تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۵  ، 
کد خبر : ۴۶۰۸۴

تراژدى قرن ۲۱ در دارفور


مازیار احمدى مقدم
اجساد صدها انسان کشته شده در میان اجساد حیوانات تلف شده در ده ها دهکده به آتش کشیده شده در هر گوشه اى به چشم مى خورد؛ زخمى ها به دنبال مکانى جهت تسکین آلام و التیام زخم هایشان، افتان و خیزان در مبارزه اى ناتمام با مرگ در تقلا هستند زنان و کودکان در پى یافتن مکانى امن و یافتن آب و غذا مستاصل گشته اند؛ نه مکانى مى یابند تا جان خویش را نجات بخشند و نه آب و غذایى تا از گرسنگى و تشنگى رهایى یابند، اما زنان و مادران در پى یافتن آب و غذا جهت نجات جان خود و فرزندانشان مورد تجاوز قرار مى گیرند و اینان حتى در اردوگاه هاى پناهندگان، از کشتار و حملات و تجاوز در امان نیستند؛ هزاران نفر معلول و قطع عضو گشته اند و کلیه راه هاى ارتباطى و تسهیلاتى قطع و از بین رفته است.
توصیفات فوق، شرح وقایع میدان جنگ در میان قبایل بربر در هزاره قبل از میلاد نیست بلکه این وقایع تاسف برانگیز در قرن بیست و یکم و در دارفور در حال وقوع است.
اوضاع نابسامان و رقت انگیز میلیون ها آواره منطقه دارفور که در اثر جنگ، خانه و کاشانه خود را از دست داده اند و آواره بیابان ها و اردوگاه هاى فاقد امکانات لازم براى زندگى شده اند، بحرانى را در مقابل دولت سودان به وجود آورده که از یک سو، هر روز بر ابعاد بین المللى آن افزوده مى شود و از سوى دیگر، دامنه این بحران تا آنجا پیش رفته که بزرگترین تحول در تاریخ معاصر سودان یعنى گفت وگوهاى صلح با جنوب را تحت الشعاع خود قرار داده است.
شورش هاى دارفور چنانکه انتظار مى رفت به بزرگترین چالش و بحران کنونى دولت عمرحسن البشیر تبدیل گشته است و حاکمیت خارطوم را با بزرگترین تهدید مواجه نموده است؛ دولت سودان پیش از این تهدید نیروهاى شورشى دارفور را چندان جدى نمى گرفت اما پس از آنکه صدها تن از شورشیان دارفور براى نخستین بار به حومه پایتخت این کشور رسیدند ( ام دورمان) و با نیروهاى دولتى درگیر شدند دولت سودان پى برد که دامنه بحران دارفور دامنگیر دولت نیز شده است و گریزى از آن نیست؛ به دنبال این بحران، نیروهاى ارتش در شهر خارطوم مستقر شدند و ضمن ایجاد پست هاى بازرسى، مقررات منع آمد و شد شبانه اعمال کردند. اما نقطه ثقل این درگیرى ها، شهر (ام دورمان) در نزدیکى خارطوم است جایى که بین ارتش و شورشیان موسوم به جنبش عدالت و مساوات درگیرى هاى شدید به وقوع پیوسته است.
جنبش عدالت ومساوات هدف خود از یورش به خارطوم و مبارزه با دولت عمرحسن البشیر را سرنگونى این رژیم و روى آوردن نظام دلخواه خود اعلام نموده است: سخنگوى شورشیان درباره علت انتقال درگیرى ها به خارطوم اعلام کرده این امر نتیجه طبیعى سرسختى هاى دولت سودان و عدم تمایل آنها به برقرارى سازش در دارفور است. وى اعلام داشت ما با این کار مى خواستیم به ملت سودان و البشیر نشان دهیم که نزاع دارفور به دارفور محدود نخواهد ماند و درآنجا پایان نخواهد یافت.
به دنبال این حوادث، دولت سودان با اعمال مقررات آمد و شد در خارطوم، اعلام نمود که برخى از شورشیان تسلیم شده اند و خارطوم توانسته است اقتدار نظامى خویش را بر پایتخت و شهرهاى پیرامون مستقر سازد. از سوى دیگر خلیل ابراهیم، رهبر شورشیان دارفور اعلام کرد تا زمان سرنگونى دولت سودان حملات به خارطوم پایتخت این کشور ادامه پیدا مى کند؛ رهبر شورشیان تاکید کرد که حمله اخیر به منطقه ام دورمان تنها آغاز یک راه بوده است و این حملات تا سرنگونى رژیم سودان ادامه خواهد یافت.
