس فنلاند، نشست اروپا و کشورهای مدیترانه، دیدار اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیجفارس، رایزنیهای مقامات ارشد کشورهای اروپایی با سران عرب و ... از جمله این اقدامات میباشد. برگزاری نشست مادرید را که به نوعی پذیرش طرحهای اعراب برای منطقه است را میتوان گامی دیگر برای گسترش این مناسبات ارزیابی کرد که به دلیل جایگاه ثبت اسپانیا در میان افکار عمومی این نشست در این کشور برگزار گردید.
2- نکته اصلی در نشست مادرید تلاش برای حل اختلافات رژیم صهیونیستی و اعراب به بهانه پایان دادن به بحران فلسطین اشغالی است. درحالیکه طی ماههای اخیر تلاشهای گستردهای از سوی آمریکا و اروپا در نشستهای نیویورک، قاهره، اردن، فنلاند، رایزنیهای سفرای غربی در کشورهای عربی صورت گرفته است که در نشست مادرید بخش دیگری از آن اجرا میگردد. اسپانیا که روزی در دهه 90 نشست مادرید را با موفقیت پشتسر نهاد اکنون برای استمرار این روند فعالیت میکند درحالیکه محور آن را طرح سازش میان فلسطینیان با تلآویو، کشورهای عربی بویژه سوریه و لبنان با رژیم صهیونیستی تشکیل میدهد.
نکته اساسی آنکه آنها طرح ملک عبدالله پادشاه عربستان را به عنوان الگوی صلح انتخاب کردهاند که به نوعی جلب رضایت کشورهای عربی برای پذیرش روابط با رژیم صهیونیستی میباشد.
3- عدم حضور بازیگران فعال در عرصه خاورمیانه در نشست مذکور از نکات قابل بررسی میباشد. هرچند که جهانیان بر حضور کشورهایی مانند ایرانی، روسیه و چین سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان بازیگران مهم در صلح خاورمیانه در طرحهای صلح منطقه تاکید دارند اما در نشست کنونی صرفاً ماهیتی عربی در نظر گرفته است که این امر بیانگر عدم صداقت غرب در تحقق صلح خاورمیانه و نیز اختلافافکنی آنها میان ایران و اعراب میباشد. چنانچه آنها در نشستهای گذشته (فنلاند، قاهره و اردن) ایران را تهدیدی برای مقابله با آن تاکید نمودند تا به چالشآفرینی در روابط طرفین بپردازند.
4- حضور نمایندهای از کمیته بیکر- هامیلتون و «رودلارسن» نماینده اسبق سازمان ملل در لبنان که بررسیکننده قطعنامه 1559 و ترور حریری میپردازند در مادرید حکایت از سیاستی فراگیر برای کل خاورمیانه دارد. اولاً بررسی تحولات عراق، اصلاحات خاورمیانه محورهای کمیته بیکر است که در مادرید مورد ارزیابی قرار میگیرد ثانیاً نماینده سازمان ملل (لارسن) نیز برای ارائه گزارش پیشرفت پرونده حریری و اجرای قطعنامه 1559 حضور یافته است که بیانگر تلاش غرب برای عملی ساختن مداخلات در سوریه و لبنان بویژه خلع سلاح حزبالله و اعمال فشار بر سوریه برای پذیرش تلآویو به بهانه راهکارهای ارائه شده از سوی نشست مادرید میباشد. براین اساس حضور این افراد را میتوان طرحی برای اجرای اهداف اجرایی نشده غرب در قبال لبنانی و سوریه بویژه برقراری روابط صهیونیستها دانست که تحت لوای نام اعراب صورت میگیرد.
با تمام این تفاسیر هرچند که اروپا و آمریکا با برگزاری نشست مادرید که تکراری بر مادرید دهه 90 است تلاش دارند تا برای تحقق اهداف خود بویژه برقراری روابط اعراب با رژیم صهیونیستی و به نمایش گذاشتن چهرههای صلحطلب از خود، گامی بردارند اما عدم توجه به خواست ملت فلسطین، مخالفت ملتهای عرب با طرح سازش با رژیم صهیونیستی، عدم حضور بازیگران مهم منطقهای نظیر ایران و نمایندگان روسیه، چین، سازمان کنفرانس اسلامی که نقشی مهم در تحولات خاورمیانه ایفا میکنند، ناکارآمدی این نشست را میتواند در پی داشته باشد. البته این نکته قابل ذکر است که اروپا و آمریکا برآنند تا در این نشست حداقل دستاوردها از جمله گرایش حتی یک کشور عربی به رژیم صهیونیستی و نیز اختلافافکنی میان ایران و اعراب با محور قرار دادن کشورهای منطقه در تحولات خاورمیانه بدون حضور ایران (به بهانه جلوگیری از تشکیل هلال شیعی) دست یابند.
درنهایت میتوان گفت که نشست مادرید نیز استمراری است بر سایر اجلاسهای برگزار شده در فنلاند مصر و اردن که تاکنون نتیجهای جز مداخلات غرب در امور خاورمیانه در پی نداشته است بویژه اینکه جهانیان بر این امر تاکید دارند که این صلح صرفاً با مشارکت کشورهای منطقه بدون مداخلات خارجی اجرایی است که غرب مانع از آن میگردد. چنانکه بررسی قطعنامه 1559 و طرح بیکر در این نشست خود گواهی بر این مداخلات است که برای تحقق اهداف غرب و رژیم صهیونیستی صورت میگیرد.