مترجم: حسین رزمنده
لابیهای صهیونیستی هرگاه اراده کردهاند، به درون قویترین و غیرقابلنفوذترین دیوارهای دفاعی اطلاعاتی ایالات متحده نفوذ کرده تا اطلاعات محرمانهای را که خواهان آن هستند، بدست آورند. درعینحال، هرگاه هدف لابیهای صهیونیستی، حفظ و نگهداری این اطلاعات بوده دیگر حتی مأمورین اطلاعاتی آمریکایی هم بهطور ناگهانی، عاجز از هرگونه نفوذ و دستیابی به آن اطلاعات بودهاند. بهطوریکه نیروی دریایی آمریکا سالها پس از افشای ماجرای کشتی لیبرتی هنوز از سوی لابیهای اسراییلی تحت فشار است که چرا این ماجرا را به افکار عمومی کشاندند.
در این میان اگرچه ایستادگی شجاعانه کاپیتان ویلیام.ال.مک گوناگل، فرمانده کشتی و سربازان و خدمه آن در شرایط وخیم و تحمل تلفات و مجروحان بسیار، باعث باقی ماندن سرنشینان کشتی لیبرتی گردید، اما باوجود همه آنها اصل ماجرا بصورتی تحریفشده و خاموش به بایگانی سپرده شد. سرانجام کتاب جنجالبرانگیز «جیمز.ام.انس» به نام «یورش به کشتی لیبرتی» که به بررسی اصل ماجرا پرداخته بود، سالها این موضوع را زنده نگه داشت. آدمیرال تام سال مورر، که تازه یک ماه از تصدی پست جدیدش بهعنوان رئیس ستاد مشترک میگذشت، در این باره اظهار داشت: اگر این فاجعه بهصورت یک افسانه هم نوشته شود، باز هیچکس آن را باور نخواهد کرد.
ماجرای حمله به کشتی لیبرتی در هشتم ماه ژوئن 1967 صورت گرفت که ثابت میکند اولاً حمله اسراییل به کشتی لیبرتی نهتنها یک اشتباه و یا تصادف سهوی نبوده بلکه یک برنامه از قبل برنامهریزی شده و عمدی بوده که به قصد انهدام و نابودی کامل کشتی و خدمه آن صورت گرفته است و حمله به کشتی لیبرتی در هوایی صاف و روزی آفتابی بهوسیله نیروهای اسراییلی انجام گرفت که از مشخصات آن اطلاع داشتند. همچنین حمله به کشتی لیبرتی که یک کشتی اطلاعاتی- جاسوسی بود، هیچگونه توانایی و قدرت حمل سلاحهای سنگین را نداشت و تنها سلاحهای خودکار سبک روی آن نصب شده بود.
نیروهای مهاجم صهیونیستی قصد داشتند تا کشتی و نیروهای آن را کاملاً منهدم و نابود کنند و درعینحال افکار عمومی داخل آمریکا را از آگاهی به این مسأله دور نگه دارند.
از سویی مقامات رسمی دولتی آمریکا روابط با اسراییل را توسعه دادند و کمکهای بیشتری به این کشور ارسال کردند. ضمن آنکه کمیته منافع مشترک آمریکا و اسراییل (آیپک) از طریق اعضای کنگره مسأله حمله اسراییل به کشتی تجسسی آمریکا را در کنترل خود گرفت. لیندن جانسون، رئیسجمهور وقت ایالات متحده دستور صریح و کتبی صادر کرد تا اصل ماجرای حمله به کشتی لیبرتی کاملاً سانسور شود. ماجرایی که حتی نهتنها در دوران ریاست جمهوریاش، بلکه هنوز هم از افکار عمومی پنهان نمانده است.
ماجرای انهدام کشتی
یورش به کشتی لیبرتی دقیق و برنامهریزی شده ابتدا با نزدیک شدن آرام از سمت شرق مدیترانه به کشتی لیبرتی و نیز از طرف غرب حدود پانزده مایل دورتر از صحرای سینا صورت گرفت. در منطقه اصلی، نیروهای اسراییلی در حال پیروز شدن در سومین جنگ اعراب و اسراییل بودند و رئیس ستاد ارتش اسراییل، اسحاق رابین اعلام کرد که اسراییلیها تمامی صحرای سینا را به تصرف درآوردند و دیواردفاعی تنگه تیران را نیز شکستهاند. وی اظهار داشت که مصریها شکست خوردهاند. در جبهه شرقی، اسراییلیها بر نیروهای اردنی پیروز شدند و بیشتر سرزمینهای ساحل غربی را نیز به تصرف درآوردند.