به دنبال این اظهارات، عبدالرحیم محمد حسین، وزیر دفاع سودان اعلام نمود که نیروهاى امنیتى و پلیس این کشور در تلاش براى دستگیرى خلیل ابراهیم، رهبر جنبش شورشى گروه عدالت و مساوات از مردم به ویژه ساکنان استان دارفور براى دستگیرى وى تقاضاى کمک دارد؛ پیشتر دولت سودان دکتر حسن قرابى رهبر ۷۶ ساله جبهه ملى اسلامى و رییس حزب کنگره ملى سودان را به اتهام ارتباط با شورشیان دارفور دستگیر نموده بود اما پس از چندى به دلیل فشارهاى بسیار مجبور به آزادى وى گشت.
به دنبال حمله شورشیان دارفور به حومه پایتخت و آغاز بحران سودان، عمر حسن البشیر، چاد را مسئول حمله شورشیان دارفور به پایتخت اعلام کرد و بیان داشت که روابط خود با این کشور را قطع و مرزهاى خود با دولت چاد را خواهد بست.
از سوى دیگر دولت چاد با رد این اتهام، حمله شورشیان را محکوم و آن را نوعى ماجراجویى خواند و ادعاى البشیر را در مورد دستگیرى تعدادى از سربازان ارتش چاد در میان شورشیان دستگیر شده رد نمود. محمد حسین وزیر اطلاع رسانى چاد با رد همه این اتهامات گفت: سودان سعى مى کند آن چه را خود در قبال چاد انجام مى دهد به ما نسبت دهد.
وى افزود: سودان شورشیان چاد را تحریک و تسلیح مى کند. شورش هاى دارفور زمانى آغاز شد که شورشیان آفریقایى سیاهپوست خواستار بهبود وضعیت معیشتى و نیز شرکت در ثروت نفتى و سهیم شدن در حکومت سودان شدند.
آفریقایى تبارهاى دارفور (شورشیان) از اختصاص بودجه دولت ناخرسند و دولت را متهم کرده اند که در این زمینه بین آنان و اهالى عرب تبار منطقه تبعیض قائل مى شود، آنها مدعى اند که دولت گروه هاى عرب تبار(جنجویدها) را براى سرکوب آفریقایى تبارها مسلح و تجهیز مى کند، البته کشور سودان از سال ۱۹۵۶ که استقلال خود را از انگلیس به دست آورد به استثناى یک دوره ۱۰ ساله بین سال هاى ۱۹۷۲ و ۱۹۸۳، دستخوش ناآرامى سیاسى و جنگ داخلى بوده است.
موقعیت استراتژیک و منابع سرشار انرژى و نفت خام سودان از طرفى و گرایش اسلامى دولت سودان و البشیر از طرف دیگر باعث شد تا این کشور به کانون رویارویى امریکا و انگلیس و فرانسه مبدل گردد به خصوص اینکه پس از ۱۱ سپتامبر دولت امریکا با مستمسک قرار دادن فعالیت هاى بن لادن و هوادارانش در سودان در یک مقطع زمانى خاص قبل از ۱۱ سپتامبر، حضور خود در سودان را توجیه کرده است. دامنه حضور فعالیت هاى دولت ایالات متحده و سازمان هاى یهودى وابسته به این دولت به حدى رسیده که وزیر امور خارجه سودان در قاهره با اشاره به دخالت هاى امریکا براى تقسیم سودان تاکید کرد حدود ۱۵ سازمان یهودى از شورشیان دارفور حمایت مى کنند.
«على کرتى» تصریح کرد تعدادى از کشورهاى بیگانه تلاش مى کنند سودان را به مناطق مختلف تقسیم کنند. وزیر امور خارجه سودان افزود: واشنگتن از زمان امضاى توافقنامه صلح شاول بین حزب در کنگره ملى و جنبش مردمى آزادى سودان در حالى که هنوز مرکب این امضا خشک نشده تلاش مى کند براى ادامه بى ثباتى در سودان پرونده هایى چون بحران دارفور و اوضاع شرق سودان را در این کشور مطرح کند.
وى افزود چند سازمان یهودى حاضر در اسراییل و سایر کشورهاى جهان تلاش مى کنند از شورشیان موسوم به جنبش عدالت و مساوات در دارفور حمایت کنند.
