ترتیا پارسی
ترجمه: مهدی سروی
جورج بوش چهارشنبه هفته گذشته که عراق را مورد خطاب قرار داده بود به نظر میرسید که بیشتر روی صحبتش با همسایه شرقی این کشور یعنی ایران است. بخش اندکی از سخنانش در مورد استراتژی جدید ایالات متحده در عراق بود. درحالی که واشنگتن در این تفکر بود که آیا بوش پیشنهادات «گروه تحقیقات عراق» را خواهد پذیرفت یا نه، تعداد اندکی پیشبینی میکردند که او درست خلاف نصایح «جیمز بیکر» و «لی همیلتون» عمل خواهد کرد. به جای بیرون کشیدن نیروهای خود از عراق، بوش دستور افزایش نیروها را داد.
به جای مذاکره با ایران و سوریه بهطور تلویحی به این دو کشور اعلام جنگ کرد و درنهایت به جای اینکه اسرائیل را وادار کند تا منازعات خود با فلسطین را پایان دهد، با مجهز کردن و آموزش نظامیان «فتح» بر علیه «حماس» به درگیریهای غزه دامن میزند. تحولات و گفتههای بسیار زیادی که این اواخر رخ داده حاکی از این است که بوش و همدستانش بهطور جدیتری به جنگ با ایران فکر میکنند.
چهارشنبه گذشته بوش اتهامات بسیاری را بر دولتمردان ایران وارد و ادعا کرد که روحانیون ایران در حال آمادهسازی ابزار لازم برای جنگ با نظامیان آمریکایی هستند درحالی که بوش قول داده مانع حملات بیشتر علیه نیروهای نظامی آمریکایی در عراق خواهد شد و قصد دارد شبکههایی که سلاحهای پیشرفته برای دشمنانش در عراق تهیه میکنند را به زودی سرنگون کند. او هیچ اشارهای به اجیر کردن نیروهای نظامی برای شورشیان سنی و القاعده از اردن و عربستان سعودی نکرد در عوض به استقرار گروهی از ناوهای هواپیمابر و بهکارگیری سیستم دفاع موشکی در خلیج فارس برای حفاظت از متحدین ایالات متحده اشاره کرد. نقش اینگونه اقدامات برای جلوگیری از خشونت در عراق بر همگان پوشیده است. شورشیان سنی و شبهنظامیان شیعه هیچکدام موشکهای بالستیک ندارند و اگرهم داشتند بعید بهنظر میرسید که به کشورهای حاشیه خلیجفارس از جمله بحرین، کویت، اردن، عربستان سعودی و ... حمله کنند.
استقرار موشکهای «پاتریوت» را میتوان یکی از نشانههای حمله به ایران دانست. سال گذشته ایران به کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس هشدار داد که اگر ایالات متحده به ایران حمله و از پایگاههای نظامی این کشورها استفاده کند با آن کشورها مقابله بهمثل خواهد کرد. به نظر میرسد در صورت وقوع جنگ بین ایران و آمریکا بیشترین سلاحی که ایران از آن استفاده خواهد کرد همان موشکهای بالستیک بوده که آمریکا در برابر آن دفاع موشکی مستقر کرده است.
اولین گام در جهت آغاز جنگ با ایران میتواند مجهز کردن کشورهای حاشیه خلیجفارس برای مقابله با تواناییهای نظامی ایران باشد. شاید واضحترین نشانه وخامت اوضاع بین این دو کشور، دستگیری دیپلماتهای ایران در عراق باشد. همزمان با سخنرانیهای بوش، نیروهای ویژه آمریکایی کنسولگری ایران را در «اربیل» واقع در شمال عراق تصرف کردند و پنج دیپلمات را همراه خود بردند. پس از آن روز، نیروهای آمریکایی درحالیکه سعی داشتند ایرانیان بیشتری را در فرودگاه «اربیل» دستگیر کنند با شبهنظامیان کرد، درگیر شدند.
این عملیات دولت عراق از جمله اعضای کرد آن را هم تحتتاثیر قرار داد. هوشیار زیباری، وزیر امور خارجه عراق که خود از کردهای عراق است در مصاحبه با تلویزیون العربیه گفت: «این اتفاق بسیار ناخوشایند بود چرا که این دفتر ایرانی سالیان سال در این شهر مستقر بود و خدمات زیادی به شهروندان داده.» مسلماً هدف آمریکا از این دستگیریها جمعآوری اطلاعات نیست چون اگر اینگونه بود در یک عملیات همزمان تمامی دفاتر ایرانی را تصرف میکرد تا سایر مراکز فرصت امحای مدارک را نداشته باشند. از اینرو اینگونه حملات گاهوبیگاه واشنگتن به مراکز ایرانی در عراق حاکی از آن است که بوش سعی دارد ایران را به عملیات تلافیجویانه وادار کند تا بتواند بهانههای کافی برای حمله به ایران را داشته باشد و همچنین از حمایت کنگره آمریکا نیز برخوردار شود. بوش در تلاش است با تحریک ایران، واشنگتن را در حمله به این کشور محق جلوه دهد.
بهنظر میرسد جمهوریخواهان معروف و سناتورهای دموکرات، استراتژی جنگطلبانه بوش را مورد سرزنش قرار میدهند. پنجشنبه گذشته در جلسه «کمیته روابط خارجی سنا»، سناتور «چاک هگل» استراتژی بوش را با استراتژیهای «ریچارد نیکسون» و گسترش جنگ ویتنام در کامبوج که توسط او مطرح شده بود، مقایسه کرد و خطاب به «کاندولیزا رایس» گفت: «اگر استراتژیهای آقای رئیسجمهور عملی شود، اوضاع خیلی خطرناک میشود.» سناتور «جوزف بیدن» هم افزود: «جنگ با ایران نیاز به قدرت و حمایت کنگره دارد.» درحالیکه محاسبات دستیاران بوش این است که فشارهای بسیار زیاد بر ایران، تهران را به سازش و مصالحه وادار میکند و این سازش باعث تغییر در رویکرد دیپلماتیک آمریکا در قبال ایران میشود اما رد تمام پیشنهادات قبلی ایران از سوی ایالات متحده، تمامی این محاسبات را نقض میکند.
اما تهران قادر است اوضاع سیاسی را دگرگون کند و از دام جنگ با آمریکا رهایی یابد و این امر با ازسرگیری مذاکرات با اتحادیه اروپا در مورد بحران خاورمیانه و بنبست انرژی هستهای محقق خواهد شد.
از سوی دیگر، اتحادیه اروپا میداند که عواقب جنگهای منطقهای در خاورمیانه پیش از اینکه گریبان آمریکا را بگیرد، گریبانگیر اروپا خواهد شد. آیا اروپا برای حفظ ارزشها و امنیت خود در مقابل نقشههای جنگطلبانه بوش میایستد؟ در این صورت پیشنهادات ایران بهنظر غیرمنطقی نخواهد بود.