محمدرضا پوینده
کشورها باید سیاستها و برنامههایی را تدوین کنند تا بدانوسیله بتوانند نیازهای گوناگون قشرهای مختلف شامل گروههای فعال، جوان و سالمند را برطرف نمایند. در شرایط رشد سریع جمعیت لازم است ساختار و توازن بین گروههای مختلف سنی مورد توجه قرار گیرد. در شرایط جوانی جمعیت، جامعه با مشکلات مختلف اقتصادی و اجتماعی در زمان حال و آینده مواجه میگردد. یعنی اینکه در اولین مرحله جامعه باید نیازهای مربوط به تغذیه و بهداشت جمعیت جوان را برطرف نماید و بهتدریج و با گذشت زمان به رفع نیازهای آموزشی، اشتغال،مسکن و نظایر آن بپردازد. بنابراین هرم سنی جمعیت همواره باید زیرنظر کارشناسان، جمعیتشناسان و متخصصان امور قرار گیرد و پیشبینیهای لازم روی آن اعمال شود. کشورهای جهان سوم، بهخاطر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود دارای ویژگیهایی هستند. مجموعهای از این ویژگیها را میتوان در ارتباط با کشورهای جهانسوم فهرست کرد، اما آنچه بهصورت اجماع بهعنوان ویژگیهای جهانسوم پذیرفته شده عبارتند از: ویژگیهای جمعیتی، ویژگیهای اقتصادی، ویژگیهای صنعتی، ویژگیهای اجتماعی، ویژگیهای سیاسی و نظایر آنها. کشورهای جهانسوم در خصوصیات یاد شده با یکدیگر وجه اشتراک دارند، عموماً بهلحاظ جمعیتی پرتراکم، دارای رشد بالا و بدون ثبات جمعیتی هستند. جمعیت این جوامع در فاصلههای کوتاه (بین 20 تا 30 سال) معمولاً دوبرابر میشود که خود موجبات بروز بسیاری از مسایل اجتماعی و اقتصادی را فراهم میآورد. کشورهای جهانسوم بهخاطر رشد بالای جمعیتی خود، از دستیابی به بسیاری از اهداف توسعه بازماندهاند که این خود بهطور مضاعف همواره بر فقر مالی و معنوی آنها افزوده و میافزاید. بههمین علت، کشورهای روبهتوسعه طی سه دهه اخیر اغلب برنامهریزیهای جمعیتی خود را شروع کردهاند تا از این راه بتوانند به توسعه و پیشرفت در تمامی زمینهها نایل شوند. این جریان در اغلب کشورهای جهانسوم بهدرستی آغاز شده و ادامه یافت بهطوریکه در بعضی از کشورها نظیر چین، کرهجنوبی و … با جهتگیری بهتر و مناسبتری انجام پذیرفته و باعث شد که این قبیل کشورها تا حدزیادی از نظر پایگاه اجتماعی، اقتصادی و شاخصهای مختلف تغییر کنند، حتی در مواردی نظیر آنچه بهلحاظ جمعیتی و اقتصادی برای کرهجنوبی و چین پیش آمده، آن کشورها را کموبیش در فهرست کشورهای صنعتی قرار داده است. پایین بودن شاخص میزان رشد جمعیت، یک نوع تضمین و امنیت اجتماعی- اقتصادی برای نسلهای آینده فراهم میکند. از اینرو برنامهریزیهای جمعیتی عموماً در درازمدت صورت میگیرند و وابسته به پیشنیازهایی از نوع فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و امثال آن هستند. افزایش جمعیت در کشورهای جهانسوم مشکلات مربوط به اشتغال، توسعه آموزش، انحرافات اجتماعی و بهطورکلی بحرانهای پیدرپی و گوناگونی از جمله بحرانهای اقتصادی، تغذیه، سیاسی را بهدنبال میآورد. از اینرو جهت دستیابی به ثبات نسبی در زمینههای فوق باید به مساله جمعیت بهعنوان یک عامل تعیینکننده توجه شود. تاریخ جمعیتی و اجتماعی جوامع صنعتی و پیشرفته نشان میدهد که بهدنبال توسعه صنعت و تکنولوژی و در جریان تحول جمعیتی، نسبت موالید طی دهها سال کاهش یافته و درنتیجه از رشد جمعیت پیشگیری بهعمل آوردهاند، این پیشگیری یا تحول باعث بهوجود آمدن امنیت در سایر زمینهها در این جوامع شده است.
چشمانداز آتی جمعیت: براساس پیشبینیهای سازمان ملل جمعیت جهان حداقل تا سال 2050 یعنی زمانی که کل جمعیت جهان به 4/9 میلیارد نفر برسد، به رشد خود ادامه خواهد داد. تقریباً تمامی این افزایش به کشورهای جهانسوم مربوط خواهد شد. بهعکس منطقه شمال یا کشورهای جهان اول شاهد تغییرات جمعیتی بسیار متفاوتی با کشورهای جهان سوم خواهند بود (منظور کشورهای شمال: اروپا، آمریکای شمالی، ژاپن، استرالیا و نیوزلند است) این قبیل کشورها، حداقل افزایش جمعیت، رشد خود را دنبال خواهند کرد و درمقابل سرانه تولید ناخالص ملی در این کشورها روند افزایش خود را خواهد داشت. آفریقا با سریعترین رشد خود تا سال 2050 با سه برابر شدن جمعیت آن نسبت به سال 1995 (طی 55 سال جمعیت آفریقا سه برابر میشود) از بیشترین رشد جمعیتی برخوردار خواهد شد درحالیکه کشورهای شمال رشد منفی از خود نشان میدهند جمعیت اروپا از 730 میلیون نفر در سال 1995 به 640 میلیون نفر در سال 2050 کاهش خواهد یافت.
حال سخنی با دستاندرکاران تدوین لایحه افزایش جمعیت چه در دولت و چه در مجلس و آن این که لازم است قبل از انجام هرگونه برنامهریزی و فعالیتی برای تغییر نظام جمعیتی نگاهی به منظره موجود جهان بیندازید و دورههای رعبآوری را که به سرعت در حال شکل گرفتن است را دریابند. جمعیت کنونی دنیا بالغ بر شش میلیارد و چند صد میلیون نفر است که در حدود پنج ششم از این جمعیت متعلق به کشورهای جهان سوم میباشد که اکثر این کشورها با پدیدهای به نام اضافه جمعیت و رشد جمعیت بالا مواجه میباشند و بسیاری از آنها طی دهههای گذشته با مصایبی نظیر جنگ داخلی، جنگ با همسایه، جنگ منطقهای، فقر، بیکاری، انواع انحرافات اجتماعی، اقتصاد بیمار و غیره مواجه بوده و هستند و در طرف دیگر کشورهای صنعتی و توسعهیافته با مغتنم شمردن این مصائب که ناشی از اضافه جمعیت در کشورهای جهان سوم (یکی از دلایل اصلی) میباشد، بهعنوان کارسازترین وسیله به خدمت میگیرد و به رشد و توسعه روزافزون خود با فاصلهای بسیار عمیق نسبت به این کشورها میپردازد. چه بخواهیم و چه نخواهیم چنگال یک معما گریبانمان را گرفته است: اضافه جمعیت یا خلع سلاح جمعیتی؟ انتخاب کنیم!