کرتى افزود: این سازمان ها با جمع کردن منابع مالى و حمایت از این جنبش بر دولت هاى عربى فشار مى آورند تا در کنار شورشیان باشند و از آنها پشتیبانى کنند.
اما فارغ از عواملى که طرفین درگیر در بحران کنونى دارفور از آن به عنوان دلایل تشکیل دهنده بحران اخیر نام مى برند؛ ریشه بحران کنونى دارفور را باید در تاریخ این منطقه جست‌وجو کرد.
نگاهى به تاریخ این منطقه نشان مى دهد که انگیزه و زمینه تنش و نزاع قبیله اى در دارفور بر سر چراگاه، آب و زمین بوده است. به طورى که تاریخ معاصر دارفور از وقوع ده ها مورد از این نوع نزاع ها خبر مى دهد.
در واقع، کوچ قبایل شمالى و همچنین قبایل آفریقایى «زفاوه» به مناطق جنوبى که حرفه کشاورزى دارند، همواره زمینه نزاع قبیله اى بر سر چراگاه و زمین شده است.
غارت هاى مسلحانه و ناتوانى دولت مرکزى در کنترل نیروهاى میلیشیاى حامى دولت معروف به «جنجویدها» مهاجرت قبایل غیر سودانى از آن سوى مرزها به ویژه از کشورهاى لیبى و چاد و شکل گیرى گروه هاى مسلح به تدریج موجب تشدید درگیرى ها در منطقه دارفور شده است.
در دارفور، موضوع نزاع هاى سنتى میان قبایل و غارت مسلحانه و چیرگى برخى قبایل از جمله اعراب در این منطقه، به مرور زمان فشار روانى و سیاسى شدیدى به مردم وارد کرده و ذهنیت منفى علیه دولت را به وجود آورده است.
هر چند مردم این منطقه در طول تاریخ نسبت به دولت مرکزى وفادار بوده اند، چنانکه در جنگ داخلى جنوب، بسیارى از دارفورى ها در قالب نیروهاى دولتى شرکت داشتند. مذاکرات صلح جنوب که در پرتوى آن جنوبى ها توانستند با امضاى پروتکل تقسیم قدرت و ثروت به اکثر خواسته هاى خود برسند، الگویى شد تا رهبران مخالف دولت در دارفور با بهره گیرى از نارضایتى هاى موجود و با توجه به وجود ده ها هزار نیروى تحصیلکرده بیکار، زمینه هاى شورش علیه دولت مرکزى را تقویت کنند.
شورش هاى دارفور که با رهبرى سه گروه جنبش آزادى بخش سودان، جنبش عدالت و مساوات و اتحاد فدرالى دموکراتیک طراحى گردیده است. از اواخر سال ۲۰۰۳ بدین سو منجر به کشته شدن بیش از ۲۸۰ هزار فقیر و آوارگى بیش از ۲ میلیون نفر شده است و با جنایات و فاجعه انسانى و نسل کشى سال ۱۹۹۴روندا که منجر به کشته شدن بیش از ۸۰۰ هزار نفر شد مقایسه مى شود اما شاید شنیدن نقطه نظرات جان کى مون، دبیر کل سازمان ملل در مورد علل و ریشه هاى مشکلات دارفور خالى از لطف نباشد؛ وى طى مقاله اى با تاکید بر مشکلات دارفور سودان با عنوان حل مشکل دارفور به ریشه هاى شکل گیرى بحران دارفور مى پردازد.
دبیر کل سازمان ملل در مقاله مزبور ریشه درگیرى هاى دارفور را در بحران اکولوژیک باز مى یابد که بخشى از آن به دلیل تحولات آب و هوایى رخ داده است.
وى اعتقاد دارد در بین عوامل متنوع اجتماعى و سیاسى در مورد درگیرى دارفور، این درگیرى نخست از بحرانى الحولوژیکى آغاز شد که منشا حداقل بخشى از آن به دلیل تحولات آب و هوایى بود.
دو دهه قبل بارش باران در جنوب سودان قطع شد. براساس آمار سازمان ملل میانگین رطوبت تا ۴۰ درصد طى دهه ۱۹۸۰ کاهش پیدا کرد. دانشمندان ابتدا این را رویداد عجیب ناخوشایند طبیعى قلمداد کردند؛ اما تحقیقات بعدى نشان داد که این پدیده به دلیل افزایش دما در اقیانوس هند است که موجب توفان هاى فصلى نیز شده است.
براساس این یافته خشکسالى منطقه جنوب صحراى آفریقا تا اندازه اى مربوط به گرم شدن کره زمین است که انسان موجب آن بوده است.