در ساعت 6 صبح هشتم ژوئن 1967، سربازان و خدمه کشتی لیبرتی هواپیمای اسراییلی به نام «نور اتلاس» را مشاهده کردند که کشتی آنها را به آرامی دور زده و در اطراف آن پرواز میکند و سپس از منطقه خارج شد. این عمل چندین بار طی چند ساعت تکرار گردید. در ساعت 9 صبح یک جت جنگنده در فاصلهای نزدیک به کشتی ظاهر شد و سپس منطقه را ترک کرد. سپس در ساعت 10 صبح، دو جت مسلح به موشک سه مرتبه کشتی را دور زدند و در اطراف کشتی پرواز کردند.
جتها آنقدر نزدیک به کشتی پرواز میکردند که خلبانهای آنها بهراحتی توسط دوربینهای کشتی قابلمشاهده بودند. هواپیما «نور اتلاس» یک ساعت بعد برگشت و در بالای کشتی لیبرتی پرواز کرد، بهطوریکه ستاره داوود روی آن بهخوبی و بهوضوح قابل ملاحظه بود. سرنشینان کشتی و خلبانان اسراییلی برای یکدیگر دست تکان میدادند. هواپیما هر چند دقیقه یکبار تا ساعت یک بعدازظهر این کار را تکرار کرد که در آنموقع کشتی مسیر خود را تغییر داده و به سمت غرب در حرکت بود.
در ساعت 2 بعدازظهر آرامش برهم خورد. سه هواپیمای جنگنده مستقیماً به سوی کشتی لیبرتی در حرکت بودند که موشکهای آنها کشتی لیبرتی را هدف گرفتند و میراژها با ملحق شدن جنگندههای مایستر که بمبهای ناپالم خود را در جلو و عقب کشتی میانداختند، بهطور مکرر کشتی و خدمه و سرنشینان آن را مورد هدف قرار دادند.
حمله برای 20 دقیقه ادامه داشت. در طول این مدت کشتی براثر اصابت موشکها آسیب دید و بیش از 100 سوراخ در کشتی پدید آمد. بهمحض اینکه جنگندهها صحنه را ترک کردند، بلافاصله سه قایق اژدرانداز درصدد دفاع و پاسخگویی برآمدند که بلافاصله از سوی پنج قایق اژدرانداز اسراییلی مورد حمله قرار گرفتند، در این میان 25 سرباز آمریکایی کشته شدند. کشتی طعمه آتش شد و اجساد کشتهشدگان در آب افتاده بود و عدهای درحال خالی کردن آب کشتی بودند. از سرنشینان و خدمه کشتی خواسته شد که کشتی را ترک کنند. بهمحض اینکه قایقهای باری مخصوص نجات به آب انداخته شدند، اژدرهای اسراییلی به آنها نزدیکتر شدند و تمام آنها را به رگبار گلوله بستند.
یکی از افسران کشتی بهنام چارلز روبی اظهار میدارد: اسراییلیها نمیخواستند کسی زنده بماند و یا جان سالم بهدر برد. آخرین حمله زمانی صورت گرفت که زخمیها درحال انتقال به بیمارستان بودند که باعث برجای گذاشتن تلفاتی شد.
باوجود جراحات شدیدی که در پای کاپیتان مکگوناگل بوجود آمده بود، بر روی کشتی ظاهر شد و با هواپیما منطقه را ترک کرد. هواپیماهای دیگر نیز در ساعات بعدی آمدند و رفتند. اما هیچگونه کمکی تا یک ساعت پس از کامل شدن حملات اسراییلیها به مجروحان و کشتهشدگان کشتی لیبرتی نرسید. این درحالی بود که هواپیماهای جنگنده آمریکایی به نام «ساراتوگای ایالات متحده» در هوا آمادگی هرگونه نجات و یا مقابله و نابودی و درهم شکستن هر حملهای را داشتند و بخوبی میتوانستند با مهاجمان مقابله کنند. هواپیماهای آمریکایی تنها نیمساعت با کشتی لیبرتی فاصله داشتند با کمک یک اسکادران از هواپیماهای جنگنده که بر روی عرشه وجود داشت، آمادگی یک عملیات مؤثر وجود داشت. عملیات نجات از سوی هواپیماها انجام نشد؛ زیرا بدون تأیید واشنگتن، هواپیماها نمیتوانستند دست به عملیات سریع بزنند. حتی بااینکه درخواست کمک و نجات کشتی در زمان حمله مورد تأیید واقع شد، اما هیچگونه اقدامی برای حمایت و نجات کشتی صورت نگرفت. دریادار دونالد انجین کاپیتان کشتی آمریکا و دومین شخصیت برجسته نیروی دریایی، کمی بعد توضیح داد که پرزیدنت «لیندن جانسون» کنترل شدیدی روی ماجرای حمله اسراییل به کشتی لیبرتی داشت. حتی ما میدانستیم که کشتی مورد حمله اسراییلیها قرار گرفته است. تنها یک کشتی جنگی کوچک روسی به کشتی لیبرتی پیشنهاد کمک داد. اما پیشنهاد روسها با پاسخ منفی روبهرو شد. روسها در پاسخ گفتند آنها در آن محل توقف میکنند تا چنانچه آمریکاییها به کمکی احتیاج داشتند، به آنها کمک کنند. صبح روز بعد، دو کشتی کمک همراه با کمکهای دارویی و درمانی به محل مذکور رسید. بلافاصله مجروحان توسط هلیکوپتر به بیمارستان سیار منتقل شدند. کشتی منهدم شده به مالتا برده شد، جایی که قرار بود یک دادگاه نیرو دریایی برای بازجویی و پیگیری قضیه در آنجا تشکیل شود. درواقع هدف اصلی از تشکیل چنین دادگاه فرمایشی و تشریفاتی، برآورد میزان خسارت و تلفات، عوامفریبی و سانسور و دور نگه داشتن آنها از چشم مردم آمریکا و افکار عمومی داخلی و خارجی و لوث کردن اصل حادثه یورش بود.
