محمدرضا تاجیک، استاد دانشگاه
تنها با بیرون جهیدن از پوست خویش، میتوانی پوستت را نجات دهی. شاید امروز اصلاحطلبان، مخاطبان اصلی این فراز خردمندانه باشد. آنان اگر میخواهند پوسته و جامه اصلاحی خود را نجات دهند، چارهای جز بیرون جهیدن از پوست شخصی و فردی خویش ندارند. در شرایط کنونی (یعنی در آستانه انتخابات)، این بیرون جهیدن از پوست خویش در قالب «بازی با تمامی کارتهای در دست» (رأی به فهرست)، ضرورتی کاملاً عقلی و حرفهای بهنظر میرسد. زیرا:
1- چنانچه مفروض بگیریم که یک رقابت انتخاباتی سالم، نوعی بازی با حاصلجمع غیرصفر (تقسیم امتیازات) است، این بازی زمانی عقلایی نامیده میشود که هر بازیگر تلاش نماید که بیشترین امتیاز را نصیب خود و کمترین امتیاز را به رقیب واگذار نماید، در این صورت اصلاحطلبان صرفاً با تجمیع و تمرکز نیروها، اراده و امکانات خود پیرامون یک «فهرست مشترک»، امکان ورود به عرصه چنین بازیای را مییابند.
2- چنانچه مفروض بگیریم که یکی از دلایل ناکامی اصلاحطلبان در انتخابات قبلی، تفرق و تشتت آنان بود، هوشیاری یک بازیگر خردمند حکم میکند که از یک سوراخ دوبار گزیده نشود. مطمئن هستم در صورت تکرار ناکامی در اثر تشتت و تفرد، نسلی که به جریان اصلاحطلبی دل بستهاند، آنان را نخواهند بخشید.
3- چنانچه مفروض بگیریم که بازیگر رقیب به علت قد و قامت کوچک خود، تنها زمانی امکان بزرگنمایی و تفوق و پیروزی دارد که در میان اصلاحطلبان، بازیگری با قد و قامت رشیدتر از خودش عرض اندام نکند و از اینرو تمامی تمهیدات و تدبیرهای خود را در این جهت به کار خواهد گرفت لذا خردمندی در این وضعیت، تنها در پرتو پرهیز از ورطه رقیب، تفسیر و تعریف خواهد شد.
4- چنانچه مفروض بگیریم که بسیاری از چهرههای معرفیشده در فهرستهای متعدد و متنوع اطلاحطلبان، حتی در میان بسیاری از آنان ناشناخته هستند لذا رأی به تکچهرهها و یا چهرههای شناختهشده نمیتواند یک «انتخاب عقلایی» تعریف شود. زیرا در این مرحله تنها پیروزی «جریان اصلاحطلبی» و نه پیروزی «فرد اصلاحطلب» است که میتواند گرهی را بگشاید و جریان مسلط را دچار سکته کند.
5- چنانچه مفروض بگیریم که شکست اصلاحطلبان در این انتخابات (به علت عدم اتحاد و ائتلاف) میتواند بر عمق و گستره تشتت و تفرق آنان بیفزاید و در فردای انتخابات خرمنخرمن ناامیدی نصیب آنان کند و از هماکنون نیز امکان و استعداد پیروزی آنان در انتخابات بعدی را با چالش جدی مواجه کند بنابراین عقل سلیم حکم میکند که اصلاحطلبان با توسل و توکل به اراده جمعی خود، آینده خود را بهگونهای دیگر انشا و دیکته کنند.
میدانم که آنچه گفتم فراتر از قلمرو درک و فهم و آگاهی هیچ اصلاحطلبی نیست. میپرسید اگر اینگونه است چرا شاهد اجماع اصلاحطلبان روی یک فهرست انتخاباتی نیستیم؟ صریح بگویم من مشکل را در عده قلیلی میدانم که به جای و برای عده کثیر سخن میگویند و خود را قطب عالم اصلاحات فرض میکنند و تنها اجماع و اتحاد و ائتلافی را پذیرا هستند که پیرامون وجود نازنین ایشان و یا برگزیدگان ایشان صورت پذیرد. دعا میکنم خداوند به اینان عقلی و به جریان اصلاحطلبی شانس و مجالی دیگر بدهد.