این اتفاقى نیست که خشونت ها در دارفور درست در هنگام خشکسالى به وقوع پیوست. تا آن گاه گله داران بادیه نشین عرب و کشاورزان ساکن منطقه در صلح و صفا زندگى مى کردند و کشاورزان سیاه پوست از گله داران که شتر پرورش مى دادند استقبال مى کردند و به آنها اجازه مى دادند که از سرزمین هایشان عبور کرده و از آب چاه هاى پرآبشان استفاده کنند اما وقتى بارش باران قطع شد، کشاورزان دور مزرعه خود را از ترس اینکه در اثر عبور گله ها تخریب شود، حصار کشیدند، دیگر آب و غذاى کافى براى همه وجود نداشت بنابراین جنگ آغاز شد و تبدیل به فاجعه تمام عیارى شد که امروز شاهد آن هستیم.
به هر حال به نظر مى رسد راه حل واقعى مشکل دارفور نیازمند چیز بیشترى باشد یعنى توسعه اقتصادى پایدار، اما این توسعه به چه شکلى باشد و چه کیفیت و چه کمیتى داشته باشد جاى بحث و تبادل نظر دارد و در مورد آن باید اندیشید. شاید فناورى هاى جدید کمک کننده باشد مانند حبوبات تغییر یافته ژنتیکى که در زمین هاى خشک بهتر عمل مى آیند یا فناورى هاى آبیارى و انبار آب جدید، پول براى ساخت جاده هاى جدید و زیرساخت هاى ارتباطى به انضمام بهداشت آموزش، تاسیسات بهداشتى و تجدید ساخت اجتماعى. بنابراین ضرورى است جامعه بین الملل جهت رسیدن به صلح پایدار در سودان تمامى تلاش و تعهد خود را انجام دهد.
به نظر مى رسد بعد از پنج سال درگیرى هاى خونین در جنوب سودان روزنه هاى امیدى براى بازگرداندن صلح به منطقه بحران زده دارفور باز شده است چرا که رهبران سودان به میانجیگرى حامیان صلح سازمان ملل در این منطقه رضایت داده اند، در حال حاضر حدود ۷ هزار نفر از نیروهاى اتحادیه آفریقا در این منطقه حضور دارند اما حضور این نیروها براى ایجاد صلح در دارفور مثمر ثمر نبوده است، اما در مذاکرات اخیر توافق شده است که نیروهاى حاضر در منطقه با تجهیزات بهتر و سازماندهى سازمان ملل، دو برابر شوند تا کارآیى موثرترى داشته باشند. موافقت دولت سودان با حضور نیروهاى سازمان ملل در منطقه خبر خوبى نه تنها براى اهالى دارفور بلکه براى تمام سودانى هاست. نیروهاى سازمان ملل از لحاظ تعداد زیاد هستند و مى توانند مناطق بیشترى راتحت کنترل درآورند، همچنین اطلاعات خوبى در خصوص آنچه در قسمت هاى مختلف منطقه روى مى دهد در دست دارند، چرا که نیروهاى آفریقایى تنها در یک منطقه مستقر هستند و این در حالى است که ناآرامى ها در منطقه دیگرى ادامه دارد.
بنابراین حضور گسترده نیروهاى سازمان ملل این مساله رابه دولت سودان گوشزد مى کند که آنها در هر گوشه اى از منطقه حضور دارند و تمام آنچه را که اتفاق مى افتد تحت نظر دارند و مى بینند. به هر حال دولت سودان مجبور به پذیرش و همکارى با نیروهاى سازمان ملل مى باشد چرا که در صورت عدم همکارى و پذیرش نیروهاى سازمان ملل، دولت سودان با فشارهاى جامعه بین الملل روبه رو خواهند شد.
به هر حال درگیرى دارفور سودان آزمونى جدى براى دولت عمرحسن البشیر به شمار مى رود؛ دولتى که از سال ۱۹۸۹ با بحران ها و چالش بسیارى از جمله جنگ با چاد در سال ۲۰۰۵ مواجه بوده بنابراین آنچه مشخص و مبرهن است حل بحران دارفور زمان بر و بسیار مشکل به نظر مى آید چرا که هیچ میانجى و مداخله کننده اى خالى از غرض و بدون جانبدارى درگیر این بحران نشده و نخواهد شد.