لذا سانسور، کتمان و مخفی نگه داشتن مسأله از همان ساعات اولیه اتمام حملات اسراییل شروع شد. نامه عذرخواهی و پوزش صوری دولت اسراییل بلافاصله پس از شلیک آخرین گلوله به کشتی لیبرتی، به کاخ سفید رسید. پرزیدنت جانسون، ابراز همدردی نخستوزیر اسراییل لوی ایشکول را پذیرفت و آنرا بهطور علنی و سراسری پخش کرد. سهولت و سادگی بدست آمدن اطلاعات، نشان از محاسبات اشتباهآمیز و شاید هم همکاری و هماهنگی قبلی اسراییلیها با مقامات اطلاعاتی آمریکا داشت؛ زیرا سازمان سیا، چند روز قبل از حمله اسراییل به کشتی لیبرتی، از این ماجرا اطلاع داشت و میدانست که اسراییلیها قصد دارند کشتی لیبرتی را غرق کنند.
اعضای کنگره نیز با تلاش فراوان سعی داشتند نظرات مدافعانه رئیسجمهور جانسون را توجیه کنند.
در این میان پیروزی اسراییل بر اعراب خود نیز باعث مشغول شدن افکار عمومی آمریکا به این پیروزی گردید و رسانههای آمریکایی با آبوتاب فراوان سعی کردند افکار عمومی را از ماجرای کشتی لیبرتی گمراه کنند و به پررنگ کردن پیروزی اسراییلیها پرداختند. تاجاییکه این ماجرا در زمان خودش بهکلی فراموش شد.
اسمیت هپسون، خبرنگار و گزارشگر خارجی که برای «واشنگتن استار» کار میکرد، از تلآویو گزارش کرد که حتی یک نفر از اسراییلیهایی که وی بهطور روزمره با آنها مواجه است مانند رانندگان اتوبوس، سربازان و سیاستمداران نهتنها کوچکترین اهمیتی به این یورش ندادند، بلکه هیچگونه ابراز همدردی در مرگ آمریکاییها از خود نشان ندادند.
در این میان وزیر دفاع وقت آمریکا، رابرتاسمک نامارا از هواپیماهایی که در آن منطقه بودند، خواست بلافاصله برگردند و به آنها دستور داد که حق ندارند به مهاجمان کشتی لیبرتی حمله کنند و یا آنها را نابود گردانند و یا حمله آنها را دفع کنند، در این موقع بود که هیچ هواپیمایی در هوا دیده نشد. دولت اسراییل، وابسته نظامی آمریکا را در تلآویو مطلع کرد که نیروهای اسراییلی به طور اشتباهی یک کشتی آمریکایی را به جای یک کشتی مصری مورد حمله قرار دادهاند، و خواست عذرخواهی و پوزش و همدردی دولت اسراییل را بپذیرد. جانسون در حالی که نامه پوزش را در دست داشت، دستور داد تا هواپیماها به آشیانه خودشان باز گردند.
