علی تتماج
دان حالوتس رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی تحت فشارهای سیاسی و اعتراضات افکار عمومی از سمت خود استعفا داد تا بحران سیاسی رژیم صهیونیستی وارد مرحله جدید گردد تا فروپاشی دولت اولمرت بیش از پیش تسریع یابد.
در شرایطی که پس از شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه از ملت لبنان و حزبالله پسلرزههای بسیاری ساختار سیاسی تلآویو را به لرزه درآورد ارتش این رژیم به مرکز نابسامانیها مبدل گردید. بحران شدید امنیتی در مناطق صهیونیستنشین، بحران شدید روانی در ارتش که تزلزل آن را آشکار ساخته، فساد گسترده مقامات صهیونیست که اعتراضات مردمی را در پی دارد، طولانی شدن زمان اسارت سرباز رژیم صهیونیستی به دست مقاومت که به دلیل بیتوجهی سران تلآویو به خواستههای فلسطینیان اعتراض مردم را به همراه داشته و ... سبب گردید تا رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی از سمت خود استعفا دهد.
استعفا حالوتس که میتوان آن را برگی دیگر از ناکامیها و شکستهای رژیم صهیونیستی دانست درحالی صورت گرفته که:
1- در طی ماههای اخیر ناتوانی ارتش و نیروهای امنیتی در برقراری امنیت برای شهرکنشینان صهیونیست و عدم توانایی مهار انتفاضه و عملیاتهای شهادتطلبانه فلسطینیان اعتراضات شدید مردمی از ارتش را در پی داشته است درحالیکه پس از شکست رژیم صهیونیستی در جنگ لبنان این اعتراضات وارد مرحله جدیدی گردید.
در چنین شرایطی حالوتس برای خروج از بنبست و پایان دادن بر اعتراضات چارهای جز کنارهگیری از قدرت ندارد درحالیکه وی با استعفای خود چهرهای دموکراتیک و مردمسالار به اقدام خود داده که اجبار را به عنوان وظیفهای میهنپرستانه به نمایش میگذارد.
2- هرچند که اولمرت تمام سیاستهای خود را برای حفظ قدرت به کار گرفته است، اما همچنان اعتراضات به سیاستهای وی ادامه دارد. سیر تحرکات وی نشان میدهد که او برای خروج از بحران در کنار تدابیر سیاسی، قربانی کردن نزدیکان را در دستور کار دارد. محاکمه افسران ارشد ارتش، برکناری برخی از مشاوران، اکنون کنارهگیری حالوتس از قدرت بخشی از سناریوهای وی میباشند. او با این اقدامات تلاش دارد تا از یکسو افکار عمومی را از ناکامیهای دولت منحرف سازد از سوی دیگر با تغییرات موردی در هرم سیاسی از میزان حساسیتها بکاهد که برکناری عامیر پرتز وزیر جنگ و جایگزینی باراک به جای وی را میتوان گزینه بعدی این سیاست دانست. اولمرت با این اقدام خود را از انتقادها دور میسازد هرچند که تحولات حکایت از آن دارد که دامنه اعتراضات سرانجام اولمرت را نیز در آستانه کنارهگیری از قدرت قرار خواهد داد. (اکنون زمزمههای بسیاری در میان سران نظام و افکار عمومی برای کنار نهادن اولمرت و یافتن جایگزینی موقت به جای آن به گوش میرسد که حتی گزینههایی برای آن معرفی گردیدهاند).
3- نکته اساسی در استعفای حالوتس همزمانی آن با طرح عامیر پرتز میباشد که به عنوان نقشه راه جدید ارائه شده است. در این طرح ایجاد فضای امنیتی جدید برای شهرکنشینان صهیونیست، اعطای برخی امتیازات به فلسطینیان با محوریت اعمال فشار نظامی برای پذیرش طرح سازش، تحرک بیشتر در ارتش برای بازگشت به قدرت گرفته، در نظر گرفته شده است. در چنین شرایطی حالوتس که اولاً در برقراری امنیت برای صهیونیستها ناتوان بوده و حتی بحران را در ارتش افزایش داده، ثانیاً عملیاتهای نظامی علیه فلسطینیان نتیجهای در پی نداشته و آنها همچنان بر مقاومت ادامه میدهند، ثالثاً دیدگاههای افراطی حالوتس در عین عدم کفایت مدیریتی وی چالشهای بسیاری برای سران این رژیم ایجاد کرده و ... کنارهگیری او از قدرت میتواند راهگشایی برای سیاستهای عامیر پرتز باشد بویژه اینکه حالوتس از نزدیکان اولمرت میباشد که مانعی برای فعالیتهای پرتز قلمداد میشود.
4- استعفای حالوتس پس از سفر رایس به منطقه را میتوان گامی از سوی صهیونیستها برای اجرای طرحهای ارائه شده از سوی آمریکا ارزیابی کرد.. رایس که برای حمایت از اولمرت و رسیدگی به مساله فلسطین به اراضی اشغالی سفر نموده بود خواستار دگرگونی در برخی فعالیتهای رژیم صهیونیستی برای افزایش سطح مذاکرات ابومازن گردید که کنارهگیری حالوتس میتواند بخشی از این سیاست را شامل گردد، بویژه اینکه کاهش تهدیدات امنیتی علیه فلسطین و کشورهای منطقه میتواند تسریعکننده روند گرایش اعراب به اجرای طرح صلح خاورمیانه باشد.
درنهایت میتوان گفت که کنارهگیری حالوتس هرچند که ترفندی از سوی سایر سران رژیم صهیونیستی برای فرار از محاکمه است اما نتیجه نهایی آن تشدید بحران در رژیم صهیونیستی میباشد که میتواند کنارهگیری سایر مقامات را نیز در پی داشته باشد. به عبارتی دیگر استعفای حالوتس برگرفته از واقعیات جامعه صهیونیستی است که بحران شدید سیاسی امنیتی را در آن به نمایش میگذارد. براین اساس این اقدام را میتوان نشانهای دیگر از تزلزل درونی رژیم صهیونیستی که استمرار پسلرزههای شکست این رژیم در جنگ 33 روزه و عدم پذیرش طرحهای سازشکارانه از سوی دولت و ملت فلسطین دانست که میتواند بیانگر دگرگونیهای بیشتر در آینده رژیم صهیونیستی حتی در سطح سران آن باشد.