ابوالقاسم قاسمزاده
حمله ارتش آمریکا به کنسولگری ایران در شهر اربیل عراق و به گروگان بردن شش نفر از کارمندان ایرانی کنسولگری، خبر اول در جهان شده است. این خبر برای بسیاری در جهان و برای همه ایرانیان یادآور یورش نظامی «طالبان» به کنسولگری ایران در افغانستان شد، آنهم در زمانیکه تروریستهای طالبان از حمایت کامل سازمان سیا آمریکا برخوردار بودند. در اولین واکنشها، همه دولتها این اقدام آمریکاییها را محکوم کردهاند و تا امروز هیچ دولتی بطور رسمی آن را تائید نکرده است. دولت آمریکا ضمن اینکه اعلام کرده، محل مورد یورش نظامیان او کنسولگری نبوده، دلیل حمله خود را جستجو برای دستگیری اشخاصی دانسته که از ایران به عراق آمدهاند و اسلحه در اختیار کسانی قرار میدهند که سربازان آمریکایی را هدف میگیرند.
این دومین اقدام نظامی ارتش آمریکا در عراق، در فاصله دو هفته است که افرادی از دیپلماتهای ایرانی را به گروگان میبرند.
دولت منطقهای در کردستان عراق به ریاست آقای بارزانی در اطلاعیه رسمی این حرکت آمریکاییها را محکوم کرده است، رئیسجمهور عراق آقای جلال طالبانی نیز در پی اعلام محکومیت، ابراز امیدواری کرده که همه تلاش خود را برای آزادسازی شش ایرانی که توسط ارتش آمریکا در کنسولگری اربیل عراق ربوده شدهاند، انجام دهد.
وزارت خارجه ما، ضمن فراخوان سفیر سوئیس که بعنوان حافظ منافع آمریکا در تهران است، یادداشت شدید اعتراضی خود را به دولت آمریکا ارسال کرده است و همزمان سفیر عراق در تهران در محل وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حاضر شد تا اعتراض دولت ایران را به دولت عراق درباره یورش نظامی به کنسولگری ایران در شهر اربیل عراق را دریافت کند. بسیاری از صاحبنظران سیاسی در غرب، اعتراض جمهوری اسلامی ایران به سازمان ملل و اعلام نقض آشکار حقوق بینالمللی درباره مصونت سفارتخانهها و کنسولگریهای کشورها و دیپلماتهای سیاسی را از حقوق مسلم ایران دانسته و آن را بیان کردهاند. چرخش خبری یورش نظامی ارتش آمریکا به کنسولگری ایران در شهر اربیل عراق، بصورت یک «شوک خبری» تلقی شده است و تاکنون اغلب دولتها در سطح جهانی آن را محکوم کردهاند.
واقعیت این است که در داخل و خارج آمریکا، چه بصورت رسمی از سوی بسیاری از سیاستمداران و یا در محافل رسانهای و سیاسی بطور غیررسمی، همه تلاش دارند تا از سیاست نظامیگری آمریکا در عراق و منطقه خاورمیانه، فاصله بگیرند و نگاه «جرج بوش» در افزایش سربازان آمریکایی و یا نواختن نت بالاتر نظامی در عراق و بسترسازی برای جنگ دیگر را خطرناک و خسارتبار ارزیابی میکنند. آخرین شانس «جرج بوش» برای ترمیم و یا تجدیدنظر در سیاست گذشته خود که بر محوریت «جنگ پیشگیرانه» استوار است، گزارشی بود که دو سیاستمدار مشهور آمریکایی «بیکر» و «هامیلتون» ارائه دادند. این گزارش که به گزارش بیکر- هامیلتون نام گرفته، به رئیسجمهور آمریکا، مذاکره با ایران، سوریه، عربستان و دیگر همسایگان عراق، برای یافتن راهحلی مسالمتآمیز در برونرفت از بحران عراق را پیشنهاد کرده است و خواهان طرح برنامهای زمانپذیر در خروج نیروهای ارتش آمریکا از عراق شدهاند. جرج بوش در آخرین سخنرانی خود در دو روز قبل که همه در انتظار برنامه او برای آینده حرکت آمریکا در عراق بودند با جمله ما ناچاریم که در عراق پیروز گردیم، به افزایش تعداد سربازان آمریکایی در عراق و تشدید حرکتهای نظامی آمریکا در داخل عراق، روی آورد و آن را طرح اصلی خود در ادامه راه آمریکا معرفی کرد.
از طرح نظامی آمریکا، تنها دولت رژیم صهیونیستی حمایت همهجانبه میکند و خواهان گسترش آن تا مرز درگیریهای نظامی آمریکا و ایران شده است. سیاستمداران آمریکایی، اروپایی و بسیاری از شخصیتهای مستقل سیاسی در کشورهای عربی میگویند که رئیسجمهور آمریکا، آخرین شانس خود برای حل مسالمتآمیز بحران عراق را از دست داد و با رد گزارش «بیکر- هامیلتون» خود را در حباب تخیل جنگ پیشگیرانه و بحرانهای جدیدتر گرفتار کرد.
قرار است خانم رایس وزیرخارجه آمریکا، روز دوشنبه به منطقه خاورمیانه سفر کند و از فلسطین اشغالی، کویت، عربستان و اردن دیدار داشته باشد. «خانم رایس» در پی تشکیل محور جدید از دولتهای مصر، عربستان، اردن و اسرائیل برای حمایت از سیاست نظامیگری آمریکا است.
جهتگیری این طرح علاوهبر لبنان و سوریه، سمتوسوی تقابل با جمهوری اسلامی ایران را دارد. اکنون پرسش این است که دو دولت مصر و عربستان، چه پاسخی درباره افزایش نظامیگری آمریکا و درباره حرکت جدید «جرج بوش» دارند؟ واقعیت این است که «جرج بوش» بعنوان رئیس کنونی حزب شکستخورده جمهوریخواه آمریکا که قدرت کنگره را در انتخابات سراسری گذشته از دست داده است برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در دو سال آینده، قدرتنمایی نظامی در حوزه خلیجفارس، در عراق، ایران، سوریه و لبنان را برگزیده است و این سیاست را بدون همکاری برخی از کوشهرای منطقه و بخصوص سه کشور عربستان، مصر و اردن، نمیتواند پیش ببرد. در داخل آمریکا، بسیاری از نمایندگان مجلس و سناتورهای این کشور از هر دو حزب و بخصوص از حزب دمکرات، رقیب جرج بوش و حزب جمهوریخواه، به عواقب خطرناک دیکته جنگ دیگر در خاورمیانه توسط رئیسجمهور آمریکا پی بردهاند و با آن بصورت علنی مخالفت میکنند. در آینده نزدیک، منحنی این سیاست در صورت تشکیل محور اردن، عربستان، مصر و اسرائیل در کنار آمریکا، اوج خواهد گرفت و سراسر منطقه در فضای بحرانزده بصورت گروگان برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا درخواهد آمد. تا فرصت است، دیپلماسی فعال و آگاهسازی مردم در سراسر کشورهای اسلامی نیاز است تا درمقابل «جنگ پیشگیرانه» طرح «صلح پیشگیرانه» برای ممانعت از تحمیل بحران و فتنه جنگ و تخریب، به میدان روابط سیاسی وارد و تثبیت گردد. آمریکا، از اشغال کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در شهر اربیل عراق نه حمایت سیاسی دولتها و مردم را بدست آورده است و نه از نفرت عمومی در جهان علیه سیاستهای جنگطلبانه و قلدری آمریکا، کاسته شده است.