دریادار اسحاق کید که از فرماندهان کشتی لیبرتی بود، طی یک هماهنگی با پنتاگون به خدمه کشتی دستور اکید داد که به هیچ سؤالی در مقابل خبرنگاران پاسخ ندهند و چنانچه کسی از شما سؤال کرد، تنها بگویید که این یک تصادف بود و اسراییل در این مورد پوزش خواسته است و بعد از آن به اعضا و خدمه کشتی لیبرتی اطمینان داده شد که به محض اینکه بازپرسیها و سؤالات بازجوییهای دادگاه تمام شد آنها میتوانند با خبرنگاران گفتگو کنند. کمی بعد به آنها توصیه شد که نباید بیشتر از آنچه که نتیجه بازپرسی و تحقیق منتشر میکند، صحبت کنند. با افشای گزارش آسوشیتدپرس، پنتاگون، سیا و لابیهای اسراییل و کاخ سفید مشغول به کار شدند، تا جایی که آدمیرال کید، پس از مشورتها و رایزنیهای بسیار با کنگره و نیز با رئیس عملیات نیروی دریایی به نام آدمیرال مک دونالد و نیز به وسیله رهبران کنگره بیانیهای صادر نمود که ضمن تکذیب تمام گزارشها، در واقع مقصر واقعی را کشتی لیبرتی، خدمه و سرنشینان آن معرفی کرد. حال آنکه هیچ دلیل و مدرک قاطع و ثابتی ارائه نگردید. نیروی دریایی آمریکا مکرراً گزارش کرد که حمله فقط شش دقیقه از سوی اسراییلیها به طول انجامید، نه 70 دقیقه و به محض اینکه اسراییلیها به کشتی نزدیک شدند و با دیدن پرچم آمریکا، تیراندازی را متوقف و منطقه را ترک کردند. نیروی دریایی آمریکا هیچ گونه اشارهای به استفاده از بمبهای ناپالم و یا انهدام قایقهای نجات نکردند، گزارش مذکور تحریف و دروغ دردناک دیگری را نیز در برداشت؛ مبنی بر اینکه رئیس ستاد مشترک طی پیامی که به لیبرتی ارسال داشته، از کشتی مذکور خواسته است که از ساحل دور شود و فاصله بگیرد، اما پیام به علت سهلانگاری و کوتاهی و ارسال اشتباهی تا زمان حمله دریافت نشده و پس از خاتمه حمله دریافت گردید. بسیاری از روزنامهها از گزارش پنتاگون استفاده کردند. نیویورک تایمز اظهار داشت که این گزارش سؤالات زیادی را بدون جواب گذاشته است. نشریه واشنگتن استار، عبارت «جعل واقعیت» را به کار برد و اظهار داشت که این گزارش یک آبروریزی وقیحانه است. سناتور جی ویلیام فولبرایت، رئیس کمیته روابط خارجی سنا، پس از اظهارات خلاصه شده و محدود بوسیله وزیر خارجه «دین راسک» اظهار داشت که این مسأله جداً شرمآور است. نشریه واشنگتن استار افزود: شرمنده بودن و خجالتآور بودن این قضیه نمیتواند دلیلی بر تبرئه و توجیه تزویر، ریا و حیلهگری آن گردد. پس از آن که آسوشیتدپرس افشا کرد که مایکل لیموز از هدایتکنندگان قایهای اژدرانداز اسراییلی درباره ماجرای کشتی لیبرتی گفته بود که اگرچه ما هویت آمریکایی بودن سرنشینان را تشخیص دادیم، اما برای ما هویت آنها مهم نبود. در این میان جیمز ام. انس، افسر راهنمای کشتی که بر اثر جراحتهای عمیق گلولههای انفجاری، در بیمارستان به سر میبرد این داستان را شنید و با کمک دوستان خود که در کشتی لیبرتی بودند، اقدام به جمعآوری اطلاعات ذیقیمتی کرد که این اقدام باعث بازنشستگی پیش از موعد وی گردید. اما او سرانجام 9 سال پس از ماجرای مذکور کتابی به نام «یورش به لیبرتی» نوشت که در سال 1980 به چاپ رسید. او در این کتاب با استفاده از قانون به اصطلاح جریان آزاد اطلاعات، فاش کرد که هدف اصلی اسراییلیها از حمله به لیبرتی به دلیل آن بود که رادارهای ما، مکالمات و گزارشهای رادیوهای آنها را شنود میکرد و در نهایت از برنامههای حمله اسراییلیها به سوریه و تصرف بلندیهای جولان اطلاع داشت، لذا به کشتی لیبرتی حمله کردند؛ زیرا اسراییل درست یکروز پس از حمله به لیبرتی، به خاک سوریه تجاوز کرد که با وجود پذیرش آتشبس اولیه میان اعراب و اسراییل این حمله صورت گرفت.
حمله اسراییلیها به کشتی لیبرتی 34 کشته و 171 زخمی برجای گذاشت که همچون سایر جنایات صهیونیستها به بایگانی سپرده شد.