کشور سودان در منطقه شمال و شاخ آفریقا با ۵/۲ میلیون کیلومتر مربع مساحت، به عنوان بزرگترین کشور آفریقایى و نهمین کشور بزرگ دنیا شناخته مى شود. این کشور با داشتن ویژگى هاى منحصر به فرد همچون همسایگى با ۹ کشور، عبور بیشترین طول رودخانه نیل در خاک این کشور، قرار گرفتن در پل ارتباطى بین شمال (مسلمان) و جنوب (مسیحى) در قاره سیاه و برخوردارى از منابع عظیم نفت و معادن متعدد و نیز عضویت درسازمان هاى منطقه اى همچون اتحادیه آفریقا، اتحادیه عرب، ایکاد و کوهسا، همواره از اهمیت بسیار زیادى در صحنه سیاسى دیپلماسى جهان برخوردار بوده است.
دارفور
دارفور نام منطقه اى است در غرب سودان که از شمال غربى، غرب و جنوب با کشورهاى لیبى، چاد و آفریقاى مرکزى همجوار است. این منطقه در حال حاضر به سه ایالت دارفور شمالى، دارفور غربى و دارفور جنوبى تقسیم شده است. مساحت دارفور یک پنجم مساحت کل سودان و جمعیت آن نزدیک به ۵ میلیون نفر مى باشد. بافت جمعیتى این منطقه همانند سایر نقاط سودان از قبایل مختلف تشکیل شده که قبایل عرب بیشتر در منطقه شمال دارفور ساکن هستند. ساکنین اصلى غرب و جنوب آن را هم قبایل غیرعرب تشکیل مى دهند.
جنجویدها
جنجوید ها شبه نظامیان عرب زبان در منطقه دارفور در غرب سودان هستند. جنجوید ها عرب تبار بوده و بیشتر از قبیله بقاره به معنى گاوچران هستند و در درگیرى دارفور که از سال ۲۰۰۳ به این سو رخ داده نقشى را به عهده داشته و دارند. آنان از حکومت مرکزى دفاع مى کنند. جنجوید به معنى مرد مسلح اسب سوار است. جنجوید ها به نوعى ادامه نیروهاى مسلح قبیله اى مراحدین هستند که سال ها قبل وجود داشتند، بنا به تعریف سازمان ملل، جنجوید ها شامل مبارزانى مى شود با پیشینه سیاه پوست آفریقایى که به زبان عربى تکلم مى کنند. ریشه آنان نیز از پیشینه یک ایلله (شتربان) ناشى مى شود که از مردم بقاره (گاوچران) به وجود آمده اند از سال ۲۰۰۳ تاکنون آنها یکى از بازیگران اصلى درگیرى دارفور بوده اند که سودانى بادیه نشین مسلمان با هویت عربى را علیه جمعیت ساکن مسلمان غیرعرب طى یک نبرد در منطقه و بر سر مالکیت منابع و زمین به جان هم انداخته اند.
در ابتدا جنجوید ها در سال ۱۹۸۸ پس از آن که رییس جمهور چاد، هیلسین هابرى با پشتیبانى فرانسه و ایالات متحده، ارتش لیبى را شکست داد، به وجود آمدند و بدین وسیله به برنامه هاى منطقه اى سرهنگ محمدقزافى در سرزمین چادى تحت الحمایه لیبى خاتمه دادند.
در دهه ۱۹۹۰، دولت سودان جنجویدها را که از شبه نظامیان چادى و دارفورى عرب بودند و دستور کارها و اهداف محلى خود را در سرزمین سودان دنبال مى کردند فشار زیادى را بر دولت سودان تحمیل کردند. اکثر عرب هاى دارفورى، به عنوان اتحادیه بقاره ها، در جنگ شرکت نداشتند و از آن فاصله گرفتند . در۱۹۹۹ تا۲۰۰۰در مواجهه با تهدیدات شورش ها در غرب و شمال دارفور، نیروى امنیتى خارطوم نیروهاى جنجوید ها را مسلح کردند و زمانى که این شورش، در فوریه ۲۰۰۳ به سرکردگى جنبش عدالت و مساوات و جنبش آزادسازى سودان تشدید شد، دولت سودان با به کارگیرى جنجوید ها به عنوان نیروى اصلى ضد شورش به آنها پاسخ داد و به دنبال این اقدامات جنجوید ها، شوراى امنیت سازمان ملل خواستار خلع سلاح جنجوید ها شد. همچنین وزارت امور خارجه امریکا و بسیارى از کشورها، فرماندهان نظامى جنجویدها را از جمله موسى هلال را به عنوان جنایتکاران مظنون به نسل کشى خواندند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات